فتوحات و مشروعیت خلفای راشدین

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

چکیده

مشروعیت خلفای نخستین با توجه به عدم اجماع امت بر آنها و وجود رقبای قوی با تردیدهای جدی مواجه بود. از سوی دیگر اولین اقدام ابوبکر پس از رهایی از مشکل مرتدین به راه انداختن فتوحات بود که ثروت و رفاه زیادی در پی داشت. به نظر می‌رسد ارتباط وثیقی میان راه‌اندازی فتوحات و کسب وجهه برای خلفا وجود داشته باشد. در این پژوهش نخست نقش فتوحات در مشروعیت بخشی به حکومت سه خلیفه نخست بررسی شده و سپس از تعطیل آن در زمان خلافت امام علی(ع) و تأثیر آن در بروز مشکلات حکومتی سخن به میان آمده است. یافته­های این پژوهش حاکی از آنست که فواید مادی بسیار غنایم حاصل از فتوحات، نقش عمده‌ای در جلب رضایت اعراب از حکومت خلفا داشته، ولی از هنگامی که غنایم تنها به خویشان عثمان رسید و سپس فتوحات در زمان خلافت امام علی(ع) تعطیل شد، مشکلات و مسائل حکومتی روزافزون گشت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Arab Conquests and the Legitimacy of the al-Rashidun

نویسنده [English]

  • Mostafa Gohari Fakhrabadi
Assistant Professor, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran
چکیده [English]

The legitimacy of the early caliphs was seriously challenged by the lack of consensus among the Ummah and their strong competitors. On the other hand, Abu Bakr's first act after solving the problem of murtads (apostates) was the beginning of the conquests, which brought in great wealth and prosperity. There seems to be a strong link between the conquests and the reputation and legitimacy of the caliphs. This study first examines the role of conquests in legitimizing the rule of the first three caliphs and then discusses its closure during the caliphate of Imam Ali (AS) and its effect on the emergence of government issues. The findings of this study indicate that the benefits of the conquests played a major role in the satisfaction of the Arabs with the caliphs' rule, but the government problems had been grown since the relatives of Uthman got the profits and then the conquests during the caliphate of Imam Ali (AS) were closed.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Conquests
  • the legitimacy of the al-Rashidun
  • the closure of the conquests
  • the problems of Imam Ali reign

 

فتوحات و مشروعیت خلفای راشدین[1]

مصطفی گوهری فخرآباد[2]

استادیار دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

 

چکیده

مشروعیت خلفای نخستین با توجه به عدم اجماع امت بر آنها و وجود رقبای قوی با تردیدهای جدی مواجه بود. از سوی دیگر اولین اقدام ابوبکر پس از رهایی از مشکل مرتدین به راه انداختن فتوحات بود که ثروت و رفاه زیادی در پی داشت. به نظر می‌رسد ارتباط وثیقی میان راه‌اندازی فتوحات و کسب وجهه برای خلفا وجود داشته باشد. در این پژوهش نخست نقش فتوحات در مشروعیت بخشی به حکومت سه خلیفه نخست بررسی شده و سپس از تعطیل آن در زمان خلافت امام علی(ع) و تأثیر آن در بروز مشکلات حکومتی سخن به میان آمده است. یافته­های این پژوهش حاکی از آنست که فواید مادی بسیار غنایم حاصل از فتوحات، نقش عمده‌ای در جلب رضایت اعراب از حکومت خلفا داشته، ولی از هنگامی که غنایم تنها به خویشان عثمان رسید و سپس فتوحات در زمان خلافت امام علی(ع) تعطیل شد، مشکلات و مسائل حکومتی روزافزون گشت.

 

کلیدواژه­ها: فتوحات، مشروعیت خلفای راشدین، تعطیل فتوحات در دوران خلافت امام علی(ع).

 

 

 

 

 

مقدمه

واژه مشروعیت (legitimacy) در فرهنگ علوم سیاسی به معانی حقانیت، وجاهت قانونی و حلال زادگی آمده است.[3] در فقه به عمل مطابق با شریعت اسلام و در قانون به عمل مطابق با قانون اطلاق می‌شود.[4] در دایرة المعارف دموکراسی در توضیح این واژه آمده است: «استحقاق یا اجازه حکومت کردن که مورد قبول عام باشد».[5] با توجه به این که در این تعریف، مقبولیت رکن اصلی مشروعیت دانسته شده است، این اصطلاح در سراسر این مقاله به معنای «مقبولیت عام» به کار رفته است.

مسأله جانشینی پیامبر(ص) عمده­ترین اختلافی بود که به قول شهرستانی (د. 548ﻫ‌) در اسلام شکل گرفت.[6] در آغاز حکومت ابوبکر، تردیدهایی متوجه مشروعیت وی بود. در رأس گروه­های مخالف، بنی­عبدمناف شامل بنی­هاشم و بنی عبدشمس به ویژه بنی­امیه و شماری از انصار قرار داشتند که حاضر به بیعت با خلیفه جدید نبودند. گرچه ابوبکر و طرفدارانش با اعمال زور و دادن امتیازاتی به مخالفان درصدد ساکت کردن آنها برآمدند،[7] اما اقناع آنان در درازمدت دشوار بود.

افزون بر این، خطر مجدد ارتداد اعراب _که تازه سرکوب شده بودند_ کیان اسلام را تهدید می­کرد. آنها ابوبکر را به عنوان جانشین پیامبر(ص) لازم الاتّباع نمی­دانستند[8] و اینک تنها با زور موقتا ساکت شده بودند. اعراب بدوی که در اواخر دوره پیامبر(ص) و تنها پس از تسلیم قریش حاضر به اطاعت از پیامبر(ص) شده بودند بلافاصله پس از رحلت ایشان مرتد شدند و ابوبکر با زحمت زیاد موفق به تسلیم و انقیاد آنها شد. قرآن درباره اعراب اطراف مدینه که شامل قبائل غطفان و اسد می‌شد،[9] هشدار می­دهد که آنها فقط اسلام آورده­اند و هنوز ایمان در دل­هایشان نفوذ نکرده[10] و کفر و نفاقشان بیشتر است و به بی‌خبری از احکامی که خدا بر پیامبرش نازل کرده سزاوار‌ترند.[11] منظور از اعراب (مفرد آن اعرابیّ) بادیه‌نشینان‌اند، نه عرب شهرنشین و متمدن شده.[12] این اعراب سرکش مشکلات زیادی برای ابوبکر پدید آوردند که تنها با زور شمشیر دوباره به اسلام گرویدند. به نظر می­رسد آسان‌ترین راه‌حل­ برای غلبه بر وضع موجود به راه انداختن فتوحات بوده است؛ از این رو بلافاصله پس از پایان یافتن غائله ارتداد، ابوبکر سپاه بزرگی برای حمله به شام تدارک دید و فرماندهی آن را به سرداران قریش از جمله خاندان اموی داد.[13] مدتی بعد نیز حمله به ایران را در دستور کار قرار داد و در زمان کوتاه خلافتش موفق شد منطقه حیره را بگشاید. اکثر این نیروها را همان مرتدان سابق تشکیل می­دادند که اینک در صف غازیان و مجاهدان قرار گرفته بودند. انجام فتوحات به سرعت موقعیت شکننده و ضعیف خلافت را بهبود بخشید و آن را از حکومتی محلی به امپراطوری مقتدر تبدیل ساخت. مسئله اصلی این پژوهش این است که به راه انداختن فتوحات در زمان خلفای نخست و سپس تعطیل آن در زمان خلافت امام علی(ع) چه نقشی در مشروعیت‌بخشی به آنان داشته است؟

 

 

 

پیشینه پژوهش

درباره علل، انگیزه­ها و کیفیت انجام فتوحات، کتاب مفصل و تخصصی فرد مک گرو دانر[14] تحت عنوان The Early Islamic Conquests (فتوحات اولیه اسلامی) با توجه به منابع و دیدگاه معتدل مؤلف آن (1981م) یک منبع بسیار مناسب به نظر می­رسد. مؤلف در این اثر به فتوحات از زاویه تأثیر مهاجرت قبایل عرب بدوی و شرکت فعالانه آنها در فتوحات و سپس سکونت در مناطق مفتوحه به انگیزه­های فاتحان در به راه انداختن فتوح توجه کرده و در این میان عامل اسلام را برخلاف نظر رایج بسیار مؤثر می­داند.[15] او هم‌چنین بر روی طبقه حاکم که از آنها به عنوان طبقه نخبه (elite) یاد می­کند بسیار تأکید دارد و تصمیمات هوشمندانه و البته گاه منفعت­طلبانه آنان را تا حدودی به نمایش می­گذارد؛[16] ولی وی جلب‌نظر مخالفان و منتقدان به بیرون از مدینه را به عنوان یکی از منافع فتوحات، در نظر نگرفته است، حال آن که در این مقاله نشان داده شده است که یکی از سیاست­های اصلی خلفا برای کاهش مخالفت­ها و اعتراضات، سوق آنان به گسترش اسلام از طریق غزا بوده است. هم‌چنین در این کتاب گرچه درباره منافع فتوحات برای خلفا سخن رفته، اما به نقش آن در مشروعیت بخشی به حکومت آنان عنایت نشده است.

هیو کندی[17] هم در کتاب جدید خود (2008م) تحت عنوان  The great Arab Conquests (فتوحات بزرگ عرب) به بررسی جامع فتوحات مسلمانان از ابتدا تا فتح سیسیل و کِرِت در سده سوم هجری پرداخته است. او نیز بررغم پرداختن کامل به علل فتح سریع سرزمین‌ها[18] از نقش این فتوحات در مشروعیت بخشی به حکومت خلفا غفلت ورزیده است.

تاکنون تمامی مقالاتی که درباره فتوحات با نگاه شیعی نوشته­ شده است، تنها به بررسی موضع امام علی(ع) در قبال این پدیده پرداخته­اند و تقریبا همگی در پی اثبات این مدعا بوده­اند که موضع امام نسبت به فتوحاتی چنین هولناک و همراه با خونریزی، منفی بوده است تا بدین وسیله خود را از توجیه آثار و نتایج آنها آسوده سازند؛ ازجمله:

خضری و سیدی در مقاله­ای تحت عنوان «ایستایی فتوح به دوران خلافت امام علی(ع)؛ چرا و چگونه؟»، با تکرار دیدگاه رایج مدعی‌اند که «ایستایی فتوحات در زمان امام علی(ع) نه به سبب سرگرم شدن امام به بحران­ها و پیکارهای داخلی بلکه برآمده از نگرش متفاوت آن حضرت به آفرینش، انسان، حقوق او و جامعه بود».[19] این سخن به باور نویسنده قابل پذیرش نیست؛ چرا که درست است که سیاست مرجّح امام اصلاح جامعه بود، اما عملا با در پیش گرفتن سیاست‌های اصلاحی خود، مانند عزل عاملان عثمان، تقسیم مساوی عطا و نگماردن صحابه پرسابقه بر مناصب امکان انجام فتوح را به سبب بحران­های ناشی از این اقدامات از خود گرفت. یکی از دلایل خضری و سیدی در این‌که امام «تعمدا» راه فتوحات را پی نگرفت آن است که تنها نیمی از دوره خلافت امام در پیکار با ناکثین، قاسطین و مارقین سپری شد و بنابراین می­توانست پس از فرونشاندن این فتنه­ها دست به فتوحات بزند که البته چنین نکرد.[20] این دیدگاه نیز به سه دلیل در خور نقد است: نخست، درست است که سه جنگ داخلی تنها نیمی از دوره خلافت امام را به خود اختصاص داد، اما نباید فراموش کرد که معاویه پس از نهروان _جنگی خانگی میان خود سپاه امام که به تضعیف موقعیت ایشان در قبال دشمن انجامید_ غارات را به راه انداخت که دو سال باقیمانده از حکومت امام را در برگرفت. و دیگر، این سه جنگ سهمگین تاب و توانی برای سپاه امام باقی نگذاشته بود تا بتوانند به درخواست امام برای ادامه جنگ با معاویه پاسخ مثبت دهند. سوم، این‌که خبر فتح سند است که پس از جنگ­های داخلی، در پایان سال 38ﻫ، اتفاق افتاد که بررغم ذکر آن در فتوح البلدان بلاذری،[21] خضری و سیدی _به سبب تباین با دیدگاه خویش_ بی‌دلیل و توجیهی آن را کنار نهاده‌اند.[22] از دیگر دلایل او برای اثبات مخالفت امام با فتوحات، عدم اقدام امام بر فتوحات در پنج ماهه نخستین خلافت امام منتهی به نبرد جمل است.[23] این موضوع را نیز حداکثر می­توان به‌عنوان عدم اولویت ایشان به انجام فتوحات تفسیر کرد، نه مخالفت با اصل فتوحات.

نتیجه­ای که خضری و سیدی از مقاله خود مبنی بر مخالفت امام علی(ع) با فتوحات و تعطیل اختیاری آنها در زمان خلافت خود گرفته‌اند در نقطه مقابل مقاله فعلی قرار دارد. در این مقاله سعی شده تا اثبات شود که امام علی(ع) به دلیل مشارکت در اخذ تصمیمات در مورد فتوحات و عدم مخالفت صریح با آن، نمی­تواند مخالف آن قلمداد شود.

نویسنده­ای دیگر با مدد گرفتن از ابزارهای حدیثی درصدد برآمده است تمام اخبار و روایاتِ دالّ بر رضایت اهل بیت(ع) از فتوحات، ازجمله بشارت­های پیامبر(ص) نسبت به فتح روم و ایران، مشورت­های خلیفه اول و دوم با امام علی(ع) درباره فتوحات، شرکت حسنین(ع) در فتوحات و ... را مخدوش سازد[24] ودر پایان نیز چنین نتیجه­گیری می­کند که رویکرد اهل بیت به فتوحات چندان مثبت نبوده است.[25] با فرض صحت ادعاهای مؤلف، یک سؤال به ذهن متبادر می­شود که آیا دقیقا با همین روش نمی­توان به سراغ روایت­های دال بر مخالفت ائمه(ع) با فتوح رفت و آنها را بی­اعتبار ساخت؟ چنان‌که رنجبر در مقاله­ای با عنوان «مواضع امام علی(ع) در برابر فتوحات» دیدگاه امام علی(ع) را نسبت به فتوحات مثبت ارزیابی کرده است[26] و روایاتی را که دالّ بر عدم رضایت امامان از فتوحات است، تضعیف یا توجیه کرده است.[27]

چنان‌که ملاحظه شد در تمامی این پژوهش‌ها به موضوع این مقاله کمتر توجه شده است. برای شناخت نقش فتوحات در مشروعیت بخشی به خلفا نخست باید انگیزه­های حکومت از به راه انداختن سریع فتوحات بررسی شود و سپس به دستاوردهای فتوحات در جهت مشروعیت بخشی به آنان پرداخت و سرانجام از فقدان چنین نتایجی در زمان خلافت امام علی(ع) سخن گفت.

 

1. نگاهی اجمالی به انگیزه­های فتوح

از نگاه برخی از پژوهشگران فتوحات با برنامه­ریزی قبلی صورت نگرفت و اولین فتوحات تاخت و تازهایی بود که به موفقیتی غیرمنتظره انجامید. کایتانی[28] تصریح می­کند که منظور اعراب در آن زمان به چنگ آوردن غنائم بود و شاید مسلمان کردن قبائل مسیحی عرب نژاد مجاور ایران، نه برانداختن امپراطوری ساسانی.[29] فیلیپ حتی[30] هم با مردود شمردن این مدعا مورخان مسلمان که فتوحات حاصل نقشه‌ها و برنامه‌ریزی‌های خلفای نخست، مخصوصا ابوبکر و عمر، بوده، معتقد است شروع فتوح بیشتر در جهت ارضای روح جنگجویی میان قبائل و سوق آنان از برادرکشی به خارج جزیره و دستیابی به غنایم بوده، نه تحصیل پایگاه ثابت.[31]

به باور دانر خلفا به صراحت درباره انگیزه‌های خود از به راه اندازی فتوحات سخن نگفته­اند،[32] ولی برخلاف عقیده او به نظر می­رسد سیره نظری و عملی خلفا آشکار کننده انگیزه­های آنها است، ازجمله جهاد در راه اسلام و کسب غنیمت و اقامت در سرزمین­های سرسبز و آباد برایشان مهم بوده است. نوشته­اند عمر بن خطاب قبل از اعزام سپاه کِنانه و اَزد آنها را از عزیمت به شام که قصد رفتن بدانجا را داشتند، باز داشت و آنان را به مهاجرت به سرزمین­های آباد ایران و بهره­مندی از مواهب زندگی آنها (فنون العیش) تشویق کرد.[33] خلفا حتی از به کارگیری اهل ردّه که تازه و به زور به اسلام برگشته بودند، اجتناب نکردند.[34]

فتوحات از نظر مسلمانان پیروی از سنت حضرت رسول(ص) به حساب می­آمد؛ چرا که دعوت پیامبر(ص) جهانی بود و بنا بر مشهور ایشان در سال ششم هجری نامه­هایی به سران امپراطوری­ها و حکومت­های منطقه نوشته و آنها را به اسلام فرا خوانده بود.[35] افزون بر این، بشارت­های او به گشودن ایران و روم پیگیری فتوحات را توجیه می‌کرد.[36] پیامبر(ص) خود نیز پس از فتح مکه درصدد نشر اسلام در سایر نقاط شبه جزیره بود، چنان‌که به یمن لشکر فرستاد؛[37] هم‌چنین پیش از گشوده شدن شام زمین­هایی از آنجا را به گروهی از اصحابش بخشید و برای آنها سند نیز نوشت.[38]

ابوبکر نیز بلافاصله پس از سرکوب اهل رِدّه آنها را به جنگ و فتوحات مشغول کرد تا با کسب غنایم که همان عادت قدیم «اِغاره»[39] بود، تن به اطاعت از حکومت اسلامی دهند. خلیفه دوم نیز نخستین سخنش پس از تصدی مقام خلافت این بود که «مَثَل عرب مانند شتری است که از زخم مهار مطیع شده، هر جا ببرندش می­رود. به خدای کعبه سوگند که من او را [به راهی که باید] خواهم برد».[40] سخن عمر نشان دهنده روحیه عصیانگر عرب بود که تنها با زور تسلیم می‌شد و تنها سد سرکشی آنان در درازمدت مشغول ساختن او با جنگ و فتوحات بود که فواید بسیاری هم برای دستگاه خلافت در پی داشت. ضمن آن‌که پیکار با کفار و مشرکان کاملا مشروع و مشمول «اِحدی الحُسنَیَین» می­شد: یا شهادت یا غنیمت.[41] علاوه بر این خطر بازگشت ارتداد را، با توجه به منافع عمده­ای که باقی ماندن بر اسلام برای آنها داشت، به حداقل می­رساند.[42] دانر بر این موضوع بسیار تأکید کرده و می‌گوید: حفظ موقعیت طبقه حاکمه مستلزم مهاجرت اعراب بدوی از شبه جزیره به دیگر مناطق بود. با خالی شدن شبه جزیره از اعراب معارض که مخصوصا در برخی مناطق از سلطه حکومت مرکزی به دور بودند _مانند اعراب بادیة الشام و مناطق حاشیه­ای عراق_ این موضوع امکان‌پذیر شد. این اعراب پیش از این نیز برای حکومت­های بیزانس و ایران مشکلاتی ایجاد کرده بودند و امکان تکرار آن وجود داشت.[43] از همین رو حکومت سیاست­های تشویقی چندی در قبال این مهاجرت­ها و شرکت در فتوحات در نظر گرفت؛ کسانی که زودتر بیایند قبل از دیگران ساکن خواهند شد و پاداش نیز دریافت خواهند کرد.[44] خلفا از مهار کردن نیروی سرکش قبایل بدوی و به کارگیری آن در جهت مصالح حکومت بسیار بهره برد. قبلا این نیروی عظیم در جهت نزاع­های خُرد و کم اهمیت قبیلگی و در افق سیاسی محدود به قبیله و مسائل آن صرف می‌شد. این اتحاد قبایل عرب که با سیاست دوراندیشانه طبقه نخبه و از طریق فتوحات پدید آمد تا دوره مدرن تاریخ عرب دیگر تکرار نشد.[45]

هم‌چنین به راه انداختن فتوحات موجب شد تا بسیاری از مخالفان راهی فتوحات شوند و حکومت مرکزی از انتقادات آنان در امان ماند. این راه حلی بود که در سراسر این دوره به کار گرفته ­شد و تا حدود زیادی نیز مؤثر بود. معاویه به هنگام بالا گرفتن انتقادات علیه عثمان، به وی پیشنهاد کرد که صحابیان معترض را در سپاه­ها و لشکرها به جاهای دوردست بفرستد تا زخم مرکب‌شان از نماز برایش دغدغه­مندتر باشد.[46] ابن عامر نیز همین پیشنهاد را مطرح کرد.[47] بر اساس همین پیشنهادها بود که عثمان به عاملان خود در شهرها دستور داد: «بر مردم سخت بگیرند و آنان را روانه جهاد سازند».[48] معاویه خود نیز پس از دستیابی به حکومت از همین شیوه برای مشغول کردن مخالفان سود می­جست.[49] البته این موضوع منافاتی با دستور عمر مبنی عدم خروج صحابه از حجاز جز با دستور خود ندارد؛ زیرا عمر آنها را تنها از رفت و آمد در مناطق مفتوحه به قصد تجارت و خرید و فروش ملک منع کرد[50] وگرنه وی از شرکت صحابه در فتوحات استقبال می‌کرد و تا پایان حیات خود از صحابه بزرگ به عنوان فرمانده در فتوحات استفاده می‌کرد؛[51] اما از این سیاست در دوره ابوبکر و عثمان غفلت شد و منحصر به دوره عمر ماند.

خلفا حتی موفق شدند علی(ع) را به عنوان یکی از معارضان حکومت با خود همراه سازند. وی گرچه در هیچ یک از امور حکومتی این دوره شرکت نجست یا به کار گرفته نشد، در اخذ تصمیماتِ راجع به فتوحات طرف مشورت خلفا قرار می‌گرفت و مشاور امین آنان محسوب می‌شد. گرچه این مشورت­ها غالبا از سر اضطرار بود،[52] ولی در هرحال وسیله­ای بود برای کاستن از کدورت­های پیش آمده. موارد مشورت­ها متعدد است: نبرد یرموک در سوریه (13ﻫ)،[53] فتح بیت المقدس (16 یا 17ﻫ)[54] و نبرد نهاوند (21ﻫ).[55]

 

2. مشروعیت یافتن خلفا از قِبل فتوحات

فتوحات فواید مادی و معنوی بسیاری برای حکومت نوبنیاد خلفا به همراه آورد که یکی از مهم‌ترین آنها ثروت زیادی بود که اعراب، خاصه صحابه، بدان دست یافتند؛ به عنوان نمونه در زمان عمر تنها عراق، پایتخت ساسانیان، سالی صد میلیون درهم به بیت المال مدینه می­داد.[56] هم‌چنین میراث بازمانده از زبیر بن عوام را از سی‌وپنج میلیون و دویست هزاردرهم تا پنجاه و دو میلیون درهم گزارش کرده‌اند؛[57] و حال آن‌که آنها در مدینه عصر نبوی هیچ نداشتند و به روایت تاریخ گاه لباس تنشان شپش می­زد![58]

برای درک بهتر اهمیت درآمد حاصل از فتوحات باید نظری به وضعیت نامناسب تجارت در دوره پیامبر(ص) و خلفای راشدین افکند. اعراب مردمانی تاجر پیشه بودند و قبل از اسلام در این پیشه مهارت و تخصص داشتند، ولی باید دوره پیامبر(ص) و خلیفه اول و حتی خلیفه دوم را دوره رکود تجارت عربستان بدانیم؛ زیرا در این زمان، مسلمین سرگرم کشورگشایی و جنگ بودند و تجارت هم مانند سایر شئون اقتصادی، تحت الشعاع فعالیت­های جنگی قرار گرفته بود و اکثر رجال عرب و تُجّاری که قبل از اسلام، تجارت می‌کردند، مسلمان شده بودند و در میدان­های جنگ، به نفع اسلام شمشیر می­زدند و آنها هم که مسلمان نشده بودند، قبل از سقوط مکه به علت ناامنی ناشی از حمله­های پی در پی مسلمین به قافله­های تجاری نمی­توانستند فعالیت تجاری چندانی داشته باشند.[59]

سقوط مکه و پیوستن عده کثیری از قریش به مسلمانان و شرکت ایشان در غزوات و سریه­ها جهت پیشبرد اسلام از مجال و اهتمام آنان به تجارت کاست؛ بخصوص که کسب غنایم و مقرری مرتبی هم که «عطا» نامیده می­شد، احتیاجی برای فعالیت تجاری باقی نمی­گذاشت و این، همان پیش‌بینی ابوسفیان بن حرب بود که هنگام تشکیل دیوان و برقراری عطا به خلیفه گفت: «اگر تو چنین مقرری برای مسلمین برقرار کنی، آنها به اتکای آن، تجارت را رها خواهند کرد».[60] به ویژه که پیروزی­های پی در پی مسلمانان در جنگ­ها کسب غنایم و برخورداری از اموال فیء را به صورت منبع درآمدی قطعی برای آنان درآورد.

افزون بر این، فتوحات تعصبات نژادی اعراب را ارضا و آنها را نسبت به حکومت عربی خلفا خوش­بین کرد. عمر به تقویت عنصر عربی علاقه داشت. در خلافت خود امر کرد مردم اسیران عرب خود را، چه از زمان جاهلیت و چه از زمان اسلام، در ازای فدیه آزاد کنند و گفت: «اکنون که خدا گشایش داده و قلمرو عجمان فتح شده، زشت است که عربان مالک یکدیگر باشند».[61]

اعراب مسلمان این موفقیت‌ها و نتایج خوشایند آن را ناخودآگاه به حساب حقانیت خلفا می­نهادند. امام علی(ع) درباره نقش فتوح در محکم شدن باور مرتدین می­فرماید: «پس از آن خداوند فتوحاتى نصیب مسلمانان کرد، سیری پس از گرسنگی و دارایی پس از ناداری سبب شد تا چیزهایى که از اسلام برایشان‌خوشایند نبود، در دیدگانشان خوب جلوه کند و آن‌چه از دین نزدشان مضطرب ومتزلزل بود در قلبشان جاى گیرد و گفتند: اگر این آیین بر حق نبود، چنین و چنان نمی­شد».[62] حذیفة بن یمان، که خود حضور فعالی در فتوحات داشت، عمر را چنین ستود: «اسلام در روزگار عمر همواره رو در پیش داشت و هیچ گاه به عقب بازنگشت، و با مرگش به عقب بازگشت و هیچ‌گاه به حالت سابق برنگشت».[63] نشانه‌های چنین تأییدها و ستایش‌ها را تا امروز هم می­توان دید که طرفداران خلفا یکی از مهم‌ترین افتخارات آنها را انجام فتوحات و مسلمان کردن ایرانیان می­دانند.[64]

 

3. بحران مشروعیت در اواخر دوره عثمان

به نظر می­رسد بین بذل و بخشش­های بی­حد و حصر خلیفه مقتول به خویشانش و محروم شدن سایر مردم از غنایم چشم­گیر فتوحات و شورش و قتل او رابطه مستقیمی وجود دارد. گزارش زهری (د.124ق) درباره علل شورش مردم علیه عثمان حاوی نکات جالبی از ارتباط میان این دو مقوله است. به گفته او مردم در شش سال نخست حکومت عثمان بر او اعتراضی نداشتند و قریش حتی او را بیش از عمر دوست می­داشت؛ زیرا عمر بر ایشان سخت می­گرفت، اما عثمان با آنها به نرمی رفتار می­کرد و پیوند ایشان را رعایت می­نمود. آن گاه در کار ایشان سستی نمود: خویشان خود را در شش سال دوم بر کارها گمارد. خمس درآمد مصر را به مروان بخشید و در تقسیم اموال نزدیکانش را مقدم می‌داشت و این نابرابری را به عنوان صله‌رحم توجیه می‌کرد که خداوند بدان دستور داده است. هم‌چنین در بیت المال تصرفات ناروا می­کرد و می­گفت: «ابوبکر و عمر سهم خود را بر نمی­داشتند، ولی من برمی­دارم و میان قوم و خویشان خود تقسیم می­کنم و مردم بر این کار او عیب می­گرفتند».[65] مادلونگ تحلیل زهری را این چنین تصحیح می­کند که هیچ شاهدی دال بر تغییر اساسی خط مشی­های عثمان در میانه دوران خلافتش به چشم نمی­خورد. خویشاوندگرایی او از همان آغاز آشکار بود، اما در نیمه نخست خلافت او مخالفتی جدی برنینگیخت؛ زیرا او توانست با بذل و بخشش­های افراطی و با نرمش معمول خود که شدیدا با خشونت و سختگیری عمر مباینت داشت، صحابه برجسته و قریش را آرام نگه دارد. برخی از اینان در زمان خلافت او به سرعت ثروتمند شدند. از سال سی­ام هجری بود که نارضایتی و مخالفت در بخش اعظم امپراطوری آشکارا بروز کرد از زمانی که گشاده‌دستی عثمان منحصر به خویشاوندانش شده بود.[66] بنابراین می­توان ادعا کرد که غنایم حاصل از فتوحات ارتباط مستقیمی با مشروعیت عثمان داشت و به محض اختصاص آن به عده­ای محدود پرچم نارضایی و شورش علیه او برافراشته شد. به روایت یعقوبی عثمان میزان مقرری عایشه را به سطح دیگر همسران پیامبر(ص) کاهش داد[67] و به این ترتیب برای خود دشمن تراشی کرد. از آنجا که مردم بنده دنیایند، اگر عثمان به سیاق سابق همه را از این خوان گسترده بهره­مند می­ساخت بسیار بعید بود به سبب بدعت‌های دینی خود با مخالفت­های عظیم صحابه و مردم مواجه شود؛ چرا که اعتراضات مردم بر اعمال او چندان از نظر صحابه ـ جز علی(ع) و عده معدود دیگری ـ جدی گرفته نمی­شد.

 

4. تعطیل فتوحات در زمان حکومت امام علی(ع) و ادامه بحران مشروعیت

بر اساس فرضیه اصلی این مقاله اگر به راه انداختن فتوحات در زمان خلفای نخستین برای آنها مشروعیت به بار آورد، تعطیل آن در دوران امام، عکس آن نتایج را به همراه داشت: کاهش درآمد مسلمانان، گردآمدن مخالفان در شهرهای بزرگ به عنوان کانون های فتنه و نهایتا تردید در کارآمدی و مشروعیت حکومت او.[68] در شیوه حکومتی امام، اعرابی که تا آن زمان بر اساس سیاست نژادی خلفا بهره وافری از بیت­المال داشتند اینک با موالی،یعنی نومسلمانان غیر عرب، بالسّویه از مال الله بهره­مند می­شدند؛ بیت المالی که دیگر غنایم سرشاری وارد آن نمی­شد و تمام درآمدش محدود به مالیات­ها می­شد که مقدار آن هم بر اثر مسلمان شدن ذمّیان رو به نقصان داشت.

در چنین شرایطی صحابه­ای که تا پیش از این از مواهب فتوحات و عطا بهره­مند بودند، هم‌چون طلحه، زبیر، عایشه، معاویه و خاصه هواداران عثمان دهان به اعتراض و انتقاد گشودند و اگر با امام بودند به بهانه­های مختلف از او جدا شدند.[69]

امام علی(ع) از ابتدا با تغییر عاملان عثمان عملا حکومت خود را با بحران­هایی مواجه ساخت که امکان هرگونه اقدام بعدی از جمله فتوح را از او گرفت، گرچه تغییر عاملان خواست عمومی انتخاب کنندگان او نیز بود.[70] از سوی دیگر، پس از مدتی جنگ­های داخلی آغاز شد، جنگ­هایی که ماهیتا با فتوحات دوره خلفا بسیار متفاوت بود؛ زیرا در این جنگ­ها امکان گرفتن غنایم برای سپاهیانش، به سبب مسلمان بودن طرف مقابل، وجود نداشت. هم‌چنین این جنگ­ها به لحاظ عاطفی برای آنان نامطلوب بود؛ چرا که به دلیل بافت پیچیده قبیلگی و ارتباط نَسَبی قبایل با یکدیگر این نبردها نوعی برادرکشی تلقی می‌شد که با اخوت اسلامی و عصبیت عربی مغایرت داشت. آیا درگیر شدن امام با این نبردهای بی سرانجام داخلی ناشی از نامشروع دانستن فتوحات بوده یا شرایط خاص سیاسی و اجتماعی او را از تجهیز و اعزام ناراضیان و مخالفان به مرزها و گسترش اسلام و ایجاد آرامش داخلی بازداشته است و یا چنان که یکی از پژوهشگران گفته احیانا اگر فرصت دست می­داد به شیوه دیگری درصدد توسعه اسلام می‌افتاد؟[71]

چنین به نظر می­رسد که چنین فرضی با شواهد تاریخی سازگار نیست. مشورت­های امام با خلفای نخست درباره فتوحات و شرکت داشتن شماری از اصحاب نزدیک امام، ازجمله سلمان فارسی،[72] ابوذر غفاری، عماربن یاسر،[73] براء بن عازب، مقداد بن عمرو، حذیفة بن یمان،[74] مالک اشتر،[75] حجر بن عدیّ، هاشم بن عتبه[76] و عدیّ بن حاتم[77] _حتی اگر در شرکت فرزندان او، حسن(ع) و حسین(ع)، در فتوحات (فتح طبرستان و گرگان)[78] تردید روا داریم_[79] نشان‌دهنده موافقت امام با اصل فتوحات است.[80] ضمن آن که گزارشی دال بر این که امام از گرفتن عطا (مقرری) روزگار عمر _که حاصل درآمد فتوحات بود_ امتناع ورزد، وجود ندارد.

چنین اظهار رضایتی از فتوحات در نگاه امامان بعدی هم مشهود است.[81] در صحیفه سجادیه امام سجاد(ع) در حق لشکریان اسلام و تمامی مسلمانانی که با کفار می‌جنگند، دعا کرده است[82] و در روایتی از ایشان تصریح شده است که «مسلمانان با اجازه خداوند با کسری و قیصر و دیگر قبائل عرب و عجم جنگیدند».[83] از میان علمای شیعه هم دست کم شیخ انصاری، بحرانی و بحرالعلوم با استناد به حدیثی دال بر مشورت عمر با امام که در کتاب خصال شیخ صدوق (د.381ﻫ) آمده،[84] فتوحات را نیز از مصادیق مندرج در این حدیث شمرده و بنابراین فتوحات را با مشورت و تأیید امام دانسته­اند.[85]

پاسخ دوم در مورد چرایی توقف فتوحات این است که امام هنگامی که به خلافت رسید _با وجود مشروعیت فتوحات_ ترجیح داد نخست به اصلاح داخل بپردازد و سپس گسترش اسلام را پی گیرد. او بر بازگشت کامل به سنت نبوی اصرار می­ورزید و هیچ گونه سستی و مداهنه را در این باره برنمی‌تافت. به نظر می­رسد مسأله اساسی برای امام اصلاح جامعه بود که به باور ایشان در مدت 25 سال پس از رحلت پیامبر(ص) از مسیر درست منحرف شده بود. هنگامی که مردم مدینه با او بیعت کردند، فرمود: «بدانید که بار دیگر همانند روزگاری که خداوند پیامبرتان را مبعوث داشت، در معرض آزمایش واقع شده­اید. سوگند به کسی که محمد(ص) را به حق فرستاده است، در غربال آزمایش به هم درآمیخته و غربال می­شوید تا صالح از فاسد جدا گردد».[86] در خطبه دیگر دوره خلافت عمر را از این حیث، دوره گرفتار شدن مردم به خطا و اعراض از حق دانست.[87]

به گفته ایشان: «امروز با برادران مسلمان خود می­جنگیم؛ زیرا تمایل به کفر و کژی در اسلامشان راه یافته، گاه دستخوش شبهه می­شوند و گاه تسلیم تأویل».[88] اصل نخستین برای ایشان جلوگیری از تحریف اسلام بود و هدایت امت را وظیفه خود می‌دانست: «به واسطه ما در تاریکی راه هدایت را یافتید و بر قله عزت و سروری فرا رفتید و از شب سیاه گمراهی به سپیده دم هدایت رسیدید».[89] بدین ترتیب امام با پی‌گیری اصلاحات ضروری داخلی گسترش قلمرو جغرافیایی اسلام، اسباب نارضایی و دشمنی بزرگان صحابه و بیشتر اعراب را برای خود فراهم کرد و حکومت را با بحران مواجه ساخت.[90] مخالفان و شورشیان برضد عثمان در جبهه امام و خونخواهان عثمان در جناح مقابل که برآیند آن بروز جنگ­های داخلی و تعطیل فتوحات و اصلاحات بود. جرجی زیدان، در این باب می­نویسد: «اگر علی(ع) در زمان عمر به خلافت می­رسید البته خلافتش به طول می­انجامید و کارش پیش می­رفت؛ اما علی(ع) موقعی خلیفه شد که مردم از زمان نبوت دور بودند و به تقلید عثمان دنبال پول و زندگی آسوده می­رفتند».[91]

 

نتیجه

بر خلاف دیدگاه رایج و نظر برخی از نویسندگان شیعی مبنی بر مخالفت امام علی(ع) با فتوحات در این مقاله ثابت شده که امام به دلایل مختلف (مشورت‌های متعدد با خلفا در این باره، شرکت یاران نزدیک ایشان در فتوحات، عدم اعتراض به اصل فتوحات، دریافت از سهم خود از عطاء که حاصل غنایم فتوحات بود) با فتوحات مخالفتی نداشته و در روزگار خلافت خود فقط به سبب مشکلات عدیده‌ای که با آن روبه‌رو شد از ادامه فتوحات بازمانده است. تعطیلی فتوحات در دوره خلافت ایشان خود از عوامل تشدید بحران‌های جامعه و نارضایی مردم و نهایتا به فرجام نرسیدن اصلاحات مد نظر ایشان بود؛ و حال آن‌که فتوحات در زمان خلفای پیشین نقش مؤثری در جلب رضایت مردم و کسب مشروعیت حکومت برای آنها در پی داشت.

 

کتابشناسی

ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1998م.

ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمان بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1412ﻫ/ 1992م.

ابن قتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم، الامامة و السیاسة، بیروت، دارالاضواء، 1410ﻫ/1990م.

ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفة.

ابوعبید قاسم بن سلّام، الاموال، بیروت، دارالفکر.

ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، بنیاد پژوهش­های آستان قدس رضوی، 1408ﻫ.

اجتهادی، ایوالقاسم، بررسی وضعیت مالی و مالیه مسلمین تا پایان دوره اموی، تهران، سروش، 1363ش.

احمدپور، اکبر، امام علی(ع) و خلفا: نقدها و تمایزها، مشهد، بنیاد پژوهش­های اسلامی، 1394ش.

انصاری، شیخ مرتضی، المکاسب المحرّمه، قم، مجمع الفکر الاسلامی، 1417ﻫ.

بحرانی، یوسف، الحدائق الناظرة، قم، موسسه النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین.

بحرالعلوم، سید محمد، بلغة الفقیة، تهران، منشورات مکتبة الصادق، 1403ﻫ/ 1362ش.

بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، 1417ﻫ/ 1996م.

همو، فتوح البلدان، بیروت، دار و مکتبة الهلال، 1988م.

بیکوِل، سارا، چطور زندگی کنیم: زندگی مونتنی در یک سوال و بیست جواب، ترجمه مریم تقدیسی، تهران، ققنوس، 1392ش.

جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران، گنج دانش، 1368ش.

حتی، فیلیپ خوری، تاریخ عرب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، آگاه، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1380ش.

حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات جاویدان، 1376ش.

حسن­بگی، علی، امیر عباس مهدوی فرد، «واکاوی دیدگاه اهل بیت(ع) به فتوحات صدر اسلام با رویکرد تاریخی- حدیثی»، مطالعات تاریخی جنگ، سال دوم، شماره دوم (پیاپی 4)، تابستان 1397ش.

خضری، سید احمدرضا، سید محسن سیدی، «ایستایی فتوح به دوران خلافت امام علی(ع)؛ چرا و چگونه»،مطالعات تاریخ اسلام، سال هفتم، ش 25، تابستان 1394ش.

خواجویان، محمد کاظم، تاریخ تشیع، مشهد، جهاد دانشگاهی مشهد، 1376ش.

دنت، دانیل، مالیات سرانه و تأثیر آن در گرایش به اسلام، ترجمه محمد علی موحد، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، 1354ش.

دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، الاخبار الطوال،‌ تحقیق عبدالمنعم عامر، قم، منشورات الرضی، 1368ش.

راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دمشق، بیروت، دارالقلم، دارالشامیة، 1412ﻫ.

رافعی قزوینی، عبدالکریم بن محمد، التدوین فی اخبار قزوین، بی­جا، دارالکتب العلمیة، 1408ﻫ/ 1987م.

رجب­زاده، رضا، ترجمان حیات امام علی(ع) از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، مشهد، رستگار، 1379ش.

رنجبر، محسن، «موضع امام علی(ع) در برابر فتوحات خلفا»، تاریخ در آینه پژوهش، ش2، بهار 1382.

زمخشری، محمود، الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، 1407ﻫ.

سالم، عبدالعزیز، تاریخ عرب قبل از اسلام، ترجمه باقر صدری نیا، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، 1386ش.

شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، بی­جا، موسسه الحلبی، بی­تا.

صحیفه سجادیه، ترجمه محمد تقی خلجی، قم، قلم نو، 1384ش.

صدوق، محمد بن علی بن بابویه القمی، الخصال، قم، منشورات جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة، 1403ﻫ/ 1362ش.

ضیف، شوقی،تاریخ ادبی عرب، مترجم علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران، امیر کبیر، 1381ش.

طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری یا تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، 1967م.

طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

همو، تهذیب الاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش.

عالم زاده، هادی، «ابوبکر»، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، 1378ش.

فیاض، علی اکبر، تاریخ اسلام، تهران، دانشگاه تهران، 1381ش.

قادری، حاتم، اندیشه‌های سیاسی در اسلام و ایران، تهران، سمت، 1378ش.

قنوات، عبدالرحیم، امام علی(ع) و خلفا، مشهد، جهاد دانشگاهی مشهد، 1382ش.

همو، «اوضاع حکومت امام علی(ع): امام علی(ع) در پیشبرد اهداف حکومتی خود با چه مشکلاتی مواجه بود؟»، اسلام پژوهی، ش2، بهار و تابستان 1385ش.

کلینی رازی، ابوجعفر محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1367ش.

لیپست، سیمور مارتین، دایرة المعارف دموکراسی، تهران، وزارت امور خارجه، کتابخانه تخصصی، 1383ش.

مادلونگ، ویلفرد، جانشینی حضرت محمد(ص): پژوهشی پیرامون خلافت نخستین، ترجمه احمد نمایی و دیگران، مشهد، بنیاد پژوهش­های اسلامی، 1386ش.

محمدی ملایری، محمد، تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، تهران، توس، 1379ش.

مدرسی طباطبائی، حسین، زمین در فقه اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1362ش.

مسجدجامعی، محمد، زمینه­های تفکر سیاسی در اسلام در قلمرو تشیع و تسنن، تهران، انتشارات الهدی، 1369ش.

مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، دارالهجرة، 1409ﻫ.

مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بورسعید، مکتبة الثقافة الدینیة.

منتظر القائم، اصغر، تاریخ امامت، قم، دفتر نشر معارف، 1386ش.

منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، قاهرة، الموسسة العربیة الحدیثة، 1382ﻫ.

نهج البلاغة، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1385ش.

نعمانی، شبلی، امیرالمومنین فاروق اعظم، ترجمه عبدالله پاسالاری، مشهد، انتشارات شیخ الاسلام احمد جام، 1385ش.

نوروزی خیابانی، مهدی، فرهنگ جامع لغات و اصطلاحات سیاسی انگلیسی ـ فارسی، تهران، نشر نی، 1384ش.

واقدی، محمد بن عمر، فتوح الشام، بی­جا، دارالکتب العلمیة، 1417ﻫ/1997م.

یاقوت حموی، شهاب الدین ابوعبدالله، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، 1995م.

یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر.

Donner, Fred Mc Graw, The Early Islamic Conquests, Princeton, Newjersey, Princeton University Press, 1981.

Kennedy, Hugh, The Great Arab Conquests, Newyork, Da capa Press, 2008.

 



[1]. تاریخ دریافت: 10/1/1398؛ تاریخ پذیرش: 18/3/1398

[2]. رایانامه: gohari-fa@um.ac.ir  

[3]. نوروزی خیابانی، 275.

[4]. جعفری لنگرودی، 653.

[5]. لیپست، 3/ 1250.

[6]. «بزرگ‌ترین اختلاف این امت بر سر مسئله امامت بود و هیچ شمشیری در اسلام برای مسئله­ای هم‌چون امامت کشیده نشد» (شهرستانی، 1/ 22).

[7]. عالم زاده، 5/ 229- 230.

[8]. همو، 5/ 232.

[9]. طوسی، 5/ 282.

[10]. حجرات، 14.

[11]. توبه، 97.

[12]. زمخشری، 2/ 304؛ رازی، 10/ 8. به گفته راغب، اعراب در ابتدا به تمام فرزندان حضرت اسماعیل(ع) اطلاق می­شد، ولی بعدا به ساکنان بادیه اطلاق شد (راغب، 556).

[13]. طبری، 3/387-388، 4/62.

[14]. Fred McGraw Donner

[15]. Ibid, 270.

[16]. Ibid, 270-271.

[17]. Hugh Kennedy

[18]. Kennedy, 323-328.

[19]. خضری، 46.

[20]. همانجا.

[21]. بلاذری، فتوح البلدان، 417.

[22]. خضری، 43- 44.

[23]. همو، 39.

[24]. حسن­بگی، علی، امیر عباس مهدوی فرد، «واکاوی دیدگاه اهل بیت(ع) به فتوحات صدر اسلام با رویکرد تاریخی - حدیثی»، مطالعات تاریخی جنگ، سال دوم، شماره دوم (پیاپی 4)، تابستان 1397ش، 62- 65.

[25]. همو، 65؛ البته تعبیر «رویکرد اهل بیت به فتوحات چندان [؟!] مثبت نبوده است» خود در خور تأمل و پرسش‌برانگیز است.

[26]. رنجبر، 79.

[27]. همو، 79- 80.

[28]. Caetani

[29]. دنت، 47 به نقل از کایتانی، 2/915.

[30]. Philip Hitti

[31]. حتی، 186- 187.

[32]. Donner, 271;

 در حالی‌که نامه­ای در فتوح البلدان بلاذری وجود دارد که تا حدودی انگیزه­های ایشان را معلوم می­کند. به گزارش بلاذری چون ابوبکر از کار اهل ردّه آسوده شد، درصدد فرستادن سپاهیان به شام برآمد و نامه­هایی به اهل طائف، مکه، یمن و جمیع اعراب نجد و حجاز نوشت و آنها را تکلیف سفر برای جهاد کرد و آنان را به کسب غنائم روم ترغیب کرد. پس مردمان از طمع کار و بااخلاص سوی وی شتافتند و از هر طرف به مدینه روی آوردند (فتوح البلدان، 111).

[33]. «الْعِرَاقَ الْعِرَاقَ! ذَرُوا بَلْدَةً قَدْ قَلَّلَ اللَّهُ شَوْکَتَهَا وَعَدَدَهَا، وَاسْتَقْبِلُوا جِهَادَ قَوْمٍ قَدْ حَوَوْا فُنُونَ الْعَیْشِ، لَعَلَّ اللَّهَ أَنْ یُورِثَکُمْ بِقِسْطِکُمْ مِنْ ذَلِکَ فَتَعِیشُوا مَعَ مَنْ عَاشَ مِنَ النَّاس» (طبری، 3/ 463).

[34]. محمدی ملایری، 3/ 221.

[35]. مسعودی، 2/ 289.

[36]. ابن هشام، 2/ 219؛ طبری، 2/596؛ امام علی(ع) خود یکی از راویان چنین احادیثی است: هنگامی که مسلمانان میان گشودن قیساریه یا بیت المقدس سرگردان مانده بودند، ابوعبیده از عمر نظر خواست و او نیز با صحابه رایزنی کرد. امام فرمود: «او را به بیت المقدس فرست و پس از آن به قیساریه که پیامبر(ص) خبر فتح آن را به من داده است» (واقدی، 220). البته ممکن است که این روایات برساخته دوره بعد از فتوحات و برای موجه جلوه دادن آنها باشد.

[37]. ابن هشام، 2/ 641.

[38]. ابوعبید قاسم بن سلّام، 349.

[39]. به دلیل کمبود مواهب طبیعی در شبه جزیره، اعراب جاهلی برای امرار معاش گاه به دزدی و غارت دیگر قبایل رو می­آوردند و حتی بدین کار افتخار می‌کردند (ضیف، 77). در دوره جاهلیت بادیه نشینان بر اساس سرشت سلحشورانه خود تجارت را خوار می‌شمردند و قریش را به سبب پرداختن به تجارت ملامت می­کردند (سالم، 346).

[40]. طبری، 3/ 433.

[41]. وَعَدَکُمُ اللهُ مَغانمَ کثیرهً تَاخُذونَها (فتح، 20).

[42]. حسن ابراهیم حسن، 1/ 242. نمونه چنین وضعیتی را در جنگ­های مذهبی فرانسه برای چندین دهه می­توان دید. این جنگ­ها با پیمان صلح 1559م که به نبرد­های برون مرزی خاتمه داد و ورود لشکریان به داخل فرانسه، آغاز و با اعلان جنگ پادشاه فرانسه به اسپانیا در 1595م که مجددا کاری برای لشکریان بیکار فراهم نمود پایان یافت (بیکول، 127-132).

[43]. Donner, 271.

[44]. Ibid, 268.

[45]. Ibid, 269.

[46]. ابن قتیبه، 1/49.

[47]. طبری، 4/333.

[48]. همو، 4/335.

[49]. یعقوبی، 2/238.

[50]. مادلونگ، 139.

[51]. Kennedy, 326.

[52]. قنوات، امام علی و خلفا، 41.

[53]. واقدی، 1/166-167. ظاهرا خطبه 134 نهج البلاغه در همین باره است.

[54]. همو، 1/227.

[55]. دینوری، 134؛ طبری، 4/124-126؛ سیدرضی، خطبه 146.

[56]. ابن سعد،3/ 255.

[57]. همو، 3/59.

[58]. اسحاق بن یوسف ازرق از ابوجنّاب کلبى، از پدرش، از ابوسلمة بن عبدالرحمن نقل مى‏کند: عبدالرحمن بن عوف از زیادى شپش بدن خود به پیامبر(ص) شکایت کرد و گفت:اجازه فرمایید پیراهنى حریرى بپوشم، گوید: پیامبر به او اجازه فرمود. عفان بن مسلم و عمرو بن عاصم کلابى از همام بن یحیى، از قتادة، از انس بن مالک نقل مى‏کنند که مى­گفته است عبدالرحمن بن عوف و زبیر بن عوام به حضور پیامبر(ص) از شپش شکایت کردند و اجازه فرمود در جنگ­ها آنان پیراهن حریر بپوشند (ابن سعد، 3/96). این دو روایت دلالت بر فقر آنان و تعویض پیراهن ندارد، زیرا کسی می‌تواند پیراهن گرانبهای حریر بپوشد _که ظاهراً ضد شپش بوده_ فقیر نبوده و شاید هم می‌خواسته‌اند از زبری کرباس و بُرد و کتان آسوده شوند و از نرمی ابریشم بهره‌مند (ویراستار).

[59]. اجتهادی، 250.

[60]. بلاذری، فتوح البلدان، 440.

[61]. همو، 3/ 340.

[62]. ابن ابی الحدید، 1/57-59.

[63]. انما کان مَثَلُ الاسلامِ ایامَ عمرَ مَثَلَ اَمرٍ مُقبِلٍ لم یَزَل فی اقبالٍ، فلمّا اَقبَلَ اَدبَرَ فلم یَزَل فی اِدبارٍ (ابن سعد، 3/ 285).

[64]. به عنوان نمونه، رک. نعمانی، 232-235: «مقایسه­ای بین فتوحات حضرت فاروق با اسکندر و دیگران».

[65]. ابن سعد، 3/36 .

[66]. مادلونگ، 137.

[67]. یعقوبی، 2/ 175.

[68]. باید متذکر شد که خلیفه در نگاه اهل سنت مقبولیت خود را از بیعت مردم می­گیرد و تا زمانی که این بیعت و این استقرار بر منصب خلافت صورت نگیرد حکومت وی مشروعیتی ندارد؛ در حالی که در نظر شیعیان، امام صرف نظر از حکومت و فعلیت یافتن آن مشروعیت [دینی‌الهی] دارد. در تشیع مشروعیت امام در گرو مقبولیت و پذیرش مردمان نیست. مردم برای انتخاب امام دارای حق اولیه نیستند؛ از این رو اقبال و ادبار مردم تنها در فعلیت یا عدم فعلیت حکومت تأثیرگذار است. امام مشروع است چه مردم با وی برای حکومت بیعت کنند و اداره امور جامعه را به او بسپارند، چه این کار را نکنند (قادری، 43).

[69]. البته مشکلات صحابه با امام عمیق­تر از شیوه او در تقسیم یکسان عطا بود. عده­ای از آنها از آغاز به سبب دست یافتن به منصبی که منتظرش بودند از او جدا شدند، ازجمله هنگامی که امام از طلحه و زبیر علت ناراحتی­شان را پرسید آنها دو دلیل ذکر کردند: عدم مشورت با آنها در کارها _که مشخص بود منظورشان از مشورت همان اعطای مناصب حکومتی است_ و مخالفت با سیره عمر در تقسیم بیت المال (رجب زاده، 287؛ برای تحلیلی جامع در این باره، رک. قنوات، «اوضاع حکومت امام علی(ع): امام علی(ع) در پیشبرد اهداف حکومتی خود با چه مشکلاتی مواجه بود؟»، اسلام پژوهی، 26- 31، که در آن سابقه رقابت تیره­های قریش را با بنی هاشم از دوره جاهلیت تا عصر خلفای راشدین بررسی کرده است).

[70]. طبری، 4/492.

[71]. خضری، 39-40، 47.

[72]. یعقوبی، 2/ 151.

[73]. دینوری، 129-130، 132، 134.

[74]. همو، 135- 137.

[75]. یعقوبی، 2/ 142.

[76]. دینوری، 120- 121.

[77]. همو، 114. یکی از محققان، شرکت عده­ای از اصحاب امام علی(ع) را دالّ بر رضایت ایشان ندانسته است؛ چرا که به باور او آشنایی این عده با امام پس از فروکش کردن فتوحات بوده است (حسن­بگی، 61)؛ گرچه شاید بتوان این سخن را در مورد عده­ای از یاران ایشان پذیرفت، اما نمی­توان آن را به همه تسری داد؛ و برخلاف نظر وی، این موضوع را عده­ای از نویسندگان معاصر نیز تأیید کرده‌اند (خواجویان، 37؛ منتظر القائم، 48).

[78]. بلاذری، فتوح البلدان، 330؛ طبری، 4/ 269.

[79]. رنجبر، 72- 75. نکته جالب این که شیخ انصاری معتقد است امام حسن(ع) هم در فتوحات شرکت داشته است (انصاری، 2/ 245).

[80]. رنجبر، 70-75.

[81]. مدرسی طباطبایی، 116-117 به نقل از روضه المتقین مجلسی اول، 3/155؛ رساله فی الاراضی المفتوحه عنوه، کزازی، 8؛ جواهر، 21/ 161- 162.

[82]. صحیفه سجادیه، دعاء 27: دُعاءُه لاهل الثغور.

[83]. کلینی، 5/ 17؛ طوسی، 1365ش، 6/ 132.

[84]. به روایت امام باقر(ع)، پس از جنگ نهروان مردی یهودی خدمت امام علی(ع) رسید. ایشان به او فرمود: «عمر در کارها با من مشورت می‌کرد و مطابق نظر من کارها را سامان می­داد؛ هم‌چنین نظر مرا در مشکلات و دشواری­ها می­خواست» (صدوق، 374).

[85]. انصاری، 2/ 245؛ بحرانی، 18/ 307؛ بحرالعلوم، 1/ 228.

[86]. اَلا و اِنّ بَلِیَّتَکم قَد عادَت کَهَیئَتِها یَومَ بَعَثَ اللهُ نَبیَّکُم صَلَّی اللهُ علیه و آله والذی بَعَثَه بالحقِّ لَتُبَلبَلُنَّ بَلبَلَهً و لَتُغَربَلُنَّ غَربَلَهً (نهج البلاغة، خطبه 16).

[87]. فَمُنِیَ النّاسُ لَعَمرُ اللهِ بِخَبطٍ و شِماسٍ و تَلَوُّنٍ و اعتِراضٍ (همان، خطبه 3).

[88]. و لکنّا انّما اَصبَحنا نُقاتِل اِخوانَنا فی الاسلامِ علی ما دَخَلَ فیه من الزَّیغِ و الاِعوجاجِ و الشُّبهَهِ و التَّأویل (همان، خطبه 121).

[89]. بِنا اهتَدَیتُم فی الظَّلماءِ و تَسَنَّمتُم العَلیاءَ و بِنا انفَجَرتُم عَن السَّرار (همان، خطبه 4).

[90]. به عنوان نمونه ایشان می‌توانست همه عمال عثمان مخصوصا معاویه را بلافاصله عوض نکند؛ موضوعی که مغیره به او پیشنهاد کرد، به اموالی که عثمان به خویشاوندانش بخشیده بود کاری نمی­گرفت، سیستم عطای غیر مساوی عمر را به هم نمی­زد و ... .

[91]. زیدان، 679.

ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1998م.

ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمان بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1412ﻫ/ 1992م.

ابن قتیبه دینوری، ابومحمد عبدالله بن مسلم، الامامة و السیاسة، بیروت، دارالاضواء، 1410ﻫ/1990م.

ابن هشام حمیری، عبدالملک، السیرة النبویة، بیروت، دارالمعرفة.

ابوعبید قاسم بن سلّام، الاموال، بیروت، دارالفکر.

ابوالفتوح رازی، حسین بن علی، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، بنیاد پژوهش­های آستان قدس رضوی، 1408ﻫ.

اجتهادی، ایوالقاسم، بررسی وضعیت مالی و مالیه مسلمین تا پایان دوره اموی، تهران، سروش، 1363ش.

احمدپور، اکبر، امام علی(ع) و خلفا: نقدها و تمایزها، مشهد، بنیاد پژوهش­های اسلامی، 1394ش.

انصاری، شیخ مرتضی، المکاسب المحرّمه، قم، مجمع الفکر الاسلامی، 1417ﻫ.

بحرانی، یوسف، الحدائق الناظرة، قم، موسسه النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین.

بحرالعلوم، سید محمد، بلغة الفقیة، تهران، منشورات مکتبة الصادق، 1403ﻫ/ 1362ش.

بلاذری، احمد بن یحیی، جمل من انساب الاشراف، بیروت، دارالفکر، 1417ﻫ/ 1996م.

همو، فتوح البلدان، بیروت، دار و مکتبة الهلال، 1988م.

بیکوِل، سارا، چطور زندگی کنیم: زندگی مونتنی در یک سوال و بیست جواب، ترجمه مریم تقدیسی، تهران، ققنوس، 1392ش.

جعفری لنگرودی، محمد جعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران، گنج دانش، 1368ش.

حتی، فیلیپ خوری، تاریخ عرب، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، آگاه، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، 1380ش.

حسن ابراهیم حسن، تاریخ سیاسی اسلام، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات جاویدان، 1376ش.

حسن­بگی، علی، امیر عباس مهدوی فرد، «واکاوی دیدگاه اهل بیت(ع) به فتوحات صدر اسلام با رویکرد تاریخی- حدیثی»، مطالعات تاریخی جنگ، سال دوم، شماره دوم (پیاپی 4)، تابستان 1397ش.

خضری، سید احمدرضا، سید محسن سیدی، «ایستایی فتوح به دوران خلافت امام علی(ع)؛ چرا و چگونه»،مطالعات تاریخ اسلام، سال هفتم، ش 25، تابستان 1394ش.

خواجویان، محمد کاظم، تاریخ تشیع، مشهد، جهاد دانشگاهی مشهد، 1376ش.

دنت، دانیل، مالیات سرانه و تأثیر آن در گرایش به اسلام، ترجمه محمد علی موحد، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، 1354ش.

دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود، الاخبار الطوال،‌ تحقیق عبدالمنعم عامر، قم، منشورات الرضی، 1368ش.

راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، دمشق، بیروت، دارالقلم، دارالشامیة، 1412ﻫ.

رافعی قزوینی، عبدالکریم بن محمد، التدوین فی اخبار قزوین، بی­جا، دارالکتب العلمیة، 1408ﻫ/ 1987م.

رجب­زاده، رضا، ترجمان حیات امام علی(ع) از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، مشهد، رستگار، 1379ش.

رنجبر، محسن، «موضع امام علی(ع) در برابر فتوحات خلفا»، تاریخ در آینه پژوهش، ش2، بهار 1382.

زمخشری، محمود، الکشّاف عن حقائق غوامض التنزیل، بیروت، دارالکتاب العربی، 1407ﻫ.

سالم، عبدالعزیز، تاریخ عرب قبل از اسلام، ترجمه باقر صدری نیا، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، 1386ش.

شهرستانی، ابوالفتح محمد بن عبدالکریم، الملل و النحل، بی­جا، موسسه الحلبی، بی­تا.

صحیفه سجادیه، ترجمه محمد تقی خلجی، قم، قلم نو، 1384ش.

صدوق، محمد بن علی بن بابویه القمی، الخصال، قم، منشورات جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة، 1403ﻫ/ 1362ش.

ضیف، شوقی،تاریخ ادبی عرب، مترجم علیرضا ذکاوتی قراگزلو، تهران، امیر کبیر، 1381ش.

طبری، محمد بن جریر، تاریخ الطبری یا تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دارالتراث، 1967م.

طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار احیاء التراث العربی.

همو، تهذیب الاحکام، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365ش.

عالم زاده، هادی، «ابوبکر»، دایرة المعارف بزرگ اسلامی، تهران، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی، 1378ش.

فیاض، علی اکبر، تاریخ اسلام، تهران، دانشگاه تهران، 1381ش.

قادری، حاتم، اندیشه‌های سیاسی در اسلام و ایران، تهران، سمت، 1378ش.

قنوات، عبدالرحیم، امام علی(ع) و خلفا، مشهد، جهاد دانشگاهی مشهد، 1382ش.

همو، «اوضاع حکومت امام علی(ع): امام علی(ع) در پیشبرد اهداف حکومتی خود با چه مشکلاتی مواجه بود؟»، اسلام پژوهی، ش2، بهار و تابستان 1385ش.

کلینی رازی، ابوجعفر محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1367ش.

لیپست، سیمور مارتین، دایرة المعارف دموکراسی، تهران، وزارت امور خارجه، کتابخانه تخصصی، 1383ش.

مادلونگ، ویلفرد، جانشینی حضرت محمد(ص): پژوهشی پیرامون خلافت نخستین، ترجمه احمد نمایی و دیگران، مشهد، بنیاد پژوهش­های اسلامی، 1386ش.

محمدی ملایری، محمد، تاریخ و فرهنگ ایران در دوران انتقال از عصر ساسانی به عصر اسلامی، تهران، توس، 1379ش.

مدرسی طباطبائی، حسین، زمین در فقه اسلامی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1362ش.

مسجدجامعی، محمد، زمینه­های تفکر سیاسی در اسلام در قلمرو تشیع و تسنن، تهران، انتشارات الهدی، 1369ش.

مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین، مروج الذهب و معادن الجوهر، قم، دارالهجرة، 1409ﻫ.

مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بورسعید، مکتبة الثقافة الدینیة.

منتظر القائم، اصغر، تاریخ امامت، قم، دفتر نشر معارف، 1386ش.

منقری، نصر بن مزاحم، وقعة صفین، قاهرة، الموسسة العربیة الحدیثة، 1382ﻫ.

نهج البلاغة، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1385ش.

نعمانی، شبلی، امیرالمومنین فاروق اعظم، ترجمه عبدالله پاسالاری، مشهد، انتشارات شیخ الاسلام احمد جام، 1385ش.

نوروزی خیابانی، مهدی، فرهنگ جامع لغات و اصطلاحات سیاسی انگلیسی ـ فارسی، تهران، نشر نی، 1384ش.

واقدی، محمد بن عمر، فتوح الشام، بی­جا، دارالکتب العلمیة، 1417ﻫ/1997م.

یاقوت حموی، شهاب الدین ابوعبدالله، معجم البلدان، بیروت، دارصادر، 1995م.

یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، دارصادر.

Donner, Fred Mc Graw, The Early Islamic Conquests, Princeton, Newjersey, Princeton University Press, 1981.

Kennedy, Hugh, The Great Arab Conquests, Newyork, Da capa Press, 2008.