اندیشه‌های سیاسی- مذهبی عثمان دان فودیو

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

مدیر گروه تاریخ و تمدن اسلامی پژوهشگاه امام صادق

چکیده

شیخ­عثمان دان فودیو (د. 1233ﻫ/1817م) را می­توان مهم­ترین رهبر اصلاح­طلب غرب آفریقا دانست. قیام وی در سال 1218ﻫ/ 1804م نقطه عطفی در احیای اسلام در منطقه غرب آفریقا محسوب می­شود. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، در پی پاسخ­گویی به این پرسش است که قیام عثمان دان فودیو و حکومت وی مبتنی بر چه اندیشه­های سیاسی و مذهبی بوده­است؟ براساس یافته‌های پژوهش از دیدگاه عثمان بین دین و سیاست جدایی وجود ندارد. در اندیشه دینی و سیاسی او، پذیرش ولایت کفار و هرگونه همراهی با آنان حرام و تشکیل حکومت اسلامی واجب است. شیخ برای حکومت اسلامی الگوی جامعی طرح، و نهادهای اجرایی و شیوه اداره آنها را مشخص کرده­ که عمدتا بر مبنای بازگشت به ارزش­های صدر اسلام است.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Osman-Dan Fodio’s Political-Religious Thoughts

نویسنده [English]

  • habib zamani mahjoub
Director of Islamic History and Civilization Department of Imam Sadiq Research Center
چکیده [English]

Osman-Dan Fodio (1717-1745) can be considered as the most important reformist leader in West Africa. His uprising in 1804 is a turning point in the revival of Islam in the West African region. This paper, by descriptive-analytic method, seeks to answer the question of what Uthman Dad Fodio's uprising and rule were based on what kinds of religious political thought? According to the findings of this study, there is no separation between religion and politics in Sheikh Uthman point of view. In his religious and political thought, accepting the infidels and accompanying them is forbidden and trying to form an  Islamic government is an obligation. The Sheikh has designed a comprehensive model for the Islamic government and has defined the executive agencies and their management practices, mainly based on the return to the early values of Islam.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Osman dan Fodio
  • Hausa
  • Sucut caliphate
  • religious reform

 

اندیشه‌های سیاسی- مذهبی عثمان دان فودیو[1]

حبیب زمانی محجوب[2]

استادیار گروه تاریخ و تمدن اسلامی، پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع)، تهران، ایران

 

چکیده

شیخ­عثمان دان فودیو (د. 1233ﻫ/1817م) را می­توان مهم­ترین رهبر اصلاح­طلب غرب آفریقا دانست. قیام وی در سال 1218ﻫ/ 1804م نقطه عطفی در احیای اسلام در منطقه غرب آفریقا محسوب می­شود. این مقاله، با روش توصیفی تحلیلی، در پی پاسخ­گویی به این پرسش است که قیام عثمان دان فودیو و حکومت وی مبتنی بر چه اندیشه­های سیاسی و مذهبی بوده­است؟ براساس یافته‌های پژوهش از دیدگاه عثمان بین دین و سیاست جدایی وجود ندارد. در اندیشه دینی و سیاسی او، پذیرش ولایت کفار و هرگونه همراهی با آنان حرام و تشکیل حکومت اسلامی واجب است. شیخ برای حکومت اسلامی الگوی جامعی طرح، و نهادهای اجرایی و شیوه اداره آنها را مشخص کرده­ که عمدتا بر مبنای بازگشت به ارزش­های صدر اسلام است.

 

کلید­واژه­ها: اصلاح دینی، خلافت سوکوتو، عثمان دان فودیو، هاوسا.

 

 

 

 

 

 

مقدمه

عثمان بن محمد بن عثمان بن صالح بن هارون بن محمد غُورْطُ بن محمد جُبَّ، مشهور به دان فودیو[3] در متون هاوسایی، و معروف به بن­فودی در متون عربی، در صفر سال 1168 (دسامبر 1754) در شهر مَرط (مَرَتّ)[4] در ناحیه گوبیر[5] به دنیا آمد.[6] پس از تولد عثمان، خانواده­اش به شهر دگل[7] (طِغِل) آمدند و وی در این شهر بالید.[8] قرآن را نزد پدرش آموخت و آن را حفظ کرد. وی افزون بر کسب علوم مختلف از علمای دگل، به آغادیس[9] رفت و سالی را به مجالست با جبرئیل بن عمر،[10] از علمای صوفی برجسته منطقه، گذراند و به تحصیل نزد وی پرداخت[11] و خیلی زود به مراتب علمی بالا دست یافت.

شیخ عثمان از دوره جوانی در اندیشه تبلیغ دین و اصلاح جامعه نابسامان خویش بود و عملا از سال 1188ﻫ/ 1774م فعالیت­های تبلیغی خود را در سودان مرکزی[12] آغاز کرد. او از محلی به محل دیگر می­رفت و با دعوت مردم به رجوع دوباره به اسلام،[13] حرکت اصلاحی خود را تبلیغ می­کرد و بسیاری از حامیان جنبش وی در نقاط مختلف سرزمین هاوسا[14] در همین سفرهای تبلیغی به او پیوستند. [15]

شیخ­عثمان در آغاز، به­دلیل آشنایی عمیق با فقه مالکی و دارابودن تألیفات گوناگون، از نفوذ معنوی در دربار پادشاهی منطقه گوبیر برخوردار بود. از این­رو نخستین مراحل انقلاب وی بر مبنای موعظه و تذکر به شیوه زندگی شرک­آمیز نجبا و حاکمان گوبیر بود. وی با قرائت آیات صریح قرآن درباره وعده جهنم به گنهکاران، اشراف گوبیر را انذار می­کرد و با وعده بهشت برای پیروانش، آنان را تسکین می­داد و روحیه ­می­بخشید. [16]

شیخ­عثمان در جریان تبلیغات و ارشاد «باوا جان گوارزو»[17]، امیر سال‌خورده گوبیر و جانشینانش، به­طور فزاینده­ای درگیر مسائل سیاسی شد. شیخ در نخستین دیدار با او پس از نماز عید قربان 1193ﻫ/1779م، از وی خواست به علما احترام گذارد، زندانیان را آزاد کند و از اخذ مالیات­های بیش از اندازه از رعایا خودداری ورزد؛[18] اما نصیحت­های شیخ­عثمان بر امرای گوبیر تأثیری نداشت و لجاجت و رفتار نادرست آنان شیخ را از ترغیب مسالمت­آمیزشان به اجرای شریعت اسلامی را ناامید ساخت.[19]

شیخ­عثمان مرحله بعدی جنبش خود را با اعتراض به روش زندگی امرای منطقه و درباریان و جامعه اشرافی طرفدار آنها آغاز کرد. وی در اعتراض به حکومت زمانه‌اش، به­شدت بر خودکامگی، فساد، ظلم و عدم رعایت اصول اسلامی آنان می‌تاخت و حکمرانان هاوسایی را به­علت گرفتن مالیات­های غیرعادلانه، مصادره اموال، رشوه­خواری و هدیه­گیری، خدمت اجباری افراد در ارتش، جنگ‌های بی‌حاصل برای گرفتن غنایم، و مجاز شمردن پرستش بت­ها مورد انتقاد قرار داد. اختیار کردن همسران بسیار، پوشیدن جامه‌های فاخر، اعتقاد به طلسم، پیش­گویی و تردستی از دیگر انتقادهای عثمان به حکمرانان هاوسایی بود.[20] شیخ­­عثمان در همین جهت کتاب‌هایی مانند تحذیر اهل الایمان من التشبّه بأهل الکفر و العصیان، و تنبیه الغافلین و تذکیر العارفین و الامر بموالاة المؤمنین والنّهی عن موالاة الکافرین را به رشته تحریر درآورد.[21]

باوا جان گوارزو در سال 1789م مرد و پس از دو امیر دیگر(یعقوب: 1789-1794م و نافاتا: 1794-1801م) در سال 1802م حکومت به «یونفا» رسید. سلطان تازه در پی بهبود روابط خود با عثمان برآمد؛ اما انتقادهای شیخ به تیره­شدن روابط این دو انجامید و یونفا نیز پس از مدتی از شیخ­عثمان روی برتافت. هم‌زمان با افزایش شکاف میان طبقه حاکم و طرفداران عثمان، درباریان گوبیر کوشیدند شیخ را با مال و مقام اغوا نمایند که وی نپذیرفت. در مرحله بعد در پی ترور شیخ برآمدند که موفق نشدند؛ در نتیجه به آزار و فشار بر پیروان شیخ دست یازیدند؛ آزادی‌های مذهبی را محدود کردند و مردان مسلمان را از گذاشتن عمامه بر سر و زنان مسلمان را از بستن روبند منع[22] و گرویدن به اسلام را ممنوع ساختند و دستور دادند تازه­مسلمانان به دین پیشین خود بازگردند.[23]

در این اوضاع بحرانی و با افزایش تهدیدات حکومت، عثمان ماندن در گوبیر را به­صلاح ندید و در اوایل 1804م همراه یارانش (حدود پنج هزار نفر) به «گودو»، خارج از حوزه حکمرانی گوبیر در شمال کشور نیجریه امروز، هجرت کرد.[24] وی این سفر را هجرت از دارالکفر به دارالاسلام خواند،[25] ولی حکمران گوبیر آن را را شورش قلمداد کرد و لشکری برای سرکوبشان فرستاد که مسلمانان فولانیِ[26] پیرو شیخ به مقابله برخاستند و درگیری میان طرفین آغاز شد.[27]

شیخ­عثمان در گودو با تمسک به آیاتی از قرآن در زمینه جهاد و دفاع، مردم را به برانداختن سلاطین کفر و اقامه نظام عدل اسلامی فراخواند. وی سپس پیروانش را به فراگیری فنون رزم و تهیه تجهیزات جنگی تشویق و آماده جهاد کرد و افزون بر این سلطان گوبیر را به­علت حمله به مسلمانان کافر خواند و برضد او اعلام جهاد کرد؛[28] اما تا سال 1218ﻫ/ 1804م رویارویی مستقیمی با امرای گوبیر رخ نداد. در نخستین درگیری مستقیم و نابرابر میان فولانی­هایِ مسلمان و امرای گوبیر شیخ عثمان در این سال توانست با همیاری و شجاعت یاران انقلابی­اش پادشاهی گوبیر را شکست دهد.[29]

در سال 1804-1808م با تصرف شهرهای زاریا[30]، کانو[31] و کتسینا[32] و براندازی امیرنشین‌های هاوسایی و اتحاد سرزمین­های پهناور تحت لوای اسلام، حکومت اسلامی قدرتمندی در غرب آفریقا به نام «خلافت سوکوتو»، که آمیزه­ای از حکومت اسلامی و نظام سلطنتی هاوسایی بود، بنیان نهاد.[33] در این حکومت شیخ­عثمانْ خلیفه و فرزندش محمد بلّو[34] (مستقر در بَرنو و سپس سوکوتو) به­همراه برادرش عبدالله بن فودی[35] (مستقر در گواندو) نایبان وی محسوب می­شدند. شیخ­ پس از تحقق دعوت و پیروزی جنبش از اداره امور دولت کنار رفت و برای تسهیل اداره کشور، در سال 1812م دولت را به دو بخش تقسیم کرد: بخش شرقی را به محمد بلو و بخش غربی را به برادرش عبدالله سپرد و خود به تدریس و تألیف روی آورد.[36] شیخ عثمان در آوریل 1817م/ 1233ﻫ در سن 63 سالگی درگذشت و فرزندش، محمد بلّو(1817-1837م)، جانشین وی شد.[37]

خلافتی که عثمان دان فودیو بنیان نهاد، صد سال (1218/ 1321ﻫ/ 1804-1904م) پایید. در این مدت 13 امام بر مسند قدرت تکیه زدند، اما با افزایش فساد اداری و ضعف خلافت قدرت­های استعماری بریتانیا، فرانسه و آلمان در پایان قرن نوزدهم به سرزمین هاوسا هجوم آورده، آن را بین خود تقسیم کردند و سرانجام در سال 1903م  سِر فردریک لوگارد،[38] فرمانده ارتش بریتانیا، با حمله به منطقه سوکوتو نخست شهر کانو و در پی آن سوکوتو سقوط کرد و محمد طاهر اول (ابن احمد عتیق)، آخرین امام خلافت سوکوتو، به­همراه هزاران نفر در برمی[39] کشته شد؛ هرچند دولت بریتانیا پس از این کشتار خلافت سوکوتو را به محمد طاهر دوم (ابن علی بابا) سپرد، اما در 1904م وارد سوکوتو شدند و این سرزمین از آن پس جزء کشور تحت­الحمایه نیجریه گردید.[40]

عمده تحقیقات انجام­شده درباره عثمان دان فودیو، بر قیام و جنبش شیخ­عثمان تمرکز دارند[41] و داده­های آنها در مورد اندیشه­­های سیاسی و مذهبی شیخ­عثمان پراکنده و فاقد انسجامند. نگارنده در این نوشتار می­کوشد ایده‌ها و اندیشه‌های سیاسی­ ـ مذهبی دان فودیو را از مطاوی سخنان و آثار او[42] جمع­آوری و بررسی کند و مهم­ترین مؤلفه‌های اندیشه وی را در زمینه حکومت اسلامی آشکار سازد.

 

اندیشه­های شیخ عثمان دان فودیو درباره حکومت اسلامی

1. عدم پذیرش ولایت کفار

عثمان دان فودیو قدم نخست حرکت اصلاحی خویش را با تشریح وضع موجود و دعوت مردم به دوری­ گزیدن از موالات کافران و نیز عدم پذیرش ارزش‌ها و عادات جاهلیت برداشته­ است. وی ولایت کفار، تلبس به زِیّ کافران، همراهی و همکاری با ظالمان و فاسقان را رد کرده و در برخی آثار خود مانند تحذیر اهل الایمان بر این موارد تأکید می­نماید.[43]

شیخ­عثمان، در کتاب نورالالباب، ساکنان بلاد هاوسا را به سه گروه تقسیم می­کند: کسانی که به اسلام عمل می­کنند و اعمال کفرآمیز در رفتار و کردارشان دیده نمی­شود، این گروه مورد تأیید است؛ کسانی که اسلام و کفر را مخلوط کرده و رفتارشان متناقض با اسلام است، این گروه در شمار کفار محسوب می­شوند؛ گروه سوم کسانی­اند که کافر متولد شده و هیچ آشنایی با اسلام نمی­یابند، لذا مقررات اسلام در مورد آنها اجرا نمی­شود.[44]

شیخ در فصل چهارم و پنجم کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام واقامة الجهاد[45] موالات با کافران را حرام و موالات با مؤمنین را واجب می­شمارد.[46] وی بر این تأکید دارد که نباید هیچ نوع دوستی و هم‌نشینی میان مومن و کافر، حتی در صورت رابطه نسبی، برقرار باشد؛ برعکس، مؤمنان باید برای جهاد با آنها برخیزند. وی هم‌چنین تقیه و ترس را، از کفار به­ویژه پس از قوت و استحکام اسلام، به هیچ وجه جایز نمی­شمرد.[47]

از دیدگاه شیخ­عثمان اگر حاکم منطقه اسلامی غیر مسلمان باشد آن منطقه غیر اسلامی است و بنا بر اندیشه وی کافران نمی­توانند بر مسلمین حکومت کنند و مسلمانان نیز نباید سلطه آنان را بپذیرند. او در کتاب­های فقهی خود وظایف مسلمانان را در قبال حکام بی­دین بیان کرده­ است. شیخ مسلمانانی را که کفار را برضد برادران مسلمان خود یاری می‌رسانند، تکفیر می­کند. در اندیشه دان فودیو قیام بر ضد حکام فاسد بومی بسیار اهمیت دارد. وی از آغاز حرکت اصلاحی خویش به عملیات نظامی برضد مخالفان بومی معتقد بود و قیام خود را جنگی مقدس برضد مفسدان فی­الارض می­دانست. شیخ هنگام قیام برضد حاکمان گوبیر، نمایندگانی نزد ملوک هاوسا و بُرنو فرستاد و از آنها یاری خواست که برای وی نتیجه­ای در پی نداشت؛ از این­رو آنجا را بلاد کفر خواند و مسلمانان این مناطق را به هجرت از سرزمینشان (دارالکفر) به سرزمین­های اسلامی (دارالاسلام) فراخواند و مسلمانانی را که در این سرزمین­ها باقی ماندند، تکفیر کرد.[48]

 

2. جهاد

از عثمان دان فودیو با لقب «مجاهد» و «مجدد و احیاگر اسلام در هاوسا» یاد می­شود.[49] سنت اصلاح­طلبی عثمان تاحدودی از افکار علمای متقدم نشأت می­گرفت؛[50] یکی از این افراد محمد بن عبدالکریم مُقیلی (المُغیلی) بود.[51] دان فودیو با الهام از عقاید مقیلی اندیشه­های جهاد خود را تدوین و ترویج نمود.[52] از نظر شیخ عثمان جهاد در هر زمان بر همگان واجب کفایی است.[53]

عثمان دان فودیو فصل دوازدهم تا پنجاهم کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد را به بحث جهاد و ابعاد آن اختصاص داده است. وی در فصل دوازدهم این کتاب، تحت عنوان «فی ترغیب الناس فی الجهاد»، با استناد به آیات قرآن و احادیث نبوی، وجوب جهاد را برای پاسداری از اسلام و حکومت اسلامی اثبات می­کند و در فصل­های بعدی به تشریح انواع جهاد و مقاتله پرداخته، قوانینی را که باید هنگام جهاد مراعات نمود، بر می­شمارد و سپس مواردی مانند ترغیب مردمان به جهاد، استمرار وجوب جهاد، حد جهاد، شروط وجوب جهاد، فرائض جهاد، حکم قتال در ماه­های حرام، احکام مربوط به جهاد و مجاهدان را مطرح می­کند.

عثمان در کتاب سراج الإخوان نیز به جهاد اشاره کرده و مسائلی مانند حکم جهاد با اقوام ناآگاه به دین و احکام اسلام و محاربان مسلمان و کسانی را که با امرای اسلامی بیعت نمی‌کنند، آورده ­است.[54]

مسأله جهاد در اندیشه خلفای سوکوتو چنان اهمیت داشت که عبدالله بن فودی نیز در کتاب ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل فصلی را با عنوان «فی أمور الجهاد فی سبیل الله» به جهاد اختصاص داده و مسائل و احکام جهاد را در آن تشریح کرده ­است. [55]

 

3. ضرورت تأسیس و تشکیل حکومت اسلامی

عثمان دان فودیو، در کنار نفی سلطه کفار و جهاد با آنها، ضرورت وجود حکومت عدل اسلامی را مطرح می‌کند که مهم‌ترین اقدام وی و شاید به­مراتب سخت‌تر از مبارزات مسلحانه در حرکت اصلاحی او بوده است. طرح کلی اندیشه­های عثمان درباره حکومت اسلامی در کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام واقامة الجهاد آمده است. وی در این کتاب می­کوشد با استناد به آیات قرآن و احادیث نبوی تأسیس حکومت اسلامی را به­عنوان واجبی شرعی اثبات نماید. وی در فصول نخستین این کتاب سه مرحله برای تشکیل حکومت اسلامی بر می شمارد: دعوت به اسلام و تبلیغ برای جمع آوری نیرو؛ هجرت از سرزمین کفر به سرزمین اسلام و انتخاب و بیعت با امام؛ و جهاد با کفار و دشمنان برای تأسیس حکومت اسلامی.[56]

در میان این مراحل، شیخ­عثمان بر مسأله هجرت تأکید بیشتری داشته­ است. وی طبق کتاب و سنت و اجماع، هجرت از بلاد کفر را بر همه مسلمانان واجب دانسته، هیچ عذری را برای ترک آن جایز نمی­شمارد، مگر برای مستضعفان که آن را نیز مستند بر قرآن[57] می­داند.[58] او بیشتر نواحی بلاد سودان را به دلیل غلبه کافران یا سلطه کافران از بلاد کفر شمرده و بر همین اساس، هجرت از آنها را واجب دانسته است.[59] شیخ عثمان در فصل دوم کتاب وجوب الهجرة علی العباد با استناد به حدیثی از صحیح بخاری[60] حکم می­کند که هجرت فقط تا زمان سلطه کفار جایز است و پس از فتح، جایز نیست؛ چنان­که پیامبر(ص) نیز پس از فتح مکه هجرت را جایز نمی­دانست.[61] وی در فصل سوم کتاب، با استناد بر آیات قرآن درباره تمجید مهاجران و انصار، به ثنای شأن و جایگاه مهاجران و پناه­دهندگان به آنها می­پردازد.[62]

 

4. نصب امام و اطاعت از وی

عثمان دان فودیو در کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد، وجوب اقامه حکومت اسلامی را به زعامت امامی جامع‌الشرایط مطرح می­کند. وی در فصل ششم کتاب به شرح ضرورت تعیین امام و رهبر و پیروی از وی می­پردازد.[63] شیخ عثمان به پیروی از بزرگان و علمای پیشین اهل سنت و نیز اجماع مذاهب اربعه، نصب امام و اطاعت از وی را واجب شرعی می‌داند و تأکید می‌کند که این وجوب «شرعی و اجماعی» است. سپس با ذکر شواهدی می‌گوید: اختلاف پیشینیان در امر خلافت و این­که چه کسی لیاقت احراز این منصب را دارد، جدا از اتفاق نظر آنها بر وجوب نصب این مقام است و  از این­رو احدی نگفته ­است که اساسا احتیاجی به وجود امام نیست. شیخ معتقد است «امامت» ریاست و رهبری عامه مسلمین در امور دینی و دنیایی آ‌نها به نیابت از پیامبر اکرم(ص) است و خطاب شرع به امت اسلامی از زمان وفات پیامبر(ص) تا روز قیامت را شامل می‌شود.[64]

به دنبال اثبات و تبیین مقام امامت، عثمان بیعت با امام و وجوب اطاعت از امام را با استناد بر آیات قرآن و احادیث تبیین می­کند.[65] وی تعدد امام در یک زمان و مکان را جایز نمی­داند[66] و امام را فردی می‌داند که با احراز شرایط شرعی، برتری بلامنازع بر سایر علمای دینی یافته و تبدیل به رهبر دین و شریعت در زمان خود شده باشد. درباره نحوه تعیین فردی برای منصب امامت، با رجوع به تاریخ و تتبع روشی که شیخ­عثمان پیموده است، این نتیجه حاصل می‌شود که وی پیروی عمومی از وی و به دنبال آن، اقامه حکومت اسلامی را به عنوان تأیید امت و بیعت عموم دانسته است.[67] وی به تبعیت بزرگان قوم یا حتی مردم یک منطقه، اکتفا ننمود و پای به مرحله هجرت نهاد و در مسیر خود با مردم و رؤسای قبایل مختلف دیدار می‌کرد و پس از ابلاغ تکالیف اسلامی از آنان بیعت می‌گرفت.

شیخ عثمان خروج برضد امام و رهبر جامعه اسلامی را حرام و عزل او را فقط درصورت کافرشدن جایز می­داند؛[68] حتی ارتکاب فسق و فجور امام را موجب عزل وی نمی‌داند؛[69] زیرا شیخ در فصل هفتم کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد، 11 شرط برای تعیین امام برمی­شمارد[70] که با حصول چنین شروطی احتمال این­که امام از مسیر اسلام خارج شود و به فسق و فجور گراید، بسیار اندک است.

عثمان دان فودیو بر مبنای اندیشه امامت، لقب «امیرالمؤمنین» را برای خود برگزید[71]  و در خور ذکر است که این لقب یا معادل هاوسایی آن، سارکین موسولمی[72] (رئیس مسلمانان)، را تنها عثمان و پسرش محمد بلو به‌کار می‌بردند[73] و با انحراف خلافت و گرایش حاکمان سوکوتو به اشرافیت، به­تدریج لقب سلطان جایگزین امیرالمؤمنین شد.[74]

 

5. مهدویت

در قیام عثمان دان فودیو، دو عنصر تصوف[75] و مهدویت[76] جایگاهی ویژه دارد. وی به ادعای خود در 1794م به کمالات عرفانی دست یافت و شیخ عبدالقادر گیلانی در رؤیا بر او ظاهر شده، او را به نمایندگی خود در منطقه برگزید و به وی لقب امام قدیس داد و  «شمشیر حق» را به وی بخشید تا آن را برضد دشمنان خدا به­کار برد. از آن پس وی امام اولیا خوانده شد و به «شمشیر حقیقت» معروف گشت.[77] این رابطه­های عرفانی شیخ را در نگاه مردمان به مقام مصلح مجاهد منصوب از جانب خدا ارتقا داد. بسیاری از فولانی­ها وی را مهدی منتظر می­دانستند؛ هرچند خود این را انکار می­کرد[78] و خود را تنها «مجدد قرن»[79] می­دانست و تلویحا تأکید داشت که آخرین مجدد است و مهدی منتظر پس از او خواهد آمد. وی از پیشگویی­های جلال­الدین سیوطی[80] درباره ظهور مهدی بهره می­گرفت تا ثابت کند ظهور مهدی امری قطعی و نزدیک است. شیخ عثمان چندین کتاب مانند تنبیه الامة علی قرب هجوم أشراط الساعة، الخبر الهادی إلی أمر الإمام المهدی، تحذیر الإخوان من المهدیة الموعودة آخر الزمان، و نصیحة اهل الزمان را در همین موضوع نوشت و در آن به وقایعی مانند خروج دجّال و نزول حضرت عیسی اشاره و تصریح کرده­ که مهدی(عج) از ذریه فاطمه است.[81] وی در فصل هفتم کتاب نصیحة اهل الزمان تکذیب­کنندگان مهدی موعود و ظهورش را کافر و مرتد شمرده­ است.[82]

گویا همین وعده ظهور مصلح جهانی و اطمینان بخشیدن به پیروانش در این زمینه و نزدیک­ انگاشتن آخرالزمان در پیشرفت قیام عثمان دان فودیو و آمادگی برای قیام و نهضت اصلاحی  وی تأثیر بسزایی داشته است.[83] به اعتقاد هیسکت شرایط دشوار زندگی تحت حکومت حاکمان آن دوره که به افکار آخرالزمانی دامن می­زد، سبب شد تا بسیاری از مردمان او را مهدی و کامل­کننده کار پیامبران بپندارند.[84]

 

6. ارائه الگوی جامع حکومت اسلامی

اقدام مهم دیگر عثمان دان فودیو ارائه طرح‌ و الگوی جامع برای حکومت اسلامی و تعیین نهادهای اجرایی و شیوه اداره آنها در کنار پیشنهادهایی برای بهبود وضع نظام حکومتی است. وی در فصل هشتم کتاب بیان وجوب الهجرة با عنوان «فی اساس الإمارة» حکومت را بر پنج اصل استوار می­سازد: واگذار نکردن حکومت به علاقه­مندان به آن، لزوم مشورت و تکیه بر مشاوره در امور حکومتی، تساهل نسبت به زیردستان و اجرای عدل و احسان در جامعه اسلامی توسط حکومت.[85] عدل در نظر عثمان بسیار مهم و قوام حکومت بسته به آن است؛ لکن احسان و رعایت مکارم اخلاق بالاتر از عدل است و حاکم حتما باید متخلّق و عامل بدان باشد.[86]

شیخ­عثمان در فصل نهم کتاب بیان وجوب الهجرة، تحت عنوان «ارکان الولایة»، به شرح ارکان نظام اجرایی حکومت می­پردازد و وجود چهار شخص با صفاتی خاص را از ارکان اصلی نظام مطلوب حکومتی خود می­داند:

  • وزیر صادق و آگاه برای تنظیم امور مملکت؛
  • قاضی خداترس برای اجرای قوانین قضایی و برقراری عدالت در جامعه و اقامه حدود الهی؛
  • صاحب شرطه برای ضمانت گرفتن حق ضعیف از قوی؛
  • صاحب خراج و مالیات که دادگر باشد.[87]

عثمان در فصل دهم کتاب بیان وجوب الهجرة، تحت عنوان «فی اقسام الولایة الشرعیة» نهادهای حکومتی را برپایه نظر علمای قدیم برشمرده و به شرح هر یک از این نهادها پرداخته و درواقع، شیوه اجرایی حکومت اسلامی را ترسیم کرده­است.[88]

شیخ­عثمان در فصل یازدهم کتاب بیان وجوب الهجرة به چگونگی تعیین حکام بلاد و شروطی که که باید با زیردستان خود داشته باشند، می­پردازد.[89] وی در فصل پنجاه­و­سوم این کتاب صفاتی مانند کذب، حسد، بخل، خُلف[وعده]، جبن و مهم‌تر از همه ظلم را موجب نابودی حاکم و حکومتش می‌داند[90] و در فصل پنجاه­و­چهارم کتاب خصال پسندیده­ای نیز برای حاکم ذکر می­کند که به­ترتیب اینهاست: عقل، دین، علم، حلم، جود، عرف، بِرّ، صبر، شکر، لین و ترک فظاظه[91] یا خشونت در کلام.

در فصول پایانی کتاب (فصل 58 تا 63) نیز به شرح سیره حضرت رسول و خلفای راشدین (ابوبکر تا حسن بن علی(ع) می‌پردازد تا از این طریق روش حکومت اسلامی صدر اسلام را برای مسلمانان به عنوان الگو معرفی کند و آنان را به پیروی از آن دعوت نماید.[92] چنان­که مشاهده شد از مسائل مورد اهتمام شیخ­عثمان در طرح و ارائه حکومت اسلامی، فراخواندن مردم به بازگشت به ارزش‌های صدر اسلام و نظام حکومتی آن دوره بوده­است. [93]

 

7. استفاده از علما و روحانیون در ساختار حکومت اسلامی

تفاوت جوهری قیام عثمان دان فودیو با سایر قیام­های غرب آفریقا استفاده وی از علما و فقهای بزرگ در راه­اندازی جنبش و تأسیس خلافت اسلامی سوکوتو بود.[94] ایدئولوژى دان فودیو مبتنى بر ایجاد حکومتى از روحانیون بود که بر قانون اسلام تکیه داشت. عثمان اعتقاد راسخ داشت که باید علمای باتقوا[95] سرنوشت جامعه را برعهده گیرند و بر مسلمانان واجب است با اعلم علما به عنوان «امیرالمؤمنین» بیعت نمایند. ازاین­رو، علما در سرزمین هاوسا به مناصب عالی سیاسی و قضایی دست یافتند و پیوند مستحکمی با حکام سیاسی برقرار کردند.

دان فودیو برای هریک از مراکز سرزمین هاوسا حضور فقیهی را ضروری می­دانست تا مردم را با احکام دین آشنا سازد. برهمین اساس، در جامعه سوکوتو، علما محافظان اخلاق فردی و اجتماعی محسوب می­شدند و نوشته­های آنان سرمشق فعالیت‌های دینی جامعه بوده ­است.[96]

 

نتیجه­

عثمان دان فودیو احیاگر اسلام در غرب آفریقاست که جنبشی عظیم برضد حکمرانان منطقه هاوسای نیجریه راه انداخت و موفق شد در سال 1218ﻫ/1804م خلافت اسلامی سوکوتو را تشکیل دهد. از دیدگاه عثمان جدایی بین دین و سیاست معنا ندارد. وی برای حکومت اسلامی قائل به دو ویژگی اساسی و اصولی است: سیاست و دیانت. از نگاه او بدون سیاست و تدبیر امور، نه احکام شرع امکان تحقق پیدا می‌کند، نه حکومت دوام و قوام می­یابد. در اندیشه دینی عثمان، پذیرش ولایت کفار و هرگونه همراهی و همراهی با آنان حرام است. بر همین مبنا کافران نمی­توانند بر مسلمین حکومت کنند و مسلمانان نیز نباید سلطه آنان را بپذیرند. عثمان دان فودیو بر همین مبنا مردم مسلمان و فولانی­ها را به قیام برضد حکمرانان منطقه و تشکیل حکومت اسلامی فراخواند. وی سه مرحله برای تشکیل حکومت اسلامی برمی­شمارد: مرحله اول دعوت به اسلام و تبلیغ برای جمع­آوری نیرو، مرحله دوم هجرت از سرزمین کفر به سرزمین اسلام و انتخاب امام و بیعت با او، مرحله سوم جهاد با کفار و دشمنان برای تأسیس حکومت اسلامی. بخش مهمی از اندیشه­های سیاسی مذهبی عثمان در طرح‌ و الگوی جامع وی برای حکومت اسلامی و مشخص نمودن نهادهای اجرایی و شیوه اداره آنها نمود و بروز دارد که فراخواندن مردم به بازگشت به ارزش‌های صدر اسلام و نظام حکومتی او در آن دوره کاملا هویداست.

 

 

کتابشناسی

الإلوری، آدم عبدالله، الإسلام فی نیجیریا و الشیخ عثمان بن فودیو الفلانی، مکتبة وهبة للطباعة والنشر، 2013م.

باسورث، ادموند کلیفورد، سلسله­های اسلامی جدید، ترجمه فریدون بدره­ای، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1381ش.

بِل، محمد، تاریخ الاسلام فی شمال نیجریا و جهاد عثمان بن فودی و هو الکتاب المسمی إنفاق المیسور فی تاریخ بلاد التکرور، تحقیق عبدالنعیم ضیفی عثمان عبدالنعیم، قاهرة، المکتبة الازهریة للتراث، 2011م.

بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

بن فودی، الشیخ عثمان بن محمد، اصول الدین، چاپ الحاج الشریف سید مَودی جباری (چاپ سنگی)، صُکّتُو، بی تا.

بن فودی، الشیخ عثمان، إحیاء السنة و إخماد البدعة، تحقیق الحاج أحمد بلو سردونی، بیروت، دارالفکر، بی تا.

بن فودی، الشیخ عثمان، بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، تحقیق فتحی حسن المصری، خرطوم، دار جامعه الخرطوم للنشر، 1977م.

بن فودی، عبدالله بن محمد، تزیین الورقات، چاپ ابوبکر بن عثمان(بابی) و حاج عبدالرحمان بن حاج عثمان مغربی(چاپ سنگی)، صُکّتُو، 1383ﻫ .

بن فودی، عبدالله بن محمد، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، تحقیق احمد محمد کانی، قاهرة، الزهراإ للإعلام العربی، 1408ﻫ/ 1998م.

 بن فودی، عبدالله بن محمد، کفایة أهل الایمان فی تفسیر القرآن، بیروت، توزیع مکتبة الحدیثة، بی تا.

حنبلی، أبی یعلی محمد بن الحسین الفراء، الأحکام السلطانیه، بیروت، دارالفکر، 1424ﻫ/2003م.

شرفی، عبدالمجید و عبدالله ناصری طاهری، اسلام: وحدت مبانی، کثرت ظهور(فصل­هایی از جامعه­شناسی تاریخی و فرهنگ اسلام)، تهران، نگاه معاصر، 1396ش.

شقرون، محمد، الاسلام الأسود، بیروت، دارالطلیعة، 2007م.

شکیبا، محمدرضا، سرزمین و مردم نیجریه، تهران، الهدی، 1388م.

عبدالقادر، خالد علی، انتشار الإسلام فی إمارات الهوسا بالنیجر و نیجریا، قاهرة، دارالفکر العربی، 1435ﻫ/2014م.

کوک، ژوزف ام، مسلمانان آفریقا، ترجمه اسدالله علوی، مشهد، بنیاد پژوهش­های آستان قدس رضوی، 1373ش.

لاپیدوس، ایرا. م، تاریخ جوامع اسلامی، ترجمه علی بختیاری زاده، تهران، اطلاعات، 1381ش.

لواء­الدین احمد، محمد، الاسلام فی نیجریا و دَور الشیخ عثمان بن فودی فی ترسیخه، بیروت، دارالکتب العلمیة، 2009م.

ماحی، عبدالرحمن عمر، الدعوة الإسلامیة فی إفریقیا الواقع و المستقبل، الشارقة، دائرة الثقافة و الإعلام، 1999م.

ماوردی، أبوالحسن علی بن محمد بن حبیب، الأحکام السلطانیة و الولایات الدینیة، تحقیق احمد مبارک البغدادی، کویت، مکتبة دار ابن قتیبة، 1409ﻫ/1989م.

محمد، علی ابوبکر، الثقافة العربیة فی نیجیریا من اوائل القرن التاسع عشر الى استقلال البلاد، دار الدعوة للطبع و النشر و التوزیع، 1965م.

مزروعی، محمدحسن، «اسلام در نیجریه»، ماهنامه کیهان فرهنگی، ش 37، فروردین 1366.

مسعد، مصطفى، أثر دعوة الشیخ محمد بن عبد الوهاب فی حرکة عثمان بن فودی الإصلاحیة فی غرب أفریقیا، الریاض، عمادة البحث العلمی بجامعة العلم بجامعة الامام محمد بن سعود  الاسلامیة، 1411ﻫ.

مونتای، قنسان، الاسلام فی آفریقیا السوداء، بیروت، دار البلاد للطباعة و النشر و التوزیع، 1983م.

میرزائی، نجف‌علی، من مؤلفات الشیخ عثمان بن فودی(مؤسس الدولة الصکیتة الاسلامیة فی غرب إفریقیا)، کانو، مؤسسه دارالثقلین الثقافیة، رمضان 1418ﻫ/ 1998 م.

هیسکت، مروین، گسترش اسلام در غرب آفریقا، ترجمه احمد نمایی و محمدتقی اکبری، مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، 1369ش.

Bamba, Adama, “The Educational Thought of Shaykh'Uthman Dan Fodio”, Journal of Islamic Educational Research (JIER), vol.1, Special Issue, October 2016.

Hodgkin, Tomass, "Uthman dan Fodia", The Story of Nigeria, 1978.

Spencer Trimingham, History of Islam in West Africa, New York, Oxford University Press, 1962.

Trimiglam, History of Islam in West Africa, London, Oxford Paperbacks, 1970.

Loimeier, Roman, Islamic Reform and Political Change in Northern Nigeria, Evanston, Northwestern University Press, 1997.

 

 

 

 

 

 



[1]. تاریخ دریافت: 11/5/1397؛ تاریخ پذیرش: 10/5/1397

[2]. رایانامه:  zamani1358@Gmail.com

[3]. dan Fodio؛ «دان» در زبان هاوسایی به معنای ابن (پسر) است. «فودیو» در زبان هاوسایی به معنای شیخ بزرگ و فقیه است. محمد پدر عثمان عالمی مشهور در میان قوم خود بود و لقب فودیو داشت (هیسکت، 230؛ عثمان بن فودی، کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، 2؛ عبدالله بن فودی، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، 13).

[4] .Maratta

[5]. ناحیه­ای در هاوسا Hausa در مناطق شمالی نیجریه فعلی (هیسکت، 114).

[6]. لواءالدین احمد، 86.

[7] .Degel

[8]. بل، 10.

[9]. Agades

[10]. برای آشنایی با مقام و جایگاه وی رک. بل، 47-49. به اشاره عبدالله بن فودی در تزیین الورقات، جبرئیل بن عمر در این زمان تازه از حج برگشته بود و شیخ­عثمان از طریق وی در جریان اخبار جهان اسلام و وضع مسلمانان قرار گرفت (عبدالله بن فودی، تزیین الورقات، 18).

[11]. عبدالله بن فودی، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، 14؛ هیسکت، 94.

[12]. بخش اعظم کشور نیجریه امروزی در سودان مرکزی واقع بود که خود شامل سه سرزمین کانِم بُرنو در شمال شرقی نیجریه و حوزه دریاچه چاد و سرزمین هاوسا در شمال و سرزمین یوروبا در جنوب نیجریه می­شد (نک. نقشه‌ها در ص207). پیش از انقلاب عثمان دان فودیو، در کانم و برنو، سلسله سیفاوا و در هاوسا، امرای گوبیر قدرت را در  دست داشتند. نفوذ اسلام در مناطق جنوبی کندتر بود و هم اکنون نیز کمترین میزان مسلمانان نیجریه در مناطق جنوبی است (لاپیدوس، 701).

[13]. دین اسلام توسط تجار و مبلغان دینی و از طریق شمال آفریقا وارد منطقه سودان غربی و مرکزی شد (هیسکت، 437-439).

[14]. سرزمین هاوسا در شمال نیجریه شامل شهرهای مهمی چون کانو، کاتسینا، زاریا، گوبیر، زَمفَر، رانو، دورا و بیرام می‌شد (عبدالقادر، 31 و 46).

[15]. عبدالله بن فودی، تزیین الورقات، 27،33؛ الإلوری، 104- 105.

[16]. هیسکت، 235.

[17]. Bawa Jan Gwarzo

[18]. عمر الماحی، 127-129؛ عبدالله بن فودی، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، 9.

[19]. لاپیدوس، 726.

[20]. لاپیدوس، 726-727. برای آگاهی از نابسامانی اوضاع بلاد هاوسا و فساد و بی­دینی حاکمان آن رک. بل، 52-54.

[21]. نک. میرزائی، من مؤلفات الشیخ عثمان بن فودی... .

[22]. عثمان بن فودی، کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، 3.

[23]. مونتای، 98؛ Trimiglam, 189-190.

[24]. بل،  94.

[25]. عثمان بن فودی، همان، 17.

[26]. فولانی­ها در کنار هاوسایی­ها از اقوام شمال آفریقا بودند. اکثر اعضای این قبیله خود را عرب دانسته و افتخار می­کنند که گذشته کفرآمیزی نداشته­اند. علمای این قبیله نقش عمده­ای در نشر و ترویج اسلام در نیجریه و کشورهای غرب افریقا داشته­اند (شکیبا، 36-37).

[27]. هیسکت، 235-236.

[28]. عبدالله بن فودی، تزیین الورقات، 49؛ لواءالدین احمد، 130.

[29]. عبدالله بن فودی، همان، 50، 61-62؛ هیسکت، 237.

[30]. Zaria

[31]. Kano

[32]. Katsina

[33]. هیسکت، 249؛ لواءالدین احمد، 136-155.

[34]. محمد بلو (1780-1837م) پسر و جانشین شیخ­عثمان است که همانند پدرش شخصیتی علمی دارد و آثار بسیاری مانند التنبیهات الواضحات، فن علم الجمل النحویة، السلسله القادریة و مفتاح السراد من ذکر الاولیاء الخواص الافراد به وی منسوب است، لکن مهم­ترین اثر وی انفاق المیسور فی تاریخ بلاد التکرور است.

[35]. عبدالله بن فودی برادر شیخ­عثمان از عالمان معروف زمان خود بود. حدود 60 کتاب در موضوعات گوناگون دینی و اجتماعی به عبدالله بن فودی منسوب است که مهم­ترین آنها تزیین الورقات و سبیل النجاة است. تزیین الورقات از مهم­ترین منابع در زمینه زندگی­نامه شیخ­عثمان می­باشد که عبدالله بن فودی در قالب برخی قصاید آن را تنظیم کرده­ است. در ایران فقط یک نسخه چاپ سنگی از این کتاب در کتابخانه آستان قدس رضوی موجود است که نگارنده از آن بهره برده است.

[36]. عبدالله بن فودی، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، 50؛ هیسکت، 240.

[37]. لاپیدوس، 728.

[38]. Sir Frederick Lohgard

[39]. Bermi

[40]. ادموند کلیفورد باسورث، همان، ص 258.

[41]. در میان مستشرقان، مروین هیسکت (Mervyn Hiskett)، مستشرق انگلیسی که مدت­ها در دانشگاه­های شمال نیجریه تدریس و تحقیق کرده، مطالب ارزشمندی راجع به زندگی و قیام شیخ­عثمان گردآورده که بخشی از آنها در کتاب گسترش اسلام در غرب آفریقا، به ویِژه فصل دهم آن، آمده­است. هیسکت این کتاب را در سال 1982م در شهر کانو (در شمال نیجریه) چاپ کرده ­است. در سال­های اخیر پژوهشگران افریقایی تحقیقات عمیقی در این باره آغاز کرده­اند؛ شیخ آدم عبدالله الإلوری (1917-1992م)، در کتاب الإسلام فی نیجیریا و الشیخ عثمان بن فودیو الفلانی، و محمد لواء الدین احمد در کتاب الاسلام فی نیجریا و دَور الشیخ عثمان بن فودی فی ترسیخة، مطالب مفیدی در زمینه اسلام در نیجریه و قیام شیخ عثمان بیان کرده­اند. نجف­علی میرزائی مؤسس مرکز اهل بیت(ع) در نیجریه، در کتاب من مؤلفات الشیخ عثمان بن فودی (مؤسس الدولة الصُکتیة الاسلامیة فی غرب إفریقا)، پس از بیان مقدمه­ای درباره قیام و حرکت جهادی عثمان در غرب آفریقا، متن هفده کتاب وی، و یک کتاب از برادر شیخ­عثمان (عبدالله بن فودی) را جمع ­آورده و در کانو به چاپ رسانده­ است. با توجه به این­که عمده این آثار، حداقل در کتابخانه­های ایران، موجود نمی­باشد، حائز اهمیت بسیار است.

[42]. عثمان دان فودیو بیش از صد کتاب در زمینه علوم دینی و اسلامی به زبان عربی (عمدتاً)، فولانی و هاوسایی نگاشته که بازگوکننده افکار و اندیشه­های او است (میرزائی، 51-58؛ عبدالله بن فودی، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، 45-49). گویا شیخ عثمان برای ترویج زبان عربی و فراخواندن پیروانش به فراگیری عربی بیشتر آثارش را به این زبان می­نگاشته. تاکنون کمتر از ده اثر شیخ تصحیح و چاپ شده، اما هیچ یک از آنها به فارسی ترجمه نشده­است. نگارنده برای تدوین این نوشتار، از بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، احیاءالسنة و اخماد البدعة و اصول الدین استفاده کرده است. برخی آثار نیز به دلیل این‌که تک نسخه و چاپ سنگی‌اند از سوی کتابخانه آستان قدس رضوی در اختیار نگارنده قرار نگرفت.

[43]. عبدالله بن فودی، همان،‌ 40.

[44]. میرزائی، 170-172؛ عبدالله بن فودی، تزیین الورقات، 33.

[45]. این کتاب شامل 63 فصل است. شیخ­عثمان در مقدمه کتاب اشاره می­کند که تدوین این اثر در 63 فصل به­دلیل همانندی آن با سن پیامبر(ص) بوده است (عثمان بن فودی، کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، 7).

[46]. عثمان بن فودی، همان، 23-26.

[47]. همان، 24.

[48]. عبدالله بن فودی، همان، -41؛ لواءالدین احمد، 132.

[49]. مزروعی، 18.

[50]. از آنجا که شیخ عثمان در اصلاح دینی جامعه هاوسا عنایت ویژه­ای به تعلیم عمومی اصول­الدین (رک. عثمان بن فودی، اصول الدین) و مسائل توحید، و اجتناب مردم از عادت­های جاهلی و بدعت­های مخالف شرع داشت (رک. عثمان بن فودی، احیاء السنة و اخماد البدعة و بیان البدع الشیطانیة التی أحدثها الناس فی ابواب الملة المحمدیة؛ عبدالله بن فودی، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، 10)، و بر جهاد تأکید ویژه داشت، برخی قیام او را در راستای حرکت‌هایِ اصلاحیِ آغازشده در جهان اسلام در قرن 18 و 19 به­­ویژه جنبش محمدبن‌عبدالوهاب و متأثر از وی می‌دانند (شقرون، 52؛ مسعد، 5-7؛ شرفی و ناصری، 402) که هدفش بازگشت به اسلام اصیل و زدودن بدعت‌ها بود (Hodgkin, p.74)؛ در حالی که به هیچ­وجه این گونه نبوده و نقاط افتراق دو حرکت بیش از نقاط اشتراک آنهاست (لواءالدین احمد، 92-93). مهم­ترین اختلاف این است که شیخ­عثمان، مالکی مذهب (لواءالدین احمد، 88) و صوفیِ معتقد به طریقت قادری است (کوک،‌ 310) و در کتاب نصیحة اهل الزمان رویکرد سلفی­ها را رد می­کند؛ در حالی که، محمد بن عبدالوهاب حنبلی مذهب و سلفی است و معتقدان به تصوف را کافر می­شمارد (میرزائی، 47 و 49 و 125). به‌علاوه، عثمان به هیچ وجه به حج مشرف نشد و با رهبران دعوت سلفی دیدار نکرد (ابوبکر محمد، 111). هم‌چنین، هیچ اسمی از محمد بن عبدالوهاب در مؤلفات شیخ­عثمان و نزدیکانش نیامده است. نکته دیگر آن‌که جنبش وهابیت در آغاز مقبولیتی نداشت که مورد الگوبرداری قرار گیرد (الإلوری، 142). نکته آخر این‌که عثمان دان فودیو پذیرش ولایت طاغوت را حرام می­دانست و بر همین مبنا از هر­گونه سازش و مماشات با استعمار بریتانیا پرهیز داشت. مبارزات پیروان و جانشینان عثمان و مقاومت‌های آنان در برابر استعمار بریتانیا نشان می‌دهد که تشبیه جنبش عثمان دان فودیو به جنبش وهابیت، که زادۀ استعمار بریتانیاست، درست نیست و تحریف حقایق است.

[51]. مقیلی از اصلاح­طلبان سده پانزدهم میلادی (نهم هجری) بود که به شدت داعیه­دار جهاد در صحرای آفریقا بود. وی با انتقاد از فساد و اعمال غیر اسلامی دولت­های مسلمان، مانند أخذ مالیات نامشروع، مصادره غیرقانونی اموال شخصی مردم، حضور ملاهای رشوه‌گیر درباری و جواز بت‌پرستان در برگزاری آیین­های خود، جنبشی اصلاحاتی در غرب آفریقا به راه انداخت (لاپیدوس، 726). وی در کانو با شرح و بسط نظریات جهادی خود توانست پایه­های حرکت­های جهادی غرب افریقا را بنیان نهد. مقیلی جهاد علیه حاکمان فاسد و ظالم، ولو مسلمان، را واجب و با رویکردی تکفیری خونشان را مباح می­دانست (شقرون،62).

[52]. عثمان در توجیه حمله­هایش به منطقه هابه، از سخنان مقیلی در محکوم کردن روش­های غیر اسلامی سونی علی (از حاکمان سونگای)، بهره می­گرفت (هیسکت، 234، 393 و 459).

[53]. عبدالله بن فودی، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، 137.

[54]. عثمان بن فودی، سراج الإخوان، به نقل از میرزائی، 244-255.

[55]. عبدالله بن فودی، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، 137-146.

[56]. لواءالدین احمد، 110.

[57]. نساء، 98.

[58]. عثمان بن فودی، کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، 12و16؛ عبدالله بن فودی، کفایه اهل الایمان، 1/ 110.

[59]. عثمان بن فودی، کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، 13-14.

[60]. بخاری، 4/92.

[61]. عثمان بن فودی، کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، 18.

[62]. همان، 21.

[63]. همان، 27-29.

[64]. همان، 27.

[65]. همان، 28.

[66]. همان، 31.

[67]. عمده ویژگی­ها و شروطی که شیخ عثمان درباره امامت و امام نقل می­کند، همان است که در کتاب­های موسوم به احکام السلطانیه ذکر شده است؛ جز این‌که در احکام السلطانیه­ها نسب قریشی­داشتن یکی از شروط امام ذکر شده­ است (حنبلی، 24؛ ماوردی، 6)، حال آن­که شیخ این ویژگی را برای امام ذکر نکرده است.

[68]. عثمان بن فودی، کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، 29.

[69]. عثمان بیتی نیز در این زمینه از منظومه جزائریه (منسوب به ابوالعباس احمد بن عبدالله الجزائری الزواوی، متکلم و فقیه مالکی، متوفی 884ﻫ) نقل می­کند:

               ولا یکونُ بِطاری الفِسقِ مُنعَزلا              اِلّا بِکُفرٍ فَذَا لابُدَّ من بَدَل (عثمان بن فودی، همان، 29)

[70] . مسلمان که با کافر اجماع نکند؛ عادل باشد و حقوق دیگران را ضایع نکند؛ مرد آزاد، بالغ و عاقل باشد؛ مجتهد در اصول و فروع، باشد؛ شجاع باشد و هرگز از برخورد و مقابله با دشمن و اقامه حدود الهی ضعف به خود راه ندهد؛ دارای رأی و شعور سیاسی و تدبیر در امور باشد؛ بر اجرای حکمش قادر باشد؛ امام باید قریشی باشد، اگر نه، کنعانی؛ اگر نه، از ولد اسماعیل؛ پس اگر چنین یافت نشد، عجمی هم می­تواند باشد (عثمان بن فودی، همان، 30).

[71]. بل، 11؛ باسورث، 257؛ شرفی و ناصری طاهری، 404؛ شقرون، 61.

[72]. Sarkin Musulmi

[73]. باسورث، 257.

[74]. مزروعی، 20.

[75]. در آن زمان دو طریقت تیجانی و قادری معروفترین طریقت­های صوفی فعال منطقه بودند. عثمان دان فودیو از جمله رهبران طریقت قادری بود. وی در این طریقت متأثر از اندیشه­های شیخ مختار احمد الکنتی است (عثمان بن فودی، همان، 2). عثمان زندگی خود را به صورت یک صوفی واعظ آغاز کرد و در این زمینه به کمالات بسیار رسید و به لقب «شِهو» (شیخ) نائل آمد (Loimeier, 20). احترام و اعتبار عرفانی شیخ­عثمان پس از مرگش نیز در آثار علما و شعرای منطقه بازتاب فراوانی یافت. به­گونه­ای که تدوین کتاب روض الجنان، به قلم وزیر گیدادو دان لایمه، در ذکر کرامات منسوب به شیخ­عثمان در ترویج افسانه کرامات وی تأثیر بسزایی داشت. این احترام­ها چنان عظیم بود که در اندک زمانی در سوکوتو شعبه­ای از طریقت قادریه موسوم به عثمانیه یا فودیه (منتسب به شیخ­عثمان) پدیدار شد (الإلوری، 135؛ هیسکت، 260 و 357). برای آگاهی از جایگاه تصوف در اندیشه­های شیخ­عثمان رک. عبدالله بن فودی، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، فصل آخر، 186-203.

[76]. هیسکت، 275.

[77]. لاپیدوس، 727، هیسکت، 233.

[78]. عثمان بن فودی، همان، 4. وی در یکی از نوشته­های خود می­گوید: چگونه من می­توانم مهدی باشم در حالی که اسمم عثمان است نه محمد (اسم امام زمان) و متولد مَرَتّ در سودان هستم حال آن‌که طبق احادیث نبوی مهدی متولد مدینه است (Bamba, 31).

[79]. فولانی­های مسلمان به مهدی منتظر و مجددی که در هر سده راه او را هموار می­کند، معتقد بودند (هیسکت، 233).

[80]. شیخ عثمان از اندیشه های دو نفر متأثر بود: عبدالکریم المقیلی و جلال­الدین سیوطی (عبدالله بن فودی، تزیین الورقات، 19).

[81]. میرزائی، 39-40.

[82]. عثمان بن فودی، نصیحة اهل الزمان، به نقل از میرزائی، 106.

[83]. هیسکت، 233.

[84]. همان، 88. چنین اندیشه­هایی بین جوامع مسلمان غرب افریقا جای باز کرد و هنوز هم مباحثی مانند آخرالزمان از بسامد بسیاری در زبان هاوسایی برخوردار است (هیسکت، 277، 389 و 392؛ کوک، 327).

[85]. عثمان بن فودی، کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، 32-33.

[86]. همان، 33.

[87]. همان، 34-35.

[88]. همان، 36-37. قاضی ابی­یعلی محمد بن الحسین الحنبلی (380-458ﻫ) در الأحکام السلطانیة و أبو­الحسن علی بن محمد ماوردی (364-450ﻫ) در الأحکام السلطانیة و الولایات­ الدینیة به همه این موارد و حتی افزون بر آن (مانند سازمان نقابة، وضع دیوان، سازمان إقطاع و سازمان احکام جرائم) اشاره کرده­اند. در واقع شیخ عثمان، افزون بر موارد ارائه شده در این متون، جیزی بیان نکرده است.

[89]. عثمان بن فودی، کتاب بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، 42.

[90]. همان، 121.

[91]. همان، 122-125. عثمان، به نقل از سراج الملوک طرطوشی چند بیتی از علی بن ابی طالب در این زمینه نقل می­کند:

                  ان مــکارم الاخـلاق مطـهـر                فالـعقل اولهــا و الــدین ثانیــها

                  و العلم ثالثها و الحلم رابعها                 والجود خامسها و العرف سادسها

                  و البر سابعها و الصبر ثـامنها                والشکر تاسـعها و اللین عاشــرها(همان، 29)

[92]. همان، 132-147.

[93]. الإلوری، 135؛ میزرائی، 12-13.

[94]. الإلوری، 134.

[95]. شیخ­عثمان عنایت خاصی به تقوی و دینداری علما داشت. وی در فصل دوم کتاب سراج الإخوان علم و تقوی را ملازم هم می­شمارد و معتقد است اگر این دو در یک نفر جمع باشد او از علمای دین، اهل علم و انصار الرحمن است و اگر فاقد اینها باشد از علمای سوء، اهل غفلت و یار و پیرو شیطان است (عثمان بن فودی، سراج الإخوان، به نقل از میرزائی، 240). شیخ در کتاب وثیقة الإخوان می­نویسد: صلاح امت به صلاح علما و فساد امت به فساد علماست (عثمان بن فودی، وثیقة الإخوان، به نقل از میرزائی، 285).

[96]. هیسکت، 254.

کتابشناسی

الإلوری، آدم عبدالله، الإسلام فی نیجیریا و الشیخ عثمان بن فودیو الفلانی، مکتبة وهبة للطباعة والنشر، 2013م.

باسورث، ادموند کلیفورد، سلسله­های اسلامی جدید، ترجمه فریدون بدره­ای، تهران، مرکز بازشناسی اسلام و ایران، 1381ش.

بِل، محمد، تاریخ الاسلام فی شمال نیجریا و جهاد عثمان بن فودی و هو الکتاب المسمی إنفاق المیسور فی تاریخ بلاد التکرور، تحقیق عبدالنعیم ضیفی عثمان عبدالنعیم، قاهرة، المکتبة الازهریة للتراث، 2011م.

بخاری، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل، صحیح البخاری، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

بن فودی، الشیخ عثمان بن محمد، اصول الدین، چاپ الحاج الشریف سید مَودی جباری (چاپ سنگی)، صُکّتُو، بی تا.

بن فودی، الشیخ عثمان، إحیاء السنة و إخماد البدعة، تحقیق الحاج أحمد بلو سردونی، بیروت، دارالفکر، بی تا.

بن فودی، الشیخ عثمان، بیان وجوب الهجرة علی العباد و بیان وجوب نصب الامام و اقامة الجهاد، تحقیق فتحی حسن المصری، خرطوم، دار جامعه الخرطوم للنشر، 1977م.

بن فودی، عبدالله بن محمد، تزیین الورقات، چاپ ابوبکر بن عثمان(بابی) و حاج عبدالرحمان بن حاج عثمان مغربی(چاپ سنگی)، صُکّتُو، 1383ﻫ .

بن فودی، عبدالله بن محمد، ضیاء السیاسات و فتاوی النوازل، تحقیق احمد محمد کانی، قاهرة، الزهراإ للإعلام العربی، 1408ﻫ/ 1998م.

 بن فودی، عبدالله بن محمد، کفایة أهل الایمان فی تفسیر القرآن، بیروت، توزیع مکتبة الحدیثة، بی تا.

حنبلی، أبی یعلی محمد بن الحسین الفراء، الأحکام السلطانیه، بیروت، دارالفکر، 1424ﻫ/2003م.

شرفی، عبدالمجید و عبدالله ناصری طاهری، اسلام: وحدت مبانی، کثرت ظهور(فصل­هایی از جامعه­شناسی تاریخی و فرهنگ اسلام)، تهران، نگاه معاصر، 1396ش.

شقرون، محمد، الاسلام الأسود، بیروت، دارالطلیعة، 2007م.

شکیبا، محمدرضا، سرزمین و مردم نیجریه، تهران، الهدی، 1388م.

عبدالقادر، خالد علی، انتشار الإسلام فی إمارات الهوسا بالنیجر و نیجریا، قاهرة، دارالفکر العربی، 1435ﻫ/2014م.

کوک، ژوزف ام، مسلمانان آفریقا، ترجمه اسدالله علوی، مشهد، بنیاد پژوهش­های آستان قدس رضوی، 1373ش.

لاپیدوس، ایرا. م، تاریخ جوامع اسلامی، ترجمه علی بختیاری زاده، تهران، اطلاعات، 1381ش.

لواء­الدین احمد، محمد، الاسلام فی نیجریا و دَور الشیخ عثمان بن فودی فی ترسیخه، بیروت، دارالکتب العلمیة، 2009م.

ماحی، عبدالرحمن عمر، الدعوة الإسلامیة فی إفریقیا الواقع و المستقبل، الشارقة، دائرة الثقافة و الإعلام، 1999م.

ماوردی، أبوالحسن علی بن محمد بن حبیب، الأحکام السلطانیة و الولایات الدینیة، تحقیق احمد مبارک البغدادی، کویت، مکتبة دار ابن قتیبة، 1409ﻫ/1989م.

محمد، علی ابوبکر، الثقافة العربیة فی نیجیریا من اوائل القرن التاسع عشر الى استقلال البلاد، دار الدعوة للطبع و النشر و التوزیع، 1965م.

مزروعی، محمدحسن، «اسلام در نیجریه»، ماهنامه کیهان فرهنگی، ش 37، فروردین 1366.

مسعد، مصطفى، أثر دعوة الشیخ محمد بن عبد الوهاب فی حرکة عثمان بن فودی الإصلاحیة فی غرب أفریقیا، الریاض، عمادة البحث العلمی بجامعة العلم بجامعة الامام محمد بن سعود  الاسلامیة، 1411ﻫ.

مونتای، قنسان، الاسلام فی آفریقیا السوداء، بیروت، دار البلاد للطباعة و النشر و التوزیع، 1983م.

میرزائی، نجف‌علی، من مؤلفات الشیخ عثمان بن فودی(مؤسس الدولة الصکیتة الاسلامیة فی غرب إفریقیا)، کانو، مؤسسه دارالثقلین الثقافیة، رمضان 1418ﻫ/ 1998 م.

هیسکت، مروین، گسترش اسلام در غرب آفریقا، ترجمه احمد نمایی و محمدتقی اکبری، مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، 1369ش.

Bamba, Adama, “The Educational Thought of Shaykh'Uthman Dan Fodio”, Journal of Islamic Educational Research (JIER), vol.1, Special Issue, October 2016.

Hodgkin, Tomass, "Uthman dan Fodia", The Story of Nigeria, 1978.

Spencer Trimingham, History of Islam in West Africa, New York, Oxford University Press, 1962.

Trimiglam, History of Islam in West Africa, London, Oxford Paperbacks, 1970.

Loimeier, Roman, Islamic Reform and Political Change in Northern Nigeria, Evanston, Northwestern University Press, 1997.