دهستان یثرب/مدینه در دوره پیامبر بر پایه شواهد و قراین سده‌های نخست هجری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

چکیده

کاربرد واژه «شهر» برای مدینة النبی، در عصر حاضر اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد و بر این اساس نظریه‌های گوناگونی، درباره مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی «شهر مدینه» ارائه شده است. مسجد پیامبر در مرکز شهر، وجود بارو و دروازه در پیرامون آن و هم‌چنین ترجمه واژه مدینه به «شهر» این تلقی را ایجاد کرده که مدینة النبی «شهر» بوده است. نویسنده در این مقاله در صدد است تا با لایه‌برداری از رویدادهای متأخر تاریخی، به لایه‌های متقدم شهرشناختی مدینه دست یابد و بتواند الگوی استقراری یثرب در آن هنگام را استخراج کند. کلیه شواهد به دست آمده در لایه‌های متقدم، حاکی از آن است که یثرب مجموعه‌ای از روستاهای خرد و پراکنده در حاشیه وادی‌های یثرب بوده و تبدّل دهستان یثرب به شهر مدینه به تدریج در طی سده‌های اول تا سوم هجری صورت گرفته است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Village of Yathrib/Medina in the Prophet Era; Based on the First Centuries A.H. Evidences

نویسنده [English]

  • mehran Esmaeili
Assistant Professor Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Nowadays, using City/Town for Madinat al-Nabi seems to be inevitable. Accordingly, there are many interpretations about social, political, economic and cultural issues in the City of The Prophet. The Prophet's Mosque in the center of the city, the walls and gates surrounding it, as well as the translation of the word Medina to city/town, created the impression that Madinat al-Nabi was a city/town. In the present article, the author seeks to gain access to the first image of the city of Medina by investigating the early historical reports and moreover, attempts to discover the settlement pattern in Yathrib. All evidence obtained in early resources indicates that Yathrib was a group of small villages that were scattered on the edge of the Yathrib river channels. Gradually, from the first to the third century A.H, Yathrib (group of villages) changed to the city of Medina and its surrounding villages
 
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Medina
  • Yathrib
  • Early Islam
  • Historical Geography

 

دهستان یثرب/مدینه در دوره پیامبر بر پایه شواهد و قراین سده‌های نخست هجری[1]

 

مهران اسماعیلی[2]

استادیار دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

 

چکیده

کاربرد واژه «شهر» برای مدینة النبی، در عصر حاضر اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد و بر این اساس نظریه‌های گوناگونی، درباره مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی «شهر مدینه» ارائه شده است. مسجد پیامبر در مرکز شهر، وجود بارو و دروازه در پیرامون آن و هم‌چنین ترجمه واژه مدینه به «شهر» این تلقی را ایجاد کرده که مدینة النبی «شهر» بوده است. نویسنده در این مقاله در صدد است تا با لایه‌برداری از رویدادهای متأخر تاریخی، به لایه‌های متقدم شهرشناختی مدینه دست یابد و بتواند الگوی استقراری یثرب در آن هنگام را استخراج کند. کلیه شواهد به دست آمده در لایه‌های متقدم، حاکی از آن است که یثرب مجموعه‌ای از روستاهای خرد و پراکنده در حاشیه وادی‌های یثرب بوده و تبدّل دهستان یثرب به شهر مدینه به تدریج در طی سده‌های اول تا سوم هجری صورت گرفته است.

 

کلیدواژه‌ها: مدینة النبی، یثرب، صدر اسلام، جغرافیای تاریخی.
مقدمه

مدینه بازسازی‌شده عصر پیامبر از سوی تاریخ‌دانان، تصویری شهر گونه از مدینه ارائه کرده است؛ شهری که پیامبر بسان بسیاری از نام‌های دیگری که تغییر داد، آن را مدینه خواند.[3] در این تصویر روستاهایی هم در اطراف شهر مدینه در نظر گرفته شده است. گویی پیامبر در حرکت از قُبا به سمت مدینه، او از روستای قُبا وارد شهر مدینه شده است. در لشکرکشی‌های پیامبر علیه بنی قریظه و بنی نضیر نیز همین تلقی پدید می‌آید؛ گویی پیامبر از شهر مدینه به یکی از روستاهای پیرامونی آن لشکر کشیده است.[4] چنین تصویری با الگوی متداول از شهر و روستاهای پیرامونی آن انطباق دارد؛ زیرا همواره این گونه بوده است که روستاهایی به‌صورت اقماری در اطراف شهر شکل گرفته‌اند و نیاز شهر را به تولیدات کشاورزی تأمین می‌کنند.

ذهنیت روستاهای پیرامون شهر مدینه ناخواسته بر دیگر نگاشته‌های اسلامی تأثیر نهاده است؛ به عنوان نمونه این روایت که «پیامبر احکامی را به روستاهای انصار ابلاغ کرد»[5] در منابع متقدم دیگر به صورت «پیامبر احکامی را به روستاهای انصار که اطراف مدینه بودند، ابلاغ کرد» تغییر یافته است.[6] ناگفته پیدا است که روایت‌های متفاوت این حدیث، دربردارنده دو الگوی استقراری متفاوت است: یکی شهر مدینه و روستاهای پیرامون آن و دیگری مجموعه روستاهایی به نام یثرب. شارحان منابع روایی الگوی شهر مدینه و روستاهای پیرامونی آن را تا سده‌های بعد تکرار کرده‌اند. محیی الدین نَوَوی (676ﮬ)، ابن حجر عسقلانی (852ﮬ)، بدر الدین عَینی (855ﮬ) و عبدالرحمن مبارکفوری (1353ﮬ) که همه از شارحان شناخته شده حدیث‌اند، در شرح بسیاری روایات، از شهر مدینه و روستاهای پیرامون آن سخن گفته‌اند.[7] چنین ذهنیتی به مطالعات و پژوهش‌های معاصر نیز راه یافته و تلقی از مدینه به مثابه شهر موجب شده عبارت عربی «دور الانصار» به صورت «محلّه‌های مدینه» به فارسی ترجمه شود در حالی که ترجمه دقیق آن «سکونت‌گاه‌های انصار» است.

یکی از کهن‌ترین مطالعات فارسی معاصر در باب تاریخ صدر اسلام، تاریخ اسلام دکتر فیاض (د.1350) است که نخستین بار در سال 1327 شمسی منتشر شد. نویسنده در توصیف حرکت پیامبر از قُبا به یثرب از سکونت‌گاه‌های یثرب به «محله‌های مدینه» تعبیر کرده است. وی هم‌چنین به مسیر مهاجرت پیامبر، دعوت بزرگان مدینه برای اقامت پیامبر در خانه‌هایشان و پاسخ پیامبر بدانان که «اجازه دهند شتر به مسیر خود ادامه دهد»، اشاره‌ کرده است.[8] در مطالعات بعدی هم این تلقی از مدینه و محله‌های آن، هم‌چنان تکرار شده است؛[9] چنان که هر تردیدی در باب شهر بودن مدینه شگفت می‌نماید. با این حال، این مقاله در صدد است تا نشان دهد گزارش‌ها و شواهد تاریخی بیش از آن که دلالت بر شهر بودن مدینه داشته باشد، از روستایی بودن آن سخن می‌گویند. تنها مقاله قابل اعتنا در این زمینه مقاله «تحول‌های ساختاری در جغرافیای زیستی مدینه»[10] است که نویسنده نشان می‌دهد که یثرب/مدینه از آغاز تا عصر حاضر، چهار بار دچار تحول ساختاری شده است و به مقتضای بحث به روستایی بودن ساختار جغرافیایی یثرب در عصر پیامبر نیز اشاره کرده است.

سکونت‌گاه‌های طوایف یثرب

منشأ اصلی «محله» تلقی کردن «سکونت‌گاه‌های انصار» نخستین بار از ترجمه آزاد گزارش ابن اسحاق (د.151ﮬ) از مسیر مهاجرت پیامبر به مدینه ناشی شده است. بر اساس این گزارش:

پیامبر در روزهای دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه و پنجشنبه در قُبا و در میان بنی عَمرو بن‌عوف ماند. سپس خداوند او را در روز جمعه از آنجا بیرون برد.... پیامبر ظهر جمعه به بنی سالم رسید. نماز ظهر جمعه را در مسجد آنها در بستر رودخانه/وادی رانوناء[11] گزارد... عُتبان بن مالک و عباس بن عُباده از [طایفه] بنی سالم از پیامبر خواستند برای اقامت به خانه‌های آنها درآید، ولی پیامبر از آنان خواست زمام شتر را رها کنند تا به فرمان الهی به راه ادامه دهد. پیامبر سپس به «دار» بنی‌بیاضه رسید [آنان نیز از پیامبر دعوت کردند، ولی نپذیرفت] ... سپس پیامبر حرکت کرد تا به «دار» بنی‌ساعده رسید[آنان نیز از پیامبر دعوت کردند، ولی نپذیرفت]... پس از آن پیامبر به «دار» بنی‌الحارث بن خزرج رسید[آنان نیز از پیامبر دعوت کردند، ولی نپذیرفت] ... آن‌گاه پیامبر به «دار» بنی‌عَدیّ بن النجار رسید[آنان نیز از پیامبر دعوت کردند، ولی نپذیرفت]... تا این که شتر در «دار» بنی‌مالک بن النجار سینه بر زمین نهاد.[12]

همان‌گونه که ملاحظه ‌شد در این گزارش بارها واژه «دار» به صورت مفرد به کار رفته است. «دار» در این گزارش به معنی «سکونت‌گاه» یکی از طوایف انصاری است، ولی برخی از مترجمان و محققان آن را به «محلّه» برگردانده‌اند[13] که ناشی از تلقی نادرست آنان از «شهر» مدینه است و گمان شده که پیامبر از محله‌ای به محله دیگر منتقل شده است؛ و حال آن‌که واژه «دار» (جمع آن «دِیَرَة»، «دُور» و «دِیار»)[14] به معنی «سکونت‌گاه» است و برای هر سکونت‌گاهی اعم از شهری، روستایی یا کوچرویی کاربرد داشته. در گزارش‌های مربوط به حوادث صدر اسلام گاهی واژه «دُور» (جمع دار) نیز به کار رفته که به سکونت‌گاه طایفه‌ای خاص دلالت دارد. در چنین کاربردی «دور» به معنی «خانه‌های اعضای طایفه» خواهد بود؛ به عنوان نمونه طبری در گزارشی به «دور بنی‌نجار» اشاره ‌کرده است[15] که آن را باید به «خانه‌های بنی‌نجار» یا «خانه‌های اعضای بنی‌نجار» ترجمه کرد. در هر صورت، واژه «دار» چه به معنی سکونت‌گاه به کار رود و چه به معنی خانه، دلالتی بر محله  نخواهد داشت؛ مگر آن که سخن از شهری خاص در میان باشد.

نکته درخور توجه دیگر در این گزارش تعلق هر یک از این «دار»ها به یکی از دو طایفه اَوس و خَزرَج است. همان‌گونه که گذشت پیامبر از قبا حرکت خود را آغاز کرد و از سکونت‌گاه‌های طوایف بنی‌سالم، بنی‌بیاضه، بنی‌ساعده، بنی‌عدی بن نجار و بنی مالک‌بن نجار عبور کرد و در نهایت به سکونت گاه طایفه بنی‌مالک بن نجار رسید و به خانه یکی از آنها، یعنی ابوایوب انصاری منزل کرد. بررسی نسب‌شناسانه طوایف فوق نشان می‌دهد که پیامبر در قبا در خانه یکی از اعضای طایفه بنی‌عمرو بن‌عَوف اقامت داشت که یکی از طوایف اَوس بود.[16] دیگر طوایف مسیر پیامبر، یعنی بنی‌سالم،[17] بنی‌بیاضه،[18] بنی‌ساعده،[19] بنی‌عدی بن نجار[20] و بنی مالک‌بن نجار[21] همگی از خزرج بودند.

در مدت اقامت پیامبر در مدینه، ایشان هنگام دیدار از طوایف اوس یا خزرج، با آنان نماز می‌گزارد که محل نمازشان بعدها به مسجد آن طایفه تبدیل شد. ابن شَبَّه فصلی به مساجدی که پیامبر در آنها نماز گزارده،[22] اختصاص داده و در منابع دیگر هم به مساجد بنی‌عمرو بن‌عوف از اوس در قبا،[23] مسجد بنی‌خطمه از اوس[24] و مسجد قبلتین، متعلق به طوایف چهارگانه بنی‌سلمه از خزرج که در آن قبله از شمال به جنوب تغییر کرد، اشاره شده است.[25] بر این اساس ساکنان طایفه خزرجی بنی‌النجار که پیامبر در میان آنها زندگی می‌کرد و طوایف مجاور آنان در مسجدالنبی (که در سال دوم هجری بنا شد) نماز می‌خواندند، ولی دیگر طوایف اوس و خزرج، هر کدام مسجدی خاص خود داشتند.[26]

تحقیق جامع عبدالعزیز کَعکی درباره مساجد مدینه به‌وضوح موقعیت مساجد یثرب را تعیین کرده است.[27] او در جلد دوم این اثر به مساجد بنی‌حارثه و بنی‌عبدالاشهل که هر دو اوسی‌اند و هم‌چنین مسجد بنی‌خُدارة از خزرج پرداخته[28] و در جلد سوم مساجد طوایف خزرج چون بنی‌سالم، بنی‌الحُبلی، بنی‌خُدرَة و بنی‌بیاضَه را بررسی کرده است.[29] در جلد چهارم نیز موقعیت مسجد طایفه خزرجی بنی‌دینار و مسجد بنی‌سلمه، معروف به مسجد قبلتین، مشخص شده است.[30]

علاوه بر موقعیت امروزی مساجد مدینه، گزارش ابن زُباله (د. 198ﮬ)، نخستین تاریخ‌نگار محلّیِ مدینه نیز گویای تصویری تفصیلی از سکونت‌گاه‌های پراکنده یثرب است. ابن زبالَة به‌وضوح از جمعیت یثرب در آستانه ظهور اسلام سخن گفته و برای بیان موقعیت سکونت‌گاه هر یک از قبایل و طوایف یثرب از مؤلفه‌های طبیعی چون کوه، دشتْ‌گدازه (الحَرَّة)، رودخانه (الوادی)[31]، یا یادمان‌هایی چون مسجد، باغ، خندق، جاده و هم‌چنین فاصله یا جهت جغرافیایی هر سکونت‌گاه نسبت به دیگر سکونت‌گاه‌ها بهره برده است.[32] نتایج مطالعات صورت گرفته درباره مساجد مدینه با گزارش‌های تاریخی ابن‌زباله تطابق دارد و موقعیت سکونت‌گاه‌های یثرب را مشخص می‌کنند. آن‌چه از این گزارش‌ها و شواهد به دست می‌آید، مسافت‌های درخور توجه میان سکونت‌گاه‌های یثرب است. اگر از مسجد قبا تا مسجد پیامبر خط مستقیمی رسم شود، طول آن به چهار کیلومتر می‌رسد که در این مسیر طوایفی از خزرج چون بنی سالم، بنی‌حارث، بنی‌بیاضه و بنی‌ساعده زندگی می‌کردند. مساجد این طوایف در کنار خانه‌هایشان ساخته شده بود. اگر این طوایف را بر خطی مستقیم در نظر بگیریم، فاصله میان هر یک از این طوایف با طایفه دیگر معادل یک کیلومتر خواهد شد؛ هر چند ناهمواری‌های مسیر و پیچ و خم‌های آن می‌تواند این مسیر را تا حدود شش کیلومتر افزایش دهد که در این صورت فاصله سکونت‌گاه‌ها به یک‌ونیم کیلومتر افزایش خواهد یافت. از طرف دیگر معلوم است که در شمالی‌ترین منطقه یثرب و در کنار خندق، طایفه بنی‌عبدالاشهل از اوس سکونت داشتند. بر اساس محاسبات قابل اندازه‌گیری، طوایف اوسی ساکن قُبا در جنوبی‌ترین منطقه یثرب با طوایف اوسی ساکن نزدیکی خندق در شمال یثرب، حدود 10 کیلومتر فاصله داشتند.[33]

شواهد موجود پژوهشگر را در برابر چند گزینه قرار می‌دهد؛ نخست آن که مدعی شود همه این طوایف در روستاهایی کوچک، مشابه و متقارب زندگی می‌کرده‌اند و یثرب مجموعه‌ای از روستاها بوده است. بر اساس گزینه‌ای دیگر، در این منطقه شهری به نام یثرب وجود داشته که تنها برخی طوایف خزرجی در آن زندگی می‌کردند و دیگر خزرجیان و عموم اوسیان و یهودیان در روستاهای پیرامونی مدینه سکونت داشتند و گزینه آخر آن که گفته شود یثرب شهری بوده است که سکونت‌گاه‌های پراکنده‌ای را که کیلومترها باهم فاصله ‌داشته‌اند، دربر می‌گرفته است. شاکر مصطفی و صالح احمد العلی گزینه آخر را ترجیح داده‌اند[34] ولی با توجه به آن که مدینه در آن ایام جمعیت چندانی نداشته تا چنین وسعتی داشته باشد، پذیرش این گزینه دشوار است. حتی امروزه در بسیاری از مناطق مساعد جهان، نمی‌توان شهری را با چنین مساحتی مشاهده کرد تا چه رسد به شهری چون مدینه در منطقه‌ای بیابانی و به دور از تمدن و در سده‌ها پیش از این. شهرهای شناخته شده ایران، بین النهرین، مصر و یونان که شهرت و رونق بیشتری داشتند نیز به چنین گسترشی نرسیده بودند.

 

الگوی استقرار در یثرب/مدینه از گذشته تا حال

پس از بررسی گزارش‌های ابن زُباله و دیگر منابع متقدم و هم‌چنین موقعیت جغرافیایی مساجد و سازه‌های دفاعی یثرب و طوایف و فاصله سکونت‌گاه‌های آنان، می‌توان نتیجه گرفت که فرضیه «شهر یثرب» چندان قابل قبول نیست. با این همه شواهد به دست آمده از مطالعات تخصصی که امروزه در باب جغرافیای روستایی روستاهای استان مدینه صورت گرفته می‌تواند تأیید دیگری بر دهستان بودن یثرب باشد. آن‌چه در این مطالعات برای این مقاله اهمیت دارد، فاصله روستاها با یکدیگر و پراکندگی یا تمرکز و میزان جمعیت هر روستاست. نتایج پژوهش‌هایی که بر روستاهای تابع شهرستان‌های استان مدینه ازجمله خیبر، بدر، یَنبُع و فُرع انجام شده نشان می‌دهد امروزه پراکندگی یا تمرکز روستاهای این استان، به عواملی چون ارتفاع از سطح دریا و هم‌چنین میزان شوری منابع آبی ارتباط دارد.[35] روستاهای این استان در ارتفاع 250 تا 800 متر بالاتر از سطح دریا به یکدیگر نزدیک‌ترند. رودخانه‌/وادی‌هایی چون صَفرا، فُرع و عَقیق در چنین ارتفاعی جاری است و معمولا در چنین ارتفاعی چشمه‌های بیشتری هم وجود دارد. در نتیجه در اطراف چنین رودخانه‌هایی، روستاهای بیشتری شکل گرفته است. در مناطق پایین‌تر گرایش به سکونت کمتر است. کمترین سکونت‌گاه در این منطقه، در مناطق خشکِ مرتفع‌تر از 1800 متر احداث شده است. بر پایه این مطالعات، میانگین فاصله میان روستاهای استان مدینه 1.55 کیلومتر است و این روستاها جزو روستاهای «متقارب» طبقه‌بندی می‌شوند. فاصله هر روستا با روستای دیگر در شهرستان خیبر 1.53، در شهرستان یَنبُع 1.12، در رودخانه فُرع 1.26 و در شهرستان بدر 0.96 کیلومتر است.[36]

عامل فاصله اندک روستاهای استان مدینه را این گونه تفسیر کرده‌اند. از یک سو مناطق قابل سکونت در این استان محدود است؛ از سوی دیگر دغدغه تأمین آب روستائیان را ناگزیر ساخته که سکونت‌گاه‌های خود را در کنار رودخانه‌ها بسازند. در نتیجه روستاهای کوچکِ متعدد و متقارب، در حاشیه رودخانه شکل می‌گیرد تا در ایام بارانی از آب رودخانه و در بقیه روزهای سال از سفره‌های زیر زمینی حاشیه رودخانه (آب چاه) بهره ببرند. پیدایش روستاهای خرد متقارب، پیامد دیگری نیز دارد و آن افزایش ضریب امنیتی منطقه است؛ زیرا  روستاهای مورد نظر، سکونت‌گاه‌های طوایف قبیله واحدی‌اند و خویشاوندی میان آنان ضریب امنیتی منطقه را در برابر حملات قبایل بیابان‌گرد افزایش می‌داده است. نتایج مطالعات جغرافیای روستایی در استان مدینه نشان می‌دهند عوامل پیدایی روستاها در این منطقه را باید در طبیعت و اقلیم آن جست‌وجو کرد. روستاهای کنونی استان مدینه، همگی تحت تأثیر همین عوامل طبیعی به وجود آمده‌اند و هم‌چنان مسکون و آبادند. بر اساس این بررسی‌ها، در مناطق خشک این چنینی، سکونت‌گاه در کنار رودخانه‌ها شکل می‌گیرد و جمعیت محدودی را هم در خود جای می‌دهد.[37]

مطالعات صورت گرفته این فرضیه را تقویت می‌کند که یثربِ دوره پیامبر نیز مجموعه روستاهای متقاربی بوده‌اند که بر کرانه‌های رودخانه‌های یثرب[38] شکل گرفته بودند و در هر روستای آن طایفه‌ای زندگی می‌کرد. از این رو، می‌توان گفت الگوی کنونی روستاهای استان مدینه همان الگوی تاریخی استقرار در این منطقه است.

 

دهستان یثرب در منابع متقدم

در این بخش به گزارش‌هایی باید اشاره کرد که در آنها به «روستاهای یثرب» تصریح شده است. در گزارش دعوت مردم به تشییع جنازه عباس، عموی پیامبر در سال 32 هجری، عبارت «قُری الانصار»، به معنی «روستاهای انصار»، به کار رفته است. بنابراین گزارش زمانی که عباس از دنیا رفت، بنی هاشم فردی را مأمور کردند و عثمان نیز فرد دیگری را مأمور ساخت و آن‌ دو، یکایک روستاهای انصار را  طی کردند تا به همه انصار خبر دهند که جنازه عباس به‌زودی از مسجد نبوی به سمت بقیع تشییع خواهد شد.[39] طبیعی است که ساکنان روستاهای دور دست انصار برای حضور در تشییع جنازه به زمان بیشتری نیاز داشتند. شبیه همین گزارش درباره تشییع جنازه امام حسن(ع) تکرار شده است. به روایت جَهم بن ابی جَهم، زمانی که حسن بن علی(ع) از دنیا رفت، فردی را مأمور کردند تا به روستاهای یثرب برود و آنان را به تشییع جنازه امام حسن(ع) دعوت کند.[40] تعبیر «قُری الانصار» در برخی گزارش‌های دیگر نیز به کار رفته که به اقامتگاه طوایف اوس یا خزرج اشاره دارد.[41]

تعبیر «روستاهای انصار» گاه در روایات فقهی هم مشاهده می‌شود. در روایت ربیع دختر مُعاذ بن عَفراء آمده که پیامبر احکامی به «روستاهای انصار» ابلاغ کرده است.[42] هم‌چنین تعبیر «یکی از روستاهای انصار» در روایتی از سعید بن جبیر (م.95ﮬ) آمده است. در این روایت گفته شده که ساکنان یکی از روستاهای یثرب در پی درخواست فردی که خود را پیک پیامبر معرفی کرده بود، به تحقیق و تفحص پرداختند و معلوم شد که آن فرد، به‌دروغ خود را پیک پیامبر معرفی کرده است.[43]

مورخان نیز در گزارش‌های خود به روستاهای انصار اشاره‌ کرده‌اند. ابن سعد (د. 230ﮬ) از روستای قُبا، روستای بنی‌خَطمَه، روستای بنی‌وائل، روستای بنی‌واقف، روستای بنی‌امیه بن‌زید، روستای بنی‌قریظه و روستای بنی‌نضیر نام برده است.[44] مراد او دقیقا روستاهایی است که طوایف اوس در آن مستقر بودند؛ زیرا بنی‌خَطمه،[45] بنی‌وائل،[46] بنی‌واقف،[47] بنی‌امیة بن ‌زید[48] همه اوسی بودند. طایفه بنی عَمرو بن‌عَوف که در قُبا زندگی می‌کرد هم از طوایف اوس به شمار می‌آمدند.[49] قبا از گذشته تا دوره معاصر همواره به‌عنوان یکی از روستاهای این منطقه معرفی شده است. افزون بر این گزارش‌ها، در روایتی از جابر بن عَتیک هم به «روستای بنی معاویه» اشاره شده است.[50] بنی معاویه از طوایف اوسی به شمار می‌آمدند که ابتدا در قبا زندگی می‌کردند ولی در اثر اختلافاتی که با آنان پیدا کردند، به نزدیکی سکونت‌گاه‌های خزرج منتقل شدند.[51]

هم‌چنین سمهودی در گزارش تاریخ یثرب و نزاع اوس و خزرج به‌وضوح به روستاهای یهودیان[52] و ابن‌زباله به‌تفصیل به سازه‌های دفاعی هر روستا، نام و موقعیت آن اشاره کرده است.[53] ابن رسته نیز هنگام گزارش مهاجرت اوس و خزرج به یثرب، آنجا را متشکل از چندین روستا و بازار دانسته است.[54] ذهبی از معدود مورخانی است که تصور درست‌تری از یثرب پیش از اسلام دارد. او در تاریخ الاسلام گفته است که «در آن هنگام [عصر پیامبر] هنوز یثرب شهر نشده بود و روستاهایی پراکنده بود».[55]

 

 

 

 

باروهای مدینه

علاوه بر شواهد و قراین پیش گفته، تاریخ بنای باروهای مدینه نیز مؤیدی بر فرضیه این مقاله است. مدینه دو بارو داشت: باروی درونی و باروی بیرونی. باروی درونی مدینه هنگام حضور پیامبر هنوز بنا نشده بود وگرنه پیامبر در نبردهای خود علیه سپاهیان قریش و دیگر مهاجمان، از آن بهره می‌برد و نیازی به حفر خندق در نبرد احزاب نبود. مطالعات متعدد صورت گرفته حاکی از آن است که در نیمه‌های سده سوم هجری، قحط و خشک‌سالی موجب حمله قبایل کوچ‌رو به مدینه و غارت اموال حرم گردید و در نتیجه در دوره معتمد عباسی و در سال 263ﮬ برای نخستین بار، باروی مدینه ساخته شد؛ ولی مدتی بعد فرو ریخت که عضدالدوله بویهی در سال 360ﮬ آن را بازسازی کرد.[56] بر اساس محاسبه عبدالعزیز کَعکی محیط باروی درونی مدینه 2263 متر بوده است[57] که اگر باروی مدینه مربع در نظر گرفته شود طول هر ضلع آن حدود 550 متر خواهد بود.

به مرور زمان و طی سده‌های چهارم تا ششم هجری، محله‌های دیگری بیرون باروی مدینه و در جنوب و غرب آن احداث شد و از این رو در حدود سال 557ﮬ باروی بیرونی مدینه ساخته شد تا امنیت آنها نیز تأمین گردد؛[58] با این همه مدینه هم‌چنان شهری کوچک باقی ماند و قبرستان بقیع در فاصله اندکی از شرق آن، بیرون باروهای مدینه قرار داشت.[59] دو دروازه باروی بیرونی از جهت جنوب و جنوب غربی، یعنی «دروازه قبا» و «دروازه عوالی»[60] نشان می‌دهد که دو منطقه قبا و عوالی/عالیه که سکونت‌گاه طوایف اوسی و دو طایفه یهودی بنی‌نضیر و بنی‌قریظه بود، بیرون باروی بیرونی مدینه قرار داشته‌اند. اگر باروی بیرونی مدینه که مساحت گسترده‌تری را در بر می‌گیرد، به‌عنوان شاخص محدوده «شهر مدینه» در نظر گرفته شود، تعداد قابل توجهی از مساجد خاص طوایف اوس و خزرج، بیرون از محدوده باروی بیرونی شهر قرار می‌گیرند.[61]

امعان نظر بر اطلاعات مربوط به باروهای مدینه و دروازه‌های آن دو نتیجه در پی خواهد داشت؛ نخست آن‌که اولین جغرافیانگاران مسلمان مدینه را همراه باروها و دروازه‌هایش مشاهده کرده‌اند و از این رو آن را «شهر» پنداشته‌اند. آنان تصوری درست از یثربِ دوره پیامبر نداشتند و به همین دلیل نمی‌توان برپایه مشاهدات آنان مدینه دوره پیامبر را نیز «شهر» پنداشت. نتیجه دوم آن است اگر مدینه را همان یثربی بدانیم که پیامبر نام آن را تغییر داد، نمی‌توان پذیرفت کلیه طوایف یثرب (اوسی، خزرجی و یهودی) درون باروهای شهر مدینه زندگی می‌کردند. در نتیجه یثرب همان مدینه نیست، بلکه مجموعه سکونت‌گاه‌هایی بوده که بارویی از آنها محافظت نمی‌کرده بلکه در هر یک از سکونت‌گاه‌ها چند سازه دفاعی کوچک(اُطُم) ساخته شده بود که از جان و دارایی خانواده‌های هر طایفه حفاظت می‌کرده است؛[62] لذا به نظر می‌رسد پس از بنای باروی مدینه در سده سوم، بوده که سکونت‌گاه‌های بیرون باروی مدینه را روستاهای پیرامونی مدینه پنداشته‌اند.

افزون بر اینها، فراوانی و پراکندگی سکونت‌گاه‌ها، مساجد و سازه‌های دفاعی طوایف یثرب بیانگر آن است که هیچ نشانه‌ای بر تمرکز ساختاری سیاسی و اجتماعی و تقسیم کار و مشارکت در یثرب وجود نداشته و سخن گفتن از «شهر یثرب» در آستانه ظهور اسلام، فاقد توجیه کافی است. از سوی دیگر ترسیم نقشه تاریخی یثرب با تکیه بر فرضیه شهر بودن آن، مستلزم آن است که موقعیت شهر، بارو، دروازه‌ها، معابر اصلی از مرکز شهر تا دروازه‌ها، مناطق و محله‌های شهری و ساختمان‌های اصلی شهر ازجمله مسجد مرکزی، مساجد محلّه، قصر حاکم یا دارالحکومه و فضاهای عمومی شهر مشخص باشند در حالی که چنین نقشه‌ای از یثربِ عصر پیامبر هنوز ترسیم نشده است و طبق مدعای این مقاله ترسیم آن ممکن نیست.

 

نتیجه

مطالعات پیشین از شهری به نام مدینه سخن می‌گویند که مسجد پیامبر در کانون آن قرار داشته و محله‌های مختلفی را در بر می‌گرفته و دیواری آن را احاطه کرده بوده است، و حال آن‌که پراکندگی مساجد طوایف ساکن پیرامون یثرب، حکایت از مسافت قابل توجه بین سکونت‌گاه‌های مدینه دارد که در مواردی به بیش از چند کیلومتر می‌رسد و مساحت درون باروهای مدینه بسیار محدودتر از آن بوده که بتواند تمامی مساجد مدینه را دربرگیرد. قبا هم یکی از روستاهای شهر مدینه معرفی گردیده، ولی نتایج این بررسی نشان می‌دهد این تلقی که قبا یکی از روستاهای شهر مدینه بوده، از اساس نادرست است. چنین تصوری از قلعه‌های یهودیان بنی نضیر و بنی قریظه نیز نادرست است. موقعیت مساجد مدینه، تاریخ ساخت باروی مدینه، گزارش ابن زباله (در سده دوم هجری) و مطالعات جدید جغرافیایی درباب روستاهای استان مدینه هم نشان از آن دارد که یثرب در عصر پیامبر مجموعه روستاهایی خرد و پراکنده‌ بوده‌اند که در حاشیه رودخانه‌های این منطقه پدید آمده بوده‌اند و ظهور سکونت‌گاهی به نام «شهر مدینه» در واقع پس از هجرت، در پیرامون «دار» بنی مالک بن النجار، یعنی اقامت‌گاه پیامبر(ص) و مسجد منسوب به او، به تدریج شکل گرفته و توسعه یافته و بعدها دو بارو گرد آن احداث شده است.

 

 

 

 

 

کتابشناسی

ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار الصادر، 1965م.

ابن حِبّان، محمد، صحیح ابن حبان، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، موسسة الرسالة، 1993م.

ابن خزیمة، محمد بن اسحق، صحیح ابن خزیمة، محمد مصطفی الاعظمی، بیروت، المکتب الاسلامی، 1970م.

ابن راهویه، اسحاق، مسند اسحاق بن راهویه، به کوشش عبدالغفور بن عبدالحق البلوشی، مدینة، مکتبة الایمان، 1991م.

ابن‌حنبل، احمد، المسند، بیروت، دارالصادر، بی‌تا.

ابن‌خردادبه، عبیداللّه، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، بغداد (افست)، 1889م.

ابن‌رُستَه اصفهانی، احمد بن‌عمر، الاعلاق النفیسَة، به کوشش حسین قره چانلو، انتشارات توس، نوبت اول، 1365ش.

ابن‌زبالة، اخبار المدینة، به کوشش صلاح عبدالعزیز زین سلامة، المدینة، مرکز بحوث و دراسات المدینة المنورة، 2003م.

ابن‌سعد، محمد، الطبقات الکبری، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1990م.

ابن‌شَبَّه، عمر، تاریخ المدینة المنورة، به کوشش فهیم محمد شلتوت، قم، دارالفکر، 1410ﮬ .

ابن‌فقیه هَمَدانی، احمد بن‌محمد، مختصر کتاب البلدان، لایدن، 1302ﮬ .

ابن‌کلبی، هشام بن محمد، نسب معد و الیمن الکبیر، بیروت، عالم الکتب، 1425ﮬ .

همو، جمهرة النسب، بی جا، عالم الکتب، 1407ﮬ .

ابن‌منظور، محمد، لسان العرب، بیروت، دار الصادر، نوبت سوم، 1414ﮬ.

ابن‌نجار، محمد، الدرة الثمینة فی اخبار المدینة، به کوشش حسین محمد علی شکری، بیروت، دار الارقم، بی‌تا.

ابن‌هِشام حِمیَری، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.

اسماعیلی، مهران، «شبکه مفهومی وادی در گفتمان سده‌های نخست هجری»، تاریخ و تمدن اسلامی، شماره 17، تابستان 1392.

همو، «تحول‌های ساختاری در جغرافیای زیستی مدینه»، مطالعات تاریخ اسلام، شماره 21، 1393.

انصاری، عبدالقدوس، آثار المدینة المنورة، بیروت، دار العلم للملایین، نوبت سوم، 1393ﮬ /1973م.

بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، به کوشش مصطفی دیب البغا، بیروت، دار ابن کثیر، نوبت سوم، 1987م.

بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، به کوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1985م.

پاپلی یزدی، محمد حسین و حسین رجبی سناجردی، نظریه‌های شهر و پیرامون، تهران، سمت، 1386ش.

جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه، تهران، مشعر، نوبت هشتم (نوبت اول 1375ش)، 1428ﮬ.

حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار الصادر، 1995م.

دوغان، محمود ابراهیم حامد، الاودیة الداخلة الی منطقة الحرم بالمدینة المنورة، ریاض، الجمعیة الجغرافیة السعودیة، 1999م.

ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، نوبت دوم، 1993م.

رومی، محمد بن‌خضر، «کتاب التحفة اللطیفة فی عمارة مسجدالنبی و سور المدینة الشریفة»، رسائل فی تاریخ المدینة، به کوشش حمد الجاسر، ریاض، دارالیمامة، 1972م.

سریانی، محمد محمود، «السکن الحضری»، المدینة المنورة: البیئة و الانسان، به کوشش رویثی و خوجلی، المدینة المنورة، نادی المدینة المنورة، 1998م.

سمعانی، ابوسعد، الانساب، حیدر آباد، مجلس دائرة‌المعارف العثمانیة، 1962م.

سمهودی، ابوالحسن، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1955م.

صاحب بن عباد، اسماعیل، المحیط فی اللغة، بیروت، عالم الکتب، 1414ﮬ.

صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد، تحقیق عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1993م.

طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، به کوشش حمدی بن عبدالمجید، موصل مکتبة الزهراء، 1983م.

طبری، محمد بن‌جریر، تاریخ الامم و الملوک، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، 1967م.

عبدالقادر، عایشَه محمد الحاج، «السکن الریفی»، المدینة المنورة: البیئة و الانسان، به کوشش رویثی، محمد احمد و مصطفی محمد خوجلی، المدینة المنورة، نادی المدینة المنورة، 1998م.

عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری شرح صحیح البخاری، به کوشش محب الدین الخطیب، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.

العلی، صالح احمد، الحجاز فی صدر الاسلام، بیروت، موسسة الرسالة، 1990/1369ش.

همو، حجاز در صدر اسلام، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، مشعر، 1417ﮬ /1375ش.

عینی، بدر الدین، عمدة القاری شرح صحیح البخاری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.

فیاض، علی اکبر، تاریخ اسلام، تهران، دانشگاه تهران، 1327ش.

کعکی، عبدالعزیز، معالم المدینة المنورة بین العمارة  و التاریخ، الجزء الثالث: تاریخ و عمارة الحصون و الآطام، الأسوار و الأبواب، القلاع و الأبراج، المجلد الثانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 2006م.

همو، معالم المدینة المنورة، المدینة، متحف دار المدینة، 2011م.

مالک بن انس، المُوَطَّا، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1985م.

مبارکفوری، محمد عبدالرحمن، تحفة الاحوذی بشرح جامع الترمذی، بیروت، دار الکتب العلمیة، بی‌تا.

مسلم نیشابوری، ابوالحسین، صحیح مسلم، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.

مصطفی، شاکر، المدن فی الاسلام حتی العصر العثمانی، بی‌جا، ذات السلاسل للطباعة و النشر، 1988م.

مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم، قاهرة، مکتبة مدبولی، 1411ﮬ.

نجمی، محمد صادق، تاریخ حرم ائمه بقیع و آثار دیگر در مدینه منوره، تهران، مشعر، نوبت پنجم، 1428ﮬ /1386ش.

نووی، محیی الدین، خلاصة الاحکام فی مهمات السنن و قواعد الاسلام، به کوشش حسین إسماعیل الجمل، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1418ﮬ / 1997م.

واقدی، محمد بن عمر، المغازی، به کوشش مارسدن جونس، نوبت سوم، بیروت، موسسة الاعلمی، 1989م.

هَیثَمی، علی بن ابوبکر، مجمع الزَوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1998م.

 Elden Rutter, The Holly Cities of Arabia, London and NewYork, Putnam, 1928, pp.558, 562.

 



[1] . تاریخ دریافت: 29/11/1396؛ تاریخ پذیرش: 16/3/1397

[2]. رایانامه: mehran.es.k@gmail.com

[3]. مقدسی، 82؛ یاقوت حموی، 4/338.

[4]. واقدی، المغازی، 1/367، 2/499.

[5]. ابن راهویه، 5/140؛ ابن حنبل، 6/359؛ بخاری، 2/692.

[6]. مسلم، 2/798؛ ابن خزیمة، 3/288؛ ابن حبان، 8/385؛ طبرانی، 24/275 و دیگران.

[7]. نووی، 1/256؛ عسقلانی، 9/281؛ عینی، 21/161؛ مبارکفوری، 9/159.

[8]. فیاض، 71-72.

[9]. العلی، 481 و 482؛ جعفریان، 201 و 356؛ نجمی، 8. برخی مترجمان آثار عربی معاصر، واژه محله را به متن ترجمه افزوده‌اند، در حالی که در اصل عربی اثر مورد نظر، ذکری از محله نیست؛ به‌عنوان نمونه نک. العلی، ترجمه آیتی، 382-387.

[10]. اسماعیلی، 1393.

[11]. یکی از رودخانه‌های مدینه، برای اطلاعات بیشتر از رودخانه‌های مدینه نک. دوغان سراسر کتاب و اسماعیلی، «شبکه مفهومی وادی ...».

[12]. ابن هشام، 1/ 494-495.

[13]. ادامه مقاله.

[14]. صاحب بن عباد، 9/341؛ ابن منظور، 4/298.

[15]. طبری، 2/377.

[16]. ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، 1/365.

[17]. همو، جمهرة النسب، 353 و 471.

[18]. همو، نسب معد و الیمن الکبیر، 1/ 419.

[19]. همو، نسب معد و الیمن الکبیر، 1/ 411؛ همو، جمهرة النسب، 365.

[20]. همو، نسب معد و الیمن الکبیر، 1/ 391؛ همو، جمهرة النسب، 27.

[21]. همو، نسب معد و الیمن الکبیر، همان‌جا.

[22]. ابن شَبَّه، 1/57-79.

[23]. ابن هشام، 1/494؛ ابن سعد، 1/188.

[24]. صالحی شامی، 7/227.

[25]. همان. برخی هم بر این باورند که قبله در مسجد طایفه بنی‌عبدالاشهل از اوس تغییر کرد. همان.

[26]. ابن کلبی، 621 به بعد؛ از جمله باید این مساجد را نام برد: مسجد بنی‌ساعده، بنی‌حارثه، بنی‌عبدالاشهل، بنی‌ظفر، بنی‌امیه، بنی‌وائل، بنی‌سالم، بنی‌خدره، بنی‌خداره، بنی‌الحبلی، بنی‌بیاضه، بنی‌زریق، بنی‌معاویه و مسجد بنی‌حرام که در قبال مسجدالنبی، مسجد قُبا و مسجد بنی سلمه(مسجد قبلتین) از شهرت چندانی برخوردار نبودند.

[27]. درباره مساجد مدینه مطالعات متعددی صورت گرفته است و اثر عبدالعزیز کعکی را می‌توان کامل‌ترین آنها دانست. او در سال 2011 کتابی در چهار جلد منتشر کرد که موقعیت، ساختمان، ابعاد و کلیه اطلاعات مساجد مدینه در آن بررسی شده است (کعکی، عبدالعزیز، ...).

[28]. کعکی، الجزء الرابع، 2/ 145 و 329-355 و 261-273.

[29]. کعکی، الجزء الرابع، 3/112-157 و 176-185 و 442-451 و 484-499.

[30]. کعکی، الجزء الرابع، 4/6-39 و 414-443.

[31]. وادی به معنی جاری، واژه‌ای است عربی که به رودخانه‌های مناطق گرمسیری که تنها در روزهای معدودی از سال جریان دارند، اطلاق می‌شود (اسماعیلی، 3-22). مؤلف حدودا لعالم واژه «رودکده» را برای «وادی» به‌کار برده است (ویراستار، دهخدا، ذیل «رودکده»).

[32]. ابن زباله نخستین تاریخ نگار محلی مدینه است که متن کتاب او در کتاب وفاء الوفاء سمهودی نقل شده و پژوهشگران با تکیه بر کتاب سمهودی، اثر ابن زباله را مستقل منتشر کرده‌اند (سمهودی، سراسر اثر؛ ابن زباله، سراسر اثر).

[33]. وبگاه نقشه گوگل: فاصله مسجد قبا تا مسجد بنی‌حارثه.

[34]. مصطفی، 1/300-309.

[35]. عبدالقادر، 104-157.

[36]. همان.

[37]. عبدالقادر، 104-157.

[38]. دوغان، پیشین.

[39]. ابن سعد، 4/32.

[40]. ابن عساکر، 13/297.

[41]. مالک بن‌انس، 1/216؛ احمد بن حنبل، 5/445؛ هَیثَمی، 7/221؛ سمعانی، 12/331؛ بیهقی، 6/284؛ حموی، 1/501.

[42]. ابن راهویه، 5/140.

[43]. عبدالرزاق، 11/261.

[44]. ابن سعد، 2/19.

[45]. ابن کلبی، 642.

[46]. ابن کلبی، جمهرة النسب، 647.

[47]. همان، 644.

[48]. ابن کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، 1/365.

[49]. ابن خردادبه، 130.

[50]. مالک بن‌انس، 1/ 216.

[51]. سمهودی، 1/347.

[52]. سمهودی، 1/142؛ هم‌چنین نک. صالحی شامی، 3/284.

[53]. نک. سمهودی، 1/130 به بعد.

[54] ابن رسته، 61؛ هم‌چنین نک. بکری، 1/414؛ ابن نجار، 28؛ ابن اثیر، 1/656.

[55]. ذهبی، 2/31.

[56]. انصاری، 173-174؛ سریانی، 167-181؛ رومی 197.

[57]. کعکی، الجزء الثالث، 2/415.

[58]. همان، 88.

[59]. Elden Rutter, 558, 562.

[60]. کعکی، الجزء الثالث، 2/316-563.

[61]. کعکی، همانجاها.

[62]. ابن زباله، سراسر اثر.

ابن اثیر، عزالدین علی، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار الصادر، 1965م.

ابن حِبّان، محمد، صحیح ابن حبان، به کوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، موسسة الرسالة، 1993م.

ابن خزیمة، محمد بن اسحق، صحیح ابن خزیمة، محمد مصطفی الاعظمی، بیروت، المکتب الاسلامی، 1970م.

ابن راهویه، اسحاق، مسند اسحاق بن راهویه، به کوشش عبدالغفور بن عبدالحق البلوشی، مدینة، مکتبة الایمان، 1991م.

ابن‌حنبل، احمد، المسند، بیروت، دارالصادر، بی‌تا.

ابن‌خردادبه، عبیداللّه، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، بغداد (افست)، 1889م.

ابن‌رُستَه اصفهانی، احمد بن‌عمر، الاعلاق النفیسَة، به کوشش حسین قره چانلو، انتشارات توس، نوبت اول، 1365ش.

ابن‌زبالة، اخبار المدینة، به کوشش صلاح عبدالعزیز زین سلامة، المدینة، مرکز بحوث و دراسات المدینة المنورة، 2003م.

ابن‌سعد، محمد، الطبقات الکبری، به کوشش محمد عبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1990م.

ابن‌شَبَّه، عمر، تاریخ المدینة المنورة، به کوشش فهیم محمد شلتوت، قم، دارالفکر، 1410ﮬ .

ابن‌فقیه هَمَدانی، احمد بن‌محمد، مختصر کتاب البلدان، لایدن، 1302ﮬ .

ابن‌کلبی، هشام بن محمد، نسب معد و الیمن الکبیر، بیروت، عالم الکتب، 1425ﮬ .

همو، جمهرة النسب، بی جا، عالم الکتب، 1407ﮬ .

ابن‌منظور، محمد، لسان العرب، بیروت، دار الصادر، نوبت سوم، 1414ﮬ.

ابن‌نجار، محمد، الدرة الثمینة فی اخبار المدینة، به کوشش حسین محمد علی شکری، بیروت، دار الارقم، بی‌تا.

ابن‌هِشام حِمیَری، عبدالملک، السیرة النبویة، به کوشش مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفة، بی‌تا.

اسماعیلی، مهران، «شبکه مفهومی وادی در گفتمان سده‌های نخست هجری»، تاریخ و تمدن اسلامی، شماره 17، تابستان 1392.

همو، «تحول‌های ساختاری در جغرافیای زیستی مدینه»، مطالعات تاریخ اسلام، شماره 21، 1393.

انصاری، عبدالقدوس، آثار المدینة المنورة، بیروت، دار العلم للملایین، نوبت سوم، 1393ﮬ /1973م.

بخاری، محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، به کوشش مصطفی دیب البغا، بیروت، دار ابن کثیر، نوبت سوم، 1987م.

بیهقی، ابوبکر، دلائل النبوة، به کوشش عبدالمعطی قلعجی، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1985م.

پاپلی یزدی، محمد حسین و حسین رجبی سناجردی، نظریه‌های شهر و پیرامون، تهران، سمت، 1386ش.

جعفریان، رسول، آثار اسلامی مکه و مدینه، تهران، مشعر، نوبت هشتم (نوبت اول 1375ش)، 1428ﮬ.

حموی، یاقوت بن عبدالله، معجم البلدان، بیروت، دار الصادر، 1995م.

دوغان، محمود ابراهیم حامد، الاودیة الداخلة الی منطقة الحرم بالمدینة المنورة، ریاض، الجمعیة الجغرافیة السعودیة، 1999م.

ذهبی، شمس الدین، تاریخ الاسلام، به کوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، نوبت دوم، 1993م.

رومی، محمد بن‌خضر، «کتاب التحفة اللطیفة فی عمارة مسجدالنبی و سور المدینة الشریفة»، رسائل فی تاریخ المدینة، به کوشش حمد الجاسر، ریاض، دارالیمامة، 1972م.

سریانی، محمد محمود، «السکن الحضری»، المدینة المنورة: البیئة و الانسان، به کوشش رویثی و خوجلی، المدینة المنورة، نادی المدینة المنورة، 1998م.

سمعانی، ابوسعد، الانساب، حیدر آباد، مجلس دائرة‌المعارف العثمانیة، 1962م.

سمهودی، ابوالحسن، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، به کوشش محمد محیی الدین عبدالحمید، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1955م.

صاحب بن عباد، اسماعیل، المحیط فی اللغة، بیروت، عالم الکتب، 1414ﮬ.

صالحی شامی، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد، تحقیق عادل احمد عبدالموجود، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1993م.

طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، به کوشش حمدی بن عبدالمجید، موصل مکتبة الزهراء، 1983م.

طبری، محمد بن‌جریر، تاریخ الامم و الملوک، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، 1967م.

عبدالقادر، عایشَه محمد الحاج، «السکن الریفی»، المدینة المنورة: البیئة و الانسان، به کوشش رویثی، محمد احمد و مصطفی محمد خوجلی، المدینة المنورة، نادی المدینة المنورة، 1998م.

عسقلانی، ابن حجر، فتح الباری شرح صحیح البخاری، به کوشش محب الدین الخطیب، بیروت، دار المعرفة، بی‌تا.

العلی، صالح احمد، الحجاز فی صدر الاسلام، بیروت، موسسة الرسالة، 1990/1369ش.

همو، حجاز در صدر اسلام، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، مشعر، 1417ﮬ /1375ش.

عینی، بدر الدین، عمدة القاری شرح صحیح البخاری، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی‌تا.

فیاض، علی اکبر، تاریخ اسلام، تهران، دانشگاه تهران، 1327ش.

کعکی، عبدالعزیز، معالم المدینة المنورة بین العمارة  و التاریخ، الجزء الثالث: تاریخ و عمارة الحصون و الآطام، الأسوار و الأبواب، القلاع و الأبراج، المجلد الثانی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 2006م.

همو، معالم المدینة المنورة، المدینة، متحف دار المدینة، 2011م.

مالک بن انس، المُوَطَّا، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، 1985م.

مبارکفوری، محمد عبدالرحمن، تحفة الاحوذی بشرح جامع الترمذی، بیروت، دار الکتب العلمیة، بی‌تا.

مسلم نیشابوری، ابوالحسین، صحیح مسلم، به کوشش محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، بی تا.

مصطفی، شاکر، المدن فی الاسلام حتی العصر العثمانی، بی‌جا، ذات السلاسل للطباعة و النشر، 1988م.

مقدسی، محمد بن احمد، احسن التقاسیم، قاهرة، مکتبة مدبولی، 1411ﮬ.

نجمی، محمد صادق، تاریخ حرم ائمه بقیع و آثار دیگر در مدینه منوره، تهران، مشعر، نوبت پنجم، 1428ﮬ /1386ش.

نووی، محیی الدین، خلاصة الاحکام فی مهمات السنن و قواعد الاسلام، به کوشش حسین إسماعیل الجمل، بیروت، مؤسسة الرسالة، 1418ﮬ / 1997م.

واقدی، محمد بن عمر، المغازی، به کوشش مارسدن جونس، نوبت سوم، بیروت، موسسة الاعلمی، 1989م.

هَیثَمی، علی بن ابوبکر، مجمع الزَوائد و منبع الفوائد، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1998م.

 Elden Rutter, The Holly Cities of Arabia, London and NewYork, Putnam, 1928, pp.558, 562.