ملاحظاتی در تصحیح مخطوطات کهن قرآنی برمبنای شیوه کارل لاخمان در تصحیح متون

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

چکیده

فهم دقیق اصطلاحات مربوط به شیوه­های توسعه یافته در غرب جهت تصحیح متون می­تواند در رویکرد محققان نسبت به تصحیح متن نسخه­های خطی قرآن بسیار مؤثر باشد و مانع از بدفهمی­های احتمالی و در پی آن نتایج نادرست در تحقیقات تخصصی این حوزه شود. این مقاله با تکیه بر روش لاخمان به بیان اصطلاحات مربوط به این شیوه در حوزه مطالعه دست­نویس­های کهن قرآنی می­پردازد و می­کوشد نشان دهد که درمرحله نخست از این روش یعنی گردآوری و طبقه­بندی شواهد باقی مانده، ارائه­ مصادیق دقیق ایناصطلاحاتتا چه اندازه می­تواند در تعیین وزنِ هر نسخه در فرآیند تصحیح و شکل­گیری شجره­نسبِدست­نویس­های کهنِ به جامانده از قرآن مؤثر باشد. هم‌چنین نوشتارحاضر درمرحله تصحیح و گزینش در روش لاخمان نیز برآن است که امکان تطبیق هریک از اصول آن در خصوص نُسخ قرآنیرا بررسی کردهو نیز ثمره بنانهادن سازواره انتقادی از متن دست­نویس­های کهن قرآنرا تبیین کند.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Textual Criticism of Quranic Manuscripts Based on Karl Lachmann Method

نویسنده [English]

  • Ala Vahidnia
Assistant Professor, Institute for Humanities and Cultural Studies,Tehran, Iran
چکیده [English]

Accurate understanding of terms related to methods of text editing which developed in the West, can impact the researchers’ approach to editing the manuscripts of the Qur’an and can prevent possible misunderstandings and consequent incorrect results. This article, draws on the Lachmann method to express the terms related to this method in the study of early Qur'anic manuscripts. This work attempts to show that in the first step of this method called “recension”, (i.e., gathering and categorizing the surviving evidence) to what extent providing the exact instances for each term can be effective in determining the weight of each evidence in the process of editing and forming the “stemmacodicum”. The present paper also attempts to study the applicability of each of these methods principles of emendatio regarding the Qur'anic text and to examine the fruit of establishing an apparatus criticus” of the text of the ancient Qur'anic manuscripts.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Text editing
  • Qur'anic manuscripts
  • Lachmann method
  • Quran of San’a

 

ملاحظاتی در تصحیح مخطوطات کهن قرآنی برمبنای شیوه کارل لاخمان در تصحیح متون[1]

آلاء وحیدنیا[2]

استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران

 

چکیده

فهم دقیق اصطلاحات مربوط به شیوه­های توسعه یافته در غرب جهت تصحیح متون می­تواند در رویکرد محققان نسبت به تصحیح متن نسخه­های خطی قرآن بسیار مؤثر باشد و مانع از بدفهمی­های احتمالی و در پی آن نتایج نادرست در تحقیقات تخصصی این حوزه شود. این مقاله با تکیه بر روش لاخمان به بیان اصطلاحات مربوط به این شیوه در حوزه مطالعه دست­نویس­های کهن قرآنی می­پردازد و می­کوشد نشان دهد که درمرحله نخست از این روش یعنی گردآوری و طبقه­بندی شواهد باقی مانده، ارائه­ مصادیق دقیق ایناصطلاحاتتا چه اندازه می­تواند در تعیین وزنِ هر نسخه در فرآیند تصحیح و شکل­گیری شجره­نسبِدست­نویس­های کهنِ به جامانده از قرآن مؤثر باشد. هم‌چنین نوشتارحاضر درمرحله تصحیح و گزینش در روش لاخمان نیز برآن است که امکان تطبیق هریک از اصول آن در خصوص نُسخ قرآنیرا بررسی کردهو نیز ثمره بنانهادن سازواره انتقادی از متن دست­نویس­های کهن قرآنرا تبیین کند.

 

کلیدواژه­ها: تصحیح متن، مخطوطات قرآنی، روش لاخمان، قرآن صنعاء.

 

 

 

 

مقدمه

در طی قرون متمادی لزوم دست یافتن به شبیه­ترین نسخه به نسخه اصلی که کم‌ترین فساد و دست­برد در متن آن رخ داده باشد فن تصحیح متون را پدید آورده است؛ چرا که در بسیاری از موارد نسخه اصلی از دست رفته و نسخه­های فراوانی از روی نسخه اصلی استنساخ شده است و بازهم نسخه­هایی دیگر از روی آن نسخه­ها و به همین ترتیب تا دوران معاصر که از صنعت چاپ بهره­مند شده­ایم. بنابراین وقتی یک نسخه خطی را در دست داریم دقیقا نمی­دانیم که با چند واسطه از نسخه اصلی قرار دارد و سعی خواهیم کرد که در میان نُسخ موجود، به دنبال کم واسطه­ترین نسخه با نسخه مادر[3] بگردیم. هرچند همیشه باید در نظر داشت که اقدم نسخ لزوما اصح نسخ نیست؛ چه بسا نسخه­ای بسیار کهن را کاتبی ناشیانه استنساخ کرده یا امانت را در استنساخ رعایت نکرده باشد. در تصحیح متون تا آنجا که امکان دارد باید به دنبال بازسازی متن اصلیِ کتابت شده توسط نویسنده باشیم.بدیهی است که مراد از تصحیح متن، درست گرداندن اشتباهات آن نیست، بلکه مراد «بحاصل آوردن نسخه‌ای است از اثری که بر اساسِ عرض دادن و مقابله کردن نسخه‌های خطی معتبر و مؤثق آن اثر فراهم آمده باشد، به طوری که نسخه مذکور، چه از جهت مفهوم و معنی و چه از بابت لفظ و صورت، عین نسخه‌ای باشد که مؤلف عرضه داشته است، و یا الااقل هیأتی داشته باشد که مؤلف اثرش را به مانند آن و یا نزدیک به آن فراهم آورده است».[4]

روند تصحیح انتقادی متون در غرب و در جهان اسلام به شیوه­ای متفاوت دنبال شده است. در جهان اسلام تصحیح نسخه از همان روزگار نخست بسیار حائز اهمیت بوده است. نقش اصحاب حدیث هم در تبیین و روشن‌سازی مستندات انتقال متن قابل توجه است. وجود مفاهیمی هم‌چون سماع، قرائت، اجازه و جز اینها در روایت یک کتاب همه نشان‌دهنده اهتمام دانشمندان اسلامی به روند صحیح انتقال متون و آثار بوده است. از سوی دیگر ماهیت خط عربی و رسم الخط ناکامل آن در آن دوران، استنساخ صرف از روی یک نسخه را بدون تسلط به متن بسیار دشوار می­کرده است. به ویژه قرائت از روی نسخه­های قرآن، به دلیل ویژگی­های خط عربی، بسیار دشوار و بدون حفظ داشتن آن تقریبا غیر ممکن بوده است.[5] بنابراین متن مکتوب تنها در کنار روایت شفاهی معنادار بوده است.

 چنین اهتمامی نه تنها برای قرآن یا حدیث، به عنوان متنی مقدس، بلکه در مورد متون و آثار دیگر هم‌چون شعر نیز وجود داشته است. تا آن‌جا که روایت اشعار از کسانی که شعر را صرفا از روی متن مکتوب روایت می‌کرده­اند، مورد قبول واقع نمی‌شده است. ابن سلام جُمَحی (د. 232ﻫ) در این خصوص گزارش می‌دهد که: إنما العلم علم العلماء بالشعر و أهل الروایة الصحیحة، أما أهل الصحف الذین یروون من صحیفة فلا یروی عنهم[6] (همانا علم، علم عالمان به شعر و اهل روایت صحیح است، اما کسانی که اهل صحیفه‌اند و از دفتر و صحیفه روایت می‌کنند، روا نیست از آنان روایت شود)؛ هم‌چنین گفته: لیس لأحد أن یقبل من صحیفةٍ و لا یروی من صُحُفیٍّ.[7] (روا نیست که کسی چیزی را از صحیفه بپذیرد و یا از صحُفی/ دفتر خوان روایت کند).

اما در غرب تصحیح انتقادی متون به معنی اخصّ کلمه در ادامه تلاش‌هایی بوده که عالمان مسیحی برای تدوین متن قابل اعتمادی از انجیل از حدود قرن چهارم میلادی آغاز کرده بودند. این تلاش­ها نتیجه آگاهی مسیحیان به فسادی بود که در متن انجیل در نتیجه دست­بردهای عامدانه و غیر عامدانه در متن انجیل رخ داده بوده است.[8] طی قرون هجدهم و نوزدهم میلادی تصحیح انتقادی مخطوطات، به‌ویژه کتاب مقدس به شکلی قاعده­مند با تلاش­های دانشمندان اروپایی، گسترش یافت.[9]

شیوه لاخمان در تصحیح متون

اوج کاربرد شیوه­های نوین توسعه یافته در غرب در نسخه انتقادی کارل لاخمان[10] از کتاب مقدس که در سال ۱۸۳۱ برپایه دست نوشته‌های مربوط به سده چهارم و پیش از آن تهیه شده بود نمایان شد. هرچند وی هیچ‌گاه به طور مستقل مطلب یا درس‌نامه­ای در خصوص روش و رویکرد خود در تصحیح متن ننگاشت، اما شیوه کار او که به شیوه لاخمان معروف شد توسط دیگران تحلیل، معرفی و ترویج شد. از نخستین کسانی که به توصیف قاعده­مند شیوه لاخمان دست زد پاول ماس[11] بود که با انتشار کتابی تحت عنوان Textkritikدر ترویج شیوه لاخمان نقش بسزایی داشت.[12]

 

مرحله نخست: recension  یا گردآوری و دسته­بندی شواهد

در روش لاخمان اساس کار و نخستین گام در تصحیح نسخه، گردآوری شواهد باقی مانده و دسته­بندی و مرتب­سازی آنها است. این کار را اصطلاحا recension می­نامند؛ زیرا از این طریق می‌توان نسخه­هایی را که متعلق به یک گروه یا خانواده‌اند تشخیص داد، مثلا نسخه­هایی که نوع خاصی از خطای نگارشی در متن آنها تکرار شده است. اساسا در روش لاخمان دسته­بندی نسخه­ها بر پایه تشابه اغلاط افتراقی که نسخه­های دارای اختلاف‌ها یا وارینت­های  (variant)مشابه را از یکدیگر متمایز می­کند استوار است و نه اشتباهات رایج نگارشی.

تعداد نسخه­های موجود از یک اثر ممکن است بسیار متفاوت باشند. برخی از آثار با تعداد محدودی نسخه خطی به دست ما رسیده، اما شمار دست نوشته­های موجود از متونی چون عهد جدید و قرآن به نحو چشم‌گیری بیش از هر اثر ادبی دوران باستان است. رهیافت یا رویکرد مصحِح متن به فرایند خلق یک نسخه مصحَّح از یک متن کلاسیک، متأثر از کیفیت و کمیت نسخه­های به جامانده از آن اثر است و روش کار مصحِح (modus operandi)نیز باید بر پایه نوع متن و تعداد نسخه­ها و مقدار اختلاف‌های نسخ تعیین شود.

در این مرحله تنها احصاء تعداد نسخه­ها ملاک نیست بلکه باید ارزش هر نسخه در بررسی و تصحیح نیز محاسبه شود. ایده ارزیابی ارزش هر نسخه جهت تصحیح عهد جدید نخستین بار توسط بِنگل مطرح شد.[13] یوهان آلبرشت بنگل[14] یکی از شخصیت­های تأثیرگذار در پیشبرد روش­های تصحیح متون است که وقتی‌که با سی هزار اختلاف در چاپ متن یونانی کتاب مقدس مواجه شد تصمیم گرفت خود شخصا به مطالعه انتقال متن کتاب مقدس بپردازد. وی پیشنهاد داد که شواهد مختلف متنی را نباید تنها شمارش و احصاء کرد بلکه ارزش این شواهد و نسخه­ها را نیز باید سنجید و آنها را به صورتِ دسته، خانواده، قبیله و ملت دسته­بندی کرد؛[15] به عنوان مثال در طی این ارزیابی برخی از نسخه­ها به عنوان نسخه­هایی غیر مستقل و کپی شده از نسخه‌ای شناخته می‌شوند ‌که آن نسخه اصل خود موجود است، لذا نسخه‌های کپی شده از دایره بررسی­ها خارج می‌گردند (eliminatiocodicumdescriptorum).

در این مرحله از روش لاخمان سعی می­شود که یک شجره نسب (stemmacodicum) برای نسخه­های باقی مانده از اثر رسم شود و ارزش و اهمیت هر نسخه در تصحیح مشخص شود. در میان نسخه­های دست­نویس کهن نسخه­ای به خط مؤلف یا مورد تأیید نهایی وی که بتوان آن را «نسخه­ مؤلف» یا «نسخه منقولٌ عنها» نامید بسیار اندک است. در حوزه مخطوطات قرآنی نیز چنین نسخه­ای از قرآن که بتوان با اطمینان آن را کتابت شده به دست پیامبر و یا تحت نظر وی و یا حتی کتابت شده توسط یکی از صحابه نزدیک پیامبر دانست در دست نیست. این نسخه غایب، یعنی نسخه منقولٌ عنها و اصل را آرکه­تایپ (archetype)می­نامند.

جز نسخه آرکه­تایپ تعریف و تعیین مصداق نسخه­هایHyparchetypeExemplar یا Vorlage، یعنی نسخه­هایی که از نسخه مادر مشتق شده و خود مادر خانواده­ای مستقل از نسخه­هایند، بسیار ارز‌ش‌مند است. شاید در حوزه مخطوطات قرآن اصطلاح معادل چنین نسخه­ای را بتوان نسخه «امام» گفت؛ مثلا مصاحف فرستاده شده توسط عثمان به امصار در صورت وجود، یا نسخه­ای از نسل آن مصاحف که خانواده­ای از نسخه­های موجود بعدی همگی از آن مشتق شده‌اند. در مورد نسخه­های قرآن یک دسته­بندی می­تواند بر اساس اختلاف مصاحف امصار صورت پذیرد و مصاحفی را که همگی در اختلاف‌های گزارش شده برای یک منطقه خاص مشترک‌اند در یک خانواده قرار داد. ثمره این کار می­تواند پدید آمدن یک stemmacodicum یا شجره نسب باشد؛ به عنوان نمونه­ای از تلاش برای بناکردن یک شجره نسب از نسخه­های قرآنی، بر اساس اختلاف مصاحف امصار، می­توان به کار مایکل کوک اشاره کرد. البته وی در این کار به جای تمرکز بر نسخه­ها تنها بر گزارش­های ابوعمرو دانی پیرامون اختلاف مصاحف امصار تمرکز کرده و برای یافتن نسخه آرکه­تایپ (غایب یا منقولٌ) عنها در میان مصاحف مربوط به شهرهای مختلف رفته و به این نتیجه رسیده است که احتمالا نسخه کوفه نسخه آرکه­تایپ بوده است.[16]

 

قرآن صنعاء و جایگاه آن در شجره نسب دست­نویس­های کهن قرآن

قرآن صنعاء یا پالیمپسست[17] کشف شده در مسجد اعظم صنعاء که هر دو لایه­ آن حاوی متن قرآن­اند و اهمیت آن بدین جهت است که لایه­ زیرینش تنها نسخه­ای است که امروز از متن غیر عثمانی در دست داریم و از این رو جایگاه سرنوشت‌سازی در شجره نسب نسخه­های خطی کهن قرآنی دارد. اگر آن‌چنان­که صادقی و گودرزی پنداشته­اند، این نسخه متعلق به یک صحابی باشد می­توان آن­را یک آرکه­تایپ به حساب آورد؛ اما اگر نسخه­ای مشتق شده از نسخه صحابی باشد نسخه‌ای مشتق‌شده از نسخه مادر (Hyparchetype) خواهد بود. اما چنان­چه این گمانه را نپذیریم و آن را نسخه­ای با اختلاف‌هایی متفاوت و کمی پرت از بقیه نسخه­ها ببینیم که حاصلِ کار یک کاتب ناشی بوده است، خوانش­های آن را اصطلاحا ectiones singulars به حساب می­آوریم که در میان باقی نسخه­های به جا مانده از قرآن، منحصر به فرد است و بر طبق اصل حذف چنین خوانش­هایی از دایره تصحیح یا اصطلاحا eliminatio lectionum singulariumمی­توان خوانش­های آن را در تصحیح انتقادی متن نادیده گرفت. اما اگر نسخه­های دیگری با خوانش­های مشابه نسخه صنعاء یافت شودمی­توان آنها را در یک خانواده نسخه مشتق شده از یکآرکه­تایپ که مصحف عثمانی هم به موازات آن قرار دارد بدانیم که البته تاکنون هیچ متنی مشابه با اختلاف‌های مشابه متن زیرین نسخه صنعاء یافت نشده است. بنابراین روشن است که تعیین جایگاه نسخه صنعاء در شجره نسب می­تواند به نتایج کاملا متفاوتی در تصحیح متن دست نویس­های قرآنی منجر شود.

 

مرحله دوم: Emendatio یا تصحیح متن

پس از دسته­بندی و رتبه­بندی و ترجیحا ایجاد یک شجره­نامه از نسخه­ها و پیدا کردن نسخه­های هم‌خانواده، دومین گام در روش لاخمان Emendatio به معنای تصحیح است. همان مرحله اول در روش لاخمان تعیین می کند که در میان شیوه‌های معمول برای تصحیح متن، مانند تصحیح بر مبنای نسخه‌ اساس، تصحیح التقاطی، تصحیح بینابین و تصحیح قیاسی[18] کدام روش را باید انتخاب کرد.

تصحیح قیاسی در مواردی کابرد دارد که تنها یک نسخه از اثر بر جا مانده باشد؛ در این صورت آن نسخه را «تنها نسخه» Codex unicus می­نامند و در این صورت دیگر از مرحله گردآوری و دسته‌بندی (recension) خبری نیست و تنها مرحله تصحیح (Emendation) آن هم بر اساس دانش مصحِّح در زبان‌شناسی انجام می­پذیرد که با وجود نسخه‌های فراوان قرآنی، این شیوه در تصحیح دست­نویس­های قرآنی ناکار آمد است.

به جهت تصحیح متن بر مبنای نسخه اساس لازم است که یک نسخه کامل به عنوان نسخه اساس یا codexoptimus انتخاب شود. تعبیر لاتینcodexoptimus به معنای بهترین نسخه است. این‌که کدام نسخه «بهترین» نسخه است خود محل بحث است. اصولا نسخه اساس یا بهترین نسخه را می­توان در مرحله گردآوری و دسته‌بندییا بررسی شجره نسب نسخه‌ها انتخاب کرد و در آن میان باید به دنبال بالاترین نسخه در نسب­نامه و نزدیک­ترین نسخه به نسخه مادر بود. نسخه اساس باید بهترین نسخه به جامانده از لحاظ کیفیت و برای ایجاد یک نسخه کامل مناسب باشد. چه بسا نسخه­ای در شجره نسب در رده پایین­تری نسبت به نسخه دیگر قرار گرفته باشد، اما دارای متن بهتری نسبت به متن قدیم­تر باشد؛ یا ممکن است اوراقی پراکنده[19] در رده بالاتری از نسخه اساس در شجره نامه قرار گیرند، اما از آن‌جا که این اوراق پراکنده را نمی­توان به معنای واقعی کلمه نسخه‌ای مستقل (codex) خواند بنابراین نمی­توانند به عنوان بهترین نسخه (codexoptimus) انتخاب شوند و اساس کار تصحیح قرار بگیرند.

اما از آن‌جا که در میان نسخ کهن قرآن نمی­توان نسخه­ای را به عنوان اصیل­تر و صحیح­تر نسبت به سایر نسخ قلمداد کرد و یا حتی ضبطی را معتبر و مابقی ضبط­ها را مردود دانست، شیوه التقاطی، مناسب­ترین شیوه در تصحیح دست­نویس­های قرآنی کهن خواهد بود؛ چراکه روش التقاطی زمانی به کار می­رود که نتوان یک نسخه را نسبت به سایر نسخه‌ها ارجح دانست و مصحِّح باید از میان ضبط­های گوناگون نسخه­های موجود به اجتهاد خود یک ضبط را برگزیند (selectio) و مابقی ضبط­ها را در حاشیه یا پاورقی بیاورد.

شیوه بینابینی نیز برای تصحیح دست نوشته­های قرآنی امکان‌پذیر نیست؛ زیرا این شیوه ترکیبی است از تصحیح بر مبنای نسخه اساس و تصحیح التقاطی که بازهم به دلیل نبودن نسخه‌ای با عنوان نسخه اساس این شیوه ناممکن است.

بنابراین تلاش مصحِّح برآن است که بهترین ضبط را در متن بیاورد در حالی‌که همه ضبط­های دیگر محفوظ بمانند. در این مرحله، یعنی مرحله تصحیح باید دست به انتخاب زد و بهترین ضبط را در میان ضبط­های گوناگون در نسخه­های مختلف برگزید و در نسخه آورد که کاری است بس دشوار و در بسیاری مواقع به خصوص در متون مقدس ترجیح یک ضبط بر ضبط دیگر دشوار و بلکه ناممکن می­نماید؛ چرا که یا همگی به وجهی معنادارند یا این که برحسب جهت­گیری­های فرقه­ای، مذهبی، تفسیری، ادبی و ... هر گروهی یک ضبط را معتبر و دیگری را مردود می­داند. گاه نیز اعتقادات مذهبی حکم می­کند که همه ضبط­ها را معتبر بدانیم. بنابراین هم تلاش شده که اصول و قواعدی برای ترجیح یک ضبط بر ضبط دیگر وضع شود و هم این‌که سازوکاری یافت که بتوان با آن همه اختلاف نسخه­ها را چنان ضبط کرد که گویا خواننده همه نسخه‌ها را در اختیار خود دارد.

 

سازواره انتقادی در تصحیح متون

نخستین بار در قرن هجدهم میلادی آلبرشت بنگل اصطلاح Apparatuscriticus را به معنای سازواره انتقادی در عنوان کتابشAlbertiBengeliiApparatuscriticusadNovumTestamentumبه کار برد. عبارت لاتین apparatuscriticus به معنای همان شیوه­ای است که تمامی اختلاف نسخه­های موجود را در برابر دیدگان خواننده قرار می­دهد و گاهی نیز از آن به عنوان «شیوه هلموت ریتر»[20] نیز یاد می‌شود؛ زیرا در جهان اسلام نخستین بار هلموت ریتر خاورشناس آلمانی شیوه سازواره انتقادی را با ایجاد تغییراتی اندک نسبت به آن‌چه در کتاب مقدس به کار می‌رفت، در مورد کتاب سوانح العشاق خواجه احمد غزالی (د. 520) به کار برد.[21]

بسیاری از پژوهشگران غربی به دنبال ارائه نسخه‌ا‌ی انتقادی از قرآن برپایه کهن­ترین نسخه­های به جامانده از آن که بتواند مبنایی برای بازسازی محققانه آن قرار گیرد، بوده‌اند.قرآن پژوهانی چون گوتهلف برگشترسر[22]و آرتور جفری[23] که در مصر مشغول به کار و تحقیق بودند با الهام از فعالیت‌هایی که در آن زمان در مصر برای انتشار یک نسخه رسمی از قرآن ‌انجام می‌گرفت، به فکر مطالعه قرائات و نسخ خطی قرآنی برای ارائه یک سازواره انتقادی از قرآن افتادند. برگشترسر در ششمین کنفرانس خاور شناسان آلمانی در وین[24]، ایجاد یک سازواره انتقادی برای متن قرآن را که هم شواهدی از نسخ خطی و هم قرائات را در برگیرد، پیشنهاد کرد. پس از مطرح شدن این ایده با محققانی چون فیشر و ریتر، قرار شد کارگروهی با عنوان کارگروه قرآن[25] در «آکادمی علوم باواریا»[26] در مونیخ ایجاد شود تا به این کار بپردازد. بنابر پیشنهاد برگشترسر، آکادمی‌ علوم باواریا شروع به جمع‌آوری کلکسیون کاملی از تصاویر قرآن‌های کهن بر جامانده کرد. ابتدا برگشترسر در یک مقاله[27] در سال 1930 و سپس اُتو پِرتسِل[28] در مقاله‌ای دیگر[29] در سال 1934 اهمیت بنانهادن یک سازواره انتقادی از متن قرآن را تبیین کردند. برگشترسر و پِرتسِل از نسخه‌های خطی قرآن از مجموعه‌هایی در برلین، استانبول، قاهره، مادرید، مکناس، پاریس و رباط بیش از ۱۰۰۰۰ عکس برداشتند؛ اما سه سال بعد برگشترسر در سال 1933 از دنیا رفت. پس از برگشترسر، پرتسل کارهای او را ادامه داد. با شروع جنگ جهانی دوم پرتسل به ارتش پیوست و هرگز به فعالیت‌های علمی‌اش باز نگشت. پس از پایان جنگ، آنتون اشپیتالر[30] جانشین پرتسل شد و دیگر سخنی از ادامه کار آنها به میان نیامد.

از سوی دیگر هم‌زمان با تلاش‌های برگشترسر و پرتسل، آرتور جفری نیز مشغول فعالیت در طرحی مشابه بود. وی در کتابی که در سال 1935 منتشر کرد خلاصه‌ای از تلاش‌های صورت گرفته در ابتدای قرن بیستم برای بازسازی یک سازواره انتقادی از قرآن را ارائه کرد[31] و سپس در کتاب دیگرش که در سال 1936 منتشر شد،[32] به بررسی مصاحف صحابه و تابعان در قرون اولیه اسلامی‌پرداخت و اولین گام‌ها را در راه ایجاد این سازواره انتقادی برداشت. وی هم‌چنین با طرح پژوهشی «آکادمی علوم باواریا» شروع به همکاری کرد، اما این اقدام چنان‌که پیش از این ذکر شد به چاپ یک ویرایش انتقادی از قرآن منجر نشد. آرتور جفری در کنفرانسی که در سال 1946 در اورشلیم برگزار شد اعلام کرد که تمام آرشیو جمع‌آوری شده توسط برگشترسر و پرتسل بر اثر بمباران شهر مونیخ از بین رفته است.

این پروژه با مرگ جفری در سال 1959 به طور کامل به پایان رسید؛ اما واقعیت این بود که آرشیو میکروفیلم‌های مخطوطات قرآنی که پِرِتْسِل و برگشترِسِر پیش از جنگ جهانی دوم از بسیاری کشورهای اسلامی‌تهیه کرده بودند، طی جنگ از بین نرفته بود و در اختیار اشپیتالِر در دانشگاه مونیخ قرار داشت. این گنجینه سال‌ها پیش به همت آنگلیکا نویورت[33] (کرسی مطالعات عربی در دانشگاه آزاد برلین) به دانشکده ادبیات عرب و زبان‌های سامی در دانشگاه برلین انتقال یافت و اخیرا در کنفرانسی در برلین وجود آن رسما اعلام شد. در سال 2007 میلادی، آنگلیکا نویورت، میشاییل مارکس[34] و نیکولای سینای[35] پژوهشی را تحت عنوان کُرپوس کُرانیکوم[36] در آکادمی علوم برلین-براندنبورگ[37] آغاز کردند که محورهای تحقیقاتی آنها شامل ثبت و ضبط شواهد تاریخی قرآن (دست‌نوشته یا قرائت‌های مختلف)، جمع‌آوری متون تاریخی هم‌زمان و تفسیر ادبی و بر اساس ترتیب زمانی قرآن می‌شود. بخش عمده منابع کورپوس کورانیکم تصاویری است که برگشترسر و پرتسل جمع‌آوری کرده بودند، اما اعضاء ‌این پروژه هم‌چنان به دنبال گسترش منابع خود هستند.[38] بنابراین پیشنهادی را که برگشترسر در سال 1929 تحت عنوان «سازواره انتقادی قرآن»[39] مطرح کرد؛ 80 سال بعد در پروژه کرپوس کورانیکم دوباره از سر گرفته شد.

اما بحث در خصوصِ لزوم یا عدم لزوم تهیه نسخه­ای انتقادی از قرآن بر اساسِ عرض دادن و مقابله کردن نسخه‌های خطی قرآنی به ویژه نسخه­های قدیم‌تر و نویافته از قرآن، آن‌چنان­که لزوم تغییر دیدگاه به متن دریافتی از کتاب مقدس با کشف نسخه­های قدیم­تری از آن، هم‌چون نسخه­های سینائیه و واتیکانیه احساس شد، مبحثی است که مستلزم شناخت مفاهیم تخصصی در حوزه نسخه­شناسی و تصحیح متون از یک سو و هم‌چنین درک تفاوت میان تصحیح انتقادی متون کلاسیک، کتاب مقدس و قرآن، به دلیل تفاوت ماهوی این متون در ساختار متن، شیوه­های انتقال متن، ماهیت اختلاف‌های متنی نُسَخِ مختلف و جز اینها است که چنین تفاوت­هایی می­تواند منجر به بار آمدن نتیجه­ای متفاوت از تصحیح انتقادی قرآن نسبت به کتاب مقدس شود.

علاوه بر تفاوت کلی انتقال متون در جهان اسلام با شیوه انتقال متون کلاسیک در غرب و تأکید بر روایت شفاهی در کنار روایت مکتوب که پیش­تر بدان اشاره شد، نسخه­های خطی قرآن وضعیت ویژه­ای در مقایسه با نسخه­های به جامانده از کتاب مقدس دارد. در نسخه­های خطی فراوانی که امروزه از متن قرآن به جامانده، هیچ اختلاف متنی قابل ملاحظه­ای که نشان دهنده دستبرد آگاهانه در متن باشد وجود ندارد. اختلاف میان نسخه­ها در حد اختلاف‌های نگاره­ای یعنی املاء­ و هجای متفاوت از متون تلاوت شده یکسان، اختلاف در شمارش آیات، اختلاف در نقطه­گذاری یعنی اِعجام یا اِعراب کلمات است که به عنوان اختلاف قرائات در بین مسلمانان مشهور است. تنها نسخه حاوی اختلاف‌های متنی، متن پاک شده زیرین مصحف نویافته صنعاء است که آن‌چنان­که گفته شد یک احتمال در مورد آن این است که نسخه­ای باشد مغلوط و نگاشته شده به دست کاتبی ناکارآمد که محکوم به پاک شدن شده است وگرنه بایست گونه­ای از اختلاف‌های گزارش شده برای مصاحف صحابه بوده باشد.[40] به گفته ونزبرو: «حقیقتا در قرآن اختلاف‌های متنی که نشان دهنده موارد انحراف از متن اصلی و رسمی باشد، آن‌چنان‌که در مورد متون مقدس یهودی و مسیحی در دست است؛ وجود ندارد».[41]

بنابراین بنا نهادن چنین سازواره­ای از متن قرآن نهایتا می­تواند گونه‌های احیانا متفاوت از رسم الخط و املای برخی از کلمات و هم‌چنین اختلاف‌هایی در محدوده اختلاف قرائات و هم‌چنین تفاوت­ها در نظام شمارش آیات و اختلاف‌های اندک دیگر را در کنار یکدیگر به دست دهد.

 

 

اختلاف نسخه­ها

اساسا اختلاف نسخه­ها یا به دلیل خطاهای سهوی کاتبان هنگام استنساخ متن است و یا ناشی از تغییرات آگاهانه و عامدانه­ای است که کاتبان در هنگام رونویسی متن در آن اعمال می­کنند. خطاهای نگارشی در استنساخ نسخه بسیار رایج‌اند. البته توجه به ویژگی­های خاص خط عربی در مقایسه با خط لاتین و یونانی می­تواند تفاوت­هایی را در نوع این خطاها در نسخه­های عربی نسبت به نسخه­های لاتین، یونانی و غیره ایجاد کند، فی­المثل در نسخه­های لاتین به دلیل متصل نبودن حروف به یکدیگر با طیف گسترده­تری از این خطاها نسبت به نسخه­های عربی مواجه‌ایم.[42] اما به هر حال چنین خطاهایی در نسخه­های عربی و حتی نسخه­های قرآنی هم کم نیستند. در گزارش­های سنتی مسلمانان روایاتی در خصوص وجود لحن و خطا در مصحف دیده می‌شود که برخی از ویژگی‌های متنی قرآن را که توجیه آن به لحاظ نحوی دشوار به نظر می‌رسد، به خطای کاتبان مصاحف نسبت داده­اند.[43] در نسخه صنعاء موارد بسیاری از اشتباهات نگارشی کاتب را می‌توان دید که همان‌طور که  پیش از این نیز اشاره شد به نظر می‌رسد این مصحف نسخه‌ای کتابت شده به دست کاتبی غیر حرفه‌ای و کم اطلاع بوده باشد. شاید خطاهای نگارشی در نسخه صنعاء بسیار فراوان باشد، اما محدود به این نسخه نیستند و در نسخه­های کهن غالبا می­توان انواع خطاهای مربوط به کاتبان را مشاهده کرد؛ چرا که کار استنساخ متن کاری انسانی است و احتمال خطا در آن هرگز صفر نیست. در قرآن‌های خطی بسیار متأخر که توسط کاتبانی به نام و کاملا حرفه‌ای نگاشته شده­اند نیز شاهد اشتباهات گاه و بیگاه کاتب هستیم که بعضا توسط خود کاتب اصلاح شده­اند؛ برای مثال در قرآن موجود در گنجینه قرآن‌های خطی کاخ گلستان به خط محمد علی تبریزی به سال 1311 که به شهادت انجامه آن دهمین قرآن نوشته شده به دست کاتب است[44] شاهدِ اشتباهات نگارشی متعددی هستیم. افتادگی­هایی از یک حرف گرفته تا یک کلمه و دو کلمه و گاه حتی یک سطر و دو سطر که اکثر آنها به علت تکرار و تشابه کلمات و خطای چشم کاتب پیش آمده است.[45] در اکثر قریب به اتفاق قرآن­های خطی مربوط به ادوار مختلف تاریخی می­توان نمونه­هایی از خطاهای انسانی در نگارش را یافت.

شناخت انواع خطاهای نگارشی می­تواند به تشخیص ضبط صحیح کمک کند. توجه به این نکته نیز حائز اهمیت است که هرگز یک خطای نگارشی سهوی را نباید یک اختلاف نسخه یا یک قرائت و خوانش متفاوت تلقی کرد. از سویی نیز شیوه خاص کاتب در هجای کلمه­ای خاص را که متفاوت از دیگر نسخه­هاست نباید یک اشتباه نگارشی به حساب آورد. ممکن است چنین تفاوتی ناشی از رأی و نظرِ خاص کاتب در نحوه نشان دادن آن واژه به خصوص باشد که این می­تواند یک اختلاف در رسم الخط به حساب آید و نه یک خطای نگارشی؛ مثلا در همان نسخه کتابخانه کاخ گلستان، نگارش «جزاءُ» به جای «جزاؤُا» یا نگارش «مثواه» به جای «مثویه» یک اشتباه نگارشی نیست که باید تصحیح شود، بلکه می­تواند نظر خاص کاتب در نحوه نشان دادن این کلمات باشد. هرچند در مواردی نیز داوری در خصوص این‌که تفاوت­ها ناشی از اشتباهات نگارشی است و یا یک اختلاف کاری دشوار است؛ مثلا در مواردی که با یک پایان آیه خاص مواجه می­شویم که اندکی عجیب به نظر می­رسد به راحتی نمی­توان رأی داد که این پایان آیه از سهو کاتب بوده یا یک اختلاف در شمارش آیات است. و یا فی المثل نگارش کلمه «فاصبر» به جای «واصبر» در همان نسخه کاخ گلستان[46] را نه می‌توان به آسانی خطای سهوی کاتب و نه یک وارینت و اختلاف نسخه تلقی کرد.

در ادامه به برخی از انواع خطاهای نگارشی معمول در نسخه­های خطی به طور کلی و نسخه‌های قرآنی به طور خاص اشاره می‌شود:

1. جهش نگاه از عبارتی به عبارت مشابه Saut du même au même یا parablepsis

یک نوع معمول در خطاهای نگارشی هنگام استنساخ نسخه می­تواند جهش نگاه از یک کلمه به کلمه­ای مشابه آن در همان صفحه باشد به گونه­ای که منجر به از قلم افتادن بخش میان این دو قسمتِ مشابه شود. اگر جهش نگاه از یک کلمه به کلمه­ای با حروف ابتدایی یکسان باشد آن کلمه را اصطلاحا Homoeoarcton می­نامند و اگر کلمات با حروف انتهایی یکسان باشند آنها را homoeoteleuton می­نامند.[47] نمونه­ای از چنین خطایی را می­توان در پالیمپسست صنعاء مشاهده کرد، جایی که آیه 85 سوره توبه به طور کامل در این مصحف از قلم افتاده است. احتمالا دلیل چنین از قلم افتادگی جهش نگاه از «…ونَ» پیش از یک آیه­نما و تک­واژ «وَ» در انتهای آیه 84 به «…ونَ» پیش از یک آیه­نما و تک­واژ «وَ» در انتهای آیه 85 باشد.[48]

2. سقط و افتادگی به دلیل تکرار در متن اصلی haplography/ lipography

از دیگر موارد خطای نگارشی سقط و افتادگی یک حرف یا یک کلمه به دلیل تکرار آن در کنار هم است که کاتب به اشتباه یک بار حرف یا کلمه را نگارش می‌کند در حالی‌که باید دو بار می­نوشته است.

3. تکرار نا به­جای یک حرف یا کلمه Dittography

عکس مورد پیشین، خطایی است که کلمه یا حرفی که ‌بایست یک بار نوشته شود دو بار کتابت شود، یعنی تکرار نابه جای یک حرف یا یک کلمه. شاید نمونه­ای از چنین خطایی در مصاحف قرآنی خطای کاتب در نگارش آیه 42 سوره حجر در مصحف صنعاء باشد که کاتب احتمالا به جای نوشتن «ان عبادی لیس لک علیهم سلطان» علیهم را دوبار کتابت کرده باشد: «ان عبادی لیس علیهم لک علیهم سلطان».[49] البته نمونه هایی از این خطا در قرآن‌های متأخر فراوان است که غالبا کلمه دوباره کتابت شده خط خورده است. در زیر نمونه‌ای از تکرار سهوی کلمه عبارت «عند الله» در مصحفی به تاریخ 1028 محفوظ در دانشگاه کمبریج نشان داده شده است.

 

تکرار سهوی عبارت «عند الله» در قرآن دانشگاه کمبریج به تاریخ 1028 هجری

 

4. افتادگی و سقط Lacuna

از معمول­ترین خطاها در هنگام استنساخ نسخه از قلم افتادن بخشی از متن است. مواردی از این قبیل را فراوان می­توان در نسخه­ها مشاهده کرد. نمونه­هایی از این افتادگی را در نسخه شماره 18 محفوظ در کتابخانه آستان قدس رضوی می­توان در افتادگی کلمه «قوما» در آل عمران 86 و افتادگی کلمه «بقوة» در بقره 63 مشاهده کرد که بعدا توسط کسی دیگر در بالای سطر اضافه شده است. چنین خطاهایی بازهم در نسخه‌های ادوار مختلف تاریخ بسیار شایع است.

 

نسخه شماره 18 آستان قدس رضوی

5. پس و پیش شدن یک عبارت با عبارت دیگر Metathesis

پس و پیش شدن یک عبارت با عبارت دیگر یا کلمه­ای با کلمه دیگر نیز از موارد معمول در بین خطاهای سهوی نگارشی است. نمونه­ای از این مورد می­تواند جابه­جا بودن ترتیب آیات 31 و 32 سوره­ طه در مصحف صنعاء باشد.[50]

 

اصول و قواعدی برای ترجیح یک ضبط بر ضبط دیگر

علاوه بر خطاهای نگارشی سهوی که تعدادی از آنها را برشمردیم دسته دیگر از اختلاف‌ها ناشی از دستبردهای آگاهانه و عامدانه کاتبان در متن است. کاتبان مثلا به منظور بهبود متن یا اِعمال سلیقه و اجتهاد شخصی در نوع خاصی از نگارش یا قرائت و ... تغییراتی در متن اِعمال کرده­اند. در نسخه­های خطی قرآنی چنین اختلاف‌هایی بیش‌تر در محدوده اختلاف قرائات، یعنی نحوه اعجام و اعراب کلمات، شمارش آیات و اختلاف در رسم الخط یک واژه خاص است. تنها دست­نویس قرآنی کهنِ حاوی اختلاف‌هایی فراتر از موارد یاد شده، لایه زیرین و پاک شده پالیمپسست صنعاء است. اگر این نسخه را در تصحیح انتقادی متن معتبر بدانیم، یعنی در مرحله اول از روش لاخمان آن را به دلیل تک و پرت بودن اختلافاتش از دایره تصحیح حذف نکنیم، می‌توان از اصول و قواعد ترجیح یک ضبط بر ضبط دیگر که بازهم در اروپا و در طی قرون اخیر وضع شده­اند در مرحله تصحیح متن و انتخاب ضبط مرجّح و یا اصطلاحا examinatio برای گزینش میان ضبط­های متفاوت موجود در متن زیرین پالیمپسست صنعاء و یا ضبط رسمی موجود در دیگر نسخه­ها بهره برد. در ادامه به برخی از این اصول و قواعد اشاره می­شود:

1. رحجان قرائت دشوارتر به آسان‌تر lectio difficilior potior (omelior)

یکی از اصول ترجیج یک ضبط بر ضبط دیگر که باز هم توسط آلبرشت بنگل پیشنهاد شد رجحان قرائت دشوارتر به قرائت آسان‌تر و یا اصطلاحاlectiodifficiliorpotior (or melior) است، چراکه فرض بر این است که قرائت اصلی پیچیده­تر بوده و کاتبان بعدی آن را تسهیل کرده­اند.[51] یا قرائتی که هارمونی کم‌تری با مابقی متن دارد نیز به عنوان قرائت اصلی تلقی می­شود که بعدا جهت هماهنگ شدن با متن تغییر یافته است. نمونه­ای از کاربرد چنین اصلی را می­توان در نظام شمارش آیات در نسخه­ها مشاهده کرد؛ مثلا جایی از متن را که به دلیل عدم هارمونی با مابقی پایانه­های آیات انتظار نمی­رود پایان آیه باشد، علامت پایان آیه دیده می‌شود، اما در نسخه دیگری کاتب تصور کرده که با جابه‌جا کردن آن می‌تواند در آیه هارمونی ایجاد کند و بدین منظور جای علامت پایانی آیه را تغییر داده است. در این گونه موارد ضبط مرجّح ضبطی است که از هارمونی کم‌تری برخوردار است.[52] اما این احتمال را هم نباید از نظر دور داشت که پایان آیه ناهمگون ممکن است به دلیل سهو کاتب باشد و ممکن است گاهی اشتباه نگارشی کاتب کلمه را به کلمه­ای دشوار و سخت خوان تبدیل کرده باشد که لزوما ضبط اصلی این‌گونه نبوده است.

2. ترجیح ضبط کوتاه­تر و غامض­تر بر ضبط طولانی­ترlectio brevior, lectio potior

از دیگر اصول در ترجیح ضبط­ها که بازهم توسط اروپاییان یعنی یاکوب گریزباخ[53] در تصحیح متن پیشنهاد شده، قاعده­ ترجیح ضبط کوتاه­تر و غامض­تر بر ضبط طولانی­تر است.[54] این اصل بر این نظر استوار است که کاتبان اصولا برای بهبود یا توضیح متن، بیشتر مایل به افزودن به آن هستند تا حذف بخشی از آن، این‌که کاتب جهت توضیح بیشتر عباراتی به متن افزوده باشد(عبارات تفسیری) محتمل است. البته باید توجه کرد که ضبط کوتاه­تر به دلیل افتادگی یا از قلم افتادن بخشی از متن نباشد؛[55] برای نمونه در پالیمپسست صنعاء پس از عبارت «لَا تُنفِقُوا عَلَى مَنْ عِندَ رَسُولِ اللَّهِ حَتَّى ینفَضُّوا» در آیه 7 سوره منافقون عبارت «مِن حوله» اضافه شده است.[56] که بنابر این اصل، متن رسمی متن ارجح است، نه متن مصحف صنعاء.

3. ترجیح ضبط بر اساس سبک کلی اثر usus scribendi

در کنار این شیوه­ها در ترجیح ضبط­ها می­توان به شیوه ususscribendi نیز به معنای انتخاب ضبط بر اساس سبک و ژانر اثر اشاره کرد.[57] برای مثال گونه خاصی از قواعد نحوی یا املاء و هِجای[58] یک کلمه در دیگر جاهای متن می­تواند به نفع یک قرائت خاص یا یک رسم الخط معین شهادت دهد.

مواردی که برشمردیم از شواهد درون متنی[59] برای ترجیح یک ضبط بر ضبط دیگر است غیر از اینها می­توان از شواهد برون متنی[60] نیز بهره جست. شواهد برون متنی نیز می­تواند مواردی غیر از نسخه­های خطی باشد، چون سنگ نوشته­ها، کتیبه­ها، متون هم دوره غیر قرآنی، گزارش‌ها و روایات اسلامی و جز اینها؛ اما همواره باید در نظر داشت که قواعد گفته شده، اصولی تغییر ناپذیر و صد در صدی نیستند و باید با احتیاط و هوشیاری از آنها بهره برد.

 

نتیجه

نسخه متداولی که امروزه از قرآن در دسترس همگان است حاصل تلاش علمای الازهر برای فراهم آوردن یک نسخه منقّح و رسمی است که در سال 1923 به طبع رسید. مبنای این نسخه تنها روایت حفص از قرائت عاصم است و در تدوین آن دیگر قرائات و روایات چه رسمی و چه شاذ لحاظ نشده­اند. رسم الخط این مصحف نیز با تکیه بر گزارش­های کُتب رسم المصحف و هجای مصحف (هم‌چون کتاب المقنع ابوعمرو الدانی) که عموما از قرن چهارم به بعد به رشته تحریر در آمده، انتخاب شده است. در حالی‌که یک انتخاب دیگر در طبع نسخه رسمی از قرآن می­توانست نسخه­ای رسمی بر مبنای تصحیح انتقادی متنِ دست نوشته­های کهن قرآنی باشد که تمامی اختلاف نسخه­ها را در خود داشته باشد.

سازواره انتقادی بنا شده از قرآن می­تواند تمامی اختلاف قرائت­هایی را که از طریق روایت مکتوب در نسخه­های به جامانده از قرآن محفوظند در اختیار خواننده قرار دهد. علاوه بر اختلاف قرائات و اختلاف‌هایی در خصوص شمارش آیات، چنین سازواره­ای می­تواند گونه­های مختلف رسم الخط و هجای مصحف را بر مبنای آن­چه که کاتبان نخستین قرآن­ها در سده­های نخست اسلامی می­نگاشته­اند در اختیار محققان قرار دهد. چنین نسخه­ای می­تواند مبنای کار برای محققان در مطالعه قرائات و رسم الخط قرآن باشد و همه مکاتب مختلف قرائی و شماره‌گذاری آیات (عَدّالآی) و رسم الخط را که در قرون اولیه اسلامی رواج داشته­اند در برابر دیدگان پژوهشگران قرار دهد.

در صورت اقدام برای ارائه یک سازواره انتقادی از دست­نویس­های کهن قرآنی و آن هم با روش­ها و اصولی که اساسا در غرب و غالبا برای تصحیح کتاب مقدس مسیحیان با تمام ویژگی­های خاص نسخه­های خطی آن وضع شده­اند، نتیجه کار هرگز با آن‌چه که از بنا نهادن سازواره انتقادی برای کتاب مقدس به دست آمده یکسان نخواهد بود؛ چراکه بر­رغم نسخه­های به‌جا مانده از کتاب مقدس نسخه­های قرآنی کهن حاوی اختلاف متنی قابل ملاحظه­ای نیستند و افزون بر این نباید اهمیت روایت شفاهی در کنار روایت مکتوب در انتقال متن قرآن را از نظر دور داشت. با این همه تعریف و فهم دقیق و تعیین مصداق اصطلاحات و روش­های موجود در تصحیح انتقادی متن در خصوص نسخه­های به جامانده از قرآن بسیار خطیر و پراهمیت است. چنان­که هرگونه بدفهمی و یا تعیین نادرست مصادیق چنین اصطلاحاتیهمانند آن­چه که در تشخیص تفاوت خطاهای نگارشی با اختلاف‌های متنی گفتیم، می­تواند نتیجه­ای متفاوت به بار آورد. هم‌چنین در مرحله تعیین جایگاه نسخه­ها در شجره نسب، مثلا در خصوص نسخه صنعاء که می­تواند منجر به نتایج کاملا متفاوتی در نسخه انتقادی شود. به این صورت که یا کاملا از دایره تصحیح انتقادی حذف شود و یا این‌که به عنوان نسخه­ای مهم و یک شاخه جداگانه در شجره نسب نقش مهمی را در ایجاد نسخه مصحَّح ایفا کند. بنابراین تعریف دقیق اصطلاحات و مفاهیم و تعیین مصداق آنها در نسخه­های قرآنی، نخستین گام در این مسیر خواهد بود.

 

کتابشناسی

ابن سلام الجمحی، محمد، طبقات فحول الشعراء، تحقیق محمود محمد شاکر، قاهرة، دار المعارف.

ابوعبید، قاسم بن سلام، فضائل القرآن، تحقیق مروان عطیة و دیگران، دمشق، بیروت، دار ابن کثیر، 1۴15ﻫ.

امید سالار، محمود، «تاریخچه‌ای از تصحیح متن در مغرب زمین»، آینه میراث، سال 4، شماره 2 و 3، تابستان و پاییز 1385.

امید سالار، محمود، «آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد:پیشنهاداتی در باب اصطلاحات فن تصحیح متن»، آینه پژوهش، شماره 163، فروردین و اردیبهشت 1396.

جهانبخش، جویا، راهنمای تصحیح متون، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1384ش.

خسروی، محمد علی، «شیوه تصحیح نسخه خطی قرآن اوقاف»، میراث جاویدان، سال 13، شماره 51.

سجستانی، عبدالله بن ابی داود سلیمان بن الاشعث، المصاحف، تحقیق القمحاوی، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1985م.

سوری، محمد، «شیوه سازواره انتقادی در تصحیح نسخه‌های خطی»، دو فصلنامه پژوهش، سال 2، شماره 3، بهار و تابستان 1389.

فراء، یحیی بن زیاد، معانی القرآن، تحقیق أحمد یوسف النجاتی وآخرون، مصر، دار المصریة للتألیف و الترجمة.

منجد، صلاح الدین، قواعد تحقیق المخطوطات، بیروت، دار الکتاب الجدید، 1987م.

همو، روش تصحیح نسخه­های خطی، ترجمه حسین خدیوجم، درباره تصحیح متون، آینه میراث، سال 1، شماره 3 و 4.

وحیدنیا، آلاء، «تاریخ‌گذاری مخطوطات قرآنی در پرتو روش‌های نوین علمی(آزمایش کربن 14)»، مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی، دوره 2 شماره 3، پاییز 1397.

Bengel, Johann Albrecht, Gnomon Novi Testamenti, Tübingen, 1742

Idem, Alberti Bengelii Apparatus criticus ad Novum Testamentum, Tubingae, sumtibus Io. Georgii Cottae, Editio secunda, 1763.

Bergsträßer, Gotthelf, Plan eines Apparatus criticus zum Koran, München, 1930.

Bloom, Jonathan, M., Paper before Print, the History and Impact of Paper in the Islamic World, Yale University Press, New Haven and London, 2001.

Cook, Michael, “the Stemma of the Regional Codices of the Koran”, Graeco-Arabica 9,10, 2004, 89–104

Déroche, François, Qur'ans of the UmayyadsA First Overview, Leiden, Brill, "Leiden Studies in Islam and Society", 2014.

Goudarzi, Mohsen, & Behnam Sadeghi, “Ṣanʿāʾ 1 and the Origins of the Qurʾān” , Der Islam: Zeitschrift für Geschichte und Kultur des islamischen Orients 87i-ii, 2012.

Housman, A. E., ed. M. Manilii: Astronomicon, Liber Primus. London, 1903.

Jeffery, Arthur, Materials for the History of the Text of the Quran, 1937.

Idem, “Progress in the Study of the Qurān Text”, Muslim World, 25, 1935.

Maas, P., Textual Criticism, Trans. B. Flower. Oxford, 1958.

Metzger, B. M., The Text of the New Testament: Its Transmission, Corruption, and Restoration, 3rd ed. Oxford, 1992.

Metzger, Bruce M. & Ehrman, Bart D., The Text of the New Testament, Its Transmission, Corruption, and Restoration, Fourth Edition, 2005.

O. Pretzl, Die Fortführung des Apparatus Criticus zum Koran, München, 1934.

Stussi, Alfredo, La Critica del Testo, Bologna, il Mulino, 1985.

Wansbrough, John, Quranic Studies: Sources and Methods of Scriptural Interpretation, ed. Andrew Rippin, New York, Prometheus Books, 2004.

West, Martin L., Textual Criticism and Editorial Technique Applicable to Greek and Latin Texts, Stuttgart, Teubner, 1973.



[1]. تاریخ دریافت: 27/3/1398؛ تاریخ پذیرش: 20/6/1398

[2]. رایانامه: a.vahidnia@ihcs.ac.ir

[3]. archetype

[4]. جهانبخش، 14.

[5]. Bloom, 100.

[6]. ابن سلام، 5.

[7]. همانجا.

[8]. نک. امیدسالار، تاریخچه‌ای از تصحیح متن در مغرب زمین، 11.

[9]. برای تفصیل نک. همو، 7-32.

[10]. Karl Lachmann 1793-1851.

[11]. Paul Maas 1880-1964.

[12]. Maas, P., Textual Criticism.

[13]. Bengel, 1742, note 12, XIII.

[14]. Johann Albrecht Bengel, 1687-1752.

[15]. Metzger, 112.

[16]. Cook, Michael, 89-104.

[17]. پالیمپسِست یا پالیمسِست (palimpsest) از ریشه لاتینِ «palimpsestus ،«به معنای دوباره پاک کردن، به برگ‌هایی از مخطوط مصحف یا طومار اطلاق می­شود که نوشته روی آن پاک شده است و دوباره روی آن نوشته شده باشد. پالیمسست می‌تواند حاوی چند لایه باشد و عملِ پاک کردنِ متن و نوشتن دوباره چندبار روی آن انجام گرفته باشد. در بسیاری از پالیمسست‌ها، لایه یا لایه­های زیرین هنوز هم قابل خواندن­اند.

[18]. نک. جهانبخش، 29.

[19]. fragment

[20]. Hellmut Ritter, 1892-1971.

[21]. برای تفصیل رک. سوری، شیوه سازواره انتقادی در تصحیح نسخه‌های خطی؛ هم‌چنین، صلاح الدین المنجد، قواعد تحقیق المخطوطات، 7و 8.

[22]. Gotthelf Bergsträsser 1886-1933.

[23]. Arthur Jeffery 1892-1959.

[24]. deutscher orientalistentag.

[25]. Korankomission

[26]. Bayerische Akademie der Wissenschaften

[27]. عنوان مقاله برگشترسر چنین است:

 G. Bergsträßer, Plan eines Apparatus criticus zum Koran, München 1930

[28] O. Pretzl, 1893-1941.

[29]. عنوان مقاله پرتسل چنین است:

O. Pretzl, DieFortführung des Apparatus Criticus zum Koran, München 1934.

[30]. Anton Spitaler, 1910-2003.

[31]. A. Jeffery, “Progress in the study of the Qurān text”, Muslim World, 25 1935.

[32]. Materials for the history of the text of the Quran

[33]. Angelika Neuwirth

[34]. Michael Josef Marx

[35]. Nicolai Sinai

[36]. corpus coranicum

[37]. Berlin-Brandenburg Academy of Sciences and Humanities

[38]. کار این پروژه منحصر به مستندسازی متن قرآن و یافتن و مقایسه نسخه‌های خطی قرآن نیست؛ در این پروژه در زمینه‌های دیگری از جمله گردآوری شواهد از دوران باستان متأخر و شرح ادبی- تاریخی سوره‌های قرآن نیز مشغول به کارند. برای اطلاعات بیشتر رک. https://corpuscoranicum.de

[39]. Apparatus Criticus zum Koran

[40]. نک. وحیدنیا، 114-119.

[41]. Wansbrough, 203.

[42]. Housman, Livff.

[43]. برای نمونه نک. سجستانی، 41-43؛ فراء، 2/ 183؛ ابوعبید، 287.

[44]. خسروی، 56.

[45]. همو، 57 و 58.

[46]. همو، 61.

[47]. West, 24.

[48].Goudarzi, 23.

[49]. Goudarzi, 106.

[50]. Goudarzi, 23.

[51].Metzger, 112.

[52]. نمونه­هایی از پایان آیه­های متفاوت چه هماهنگ با پایان آیه­های هم‌جوار و چه ناهماهنگ را فرانسوا دروش (François Déroche) در مصحف پاریس پترزبورگ آورده است (نک. Déroche, 26, 28).

[53]. Johann Jakob Griesbach, 1745-1812.

[54]. امید سالار، 1396، 16.

[55]. Metzger & Erman, 166-167.

[56].Goudarzi, 21.

[57]. Stussi, 14.

[58]. orthography

[59]. internal evidence

[60]. external evidence

ابن سلام الجمحی، محمد، طبقات فحول الشعراء، تحقیق محمود محمد شاکر، قاهرة، دار المعارف.

ابوعبید، قاسم بن سلام، فضائل القرآن، تحقیق مروان عطیة و دیگران، دمشق، بیروت، دار ابن کثیر، 1۴15ﻫ.

امید سالار، محمود، «تاریخچه‌ای از تصحیح متن در مغرب زمین»، آینه میراث، سال 4، شماره 2 و 3، تابستان و پاییز 1385.

امید سالار، محمود، «آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد:پیشنهاداتی در باب اصطلاحات فن تصحیح متن»، آینه پژوهش، شماره 163، فروردین و اردیبهشت 1396.

جهانبخش، جویا، راهنمای تصحیح متون، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1384ش.

خسروی، محمد علی، «شیوه تصحیح نسخه خطی قرآن اوقاف»، میراث جاویدان، سال 13، شماره 51.

سجستانی، عبدالله بن ابی داود سلیمان بن الاشعث، المصاحف، تحقیق القمحاوی، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1985م.

سوری، محمد، «شیوه سازواره انتقادی در تصحیح نسخه‌های خطی»، دو فصلنامه پژوهش، سال 2، شماره 3، بهار و تابستان 1389.

فراء، یحیی بن زیاد، معانی القرآن، تحقیق أحمد یوسف النجاتی وآخرون، مصر، دار المصریة للتألیف و الترجمة.

منجد، صلاح الدین، قواعد تحقیق المخطوطات، بیروت، دار الکتاب الجدید، 1987م.

همو، روش تصحیح نسخه­های خطی، ترجمه حسین خدیوجم، درباره تصحیح متون، آینه میراث، سال 1، شماره 3 و 4.

وحیدنیا، آلاء، «تاریخ‌گذاری مخطوطات قرآنی در پرتو روش‌های نوین علمی(آزمایش کربن 14)»، مطالعات قرآنی و فرهنگ اسلامی، دوره 2 شماره 3، پاییز 1397.

Bengel, Johann Albrecht, Gnomon Novi Testamenti, Tübingen, 1742

Idem, Alberti Bengelii Apparatus criticus ad Novum Testamentum, Tubingae, sumtibus Io. Georgii Cottae, Editio secunda, 1763.

Bergsträßer, Gotthelf, Plan eines Apparatus criticus zum Koran, München, 1930.

Bloom, Jonathan, M., Paper before Print, the History and Impact of Paper in the Islamic World, Yale University Press, New Haven and London, 2001.

Cook, Michael, “the Stemma of the Regional Codices of the Koran”, Graeco-Arabica 9,10, 2004, 89–104

Déroche, François, Qur'ans of the UmayyadsA First Overview, Leiden, Brill, "Leiden Studies in Islam and Society", 2014.

Goudarzi, Mohsen, & Behnam Sadeghi, “Ṣanʿāʾ 1 and the Origins of the Qurʾān” , Der Islam: Zeitschrift für Geschichte und Kultur des islamischen Orients 87i-ii, 2012.

Housman, A. E., ed. M. Manilii: Astronomicon, Liber Primus. London, 1903.

Jeffery, Arthur, Materials for the History of the Text of the Quran, 1937.

Idem, “Progress in the Study of the Qurān Text”, Muslim World, 25, 1935.

Maas, P., Textual Criticism, Trans. B. Flower. Oxford, 1958.

Metzger, B. M., The Text of the New Testament: Its Transmission, Corruption, and Restoration, 3rd ed. Oxford, 1992.

Metzger, Bruce M. & Ehrman, Bart D., The Text of the New Testament, Its Transmission, Corruption, and Restoration, Fourth Edition, 2005.

O. Pretzl, Die Fortführung des Apparatus Criticus zum Koran, München, 1934.

Stussi, Alfredo, La Critica del Testo, Bologna, il Mulino, 1985.

Wansbrough, John, Quranic Studies: Sources and Methods of Scriptural Interpretation, ed. Andrew Rippin, New York, Prometheus Books, 2004.

West, Martin L., Textual Criticism and Editorial Technique Applicable to Greek and Latin Texts, Stuttgart