نظریه جنگ عادلانه و اخلاق مداری در جنگ در میان مسلمانان (برپایه آداب‌الحربها

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه بین‌‎المللی امام خمینی، قزوین، ایران

2 دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

3 استادیار گروه تاریخ اجتماعی، بنیاد دایرة المعارف اسلامی، تهران، ایران

4 استادیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

چکیده

متون و آثار آموزشی نظامی (آداب‌الحرب‌ها)، به‌مثابه مهم‌ترین متون تخصصی نبرد تاکنون، در بررسی‌های تاریخ جنگ و خشونت جمعی در قرون میانی تاریخ اسلام چندان موردتوجه قرار نگرفته‌اند. این متون افزون بر داده‌های تخصصی مرتبط با جنگ، دربردارنده اطلاعات ارزشمندی درباره موضوعات و مسائل پیرامونی جنگ است. این منابع برای بررسی‌های تاریخی در حوزه اخلاق جنگ بسیار کارآمد و راه‌گشاست؛ آن‌چنان‌که می‌توان با غور در این دسته از میراث مکتوب اسلامی، تصویری از اخلاق جنگ و جنگاوری در تمدن اسلامی نیز به‌دست داد. در جهان امروز، دست‌کم از نیم قرن پیش به این سو پاره‌ای تلاش‌های نظری برای توجیه و توضیح چگونگی و چرایی جنگ‌ها به‌عمل آمده است. تولد نظریه‌هایی هم‌چون جنگ عادلانه از نتایج این تلاش‌هاست. در این مقاله، با تمرکز بر آداب‌الحرب‌های شناخته‌شده اسلامی ضمن معرفی نظریه جنگ عادلانه، انطباق آن با بایدها و نبایدهای اخلاقی جنگ از منظر مؤلفان این متون آموزشی نشان داده شده است. بر اساس این بررسی تاریخی به‌نظر می‌رسد جنگ عادلانه پیشینه‌ای اسلامی نیز داشته است؛ افزون بر این، در این پژوهش به جنبه‌ها و وجوه دیگری از اخلاق جنگ در این آثار مکتوب قرون میانی تاریخ اسلام (قرن دوم تا قرن نهم هجری‌قمری) پرداخته شده که در قالب توصیه‌های اخلاقی به فرماندهان و جنگ‌جویان آمده است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Theory of Justly War and Ethics among Muslims (Based on Ādāb al-Harbs)

نویسندگان [English]

  • Mohammad Nourmohammadi Najafabadi 1
  • mohsen masoumi 2
  • Ebrahim Mousapour Besheli 3
  • Mohammad Hossein Farajihay Qazvini 4
1 PhD Student of History & Civilization of Islamic Nations, Imam Khomeini International University, Qazvin, Iran
2 Associate Professor, Department of History & Civilization of Islamic Nations, Tehran University, Tehran, Iran
3 Assistant Professor, Department of Social History, Encyclopaedia Islamica Foundation, Tehran, Iran
4 Assistant Professor, Department of History & Civilization of Islamic Nations, Imam Khomeini International University, Qazvin, Iran
چکیده [English]

The military training texts and works (Ȃdȃb al-arbs), have not yet been amongst the investigations related to the history of war and violence in the Islamic Middle Ages. In addition to the especial data about wars, those texts contain of the valuable information about the war peripheral issues. So, they are highly fruitful for the historical studies on the ethics of war. By considering this category, one can also study the ethics of war and warfare in Islamic civilization. Nowadays, at least since the last decades, some theoretical attempts have been made to justify and explain how and why the wars have taken place. The birth of the theories such as “just war theory” is the result of those efforts. In this article, focusing on Adab al-Harb texts, while introducing the “just war theory”, its compatibility with the moral dilemmas of the war from the perspective of the writers of those texts have been examined. According to this historical survey, it seems that the just war has had Islamic backgrounds as well. In addition, this research has been dealt with some aspects of the ethics of war in Islamic military training texts which are addressed to commanders and fighters in the form of moral advices.

کلیدواژه‌ها [English]

  • war
  • Military Training Texts
  • Ethics of War
  • just war
  • Ȃdȃb al-Ḥarbs

 

نظریه جنگ عادلانه و اخلاق مداری در جنگ در میان مسلمانان (برپایه آداب‌الحرب­ها)[1]

 

محمد نورمحمدی نجف‌آبادی[2]

دانشجوی دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

محسن معصومی

دانشیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

ابراهیم موسی‌پور بشلی

استادیار گروه تاریخ اجتماعی، بنیاد دایرة المعارف اسلامی، تهران، ایران

محمدحسین فرجیهای قزوینی

استادیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، قزوین، ایران

 

چکیده

متون و آثار آموزشی نظامی (آداب‌الحرب‌ها)، به‌مثابه مهم‌ترین متون تخصصی نبرد تاکنون، در بررسی‌های تاریخ جنگ و خشونت جمعی در قرون میانی تاریخ اسلام چندان موردتوجه قرار نگرفته‌اند. این متون افزون بر داده‌های تخصصی مرتبط با جنگ، دربردارنده اطلاعات ارزشمندی درباره موضوعات و مسائل پیرامونی جنگ است. این منابع برای بررسی‌های تاریخی در حوزه اخلاق جنگ بسیار کارآمد و راه‌گشاست؛ آن‌چنان‌که می‌توان با غور در این دسته از میراث مکتوب اسلامی، تصویری از اخلاق جنگ و جنگاوری در تمدن اسلامی نیز به‌دست داد. در جهان امروز، دست‌کم از نیم قرن پیش به این سو پاره‌ای تلاش‌های نظری برای توجیه و توضیح چگونگی و چرایی جنگ‌ها به‌عمل آمده است. تولد نظریه‌هایی هم‌چون جنگ عادلانه از نتایج این تلاش‌هاست. در این مقاله، با تمرکز بر آداب‌الحرب‌های شناخته‌شده اسلامی ضمن معرفی نظریه جنگ عادلانه، انطباق آن با بایدها و نبایدهای اخلاقی جنگ از منظر مؤلفان این متون آموزشی نشان داده شده است. بر اساس این بررسی تاریخی به‌نظر می‌رسد جنگ عادلانه پیشینه‌ای اسلامی نیز داشته است؛ افزون بر این، در این پژوهش به جنبه‌ها و وجوه دیگری از اخلاق جنگ در این آثار مکتوب قرون میانی تاریخ اسلام (قرن دوم تا قرن نهم هجری‌قمری) پرداخته شده که در قالب توصیه‌های اخلاقی به فرماندهان و جنگ‌جویان آمده است.

 

کلیدواژه‌ها: جنگ، متون آموزشی نظامی‌، اخلاق جنگ، جنگ عادلانه، آداب‌الحرب.

 

مقدمه

در قرون میانه اسلامی، همانند درازنای تاریخ بشر، جنگ عاملی تعیین‌کننده در تحدید و توسعه مرزها و انتقال قدرت و حکومت از سلسله‌ای به سلسله دیگر محسوب می‌شده است. در واقع هر کجا، حل‌ و فصل منازعات سیاسی به شیوه مسالمت‌آمیز و در قالب نامه‌نگاری‌ها و تبادل سفیران کارساز نمی‌شد، جنگ آخرین راه‌حل برای رفع تنش بود. منابع تاریخ دوره میانه اسلامی آکنده از اخبار نبردهایی است که میان حکومت‌های مختلف شکل گرفته است. این نبردها سبب شد آثار گوناگونی درباره پدیده فراگیر و شایع جنگ در میان مسلمانان پدید آید. تحول در شیوه‌های نبرد و تکامل سلاح‌های جنگی و  نیز مواجهه با نیروهای مهاجم، مانند مسیحیان و مغولان، موجب انباشت تجربه نبرد و فربه‌ترشدن دانش جنگ و موضوعات و مسائل مرتبط با آن در دوره میانه اسلامی شد. در کنار منابع تاریخی متنوعی که بخش‌های معتنابهی از آنها به گزارش‌های مختلف جنگ‌ها اختصاص یافته، ادبیات محدودتر و تخصصی‌تری نیز در میراث مکتوب تمدن اسلامی شکل گرفته است که می‌توان ‌عنوان متون تعلیمی نظامی بدانها داد. این ادبیات ابتدا[3]، به‌صورت غیرمستقل در دل سیاست‌نامه‌ها رخ نمود که در آنها راهبردهای کلان[4] نبرد، برای حاکمان ترسیم می‌شد؛[5] اما از اوایل دوره عباسی (دوره مأمون)، آثار آموزشی نظامی (آداب‌الحرب‌ها) به‌مثابه متون تخصصی نبرد پدید آمد. در تعریفی جامع و کل‌نگر، آداب‌الحرب‌ها آثاری­ مستقل درباره جنگ و مسائل آن­اند که موضوعات مختلفی مانند اخلاق جنگ، سلاح‌ها، راهبردها[6] و را‌ه­کنشهای[7] جنگی (آماده‌سازی، عملیات، آماد[8] و پشتیبانی، امداد و نجات) را در­بر می‌گیرند. عموم مؤلفان این آثار‌ خود متخصص جنگ بوده‌اند. تألیف چنین متونی در سده­های دوم تا اواخر نهم هجری، ادامه داشت  و با تغییر الگووارۀ[9] جنگی و به­کارگیری سلاح گرم در میدان جنگ دست‌خوش تغییرات بنیادین شد.

باید به این نکته توجه داشت که در آثار آموزشی نظامی قرون میانه تاریخ اسلام، تمایزی میان جنگیدن با مسلمان یا غیرمسلمان دیده نمی‌شود. این‌ مباحث را می‌باید اغلب در متون فقه سیاسی که در آنها احکام جنگیدن با مسلمان یا غیرمسلمان آمده است، جست­وجو کرد؛ برای نمونه، ماوردی در ابتدای بحث درباره جهاد و تعریف و توضیح آن، نبرد مشروع را منحصر به نبرد با کفار عنوان کرده است.[10] به دیگر سخن، متون تعلیمی نظامی را باید متونی بسیار خنثی و عمدتا کاربردی دانست که از سویه‌های دینی، مذهبی و کلامی خالی است؛ چنان‌که استفاده نویسندگان این متون از آیات و احادیث صرفا جنبه تزیینی و گاه توجیهی دارد. این ویژگی سبب شده تا این متون عمدتا، در پاسخ به پرسش چگونه ‌جنگیدن تولید شده و در مقابل پرسش‌های چرا جنگیدن و با چه‌ کسی‌جنگیدن، ساکت باشند. مؤلفان آداب‌الحرب‌ها آموزش رزم با دشمن را توضیح داده‌اند و مقصود آنان از دشمن در بستر معنایی ملموس، ‌عینی و کاربردی نیرویی است که در مقابل سپاه خودی صف‌آرایی کرده است (معنای فنی دشمن). بنابراین، در این متون مطلبی در باب مسائل پیشینی رویداد جنگ دیده نمی‌شود.

پرشماری نسبی آداب‌الحرب‌ها، عدم‌ نقد و انتشار نسخ خطی این گونه از نوشته‌ها و پراکندگیشان در جای‌جای سرزمین‌های اسلامی بررسی و تحلیل آنها را با دشواری مواجه کرده است.[11] افزون بر اینها، حفظ و بازتولید محتوای آموزشی متعلق به الگوواره پیشین جنگ، با ورود سلاح گرم به میدان نبرد و تغییر الگوواره[12] جنگی عملا موضوعیت خود را از دست داده است؛ از این رو، فرایند تولید محتوای این آثار، دست‌کم از اواخر قرن نهم هجری‌ به این سو، با انقطاع روبه‌روست؛ با وجود چنین انقطاعی، چیزی از اهمیت و اعتبار این آثار به‌ویژه در تدوین تاریخ جنگ در تمدن اسلامی و ترسیم چهره واقعی رویداد جنگ در قرون میانی اسلام کاسته نمی­شود. این منابع افزون بر فایده اصلی در مطالعه تاریخ اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تشکیلاتی اسلام نیز کارآمدند. از این رو، در نوشتار حاضر شماری از مهم‌ترین متون آموزشی نظامی انتشار یافته انتخاب شده‌ تا ازطریق بررسی محتوای آنها، اخلاق جنگ در این منابع  بررسی شود.

ضرورت مطالعه اخلاق جنگ از خلال آداب‌‌الحروب اسلامی از آن روست که این متون به‌عنوان دستورالعمل‌های جنگی مسلمانان به واقعیت رقم‌خوردۀ جنگ، در قیاس با دیگر متون، نزدیک‌تر است. در نتیجه مطالعه حاضر، سنت اخلاق جنگ در تمدن اسلامی را می‌توان به‌عنوان بخشی از پیشینه نظریه جنگ عادلانه که عمدتا غربی است، قلمداد کرد. بیشتر تحقیقات موجود به زبان فارسی در این باب اغلب مبتنی بر قرآن، حدیث و متون ادبی است؛ برای مثال می‌توان بدینها اشاره کرد: مقاله حاج اسماعیلی و حبیب‌اللهی با عنوان «بررسی و تحلیل نظری اخلاق جنگ در قرآن و حدیث»؛ پژوهش محلاتی با نام «اخلاق جنگ در متون ادبی و حماسی فارسی» و مقاله «اخلاق نظامی پیامبر(ص) در جنگ» از سمیه باقری و لیلا محمدی‌بخش. از این رو، در این پژوهش، با رویکردی تاریخی، انطباق نظریه جنگ عادلانه، با نگرش حاکم بر اخلاق جنگ در متون آموزشی نظامی در دوره اسلامی، جست‌وجو و پیشینه این سنت در جهان اسلامی بررسی شده است. این مطالعه را در دو بخش سامان یافته: بخش نخست حاوی موضوعاتی است که ظاهرا با بخش‌هایی از نظریه جنگ عادلانه سازگاری دارد و در آن نشان داده خواهد شد که اخلاق جنگ منعکس در متون آموزشی نظامی دوره اسلامی با دیدگاه جنگ عادلانه نزدیکی چشم‌گیری دارد؛ بخش دوم حاوی برخی از مهم‌ترین بایدها و نبایدهای اخلاقی است که نویسندگان آداب‌الحرب‌ها بر توجه بدانها در رویداد جنگ تأکید ورزیده‌اند. این بخش، اگرچه بیرون از نظریه جنگ عادلانه قرار می‌گیرد، در شمار اخلاق جنگ بوده و عبارت است از توصیه‌های اخلاقی به فرماند‌هان جنگ، توصیه‌های اخلاقی به رزمندگان و تأکید بر اصل مشورت.

 

اخلاق جنگ و ساحت‌های آن

عبارت «اخلاق جنگ» عنوانی متناقض است. این اصطلاح که بیش از نیم قرن از طرح و وضع آن نمی‌گذرد، متضمن مسائل و موضوعاتی است که به‌ رعایت موازین اخلاقی در میدان نبرد و جنبه‌های مختلف آن بازمی‌گردد.[13] در این زمینه از دو بعد می‌توان سخن گفت: نخست، کیفیت و چگونگی آغاز نبرد و دوم، چگونگی اداره و ادامه آن.[14] بخش نخست موضوعات و مسائلی مانند توجیه شروع جنگ، مسأله فرماندهی مشروع، جنگ و صلح و... را در بر می‌گیرد و بخش دوم درباره موضوعاتی هم‌چون چگونگی نبرد، جنگ و غیرنظامیان، استفاده از سلاح‌ها در نبرد از حیث میزان کشتار و تلفات، اسرای جنگی و... است.[15]  امروزه، بخش چشم‌گیری از این بایدها و نبایدهای اخلاقی در جنگ، با تصویب مراجع و مجامع جهانی در زمره حقوق و قواعد بین‌المللی درآمده که از آن با عنوان حقوق بشردوستانه یا حقوق جنگ تعبیر می‌شود.

تلاش‌های نظری متفکران حوزه‌‌های مختلف علوم انسانی برای تبیین نسبت اخلاق با جنگ، آوردگاه نظریات مختلفی است که همگی در ذیل عنوان اخلاق جنگ جای می‌گیرد. در این بین، نظریه جنگ عادلانه را می‌توان مهم‌ترین و تأثیرگذارترین این نظریه‌ها دانست.[16] ادعای اصلی این نظریه آن است که جنگ فی‌نفسه و بالکل بد و غیراخلاقی نیست؛ بلکه جنگ در مواردی خاص و تحت‌شرایطی شایسته، نیکو و کاملا عادلانه و از لحاظ اخلاقی کاملا توجیه‌پذیر است.[17] این نظریه با تکیه بر عدالت، به‌عنوان غایتی اخلاقی، می‌کوشد تا اخلاقی‌بودن جنگ را در صورت تحقق عدالت در آن توجیه کند. در این نظریه عادلانه‌بودن نبرد در سه سطح عدالت هنگام شروع نبرد، عدالت در حین نبرد و عدالت در پایان جنگ و انعقاد صلح طرح می‌شود.[18] سطح نخست دربردارنده مواردی هم‌چون هدف عادلانه‌داشتن در جنگ، قصد و نیت صحیح از نبرد، حاکمیت قانونی دولت و اعلان عمومی وضعیت جنگی، توسل به جنگ به‌عنوان آخرین راه‌حل و وجود احتمال موفقیت در جنگ است. در سطح دوم مواردی مانند پیروی از قوانین بین‌المللی، عدم‌تعرض به غیرنظامیان، عدم‌استفاده از سلاح‌های غیرمتعارف و کشتار جمعی و روش‌های افراطی، خوش‌رفتاری با اسیران جنگی و پرهیز از انتقام‌جویی و کشتن اسرا بررسی می‌شود و در سطح سوم با مباحثی مانند نحوه اعلام صلح، دفاع از حقوق کسانی که در جنگ صدمه دیده‌اند، تبعیض در مجازات، مجازات متجاوز، جبران خسارت و اصلاحات و تجهیز دوباره مواجهیم.[19]

به‌گفته موزلی: «نظریه جنگ عادلانه سروکارش با توجیه چگونگی و چرایی جنگ‌هاست. این توجیه می‌تواند نظری یا تاریخی باشد. وجه نظری موضوع مربوط می‌شود به توجیه اخلاقی جنگ و اَشکالی که جنگ‌ها باید به خود بگیرند یا نگیرند. وجه تاریخی موضوع یا سنت جنگ عادلانه به مجموعه قواعد یا توافقاتی می‌پردازد که در مورد جنگ‌های گوناگون در طول قرون و اعصار به­کار گرفته شده است».[20]

برخی از موضوعات و مسائل فوق به مقتضیات دنیای امروز تعلق دارد و طرح آنها بر مفاهیم جدید استوار است.[21] بنابراین، نمی‌توان انتظار داشت که این نظریه با دیدگاه آداب‌الحروب اسلامی در باب اخلاق جنگ دقیقا، این‌همانی داشته باشد. با این حال، می‌توان دیدگاه این متون در توضیح نسبت اخلاق و جنگ را با نظریه جنگ عادلانه، دست‌کم در کلیت و بخش‌های اصلی، یکی انگاشت.

 

بخش نخست: بازشناسی سنت جنگ عادلانه در متون تعلیمی نظامی

الف. اصالت صلح و عدالت هنگام شروع نبرد. بر اساس رویکرد کلی  آداب‌الحرب‌ها، نبرد امری مذموم انگاشته شده و صلح به‌طور جدی، بر آن رجحان یافته است. این رجحان برآمده از خاستگاه دینی و منطبق بر آموزه‌های اسلامی است؛ در این متون نبرد در مواقعی که شکل تدافعی به خود می‌گیرد توجیه‌پذیر و قابل ‌قبول است. اگر چه در واقع نبردهای مختلف در طول دوره اسلامی وفاداری به این اصل را به چالش می‌کشد، از منظر قرآنی و روایی به­نظر می‌رسد که صلح، دست‌کم در مقام نظر، در اندیشه دینی و ایدئولوژی اسلامی اصلی پذیرفته بوده است؛[22] حتی در دوره فتوحات، به‌ویژه در ایران، بیش از آن‌که با نبردهای پی‌در‌پی روبه‌رو باشیم، با عهدنامه‌هایی مواجهیم که در آنها سعی می‌شد با توسل به روش‌های مسالمت‌آمیز منافع اقتصادی و اجتماعی دو طرف، یعنی اعراب و ایرانیان، تأمین شود.[23] به­نظر می‌رسد همین رویکرد عملی در اردوکشی‌های نظامی، به متون آموزشی جنگ راه یافته و صلح بر درگیری‌های خونین و کشتار مقدم انگاشته شده است. اساسا ماهیت آداب‌الحرب‌ها ایجاب می‌کرد که محتوای این آثار درباره نبرد و مسائل مرتبط با آن باشد؛ بر این اساس بیشتر محتوای این متون درباره جنگ، نه صلح، به‌مثابه اساس و شالوده اصلی آنهاست؛ اما با وجود چنین توجهی، جنگ به‌شکل بی‌محابا و خشونت‌آمیز، ترویج نشده، و صلح تا آنجا که ممکن بود، بر نبرد مقدم فرض می‌شد. توصیه‌های موجود در باب اخلاق و آداب جنگ در آداب‌الحرب‌ها از نگاهی برمی‌خیزد که با آموزه‌های اسلامی مندرج در منابع فقهی، حدیثی و تفسیری انطباق دارد. این نگاه ضمن پروراندن روحیه شجاعت و جنگاوری در میان رزمندگان ورود به جنگ را مشروط و مقید می‌داند. از ابتدای شکل‌گیری گونه آداب‌الحرب‌نویسی در تمدن اسلامی و در نخستین نمونه‌های آن، می‌توان محتواهای مؤید این رویکرد را بازشناخت؛[24] با این توضیح که این محتوا در قیاس با بخش‌های دیگر چندان فربه و عمیق نیست.

فخر مدبر ملقب به مبارک‌شاه (اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم هجری) در آداب الحرب و الشجاعه علاوه بر توصیه‌هایی اخلاقی صلح را بر جنگ مقدم دانسته و پیش از پرداختن به جزئیات و مسائل متعلق به نبرد، در فصلی با عنوان «اندر مشورت‌کردن در حرب تا ممکن گردد حرب ناکردن»[25] مباحثی را مطرح کرده که طی آن سلطان و حاکم را موظف می‌کند تا حد ممکن تدابیری اتخاذ کند که از بروز جنگ جلوگیری به‌عمل آید. از نظر او «حرب‌کردن خود شیئی تلخ است» و هرکه برای آغاز نبرد اصرار داشته باشد در نهایت خوار خواهد شد. فخر مدبر معنای جنگ را «رفتن جان و مال» شمرده و خشنودی خداوند از پادشاه را در این دانسته است که «حرب تا بتواند و ممکن گردد نباید جست، که نتوان دانست که ظفر که را باشد». دیدگاه فخر مدبر در حوزه اخلاق جنگ قابل‌توجه است.[26] در میان آثار بررسی‌شده در پژوهش حاضر، شاید بتوان او را نخستین مؤلفی دانست که برای اولین بار چنین رویکردی را مطرح ساخته است.[27] از دیدگاه او صلح بنابر چندین دلیل بر نبرد برتری دارد: نخست آن‌که جان و مال پادشاه و مردم در امان خواهد ماند؛ دوم آن‌که خشنودی خداوند در آن است که تا حد امکان از جنگ پرهیز شود و سوم آن‌که مشخص نیست در نبرد چه کسی پیروز میدان خواهد بود.[28] این رویکرد در حوزه اخلاق جنگ با نوعی هوشمندی معطوف به نتیجه (پیامدگرایانه) در جنگ گره خورده است. این سخن بدین معناست که پیروزی آغازگر جنگ، هر آن‌قدر که قدرتمند باشد، متأثر از عواملی متنوع و متعدد و وضع و حالی نامعلوم است؛ از این رو، نمی‌توان پیروزی را قطعی قلمداد کرد. پس بهتر آن است که از جنگ اجتناب و درگیری و چالش با صلح، یا روش‌‌های مسالمت‌آمیز، مرتفع شود.

فخر مدبر، برای تشویق حاکم به صلح، او را به مشورت‌گرفتن از افراد خبره و کاردان توصیه کرده و در این باره به داستانی از انوشیروان استناد کرده است.[29] نکته‌ای که در آداب الحرب و الشجاعه[30] بسیار بر آن تأکید شده، اصرار مؤلف به استفاده از آوردن شواهد و نمونه­هایی از فرهنگ ایرانی و داستان‌های انوشیروان و بوذرجمهر در تبیین اخلاق جنگ است. او از عبارت «روزگار پیشین»[31] استفاده و سپس داستان‌هایی از همان روزگار، یعنی انوشیروان، بیان کرده است. در همین بخش، فخر مدبر به یکی از راه‌کارهای مؤثر برای اجتناب از جنگ، یعنی تبادل سفرا، اشاره دارد و در این باره به تبادل سفرا میان دربار «هند و ایران» و «روم و ایران» پرداخته که در هر دو پیروزی مذاکرات از آن ایران بوده است.[32] شرح‌ مذاکرات سفیران هر دو طرف قابل‌توجه است؛ چنان‌که درون‌مایه مذاکرات میان دربار هند و ایران و روم و ایران مباحث علمی را در بردارد، نه موضوعات سیاسی. به‌نظر می‌رسد تفوق علمی سفیران در مذاکرات تفوق سیاسی را رقم می‌زده است. به دیگر سخن، الگوی پیشنهادی فخر مدبر در حل و فصل منازعات، بهره‌گیری از راه‌‌کارهای مسالمت‌جویانه با تأکید بر میراث ایرانی است. در پایان این مبحث فخر مدبر به شیوه‌ای عقلانی به نتیجه‌گیری پرداخته و این‌گونه آورده است: «...خون­ ریختن بدترین کارهاست و هیچ خردمندی نجوید و بدین رضا ندهد ... و (ایزد) مردم را که بیافرید او را دو گونه آلت داد تا شر و بلا از خویشتن دفع کند: یکی پنهان و دیگر آشکارا. آن‌چه آشکار است سلاح است از آهن و چوب و سنگ و جز آن و آن‌چه پنهان است دانش و عقل و رأی و تدبیر است و بهترین سلاح‌ها آن است که غرض به وفا رسد و همه مراد حاصل گردد از آن‌که خون باید ریخت و وزر و وبال در گردن گرفت که پس از کفر هیچ وزر و وبالی و بزهی بدتر از خون ریختن نیست».[33]

عباسی (اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری) در آثار الاول[34] نیز، ارجحیت صلح بر نبرد را توضیح داده است. او در بخشی از اثر خود جنگ را به بیماری‌ تشبیه کرده و آن را نمونه‌ای از کاستی‌ها و معضلات موجود در جامعه دانسته و با تشبیه امنیت و صلح به سلامت آن را برای مردم، جامعه و دولت مانند لزوم تن‌درستی برای بدن ضروری قلمداد کرده است.[35] عباسی در ادامه آورده است که باحزم‌ترین حکم‌رانان برای حل مناقشات با دشمنان خود تا زمانی که راهی جز جنگ وجود داشته باشد، به نبرد به‌مثابه یک راه‌کار نمی‌نگرند.[36] سپس به کلامی از معاویه استناد کرده که براساس آن جنگ به‌عنوان آخرین راه‌‌حل معرفی شده است: «شمشیرم را در جایی که می‌توان شلاق را جایگزین آن کنم، استفاده نمی‌کنم و نیز شلاقم را در جایی که می‌توان کلام و گفت‌وگو را جایگزین آن کرد، به کار نمی‌بندم».[37] صراحت عباسی در مذمت نبرد در ابتدای ورود به بخش اصلی اثرش قابل‌توجه می‌نماید. تشبیه جنگ به بیماری و نیز تشبیه صلح و امنیت به سلامتی کاملا تلقی او از جنگ و صلح را نشان می‌دهد. صاحب آثار الاول هزینه نبرد را از دست‌‌دادن انسان‌هایی دانسته که جایگزین‌کردن آنها کاری دشوار است. در این کلام احترام به انسانیت و طرح معنایی مترقی از خسارت اصلی در  جنگ­ها در قالب نابودی سرمایه انسانی مشهود است.

در آثار ابن‌منکلی (قرن هشتم) نیز توجه به صلح و تأکید بر آن به‌خوبی دیده می‌شود. او در التدبیرات السلطانیه[38] بر اهمیت صلح تأکید کرده و آن را ضامن بقای امنیت مردم دانسته است. ابن‌منکلی در بخش 35  التدبیرات که «خودداری از جنگ و طلب صلح برای پشتیبانی از امنیت مردم» نام دارد رویکرد خود را در تبیین نسبت جنگ و صلح و اهمیت آن آورده است. در دیدگاه او سلطان پیش از آن‌که خود را درگیر جنگ تمام‌عیار با دشمن کند، می‌باید از طریق مذاکرات درصدد برقراری صلح برآید و اگر این راه‌حل کارساز نشد، با تمام قوا با نیروهای دشمن به کارزار بپردازد.[39] اولویتِ ابن‌منکلی هم‌چون بیشتر مؤلفان متون آموزشی نظامی برقراری صلح و تأمین امنیت است. او برای صلح دو مزیت و برتری برشمرده که عبارت است از: پیروی از سنت، ترک ستم و جلوگیری از جنگ.[40] مورد نخست تأثیر آموزه‌های اخلاقی اسلام و پیامبر(ص) را در نگاه مؤلف آشکار می‌سازد؛ از این رو، او به‌عنوان نخستین مزیت صلح هم‌خوانی و هماهنگی آن با سنت را مورد تأکید قرار داده است. مورد دوم ناظر به هزینه‌های سنگین و تأمین مخارج بسیار جنگ است که معمولا بر مردمان فرودست تحمیل و  درواقع ستمی آشکار را سبب می‌شد.

آن‌چه کلام ابن‌منکلی را در این باب نسبت به مؤلفان پیش از او متفاوت می‌کند تبیین چگونگی صلح و توجه سلطان به انعقاد صحیح آن است. او پس از برشمردن مزیت‌های صلح گفته که سلطان باید درستی ادعای طرف مقابل را درباره درخواست صلح بررسی کند و در صورت وجود نیرنگ و حیله جنگ اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.[41] ابن‌منکلی در بخشی دیگر از التدبیرات گفته که جایز نیست مسلمانان آغازگر جنگ باشند.[42] او در این باب به رفتار حضرت موسی(ع) در هنگام مواجهه با ساحران اشاره کرده و در پایان  نتیجه گرفته که آن که سرکش و طغیان‌گر است، جنگ را شروع می‌کند.

جنگ و صلح در طول قرون میانه اسلامی دو روی یک سکه بوده‌اند. در مقام عمل و در گاه منازعه‌ها شاید صلح کمتر از جنگ موردتوجه بوده است؛ اما در مقام نظر، آداب‌الحرب‌ها به‌عنوان متون تخصصی حوزه جنگ، برای صلح ارجحیت قائل بوده‌اند. صلح و تأکید بر جنگ عادلانه را به‌تصریح نمی‌توان در محتوای تمامی متون تعلیمی نظامی مشاهده کرد؛ اما روح حاکم بر محتوای این آثار تلویحا، به سمت جنگ خشونت‌آمیز و بی‌رحمانه متمایل نیست و این خود می‌تواند نشان‌دهنده رویکرد صلح‌گرا و اخلاق‌مدار مؤلفان به گاه سخن درباره نبرد باشد. سطوح مختلف آداب‌الحرب‌ها از لحاظ کیفیت اثر در بود و نبودِ محتوای مرتبط با اخلاق جنگ نیز حائز اهمیت است. سبب این‌که مؤلفی چون محمد الرشیدی در تفریج الکروب[43]، به‌عنوان یکی از آخرین نویسندگان متعلق به الگوواره سنتی جنگ، به بحث نظری درباره برتری صلح بر جنگ نپرداخته شاید آن باشد که او اساسا رویکردی نظری به جنگ و صلح ندارد و تألیف او یک جمع‌آوری صرف در قالب دستورالعملی جنگی است؛ اما در آثاری مانند آداب‌الحرب، آثارالاول، التدبیرات رگه‌هایی از نظریه‌پردازی در باب جنگ و صلح مشاهده می‌شود. به دیگر سخن آن‌چه در این بخش به آن پرداخته شده از جمله مباحثی است که باید در آثار مؤلفانی دنبال شود که آثار آنان نقاط عطف سیر آداب‌‌الحرب‌نویسی در قرون میانه اسلامی است.

 

ب. عدالت در هنگام جنگ.این بخش مربوط است به خوش‌رفتاری با غیرنظامیان و اسرای جنگی[44] و پرهیز از رفتارهای افراطی و ممنوعه. در آداب‌الحرب‌ها به‌سبب موضوع و ماهیت این‌گونه آثار، به‌طور مفصل به این مباحث پرداخته نشده و اساسا این‌گونه داده‌ها را می‌باید در متون فقهی و حدیثی جست‌وجو کرد.[45] با این حال، در آداب‌الحرب‌ها اشاراتی هر چند مختصر، به این موضوعات موجود است؛ برای نمونه هرثمی شعرانی در مقدمه مختصر سیاسة الحروب[46] به برخی از این مسائل اشاره کرده است؛ از جمله آن­که بعد از پیروزی می‌باید به دشمن و اسیران آن رحم و از قتل و کشتار جلوگیری کرد، آب را نباید به روی دشمن بست و... .[47]

مؤلفان این آثار تأکید دارند که در عین حال که سلطان، فرماندهان و رزمندگان باید در نبرد شدت‌عمل به خرج دهند و شجاعانه بجنگند پس از غلبه، نباید دشمن را تارومار و قلع و قمع کنند. در مختصر سیاسة الحروب هرثمی شعرانی، در بخشی که به وظایف فرمانده و رزمندگان در هنگام عقب‌نشینی و فرار دشمن اختصاص دارد، تأکید شده که نباید نیروهای دشمن را از آب و استفادۀ از آن منع کرد.[48] صاحب التذکرة الهرویة در بخشی باعنوان «خویشتن‌داری و بردباری پس از رسیدن به قدرت و توانایی و...»[49] به لزوم حلم و بردباری و گذشت سلطان (در هنگام غلبه و پیروزی بر دشمن) اشاره کرده است. این توصیه دلالتی عام دارد و ناظر به تمامی موقعیت‌هاست؛ با این حال، ذکر آن در خلال مباحث مربوط به جنگ نشان‌دهنده آن است که مؤلف عملی‌کردن آن را در موقعیت‌های جنگی نیز مؤثر می‌دانسته است: «بر پادشاه لازم است زمانی که سعادت و توفیق به او روی کرد، بردباری و قدرت را توأمان به­کار بندد و...».[50] مؤلف این اثر هم‌چون سنت سیاست‌نامه‌نویسان پیامد حلم و بردباری سلطان را بقای حکومت و جذب بیشتر افراد و در نتیجه استمرار و تداوم حکومت سلطان دانسته است. هم‌چنین مؤلف التذکرة ‌الهرویة در همین بخش چشم‌پوشی سلطان را نشانه قدرت، و عدم‌ به‌کار بستن این فضیلت اخلاقی را نشان‌ ضعف و سستی او قلمداد کرده است.[51]

مؤلفان متون آموزشی نظامی رعایت اصول انسانی هنگام تعقیب دشمن را نیز یادآور شده‌اند. بر این اساس نباید در هنگام تعقیب، دشمن را از آب منع کرد؛ البته در بیانِ محمد الرشیدی این رفتار تنها ناظر به جنبه‌های اخلاقی و  انسانی نیست؛ بلکه نکته نظامی ظریفی نیز در آن نهفته است: «...باید دانست که هیچ‌‌یک از لشگریان نباید با بزرگان سپاهیان گریزان دشمن رویارو شوند یا راهشان را ببندند یا از دسترسی به آب مانعشان شوند؛ چرا که شکست‌خورده چون خود را در آستانه هلاکت بیند، با تمام توانش حمله خواهد کرد و از بیم هلاک سخت خواهد جنگید. در این حال، باید که آزادشان گذارند و سپس از کناره‌ها احاطه‌شان کنند و در مجموع ایستادن در راه گریزندگان به صلاح نیست».[52]

در برخی از آداب‌الحرب‌ها اشارات مختصری به نحوه رفتار با اسیران جنگی موجود است؛ برای نمونه فخر مدبر درباره رفتار با اسرا گفته است که اگر فردی از دشمن امان خواست و اسیر شد، باید با او با مهربانی و عطوفت رفتار کرد «و در کشتن ایشان درنگ باید کرد و تعجیل ننمود».[53] با این حال، او در جایی دیگر حکمران را مجاز دانسته هر آن‌گونه که می‌خواهد با اسرا رفتار کند: «...و اگر اسیران در دست افتاده باشند خواهد بکشد، خواهد بنده کند و خواهد آزاد کند، بگذارد تا خدمت مسلمانان کنند و روا نباشد که به‌دار حربشان باز فرستد...».[54]

 

ج. عدالت پس از جنگ.در آداب‌الحرب‌ها مطلب گسترده‌ای مرتبط یا این محور مهم نظریه جنگ عادلانه دیده نمی‌شود. این امر از آن روست که موضوعات و مصادیق محور سوم نظریه جنگ عادلانه، بیشتر ناظر به اقدامات پس از جنگ با مقتضیات دنیای جدید بوده و طبیعی است که متون متعلق به دوره میانی تاریخ اسلام که به جنگ و موضوعات آن اختصاص دارد، تقریبا به توضیح رفتار پس از جنگ از جنبه اخلاقی نپرداخته‌اند و توصیه‌های آنان معطوف به بایدها و نبایدهای پس از نبرد شامل نکات نظامی است.[55]

 

 

بخش دوم، توصیه‌های اخلاقی و اصل مشورت

الف. توصیه‌های اخلاقی به سلطان و فرمانده. این توصیه‌ها با ارائه راهبردها یا راهکنش­های مختلف جنگی و توضیح کاربرد آنها در میدان نبرد متفاوت است. باید این توصیه‌ها را که درون‌مایه‌ای اخلاقی دارد در زمینه‌ای از آموزه‌های اسلامی بازجست. بر طبق این توصیه‌ها فرمانده نباید کسب پیروزی از طریق توسل به هر راه و ابزار و وسیله‌ای را هدف خود قرار دهد و باید توجه ویژه‌ای به حفظ آرامش و تأمین احتیاجات نیروهای خود داشته باشد. تأکید مکرر آداب‌الحرب‌ها بر این قبیل توصیه‌ها اهمیت فراوان این بخش را در نگاه مؤلفان این آثار باز می‌نماید.

شاید مهم‌ترین دلیل وجود چنین گزاره‌هایی در این قبیل آثار که بر بایدها و نبایدهای اخلاقی در جنگ انگشت می‌گذارد توجه مؤلفان آنها به رفتار پیامبر اسلام(ص) به‌عنوان فرمانده جنگی است. این توجه در اتخاذ رویکرد اخلاق‌مدارانه در جنگ بی‌تأثیر نبود. ماهیت و اساس دعوت نبوی شرایط و ضوابط ویژه‌ای را برای فرمانده و فرماندهی وضع می‌کرد که بیشتر بر رعایت اخلاق، مساوات و برابری استوار بوده است.[56] نگاه دین‌محور به امر فرماندهی و این‌که فرمانده در مقام رهبری سپاه می‌باید همواره به خداوند توجه داشته باشد، از مهم‌ترین مبانی فرماندهی نزد رسول خدا(ص) بود.[57] رعایت حقوق انسانی از جمله ویژگی‌های فرمانده بود که رسول خدا(ص) بسیار بر آن تأکید داشت. این سخن پیامبر(ص) خطاب به مجاهدان اسلام پیش از سریه‌ها، که «خیانت نورزید، مثله نکنید، پیمانی را نشکنید، کهنسالان، کودکان و زنان را نکشید»،[58] در تاریخچه تحولات فرماندهی جنگ‌ و اخلاق جنگ بسیار گرانبهاست.

بخش دیگری از آموزه‌های مربوط به اخلاق جنگ، در قالب توصیه‌هایی با الگو قرار دادن رفتار نظامی پیامبر(ص) در آداب‌الحرب‌ها بازتاب یافته است؛ در این متون فرمانده دو وظیفه عمده و مهم برعهده دارد: نخست ‌باید با تمامی رزمندگان با مساوات و برابری رفتار کند و به آنان دلگرمی دهد؛ دوم باید با راهبرد‌ها و راهکنش­های مهم نبرد آشنا باشد.

تمامی آداب‌الحرب‌ها معمولا، با توصیه‌های اخلاقی به فرمانده و سلطان آغاز شده‌اند که ناشی از نگاه دینی نویسندگان این آثار است. از دیگر سو به‌نظر می‌رسد که این مؤلفان واقعا به تأثیر این توصیه‌ها در پیش‌برد اهداف جنگی و آماده‌سازی هر چه بیشتر رزمندگان اعتقاد داشته‌اند. هرثمی شعرانی اولین باب  مختصر سیاسة الحروب را با توصیه‌هایی درباره تقوا‌پیشگی فرمانده و عمل به فرامین خداوند آغاز کرده است.[59] او دراین بخش اولین و مؤثرترین سلاح فرمانده را تقوای الهی دانسته است. تأکید هرثمی بر تأثیر مشیت خداوند در پیروزی یا شکست در جنگ، سیطره دیدگاه و رویکردی است که تا دیرزمانی، حتی تا قرن نهم هجری، بر این‌گونه نگاشته‌ها حاکم بوده است. او فرمانده را ملزم دانسته در هر اقدامی که انجام می‌دهد از خداوند استخاره کند و از نافرمانی و طغیان در برابر او بپرهیزد. این نگاه دین‌باورانه گذشته از آن‌که از امور این‌جهانی و آن‌چه از آن به‌عنوان تدابیر جنگی تعبیر می‌کنیم دور می‌شود، پیامدهای مثبتی در پی دارد. در دیدگاه هرثمی تقوای الهی می‌بایست فرمانده را به سمت بخشایش و ترک انتقام در هنگام پیروزی سوق دهد.[60] این رویکرد سرانجام به آنجا می‌انجامد که در هر پیروزی و شکستی خداوند فعال مایشاء است و حتی زمانی که کفار و طغیانگران بر مسلمانان پیروز ‌شوند، این نیز حکمت الهی است و خداوند چنین مقدر کرده است.[61]

هرثمی در بخش دوم، توصیه‌های خود به فرمانده را با دیدگاهی اخلاقی بسط داده است. او در این بخش چنین صفاتی را برای فرمانده در نظر گرفته است: دل‌جویی از رزمندگان، برخورد تکریم‌آمیز با آنها، پذیرفتن عذرخواهی آنان، برخورد مهربانانه با مقصر، به‌کاربردن گفتار نرم و آرام در برخورد با رزمندگان و... .[62] هرثمی به نکته‌ای قابل‌تأمل اشاره کرده و فرمانده را ملزم دانسته که با مهربانی و حسن‌رفتار قلب‌های رزمندگان و جنگجویان را تسخیر کند. اگرچه او در این بخش‌ها به رفتار پیامبر(ص) اشاره نکرده، این‌گونه می‌نماید که توصیه‌های او متأثر از شیوه فرماندهی آن حضرت به‌عنوان نمونه‌ای عملی و نظری است، همان شیوه­ای که در متون مربوط‌به جنگ و در مباحث مختلف آن اصل انگاشته شده است.[63]

در دیگر آداب‌الحرب‌ها نیز، با چنین توصیه‌هایی مواجهیم. در قرن ششم صاحب التذکرة الهرویة به­صورت مختصر در قیاس با توصیه‌های مفصل اخلاقی هرثمی شعرانی به فرمانده جنگ، اشاراتی به این موضوع کرده است. التذکرة الهرویة از نمونه‌ آثاری است که افزون بر محتوای آموزشی نظامی، مباحث سیاست‌نامه‌ای[64] را نیز شامل می‌شود. از این رو نگاه مؤلف دامنه وسیع‌تری را مدنظر قرار داده و روی سخنش با پادشاه به‌عنوان فرد مطلق‌العنان حکومت است. پادشاه و سلطان در این‌گونه آثار به‌مثابه فرمانده قوای جنگی نیز، درنظر گرفته شده است. رویکرد کلی مؤلف با نگاه هرثمی شعرانی مطابقت دارد. در التذکرة الهرویة، مؤلف بر تسخیر قلوب انگشت گذاشته و این‌گونه آورده است: «سلطان باید با احسان و بخشیدن نعمت‌ها به مردم بر حسب مقام و منزلت و به اندازه اوضاع و احوال آنها دلشان را به‌دست آورد؛ چراکه دل مردم هم‌چون پرندگان آسمان است که نمی‌توان آنها را شکار کرد مگر با نصب تله و دام و پاشیدن دانه که وقتی در دام افتادند دیگر امیدی به رهایی ندارند. قلب‌های مردم نیز، هم‌چون پرندگان در حال پرواز در آسمان است؛ این دل‌ها به‌دست نمی‌آیند مگر با احسان و نیکی و شاد کردن آنها ...».[65] توصیه‌هایی از این دست را در متون تعلیمی نظامی با رویکرد مشابه التذکرة الهرویة می‌توان یافت؛ اما این مطلب خارج از موضوع نوشتار حاضر است و بررسی مستقلی در این باب (شباهت‌های محتوایی آداب‌الحرب‌ها و سیاست‌نامه‌ها) ضرورت دارد.[66] آن‌چه در حوزه اخلاق جنگ درباره فرمانده و توصیه‌های اخلاقی به او در مدنظر است، در آثار ابن‌منکلی دیده می‌شود. بیشتر مباحث او در این باب در کتاب الادلة الرسمیة[67] آمده است. مؤلف در فصل ششم، فرماندهان سپاه را به مدارا و رعایت حقوق رزمندگان ضعیف فراخوانده است.[68] گفته‌های ابن‌منکلی در این فصل از عمق بیشتری نسبت به محتوای مشابه دیگر آداب‌الحرب‌ها برخوردار است. او برای ارجاع سخن خود درباب لزوم مدارای فرمانده با رزمندگان به حدیثی از پیامبر(ص) استناد کرده که طبق آن حضرت بر لزوم مراعات و مدارا در دین اسلام تأکید دارد.[69] ابن‌منکلی در ادامه گفتار خود به نکته‌ای مهم اشاره دارد و برای تبیین آن از تجربیات شخصی خود سود برده است. به گفته او فرمانده باید با رفتار شایسته خود در قلب رزمندگان نفوذ و آن را تسخیر کند.[70] این گزاره با بیان‌های مختلفی در دیگر متون تعلیمی نظامی تکرار شده است. تفاوت ابن‌منکلی در بیان این معنا تبیین کارکردها و پیامدهای کاربست این توصیه است. او یکی از پیامدهای مهم و قابل‌توجه ارتباط صمیمانه و نزدیک حاصل از مهربانی با سربازان را در شناسایی رزمندگان اختلاف‌افکن و مشکل‌ساز از طریق دریافت گزارش‌ها و اطلاعاتی که سربازان در اختیار فرمانده قرار می‌دهند، می‌داند و در ادامه می‌افزاید: «چه بسا اجتماعی را یک شخص برهم زده و از بین برده است. این نکته را من (ابن‌منکلی) به چشم خویشتن دیده‌ام و در تواریخ نیز مثال‌های فراوانی مانند این مورد وجود دارد».[71] از دیگر توصیه‌های ابن‌منکلی به فرمانده جنگ که با استناد به احادیثی از پیامبر(ص) بیان شده، می‌توان به رعایت حقوق مساوی و برابر میان رزمندگان، نهی سپاهیان از فساد، نهی رزمندگان از زنا اشاره کرد.[72]

 

ب. توصیه‌های اخلاقی به رزمندگان.رزمندگان و جنگجویان به‌عنوان بدنه اصلی سپاه بایست به‌گونه‌ای آموزش می‌دیدند که از لحاظ روحی و جسمی برای نبرد آماده شوند. پیداست که آمادگی جسمی آنان از طریق تمرین و کسب مهارت‌های نظامی حاصل[73] و آمادگی روحی و معنوی آنان با توصیه‌های اخلاقی و تهییج به نبرد فراهم می‌شد. نخستین توصیه‌ای که به رزمندگان می‌شد مقدم‌داشتن تقوای الهی و اطاعت از فرامین خداوند و التجا به دعا برای کسب پیروزی بود.[74] توصیه به تقوا درواقع به‌گونه‌ای رزمندگان را از هراس از جنگ در امان می‌داشت و آنان می‌توانستند با قوت قلب و اطمینان‌خاطر بیشتر در میدان نبرد حضور یابند. ابن‌منکلی با تعابیر «العمدة العظمی» و «الفوز الاکبر الاعلی» از تقوا یاد کرده است.[75]

تشویق به جهاد و ترویج این باور برای رزمندگان که جنگ امری مقدس است، موضوع دیگری است که فرماندهان و متولیان جنگ در قرون میانه اسلامی بر آن تأکید ویژه داشتند. این تأکید سبب شد تا آثار مکتوبی در تمدن اسلامی به این موضوع اختصاص یابد.[76] تشجیع سربازان به نبرد و برشمردن فضائل متعدد برای شرکت در جنگ‌‌ها در آثاری که با رویکردی دینی تولید شده‌ است محقق را به سمت این تحلیل سوق می‌دهد که قدسی‌انگاری جنگ در ذهنیت جنگجویان مسلمان قرون میانه اسلامی از آموزش مهارت‌های نظامی و آمادگی جسمی سربازان مهم‌تر بوده است. بن‌مایه و اساس ساخت چنین انگاره‌ای بر قرآن و احادیث نبوی استوار بوده است.[77] از دیگر توصیه‌های اخلاقی به رزمندگان می‌توان از صبر در میدان نبرد، شجاعت و نهراسیدن از جنگ، فرمانبرداری کامل از فرمانده  یاد کرد.[78]

 

ج. اصل مشورت.درباره مشورت در فرهنگ اسلامی می‌توان دو رویکرد اصلی را بازشناخت: نخست، رویکردی که طی آن از دیدگاه قرآن و احادیث به موضوع مشورت نگریسته می‌شود و در کنار ضرورت، معنای عام آن، توضیح داده می‌شود. این رویکرد صرفا مفهوم مشورت را از نظرگاه دینی و با نگاهی فضیلت‌محور، به‌لحاظ نظری، تبیین می‌کند. رویکرد دوم، به جنبه‌های عملی مشورت می‌پردازد و چگونگی، کیفیت، راه­کارها، کارکردها و پیامدهای آن را در حوزه‌های مختلف توضیح می‌دهد. متن آداب‌الحرب‌ها یکی از عرصه‌های اصلی پرداختن به مشورت با رویکرد دوم در حوزه نظامی است. بر این اساس به‌نظر می‌رسد، مؤلفان این آثار تلویحا برای کنترل خودکامگی سلطان و فرماندهان جنگی در فرماندهی نبرد، مشورت‌کردن را وظیفه‌ای ضروری معرفی کرده‌اند. این سخن بدین معناست که محتملا آنان از تأکید بر اصل مشورت در قالب توصیه‌ای اخلاقی برای تاختن به خودکامگی بهره برده‌اند. باید به این نکته توجه داشت که بیشتر مؤلفان متون تعلیمی نظامی پیوند نزدیکی با کانون قدرت داشته‌اند؛ از این رو نمی‌توانستند آشکارا از خودکامگی حکم‌رانان در جنگ انتقاد کنند، ولی با استفاده از تأکید فراوان قرآن و سنت برمشورت و اهمیت آن، سعی کرده‌اند تا خودرأیی حکم‌رانان را هدف گرفته، دست‌کم آن را محدود سازند. توصیه به مشورت در آداب‌الحرب‌ها با توجه به موضوع این آثار تنها به جنگ و مسائل و موضوعات آن محدود شده[79] و دیگر حوزه‌ها را شامل نمی‌شود. هرثمی شعرانی در عنوانی که برای مبحث مشورت انتخاب کرده، از تعبیر «استبداد رأی» استفاده کرده است. این انتخاب بر تأکید او به استفاده از اصل مشورت برای جلوگیری از خودکامگی حکمران و فرمانده صحه می‌گذارد.[80]

در اکثر قریب به اتفاق آثاری که در پژوهش حاضر بررسی و مطالعه شده فصل یا فصولی به اصل مشورت اختصاص یافته است[81] که این خود دلیل دیگری است بر اهمیت و ارزش به‌کارگیری این توصیه اخلاقی در جنگ.

در بیشتر این متون آموزشی حوزه جنگ توضیح و تبیین اصل مشورت با تأکید بیشتر بر رویکرد دوم دیده می‌شود. در رویکرد نخست، مؤلفان کوشیده‌اند تا با دلایل قرآنی و حدیثی، فضیلت مشورت را اثبات کرده، بر لزوم استفاده از آن تأکید ورزند. «و شاِورهُم فی الامر»[82] و «و امرهُم شوری بینهم»[83] از آیات پربسامدی است که در این متون برای تبیین اصل مشورت به‌کار رفته است.[84] هم‌چنین تأکید بر احادیثی از پیامبر(ص) در باب مشورت و سیره آن حضرت در مواردی که از اصل مشورت سود جسته، محتوای اصلی این بخش از آثار تعلیمی جنگ را تشکیل می‌دهد.[85]  

در رویکرد دوم، مؤلفان آداب‌الحرب‌ها به شرایط مشورت و این‌که حکمران و فرمانده هنگام نبرد باید با چه کسی و با چه ویژگی‌هایی مشورت کند، پرداخته‌اند. محتوای هر کدام از از این آثار در این باره متفاوت است. هرثمی بحث عمیقی در این خصوص ندارد و فقط تأکید کرده که باید با کسی به شور نشست که حافظ اسرار باشد و باید از مشورت با کسانی که ممکن است همگان را از موضوع مشورت باخبر سازند، پرهیز کرد.[86] بحث هروی کمی فربه‌تر می‌نماید. او ضمن تأکید بر اهمیت مشورت برای حکمران او را ملزم دانسته جلسات مشورتی را جدی بگیرد؛ چرا که در این جلسات می‌تواند به شناخت درستی از یاران خود دست یابد و بداند که به چه کسانی می‌توان اعتماد کرد و مسائل و موضوعات مهم را با آنان در میان گذارد.[87] او همانند هرثمی شعرانی بر این اصل که نباید مشورت موجب افشای اسرار نظامی شود، تأکید دارد.

فخر مدبر مهم‌ترین پیامد مشورت را در این دانسته که ممکن است مانع از به‌وقوع‌پیوستن جنگ شود. پیش‌تر موضع فخر مدبر درباره اصالت صلح بیان شد. او یکی از راهکارهای دست‌یابی به صلح را مشورت دانسته است. فخر مدبر قولی از انوشیروان آورده که بر اساس آن «رأی صواب را بیرون نتوان آورد مگر به مشورت».[88] مواجهه فخر مدبر با موضوع مشورت با تحلیلی متفاوت از مواجهه دیگر آداب‌الحرب‌نویسان همراه است؛ او مؤلفی است که به صلح توجهی ویژه دارد و در این بخش نیز، بیشتر به‌قصد تبیین صلح مشورت را مقدمه انعقاد صلح می‌داند. در نظر او استبداد رأی و خودکامگی فرمانده می‌تواند راه‌های کم‌خطرتر و کم‌هزینه‌تر را مسدود و بروز جنگ را اجتناب‌ناپذیر کند. این تحلیل از کارکردهای مشورت در سایر آداب‌الحرب‌ها دیده نمی‌شود.

عباسی در قرن هشتم به‌تفصیل به اصل مشورت پرداخته، اما تحلیل متفاوتی ارائه نکرده است. او صرفا، به بایسته‌های مشورت پرداخته و ویژگی‌های شایسته برای طرف موردمشورت حکمران را برشمرده است.[89] نکته مشترک میان محتوای اثر عباسی با آثار آداب‌الحرب‌نویسان پیش از او تأکید بر مشورت‌نکردن با کسی است که منجر به افشای اسرار جنگی شود.

نگاه ابن‌منکلی به اصل مشورت که بیشتر در الادلة الرسمیة بازتاب یافته متأثر از اوضاع و احوال زمانه‌ای است که در آن می‌زیست. او ضمن اشاره به مشورت پیامبر(ص) با صفوان‌بن‌امیه که از مشرکان بوده چنین رفتاری را برای زمانه خود تجویز نکرده و این‌گونه اظهارنظر کرده که امروزه (دوره ابن‌منکلی) مشورت با مشرک، گذشته از آن‌که اسلام آورده یا بر شرک خود باقی است، شایسته نیست.[90] سپس نمونه‌ای از این مشورت‌ها با فرد مسیحی تازه‌ مسلمان‌شده‌ای را بیان کرده است. به گفته او: «شخصی ملعون به نام الطن[91] اموری را در اختیار یَلبُغا[92] قرار داد و یلبغا بر صحت آنها اطمینان یافت و او را آزاد کرد... و همین الطن کسی بود که به مسیحیان حیله‌هایی را آموخت که با استفاده از آنها توانستند طرابلس را تسخیر کنند».[93]

به‌نظر می‌رسد همین رویکرد ابن‌منکلی و نگرانی او از مشاورانی که ممکن بود جاسوس دشمن باشند سبب شده است تا ویژگی‌های فراوانی برای کسی که مورد مشورت قرار می‌گیرد، بیان کند؛ چنان‌که بیشترین صفات را او برای اهل مشورت ذکر کرده است: "باتقوا باشد؛ 2. طمع‌کار نباشد؛ 3. دوستدار کسی باشد که با او مشورت می‌کند و با صداقت رفتار کند؛ 4. خویشتن­دار و خوددار باشد؛ 5. افشاکننده راز کسی که با وی مشورت کرده است نباشد؛ 6. مغرور نباشد و... .[94]

محمد الرشیدی، دیگر آداب‌الحرب‌نگار مسلمان، با جمع‌آوری مطالب آثار پیشینیان در باب اصل مشورت در اثر خود بخش‌بندی تازه‌ای در این باب ارائه کرده است. او سه فصل نخست از باب پنجم اثر خود را به مشورت اختصاص داده است. رشیدی در فصل نخست بر اهمیت مشورت تأکید کرده و با آوردن روایاتی به اهمیت مشورت نزد پیامبر(ص) اشاره  نموده[95] و در دو فصل بعدی به برشمردن ویژگی‌ها و صفات اهل مشورت و تأکید بر رعایت اصل عدم افشای اسرار نظامی محرمانه پرداخته است.[96]

به هر روی، محتوای مرتبط با مشورت در متون آموزشی نظامی عموما مشترک و با رویکردی کارکردی سامان یافته است. با این حال به‌نظر می‌رسد از نگاه نویسندگان این آثار مشورت، دست‌ِکم از برخی جنبه‌ها، اصلی اخلاقی تلقی می‌شد که می‌توانسته حکمران و فرمانده را از خودکامگی و اتخاذ تصمیم اشتباه در نبرد بازدارد.

 

نتیجه

محتوای متون تعلیمی نظامی در قرون میانه تاریخ اسلام، برخلاف آن‌چه در بدو امر به­نظر می‌رسد، ‌صرفا داده‌های تخصصی در باب شیوه‌ها، ‌مهارت‌ها و آداب جنگیدن را شامل نمی‌شود. در این آثار، در کنار انبوه اطلاعاتی که درباره مسائل و موضوعات پیرامونی جنگ دیده می‌شود، داده‌های ارزشمندی در توجیه اخلاقی چرایی جنگ و چگونگی آن وجود دارد. این داده‌ها امروزه به سبب فربهی و انباشت نظری و عملی تلاش‌های متفکران و جنگاوران به‌صورت شاخه‌ای مستقل از علم اخلاق با نام اخلاق جنگ درآمده است که می‌توان در این تلاش‌ها سهم قابل ملاحظه‌ای را برای آداب‌الحرب‌نویسان مسلمان در نظر گرفت.

اگرچه نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که اخلاق جنگ تصویرشده در منابع حدیثی با اخلاق جنگ حاصل از آداب‌الحرب‌ها نسبت این‌همانی دارد، توجیهات و دلایل کاربست بایدها و نبایدهای اخلاقی در متون آموزشی نظامی تا حدی متفاوت است و بر جوانب عملی و پیامدهای ملموس اخلاق جنگ تمرکز دارد.

بررسی اخلاق جنگ در جهان غرب و از قرن بیستم شکل گرفت. از این رو آن را می‌توان در شکل آکادمیک و نظری آن برخاسته از جهان غیراسلامی انگاشت. این پژوهش پیشینه این نظریه را در جهان اسلام و در متون تخصصی حوزه جنگ جست­وجو کرده است. در بخش‌هایی از آداب‌الحرب‌های اسلامی به قواعد یا توافقاتی پرداخته شده که در جنگ‌های گوناگون در قرون میانه اسلامی معمول بوده است. این مجموعه را می‌توان به‌عنوان وجه تاریخی نظریه جنگ عادلانه یا سنت جنگ عادلانه تلقی کرد و به‌نوعی آن را سابقه آشنایی مسلمانان با مفاهیمی نزدیک به جنگ عادلانه انگاشت. 

چارچوب مفهومی آن‌چه امروزه نظریه جنگ عادلانه خوانده می‌شود و در قرون جدید صورت‌بندی شده است،‌ با ساختار کلی عدالت در آغاز جنگ، عدالت در حین جنگ و عدالت در دوران پس از جنگ، مواردی هم‌چون ارجحیت صلح بر جنگ، دلیل درست برای آغاز جنگ، آخرین گزینه‌بودن جنگ، وجود احتمال معقول پیروزی و تناسب میان هدف و ابزار جنگی، رعایت اصول اخلاقی در مواجهه با غیرنظامیان، اسیران،‌ مغلوبان و... در آداب‌الحرب‌ها به‌صورت پراکنده و نامنظم دیده می‌شود. روح حاکم بر اخلاق جنگ برخاسته از این متون با نظریه مدرن جنگ عادلانه تا حد قابل‌ملاحظه‌ای هم‌خوانی دارد. 

 

کتابشناسی

ابن ابی‌عاصم، السبیل الهاد الی تخریج احادیث کتاب الجهاد، تحقیق و مقدمه ابوعبدالرحمن مساعدبن‌سلیمان الراشد الحمید، دمشق، دارالقلم، 1409ﻫ/1989م.

ابن‌تغری بردی، جمال‌الدین ابوالمحاسن، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهرة، 1348ﻫ.

ابن‌جماعة، مختصر فی فضل الجهاد، تحقیق اسامة ناصر النقشبندی، دمشق، دارالوثائق، 1428ﻫ/2008م.

ابن‌کثیر، ابوالفداء اسماعیل‌بن‌عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، 1407ﻫ.

ابن‌منکلی، «التدبیرات السلطانیة فی سیاسة الصناعة الحربیة»، تحقیق صادق محمود الجمیلی، المورد، شماره 48، زمستان 1362ش.

همو، الادلة الرسمیة فی التعابی الحربیة، تحقیق محمود شیت خطاب، بغداد، مطبعه المجمع العلمی العراقی، 1409ﻫ/1988م.

ابن‌هشام، السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا، دمشق، دارالخبر، بی‌تا.

ابی‌یعلی الفراء، محمدبن‌الحسین،‌ الاحکام السلطانیة،‌ چاپ محمد حامد الفقی،‌ بیروت، لبنان،‌ دارالکتب العلمیة،‌ ۱۴۲۱ﻫ/۲۰۰۰م.

باقری،‌ سمیه و محمدی‌بخش،‌ لیلا،‌ «اخلاق نظامی پیامبر(ص) در جنگ»، بصیرت و تربیت اسلامی،‌ سال دهم،‌ شماره ۲۶،‌ پاییز ۱۳۹۲. 

برزنونی، محمدعلی، «اسلام، اصالت جنگ یا اصالت صلح؟»، مجله حقوقی بین‌المللی، شماره 33، پاییز و زمستان 1384.

برنی، ضیاء‌الدین، تاریخ فیروزشاهی، کلکته، 1862م.

ثعالبی، ابی‌منصور عبدالملک‌بن‌محمد‌بن‌اسماعیل، آداب‌الملوک، چاپ جلیل العطیة، بیروت، لبنان، دارالغرب الاسلامی، 1990م.

جاحظ، کتاب التاج، چاپ احمد زکی باشا، قاهرة، مطبعة الامیریة، 1332ﻫ/1914م.

حاج اسماعیلی، محمدرضا و حبیب‌اللهی، مهدی، «بررسی و تحلیل نظری اخلاق جنگ در قرآن و حدیث»، پژوهش‌نامۀ اخلاق، سال پنجم، شماره 15، بهار1391.

حر عاملی، وسائل الشیعة، بیروت، مکتبه‌الاسلام، بی‌تا.

حسن‌زاده کلشانی، جعفر و جلیلی، مهدی، «طباق آموزشکده‌های نظامی دولت ممالیک»، تاریخ و تمدن اسلامی، شماره 21، بهار و تابستان13۹۴.

حلی، محمدبن‌منصوربن‌احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزۀ علمیه قم، 1410ﻫ.

حلی، نجم‌الدین جعفربن‌حسن، شرائع ‌الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم، موسسه اسماعیلیان، 1408ﻫ.

خواجه نظام‌الملک، سیاستنامه، چاپ جعفر شعار، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، 1375ش.

سلیمان محمود، حسن، لیبیا بین الماضی و الحاضر، قاهرة، 1962م.

شیزری، عبدالرحمن‌بن‌نصربن‌عبدالله، النهج المسلوک فی سیاسة الملوک، چاپ محمد احمد دمج، بیروت، لبنان، دارالمنال، 1994م.

طرابلسی، احمد نائب الانصاری، المنهل العذب فی تاریخ طرابلس الغرب، بی‌جا، بی‌تا.

طرسوسی، مرضی‌بن‌علی‌بن‌مرضی، موسوعة الاسلحة القدیمة الموسوم تبصرة ارباب الالباب فی کیفیة النجاة فی الحروب من الانواء و نشر اعلام الاعلام فی العدد و الآلات المعینة علی لقاء الاعداء، تحقیق کارین صادر، بیروت، دارصادر، 1998م.

طوسی، ابوجعفر محمدبن‌حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، تهران، المکتبه المرتضویه، 1387ﻫ.

همو، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دارالکتاب العربی، 1400ﻫ.

عباسی، حسن‌بن‌عبدالله، آثار الاول فی ترتیب الدول، تحقیق عبدالرحمن عمیرة، بیروت، دارالجیل، 1409ﻫ/1989م.

عمرو، عبدالله‌بن‌محمد، «المنهج فی رعایة القادة فی عهد النبوی و عهد الخلافة الراشدة»، جامعة الامام محمدبن‌سعود الاسلامیة، العدد52، شوال1426.

فخر مدبر، محمدبن‌منصوربن‌سعید، آداب الحرب و الشجاعه، به سعی و اهتمام احمد سهیلی خوانساری، تهران، اقبال، 1346ش.

فروشانی، نعمت الله، «درآمدی بر صلح‌نامه‌های مسلمانان با ایرانیان در آغاز فتح ایران»، تاریخ اسلام، شماره 702، تابستان 1379.

الفیاض، زیاد محمود و عبدالغنی، عارف احمد، تحقیق و مقدمة بغیة المرام و غایة الغرام فی رمی السهام، دمشق، دار کنان للنشر و التوزیع، 1431ﻫ/2010م.

قابوس‌بن‌وشمگیر، قابوسنامه، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران، 1352ش.

قائدان، اصغر، «ترجمه رساله التذکرة الهرویة فی فنون الحربیة»، فصلنامه تاریخ اسلام، سال هفتم، شمارۀ مسلسل 25، بهار 1385.

کلینی، محمدبن‌یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش.

ماوردی، ابوالحسن علی‌بن‌محمد‌بن‌حبیب، الاحکام‌ السلطانیة و الولایات الدینیة، تحقیق احمد مبارک البغدادی، کویت، جامعة الکویت، 1409ﻫ/1989م.

محلاتی، محمدجعفر، «اخلاق جنگ در متون ادبی و حماسی فارسی»، پژوهشنامه ادب حماسی، سال دوم، شماره 3، زمستان 1385.

محمد الرشیدی، محمد، تفریج الکروب فی تدبیر الحروب، تحقیق عارف احمد عبدالغنی، دمشق، دار کنان للطباعة و النشر و التوزیع، 1415ﻫ/1995م.

مدیری، محمد، «نقد و بررسی کتاب آداب الحرب و الشجاعه»، تاریخ‌پژوهی، سال چهارم، شماره ۱۲و۱۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۱.

مقریزی، احمدبن‌علی، السلوک لمعرفة دول الملوک، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بیروت، 1418ﻫ/1997م.

موزلی، الگزاندر،‌ «نظریه جنگ عادلانه»، ترجمه خشایار دیهیمی،‌ مهرنامه،‌ پاییز ۱۳۹۱. 

میرشریفی، علی، سرنوشت اسیر در اسلام بررسی تاریخی فقهی جنگ، اسارت، بردگی، تهران، سمت، 1395ش.

نوین، حسین، «نگاهی به کتاب آداب الحرب و الشجاعه نوشته مبارک‌شاه، آیین و فرهنگ مقاومت ایرانی»، کیهان فرهنگی، شماره ۱۹۸، فروردین ۱۳۸۲.

واقدی، ابی‌عبدالله محمدبن‌عمر، فتوح ‌الشام، تحقیق عبداللطیف عبدالرحمن، بیروت، لبنان، دارالکتب العلمیة، 1417ﻫ/1997م.

هرثمی شعرانی، مختصر سیاسة الحروب، تحقیق عبدالرووف عون، بی‌جا، الموسسة المصریة العامة للتالیف و الترجمة و الطباعة و النشر، بی‌تا.

الهروی، علی‌بن‌ابی‌بکر، التذکرة الهرویة فی الحیل الحربیة، بی‌جا، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا.

Athar, Ali, Military Technology and Warfare in the Sultanate of Delhi, Delhi, 2006.

Floor, Willem, Safavid Government Institutions, Mazda Publishers, 2001.

Irvine, Willam, The Army of the Indian Moghuls: its Organization and Administration, London, 1903. 

Orend, Brian, War Ethics, Standford University Enclopedia of Philosophy, 2005.

Walzer, M, and D. Miller, Pluralism, Justice and Equality, Oxford, 1995.



[1]. تاریخ دریافت:22/2/1397؛ تاریخ پذیرش: 25/4/1397

[2]. رایانامه، مسؤول مکاتبات: mnoormohammadi@gmail.com

[3]. پیش از نگارش نخستین آداب‌الحرب‌ شناخته‌شده (مختصر سیاسة الحروب اثر هرثمی شعرانی متعلق به دوره مأمون، خلیفه عباسی) بیشترِ مباحث مرتبط با جنگ و مسائل و موضوعات مربوط به نبرد در دل متون فقهی و از آن مهم‌تر در آثاری که می‌توان آنها را نوعی سیاست‌نامه با رویکرد فقهی دانست، منعکس شده است. جریان تولید این متون هم‌زمان با روی‌کارآمدن هارون، خلیفه عباسی، آغاز شده و در دوره‌های بعدی ادامه یافته است.

[4]. Grand Strategy 

[5]. برای نمونه‌هایی از محتوای مرتبط با جنگ و مسائل آن در سیاست‌نامه‌ها نک. ماوردی، 59؛ جاحظ، 177به‌بعد؛ خواجه نظام‌الملک، 54؛ برای مواردی دیگر نک. ثعالبی، 181؛ شیزری، 272.

[6]. Strategy

[7]. Tactic

[8]. Logistics

[9]. Paradigm

[10]. نک. ماوردی، 47-۷۳؛ هم‌چنین برای بحث مشابه در این باره نک. ابی‌یعلی الفراء،۴1-۴3. 

[11]. برای نمونه نک. فهرست الفیاض و عبدالغنی، 9-24؛ که تنها درباره متون تعلیمی نظامی مربوط ‌به کمان و فروسیه، (اعم از چاپ‌شده و نسخه خطی) است.  

[12]. Paradigm Shift

[13]. به‌گفته یکی از محققان: «ددمنشی هم‌چنان ادامه‌دار در جنگ، برخلاف کنوانسیون‌ها و دادگاه‌های بین‌المللی،‌ عده‌ای را به این باور می‌رساند که به‌کارگیری اخلاق در مورد جنگ کاری نشدنی است» (برای اطلاع از نظرات موافق و مخالف در این باب نک. موزلی،‌ 55-56). 

[14]. محلاتی، 94-95.

[15]. همانجا.

[16]. بسیاری بنیان این نظریه را که به‌عنوان یکی از تأثیرگذارترین نظریه‌ها در حوزه اخلاق جنگ طرح شده است، به سنت آگوستین نسبت داده‌اند (نک. Walzer, p.125). 

[17]. حاج اسماعیلی و حبیب‌اللهی، 33. 

[18]. Orend, 5.

[19]. برای اطلاع بیشتر نک. حاج اسماعیلی و حبیب‌اللهی، 33-35. 

[20]. موزلی، ۵۱.

[21]. این نظریه در قرن بیستم به‌طور جدی مورد توجه قرار گرفت؛ این توجه نتیجه واکنش به اختراع سلاح‌های اتمی و درگیرشدن آمریکا در جنگ ویتنام بود. مهم‌ترین متون در این باب، مانند جنگ‌های عادلانه و ناعادلانه مایکل والزر، اخلاق جنگِ برایه پاسکینر و مایکل داکریل، اخلاق، کشتار و جنگِ ریچارد نورمن، جنگ و عدالت بین‌المللیِ برایان اورند و در باب جنگ و عدالتِ مایکل والزر، عمدتا در جهان غرب پدید آمده‌اند (نک. همان، ۵۴).

[22]. برای بحثی تفصیلی درباره نظرات مختلف در باب اصالت جنگ یا صلح در اسلام (نک. برزنونی، 77-157). 

[23]. برای آشنایی با صلح‌گرایی مسلمانان از خلال عهدنامه‌های اعراب و ایرانیان در دوره فتوحات (نک. فروشانی، 50-119). 

[24]. در این باره نک. ادامه مقاله.

[25]. نک. فخر مدبر، 164به‌بعد. 

[26]. همانجا.

[27]. نک. نوین،‌ ۲۴-۲۹؛ مدیری، ‌41-51. 

[28]. نک. همان، 164. 

[29]. همانجا. 

[30]. مشخصات کتاب‌شناسی این اثر: فخر مدبر، محمدبن‌منصوربن‌سعید، آداب الحرب و الشجاعه، به سعی و اهتمام احمد سهیلی خوانساری، تهران، اقبال، 1346ش.

[31]. نک. همان، 169.  

[32]. نک. همان، 169-171.

[33]. همان، 173-174. 

[34]. مشخصات کتاب‌شناسی این اثر: عباسی، حسن‌بن‌عبدالله، آثار الاول فی ترتیب الدول، تحقیق عبدالرحمن عمیرة، بیروت، دارالجیل، 1409ﻫ/1989م.  

[35]. عباسی، 328. 

[36]. همانجا. 

[37]. همانجا. 

[38]. مشخصات کتاب‌شناسی این اثر: ابن‌منکلی، «التدبیرات السلطانیة فی سیاسة الصناعة الحربیة»، تحقیق صادق محمود الجمیلی، المورد، شماره 48، زمستان 1362ش. 

[39]. ابن‌منکلی، التدبیرات، 345. 

[40]. همانجا

[41]. همانجا. 

[42]. همان، 344. 

[43]. مشخصات کتاب‌شناسی این اثر: محمد الرشیدی، محمد، تفریج الکروب فی تدبیر الحروب، تحقیق عارف احمد عبدالغنی، دمشق، دارکنان للطباعه و النشر و التوزیع، 1415ﻫ/1995م.

[44]. اگرچه خوش‌رفتاری با اسرا و پرهیز از انتقام‌جویی و کشتن آنان مقولاتی است که در پایان عملیات نظامی در جنگ‌ها موضوعیت می‌یابد و ظاهرا از موارد مربوط به پس از نبرد است، به‌سبب آن‌که در صورت‌بندی نظریه جنگ عادلانه در بخش دوم (عدالت در هنگام جنگ) جای‌گرفته است، نمونه‌های مرتبط منعکس‌شده در آداب‌الحرب‌ها نیز در این بخش بررسی می‌شود. در نظریه جنگ عادلانه چنانکه پیش از این نیز توضیح داده شد، بخش عدالت هنگام نبرد به‌ مواردی مانند پیروی از قوانین بین‌المللی، عدم‌تعرض به غیرنظامیان، عدم‌استفاده از سلاح‌های غیرمتعارف و کشتار جمعی و روش‌های افراطی، خوش‌رفتاری با اسیران جنگی و پرهیز از انتقام‌جویی و کشتن اسرا اختصاص دارد (در این باره نک. پژوهش حاضر، ۵).

[45]. برای اشاراتی درباره خوش‌رفتاری با غیرنظامیان و اسرا در متون فقهی، حدیثی و تاریخی نک. طوسی، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، 293؛ همان، المبسوط فی فقه الامامیة، 2/13، 19؛ حلی، السرائر الحاوی، 2/7؛ همان، شرائع‌الاسلام، 1/279، 283؛ کلینی، 5/28؛ ابن‌هشام، 1/649؛ واقدی، 1/107؛ ابن‌کثیر، 3/310؛ هم‌چنین، برای اطلاع تفصیلی درباره اسیر و احکام آن در اسلام نک. میرشریفی، 121به‌بعد. 

[46]. مشخصات کتاب‌شناسی این اثر: هرثمی الشعرانی، مختصر سیاسة الحروب، تحقیق عبدالرؤوف عون، بی‌جا، الموسسه المصریه العامه للتالیف و الترجمه و الطباعه و النشر، بی‌تا.

[47]. نک. هرثمی شعرانی، 15. 

[48]. نک. هرثمی شعرانی، 48. 

[49]. نک. هروی، 25؛ هم‌چنین ترجمه قائدان، 202. 

[50]. همانجاها.

[51]. همانجاها.

[52]. محمد الرشیدی، 107؛ نیز نک. هرثمی شعرانی، 48؛ عباسی، 356؛ قابوس ‌بن‌ وشمگیر، 225.  

[53]. فخر مدبر، ۳۴۵.

[54]. همان، ۴۰1-۴۰2.

[55]. برای اطلاع از این نکات نظامی در باب تجهیز دوباره سپاه نک. هرثمی شعرانی، 55-56؛ فخرمدبر، 460-464؛ ابن‌منکلی، التدبیرات السلطانیه، 334؛ هم‌چنین، نک. مقریزی، 2/33.

[56]. نک. عمرو، 259. 

[57]. نک. حر عاملی، 11/43؛ واقدی، 1/58-59.

[58]. نک. حر عاملی، 11/43. 

[59]. نک. هرثمی شعرانی، 15. 

[60]. همانجا. 

[61]. همانجا؛ «و أن یستعمل الدعل و حسن السیرة و التفقد للصغیر و الکبیر مما فیه مصلحة رعیته، و أن یعتمد فی کل مایعمل به فی حربه طلب ما عند ربه، عزّ و جل، لیجتمع له به خیر الدنیا و الاخرة، فعسی قائل الان أن یقول: فقد نری البغاة الظلمة باهل العدل و الانصاف یظفرون، و نری الکفرة بالله علی اولیاء ینصرون، فلیعلم أن ذلک من تقدیر العزیز الحکیم فی خلقه، لما هو اعلم من مکنون غیبه».  

[62]. همان، 16. 

[63]. برای دیگر صفات اخلاقی فرمانده از نظر هرثمی شعرانی نک. 17-18؛ هم‌چنین، قس طرسوسی، 226.  

[64]. این متون در اصل سیاست‌نامه‌هایی‌اند که در آنها و در قیاس با دیگر سیاست‌نامه‌ها به جنگ و مسائل و موضوعات مربوط به آن به‌شکل مفصل و برجسته پرداخته شده است. از مهم‌ترین نمونه‌های این آثار می‌توان به التذکرة الهرویة اثر علی‌بن‌ابوبکر هروی، آداب ‌الحرب و الشجاعه اثر فخر مدبر و آثار الاول فی ترتیب الدول اثر عباسی اشاره کرد.

[65]. هروی، 16؛ ترجمۀ قائدان، 191؛ هم‌چنین قس فخر مدبر،452 که در بخشی از فصل سی‌ام اثرش بر اصل تسخیر قلب‌ها توسط سلطان و فرمانده اشاره و به گفته‌ای از رسول خدا(ص) با این محتوا: «جُبلت القلوب علی حب من احسن الیها و بغض علی من اساء الیها» استناد کرده است.

[66]. برای نمونه نک. فخرمدبر، 28به‌بعد؛ عباسی، 99به‌بعد. 

[67]. مشخصات کتاب‌شناسی این اثر: ابن‌منکلی، الادلة الرسمیة فی التعابی الحربیة، تحقیق محمودشیت خطاب، بغداد، مطبعة المجمع العلمی العراقی، 1409ﻫ/1988م.

[68]. نک. 163. 

[69]. همانجا: «إنّ هذا الدین متین، فاوغلوا فیه برفق، فانّ المنبَتَّ لا ارضا قطع و لاظهرا ابقی». 

[70]. نک. همان، 165. 

[71]. همانجا. 

[72]. همان، 166-167. درباره موارد مشابه و البته با ارزش کمتر نسبت به گفته‌های ابن‌منکلی نک. محمد الرشیدی، 57. 

[73]. معمولا آموزش‌های منظمی برای مهارت‌آموزی سربازان و آمادگی آنان برای نبرد در نظر گرفته می‌شد. این تمرین‌ها شامل آماده‌سازی بدنی، کسب مهارت در کاربرد سلاح‌های مختلف و نظایر این بود؛ برای آشنایی با آموزش‌های نظامی دربرخی از نواحی جهان اسلام و در میان برخی حکومت‌ها نک. فخرمدبر، 467-466؛ برنی، 319؛ حسن‌زاده کلشانی و جلیلی، 92-63؛

Athar, pp.32-37; Irvine, pp.185-189; Floor, 236-237. 

[74]. نک. هرثمی شعرانی، 15؛ فخرمدبر، 430؛ ابن‌منکلی، الادلة الرسمیة، 147؛ همان، التدبیرات‌ السلطانیة، 340.  

[75]. نک. همان، الادلة الرسمیة، 148. 

[76]. برای نمونه‌هایی از این دست تألیفات نک. ابن‌ابی‌عاصم، 128 به‌بعد؛ ابن‌جماعه، 38 به‌بعد.

[77]. نک. همانجاها. 

[78]. نک. ابن‌منکلی، الادلة الرسمیة، 168؛ همان، التدبیرات السلطانیة، 340-341؛ محمد الرشیدی، 59. 

[79]. نک. محمد الرشیدی، 50.

[80]. نک. هرثمی شعرانی، 21.

[81]. علاوه بر هرثمی شعرانی نک. هروی، 13؛ فخر مدبر، 164؛ عباسی، 148؛ ابن‌منکلی، الادلة الرسمیة، 155 به‌بعد؛ محمد الرشیدی، 50به‌بعد. 

[82]. سوره 3، آیه 159.

[83]. سوره 42، آیه 38.

[84]. نک. عباسی، 148؛ ابن‌منکلی، همان، 155. 

[85]. برای نمونه نک. محمد الرشیدی، 50. 

[86]. هرثمی، 21-22.  

[87]. هروی، 13. 

[88]. فخرمدبر، 165. 

[89]. نک. عباسی، 148. 

[90]. ابن‌منکلی، الادلة الرسمیة، 156. 

[91]. یکی از مسیحیانی که اسیر شد و ظاهرا اسلام آورد و مورد اعتماد یلبغا قرار گرفت. او اطلاعاتی از وضعیت مسلمانان را در اختیار مسیحیان قرار می‌داد و در جریان حمله و استیلای مسیحیان بر طرابلس کمک‌های سودمندی به آنان رساند (در این باره نک. طرابلسی، 1/178-179؛ سلیمان محمود، 156). 

[92]. یلبغا العری الناصری الخاصکی؛ او اتابک سلطان ملک اشرف شعبان‌بن‌حسین بود که در سال 774ﻫ به ‌دست ممالیک به قتل رسید (در این باره نک. ابن‌تغری بردی، 11/39-40). 

[93]. ابن‌منکلی، الادلة الرسمیة، 156-157. 

[94]. همان، 159-162.

[95]. روایت او مربوط است به مشورت پیامبر(ص) در نبرد بدر و خیبر (در این باره نک. ابن‌هشام، 2/ 192؛ واقدی، 2/643). 

[96]. نک. محمد الرشیدی، 50-56. 

ابن ابی‌عاصم، السبیل الهاد الی تخریج احادیث کتاب الجهاد، تحقیق و مقدمه ابوعبدالرحمن مساعدبن‌سلیمان الراشد الحمید، دمشق، دارالقلم، 1409ﻫ/1989م.

ابن‌تغری بردی، جمال‌الدین ابوالمحاسن، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهرة، 1348ﻫ.

ابن‌جماعة، مختصر فی فضل الجهاد، تحقیق اسامة ناصر النقشبندی، دمشق، دارالوثائق، 1428ﻫ/2008م.

ابن‌کثیر، ابوالفداء اسماعیل‌بن‌عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دارالفکر، 1407ﻫ.

ابن‌منکلی، «التدبیرات السلطانیة فی سیاسة الصناعة الحربیة»، تحقیق صادق محمود الجمیلی، المورد، شماره 48، زمستان 1362ش.

همو، الادلة الرسمیة فی التعابی الحربیة، تحقیق محمود شیت خطاب، بغداد، مطبعه المجمع العلمی العراقی، 1409ﻫ/1988م.

ابن‌هشام، السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا، دمشق، دارالخبر، بی‌تا.

ابی‌یعلی الفراء، محمدبن‌الحسین،‌ الاحکام السلطانیة،‌ چاپ محمد حامد الفقی،‌ بیروت، لبنان،‌ دارالکتب العلمیة،‌ ۱۴۲۱ﻫ/۲۰۰۰م.

باقری،‌ سمیه و محمدی‌بخش،‌ لیلا،‌ «اخلاق نظامی پیامبر(ص) در جنگ»، بصیرت و تربیت اسلامی،‌ سال دهم،‌ شماره ۲۶،‌ پاییز ۱۳۹۲. 

برزنونی، محمدعلی، «اسلام، اصالت جنگ یا اصالت صلح؟»، مجله حقوقی بین‌المللی، شماره 33، پاییز و زمستان 1384.

برنی، ضیاء‌الدین، تاریخ فیروزشاهی، کلکته، 1862م.

ثعالبی، ابی‌منصور عبدالملک‌بن‌محمد‌بن‌اسماعیل، آداب‌الملوک، چاپ جلیل العطیة، بیروت، لبنان، دارالغرب الاسلامی، 1990م.

جاحظ، کتاب التاج، چاپ احمد زکی باشا، قاهرة، مطبعة الامیریة، 1332ﻫ/1914م.

حاج اسماعیلی، محمدرضا و حبیب‌اللهی، مهدی، «بررسی و تحلیل نظری اخلاق جنگ در قرآن و حدیث»، پژوهش‌نامۀ اخلاق، سال پنجم، شماره 15، بهار1391.

حر عاملی، وسائل الشیعة، بیروت، مکتبه‌الاسلام، بی‌تا.

حسن‌زاده کلشانی، جعفر و جلیلی، مهدی، «طباق آموزشکده‌های نظامی دولت ممالیک»، تاریخ و تمدن اسلامی، شماره 21، بهار و تابستان13۹۴.

حلی، محمدبن‌منصوربن‌احمد، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزۀ علمیه قم، 1410ﻫ.

حلی، نجم‌الدین جعفربن‌حسن، شرائع ‌الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم، موسسه اسماعیلیان، 1408ﻫ.

خواجه نظام‌الملک، سیاستنامه، چاپ جعفر شعار، تهران، شرکت سهامی کتابهای جیبی، 1375ش.

سلیمان محمود، حسن، لیبیا بین الماضی و الحاضر، قاهرة، 1962م.

شیزری، عبدالرحمن‌بن‌نصربن‌عبدالله، النهج المسلوک فی سیاسة الملوک، چاپ محمد احمد دمج، بیروت، لبنان، دارالمنال، 1994م.

طرابلسی، احمد نائب الانصاری، المنهل العذب فی تاریخ طرابلس الغرب، بی‌جا، بی‌تا.

طرسوسی، مرضی‌بن‌علی‌بن‌مرضی، موسوعة الاسلحة القدیمة الموسوم تبصرة ارباب الالباب فی کیفیة النجاة فی الحروب من الانواء و نشر اعلام الاعلام فی العدد و الآلات المعینة علی لقاء الاعداء، تحقیق کارین صادر، بیروت، دارصادر، 1998م.

طوسی، ابوجعفر محمدبن‌حسن، المبسوط فی فقه الامامیه، تهران، المکتبه المرتضویه، 1387ﻫ.

همو، النهایه فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دارالکتاب العربی، 1400ﻫ.

عباسی، حسن‌بن‌عبدالله، آثار الاول فی ترتیب الدول، تحقیق عبدالرحمن عمیرة، بیروت، دارالجیل، 1409ﻫ/1989م.

عمرو، عبدالله‌بن‌محمد، «المنهج فی رعایة القادة فی عهد النبوی و عهد الخلافة الراشدة»، جامعة الامام محمدبن‌سعود الاسلامیة، العدد52، شوال1426.

فخر مدبر، محمدبن‌منصوربن‌سعید، آداب الحرب و الشجاعه، به سعی و اهتمام احمد سهیلی خوانساری، تهران، اقبال، 1346ش.

فروشانی، نعمت الله، «درآمدی بر صلح‌نامه‌های مسلمانان با ایرانیان در آغاز فتح ایران»، تاریخ اسلام، شماره 702، تابستان 1379.

الفیاض، زیاد محمود و عبدالغنی، عارف احمد، تحقیق و مقدمة بغیة المرام و غایة الغرام فی رمی السهام، دمشق، دار کنان للنشر و التوزیع، 1431ﻫ/2010م.

قابوس‌بن‌وشمگیر، قابوسنامه، چاپ غلامحسین یوسفی، تهران، 1352ش.

قائدان، اصغر، «ترجمه رساله التذکرة الهرویة فی فنون الحربیة»، فصلنامه تاریخ اسلام، سال هفتم، شمارۀ مسلسل 25، بهار 1385.

کلینی، محمدبن‌یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش.

ماوردی، ابوالحسن علی‌بن‌محمد‌بن‌حبیب، الاحکام‌ السلطانیة و الولایات الدینیة، تحقیق احمد مبارک البغدادی، کویت، جامعة الکویت، 1409ﻫ/1989م.

محلاتی، محمدجعفر، «اخلاق جنگ در متون ادبی و حماسی فارسی»، پژوهشنامه ادب حماسی، سال دوم، شماره 3، زمستان 1385.

محمد الرشیدی، محمد، تفریج الکروب فی تدبیر الحروب، تحقیق عارف احمد عبدالغنی، دمشق، دار کنان للطباعة و النشر و التوزیع، 1415ﻫ/1995م.

مدیری، محمد، «نقد و بررسی کتاب آداب الحرب و الشجاعه»، تاریخ‌پژوهی، سال چهارم، شماره ۱۲و۱۳، پاییز و زمستان ۱۳۸۱.

مقریزی، احمدبن‌علی، السلوک لمعرفة دول الملوک، چاپ محمد عبدالقادر عطا، بیروت، 1418ﻫ/1997م.

موزلی، الگزاندر،‌ «نظریه جنگ عادلانه»، ترجمه خشایار دیهیمی،‌ مهرنامه،‌ پاییز ۱۳۹۱. 

میرشریفی، علی، سرنوشت اسیر در اسلام بررسی تاریخی فقهی جنگ، اسارت، بردگی، تهران، سمت، 1395ش.

نوین، حسین، «نگاهی به کتاب آداب الحرب و الشجاعه نوشته مبارک‌شاه، آیین و فرهنگ مقاومت ایرانی»، کیهان فرهنگی، شماره ۱۹۸، فروردین ۱۳۸۲.

واقدی، ابی‌عبدالله محمدبن‌عمر، فتوح ‌الشام، تحقیق عبداللطیف عبدالرحمن، بیروت، لبنان، دارالکتب العلمیة، 1417ﻫ/1997م.

هرثمی شعرانی، مختصر سیاسة الحروب، تحقیق عبدالرووف عون، بی‌جا، الموسسة المصریة العامة للتالیف و الترجمة و الطباعة و النشر، بی‌تا.

الهروی، علی‌بن‌ابی‌بکر، التذکرة الهرویة فی الحیل الحربیة، بی‌جا، مکتبة الثقافة الدینیة، بی‌تا.

Athar, Ali, Military Technology and Warfare in the Sultanate of Delhi, Delhi, 2006.

Floor, Willem, Safavid Government Institutions, Mazda Publishers, 2001.

Irvine, Willam, The Army of the Indian Moghuls: its Organization and Administration, London, 1903. 

Orend, Brian, War Ethics, Standford University Enclopedia of Philosophy, 2005.

Walzer, M, and D. Miller, Pluralism, Justice and Equality, Oxford, 1995.