روابط علمی زیدیه و امامیه از غیبت صغری تا قرن ششم هجری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای تاریخ اسلام، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران.

2 استادیار گروه تاریخ ، واحد نجف آباد ،دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

3 استاد گروه تاریخ دانشگاه اصفهان

چکیده

ﻧﻘﺶ آﻓﺮینی سیاسی و ﻓﻜﺮی امامیه و زﻳﺪﻳﻪ، دو فرقه اﺛﺮﮔﺬار شیعی، در برخی زﻣﺎنﻫﺎ ﺑﺎرز و اﻧﻜﺎرﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ. از اﻳﻦ رو، ﺿﺮوری اﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ واﻛﺎوی ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت اﻳﻦ دو فرقه ممتاز شیعی، ﺿﻤﻦ ﺑﺮرسی ﺑﺮﻫﻪای از تاریخ فکری امامیه، ﺑﻪ ﻧﻘﺎط واﮔﺮایی آنها در آﻣﻮزهﻫﺎی ﻛﻼمی و دادوستد میراث حدیثی آنان دﺳﺖ یابیم. این ﻣﻘﺎﻟﻪ، در پی ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﭘﺮﺳﺶ‌ها اﺳﺖ ﻛﻪ این دو فرقه مهم شیعه، در ﻣﺤﺪوده زﻣﺎنی غیبت ﺻﻐﺮی ﺗﺎ پایان قرن ششم ﻫ در ﭼﻪ ﻋﺮﺻﻪﻫﺎیی روابط علمی داشته‌اند؟ هم‌چنین فعالان این عرصه چه کسانی بوده‌اند؟ روابط اﻳﻦ دو ﻓﺮﻗﻪ در این سده‌ها ﺑﻪ دلیل ﭘﺎره‌ای از اﺷﺘﺮاﻛﺎت اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ و در عین ﺣﺎل، ﺑﻪ ﺳﺒﺐ اﺧﺘﻼف در برخی از اﺻﻮل ﻣﺬﻫبی، ﺗﻤﺎﻳﺰات ﻓﺮﻗﻪای ﺧﻮﻳﺶ را نیز دﻧﺒﺎل میﻛﺮدﻧﺪ. ﺑﺮای ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺶ‌ها و اﺛﺒﺎت اﻳﻦ ﻓﺮضیه‌ها رواﺑﻂ علمی اﻣﺎمیه و زﻳﺪﻳﻪ در ایران، به‌ویژه ری، در اﻳﻦ ﺑﺎزه زﻣﺎنی با استفاده از روش تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی با تکیه بر منابع ﺑﺮرسی می‌گردد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Ziydiyah and Imamiyyah Intellectual Relations in Short Occultation until the Sixth Century A.H

نویسندگان [English]

  • Giti Mohamadbeigi 1
  • Alireza Abtahi 2
  • Mohammad Ali Chelongar 3
1 Department of History, Najafabad Branch, Islamic Azad. University, Najafabad, Iran.
2 Department of History, Najafabad Branch, Islamic Azad. University, Najafabad, Iran.
3 Professor of Department of History, University of Isfahan, Isfahan, Iran
چکیده [English]

Imamiyyah and Ziydiyah's political and religious leadership, as two influential Shiite sects, is apparent. Hence, it is necessary to find out from the studies of the two leading Shiite sects, especially the Imamiyyah's intellectual history, to the points of divergence in their theology and hadith exchanges. This article seeks to show that in what ways these two important Shiite sects, had their intellectual relationship in the short occultation (ghiybah al-sughra) until the end of the sixth century. Who were working in this field? Relations between the two sects in these centuries have been driven by a series of core practices, but, because of some disagreements in religious principles, they have also been pursuing their distinction from each other. In order to answer to the questions and proving the hypotheses, the intellectual relationships between Imamiyyah and Ziydiyah in Iran, especially Rey, are examined, using historical methods and a descriptive-analytic method based on the primitive sources.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ziydiyah
  • Imamiyyah
  • ghiybah al-sughra
  • Divergence
  • Convergence

 

روابط علمی زیدیه و امامیه از غیبت صغری تا قرن ششم هجری[1]

گیتی محمدبیگی[2]

دانشجوی دکتری تاریخ اسلام، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

علی رضا ابطحی[3]

استادیار گروه تاریخ، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

محمدعلی چلونگر[4]

استاد گروه تاریخ، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

 

چکیده

ﻧﻘﺶ آﻓﺮینی سیاسی و ﻓﻜﺮی امامیه و زﻳﺪﻳﻪ، دو فرقه اﺛﺮﮔﺬار شیعی، در برخی زﻣﺎنﻫﺎ ﺑﺎرز و اﻧﻜﺎرﻧﺎﭘﺬﻳﺮ اﺳﺖ. از اﻳﻦ رو، ﺿﺮوری اﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺎ واﻛﺎوی ﻣﻨﺎﺳﺒﺎت اﻳﻦ دو فرقه ممتاز شیعی، ﺿﻤﻦ ﺑﺮرسی ﺑﺮﻫﻪای از تاریخ فکری امامیه، ﺑﻪ ﻧﻘﺎط واﮔﺮایی آنها در آﻣﻮزهﻫﺎی ﻛﻼمی و دادوستد میراث حدیثی آنان دﺳﺖ یابیم. این ﻣﻘﺎﻟﻪ، در پی ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ اﻳﻦ ﭘﺮﺳﺶ‌ها اﺳﺖ ﻛﻪ این دو فرقه مهم شیعه، در ﻣﺤﺪوده زﻣﺎنی غیبت ﺻﻐﺮی ﺗﺎ پایان قرن ششم ﻫ در ﭼﻪ ﻋﺮﺻﻪﻫﺎیی روابط علمی داشته‌اند؟ هم‌چنین فعالان این عرصه چه کسانی بوده‌اند؟ روابط اﻳﻦ دو ﻓﺮﻗﻪ در این سده‌ها ﺑﻪ دلیل ﭘﺎره‌ای از اﺷﺘﺮاﻛﺎت اﻓﺰاﻳﺶ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ و در عین ﺣﺎل، ﺑﻪ ﺳﺒﺐ اﺧﺘﻼف در برخی از اﺻﻮل ﻣﺬﻫبی، ﺗﻤﺎﻳﺰات ﻓﺮﻗﻪای ﺧﻮﻳﺶ را نیز دﻧﺒﺎل میﻛﺮدﻧﺪ. ﺑﺮای ﭘﺎﺳﺦ ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺶ‌ها و اﺛﺒﺎت اﻳﻦ ﻓﺮضیه‌ها رواﺑﻂ علمی اﻣﺎمیه و زﻳﺪﻳﻪ در ایران، به‌ویژه ری، در اﻳﻦ ﺑﺎزه زﻣﺎنی با استفاده از روش تاریخی و شیوه توصیفی- تحلیلی با تکیه بر منابع ﺑﺮرسی می‌گردد.

کلیدواژه‌ها: امامیه، زیدیه، عصر غیبت، واگرایی، همگرایی.

مقدمه

ﺑﺎزه زﻣﺎنی غیبت صغری تا پایان قرن ششم، در روابط علمی بین زیدیه و امامیه، ﻧﻘﻄﻪ عطفی در ﺗﺎرﻳﺦ ﻫﺮ دو فرقه ﺑﻪ ﺷﻤﺎر می‌رود؛ زیرا امامیه در اﻳﻦ ﻋﺼﺮ ﺑﺎ روﻳﺪاد غیبت وارد ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺟﺪﻳﺪی ﺷﺪ و در اواﺧﺮ ﻗﺮن ﭼﻬﺎرم از لحاظ ﻓﻜﺮی اوج گرفت. از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، زﻳﺪﻳﺎن ﭘﺲ از ﻣﺪتﻫﺎ ﺟﻨﮓ و ﮔﺮﻳﺰ در اﻳﻦ دوره ﻗﺪرت سیاسی ﻳﺎﻓﺘﻨﺪ و در پی آن ﺑﺎ ﺑﻬﺮه‌گیری از ﺗﻌﺎلیم ﺑﺮخی ﮔﺮوهﻫﺎی ﻋﻘﻞﮔﺮا ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻌﺘﺰﻟﻪ بیش از پیش در ﺻﺪد ﺗﻘﻮﻳﺖ ﭘﺎﻳﻪﻫﺎی ﻓﻜﺮی و عقیدتی ﺧﻮﻳﺶ ﺑﺮآﻣﺪﻧﺪ. نکته درخور توجه این جریان این‌ﻛﻪ ﺑﺎ اﻓﻮل ﻗﺪرت سیاسی آل ﺑﻮﻳﻪ در ﺳﺎل 447 ﻗﻤﺮی، ﺑﻪ ﻧﻮعی سیر رو ﺑﻪ رﺷﺪ تشیع، ﭼﻪ از ﻟﺤﺎظ سیاسی و ﭼﻪ از ﻟﺤﺎظ علمی و ﻓﺮهنگی ﺑﻪ ﻣﺤﺎق رﻓﺖ.

ﺑﻪﻧﻈﺮ می‌رﺳﺪ، پیش از غیبت امام دوازدهم، تنها مرجع مطمئن و مورد اعتماد شیعیان در امور دینی و حتی غیردینی، امامان(ع) بوده‌اند و اگر شیعیان به منابع و مراجع دیگری نیز توجه داشتند، آن منابع وثاقت و قابل اعتماد بودن خود را با تأیید و تقریر از ائمه(ع) یافته بودند. بنابراین شیعه تا آغاز عصر غیبت خود را بی‌نیاز از تعاملات علمی با دیگران، از جمله زیدیه احساس می‌کرد. شروع عصر غیبت و دسترس نداشتن به منبع علم ائمه اهل بیت امامیه را به تعاملات با دیگران، از جمله زیدیه که دارای اشتراکات زیادی به‌ویژه در مسئله امامت تا امام چهارم با امامیه داشتند، واداشت. پراکندگی شیعیان در سراسر جغرافیای اسلامی و نیز غیبت امام دوازدهم(عج) نیاز شیعیان به مرجع شایسته در امور دینی را دوچندان کرد، مرجعی که در حل مشکلات و مسائل‌شان به او مراجعه ‌کنند. از آنجا که بخشی از میراث معرفتی و عقیدتی و نیز مبانی فکری زیدیه و امامیه برگرفته از اهل بیت است، این دو گروه ناگزیر به همکاری و تعامل علمی بوده‌اند؛ به بیانی دیگر، اشتراک در پذیرش چهار تن از ائمه امامیه یکی از عوامل مهم این تعامل بوده است.  

از سده چهارم به بعد فاصله منابع شیعه‌ امامی و شیعه‌ زیدی کاملا مشخص و بارز بوده است و به‌نظر می‌رسد در این دوره هر دو فرقه می‌کوشیدند از مجالس و نوشته‌های هم فاصله بگیرند. تنها استثناء در امامیه شیخ صدوق (د. 381ﻫ) است که به مشایخ علوی – زیدی رویکرد مثبت داشت و احادیث بسیاری از اینان فرا گرفت و به امامیه منتقل کرد. روایات راویان زیدی در موضوعات و قلمروهای متفاوتی به منابع امامی راه یافته‌، ازجمله اخباری در قیام زید، برخی اعتقادات مشترک زیدیه و امامیه، روایات فقهی، تفسیری، اخلاقی و نیز منابع رجالی امامی از این روایات متأثرند. با این همه به نظر می‌رسد مهم‌ترین حوزه‌ای که از روایات زیدی تأثیر پذیرفته و نیاز به توجه دارد، فقه امامیه است.

با وجود همکاری‌ها و تعاملات مثبت و سازنده زیدیان و امامیان در عرصه اجتماعی و فرهنگی، آنان در برخی از حوزه‌های علمی به رویارویی یکدیگر رفته و در این حوزه بسیار به رد و نقد همدیگر ‌پرداخته‌اند. این کشمکش‌های علمی ریشه در دوران حضور دارد؛ البته برخی از خلفای عباسی آن عصر نیز سعی داشتند آتش اختلافات این دو فرقه را روشن نگه دارند.[5] حجم انتقادهای زیدیه از امامیه، از لحاظ کمی و کیفی بیشتر بوده است.[6] کهن‌ترین و مهم‌ترین منبع شیعی در موضوع غیبت که در قرن چهارم نگاشته شده و تا به امروز کتاب مرجع محسوب می‌شود، کتاب الغیبة ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی معروف به ابن ابی‌زینب (د.360ﻫ) از محدثان دوره غیبت صغری و دیگری کتاب کمال الدین و تمام النعمة محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق است.

امامیان نیز ارتباط علمی با زیدیان را اهمیت می‌دادند؛ از این روست که ابن جنید اسکافی (د. 381ﻫ) در سفر به نیشابور به استماع حدیث از زیدیان توجه نشان داد.[7] برخی از امامیان در این زمینه به شکل افراطی سعی داشتند خود را به زیدیان نزدیک کنند.[8] در این دوره اوج همکاری و تعامل این دو گروه در عهد آل بویه دیده شد که بیشتر جنبه‌ سیاسی داشت.

 

پیشینه تحقیق

در خصوص امامیه و زیدیه پژوهش‌های مختلفی صورت گرفته و در اغلب آنها به فعالیت‌های سیاسی، تاریخ و عقاید و اندیشه‌های آنان پرداخته شده است. برخی از پژوهش‌هایی که در خصوص روابط علمی و فرهنگی آنها انجام شده عبارتند از مقاله «تعاملات علمی و فرهنگی زیدیه و امامیه در عصر صادقین(ع)» نوشته صفری فروشانی که در آن به مناسبات زیدیه با شیعیان طرفدار نص پرداخته شده است. مناسبات این گروه با شیعیان طرفدار نص موضوعی است که این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و در محدوده عصر صادقین(ع) به آن پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که اشتراکات فکری سبب همگرایی این دو گروه و گسترش آموزه‌های عمومی شیعه بوده است؛ اما با رشد زیدیه و دستیابی آنان به مبانی نسبتا مستقل، دایره اختلافات زیدیان با امامی مذهبان وسیع‌تر شده و هر دو فرقه برای حفظ هواداران خود و جذب شیعیان دیگر، به مقابله با یکدیگر برخاسته‌اند.

مقاله دیگری از صفری فروشانی به «تعامل امام رضا(ع) با زیدیه» پرداخته است. در این مقاله بیشتر به دیدگاه‌های امام رضا(ع) درباره شخصیت زید بن علی و قیام‌های علویان در عصر امام رضا(ع) و دفاع از زید در مقابل زید النار پرداخته شده است.

صفری فروشانی در مقاله «بررسی تحلیلی تاریخ‌نگاری روایی امامیه تا نیمه قرن پنجمﻫ» به بررسی انگیزه محدثان از نگارش آنها و مقایسه رویکرد آنان در گزارش تاریخ با دیدگاه تاریخ نگاران پرداخته و سپس ارزیابی سندی و محتوایی برخی گزاره‌های تاریخ‌نگاری روایی امامیه تا نیمه قرن پنجم هجری را بررسی کرده است.

در «تعاملات زیدیه و امامیه و نقش آن در پیشبرد کلام شیعی»، فتاح غلامی خیلی کوتاه به شباهت و تفاوت زیدیه و امامیه و داد و ستد فرهنگی آنان پرداخته و معتقد است در دوری و نزدیکی میان زیدیه و امامیه، تنوع و چند دستگی میان پیروان مکتب اعتزالی نیز مؤثر بوده و سپس به انتقال فرقه زیدیه به یمن پرداخته است. 

رحمتی در مقاله «روابط زیدیه و امامیه با تکیه بر کتاب المحیط باصول الامامة» پس از بررسی کتاب المحیط منابع و نویسنده آن، به تکوین مسئله امامت در میان زیدیه پرداخته است.

در مقاله «زیدیه و منابع مکتوب امامیه»، حسن انصاری از  کتاب الأمالی شریف مرتضی و نیز تنزیة الأنبیاء او و تفسیر ابن عبدک و تفسیر ابوجعفر طوسی (التبیان) یاد می‌کند و می‌گوید: اینان محققان و اهل معرفت و «محصلین» امامیه‌اند که در کتاب‌های خود به جای نقل احادیث تفسیری از امامان خود ـ که به‌زعم المِنصور بالله «موضوع» هستند، به تفاسیر معتزله، از جمله تفاسیر ابو علی جبایی و ابوالقاسم بلخی و ابومسلم اصفهانی و نیز زجاج و تفاسیری دیگر از این دست مراجعه می‌کنند.

تأثیر حدیث زیدیه بر حدیث امامیه عنوان رساله دکتری اعظم فرجامی است که در سال 1390 در دانشگاه قم دفاع شده است؛ این رساله به موضوعاتی چون شرح حال راویان زیدی، ابعاد روایات آنها، بیان اعتقادات و چگونگی تأثیر راویان زیدی بر منابع روایی امامیه پرداخته است.

وجه تمایز این تحقیق با تحقیقات مذکور این است که هدف این پژوهش بیان موارد برجسته تعامل و واگرایی امامیه با زیدیه است که در ضمن این تعامل و واگرایی هر دو گروه توانستند از ظرفیت‌های یکدیگر بهره برند.

 

تعامل و تقابل

یکی از راه‌های فهم اندیشه‌ها و رویکردهای نظری در روابط بین‌الملل، توجه به مفاهیم در قالب دوگانه‌هایی مانند: «تقابل و تعامل»، «واگرایی و هم‌گرایی»، «منازعه و مصالحه» و «واقع‌گرایی و آرمان‌گرایی» است. هم‌گرایی در لغت به معنای پیوستگی و نزدیکی اعضا یا اجرای یک مجموعه با یکدیگر، اتحاد، تقارب آمده و در برابر واژه «واگرایی» قرار دارد که به معنای دورشدن اجزای یک مجموعه از همدیگر، تفرق و پراکندگی است.[9]

برای فهم معنای اصطلاحی «هم‌گرایی»، باید از واژه‌های مشابه و نزدیک به آن، مانند «وحدت» کمک گرفت. این واژه، از کلمات کلیدی و نزدیک به کلمه «هم‌گرایی» است و در اصطلاح دانشمندان اسلامی عبارت است از هم‌بستگی مسلمانان بر پایه مشترکات دین اسلام که در عین حفظ و رعایت مرزها به‌منزله مجموعه‌ای واحد به شمار آیند.[10]

 

همکاریدرعرصهسیاسی

اوج همکاری سیاسی امامیه و زیدیه در دوره آل بویه (۳۲۰–۴۴۷ﻫ) قابل مشاهده است. آنان در این دولت در دو حوزه سیاسی  _فرهنگی و سیاسی_ اجتماعی تعامل درخور توجهی داشته‌اند. حکومت‌داری آنان به نوعی مورد رضایت شیعیان امامی واقع شده بود. علمای امامیه با توجه به فضای فراهم شده از سوی بویهیان، از همکاری با امرا و وزرای بویهی استقبال کردند. شیخ صدوق (د. 381ﻫ) در دربار رکن الدوله بویهی در ری حضور می‌یافت.[11] شاهد دیگر آن‌که، معزالدوله (د. 356ﻫ) بویهی پس از بحث و گفت‌ وگو با برخی از علمای امامیه به صراحت به امامت ابن داعی علوی، از رهبران زیدیه، اعتراف کرد و از سوی دیگر، رکن الدوله (د. 366ﻫ) ضمن پذیرش امامت ابن داعی علوی، از عدم مساعدت به وی در گیلان و دیلم عذر خواست.[12]

افزون بر اینها، بویهیان پس از به دست گرفتن زمام امور در بغداد بنا داشتند یکی از علویان را به جای خلیفه عباسی بر مسند خلافت بنشانند که با دیدگاه زیدی بودن آنان سازگار است.  بویهیان فضای خوبی برای اظهار نظر علمی برای شیخ صدوق (د. 381ﻫ) فراهم کردند؛ وی نیز در این وضعیت مناسب، با برگزاری مجالس علمی، به طرح مبانی معارف امامیه و دفاع از آن دست یازید.[13] حسین بن علی بن بابویه (د. 329ﻫ)، برادر شیخ صدوق، نیز در جرگه علمای دربار بویهیان ری و مورد احترام و اکرام صاحب بن عباد (د. 385ﻫ) زیدی معتزلی، بوده است؛ حتی وی یکی از آثار خویش را به این وزیر آل بویه تقدیم کرده.[14] سایر دانشمندان امامیه نیز روابط تنگاتنگی با صاحب بن عباد داشتند.[15]

هم‌چنین اعطای آزادی به شیعیان از سوی امیران آل بویه در برگزاری شعائر مذهبی، از قبیل سوگواری عاشورا، جشن غدیر و برائت علنی از مخالفان اهل بیت[16] در هم‌گرایی میان شیعیان زیدی و امامی بی‌تأثیر نبوده است.

 

واگرایی زیدیه و امامیه در عصر ائمه

در مباحث فقهی، رویه استدلالی هر دو فرقه و اهتمام شان به آیات الاحکام،[17] سبب توافق آنان در بسیاری از مسائل بود؛ اما عدم استفاده پیروان زید از گفتار و احادیث ائمه(ع) و اتکا به قیاس و مصالح مرسله، سبب شد تا در نظرات فقهی نیز از امامیه فاصله بگیرند[18] و البته در برخی مسائل، به فقه شافعی و امامی نزدیک می‌شوند.[19]

در بین مسائل اختلافی این دو گروه می‌توان از بداء به معنای پدیدار ساختن امری بر مردم که خداوند بنابر مصلحتی آن را برای مدتی از آنان مخفی کرده بوده، نام برد. امامیه بداء را لازمه اعتقاد به توحید دانستند؛[20] اما زیدیه هم‌چون اهل سنت آن را نپذیرفتند و اعلام کردند که علم خداوند تغییرناپذیر است؛ درحالی که به باور امامیه بداء به معنای تغییر در علم خداوند نیست.[21]

زیدیه و امامیه پس از توافق در اصل موضوع امر به معروف و نهی از منکر در چگونگی آن با یکدیگر اختلاف نظر داشتند. زیدیه برخلاف امامیه این آموزه دینی را به عنوان یکی از اصول اساسی خود می‌دانستند و مصداق بارز آن را قیام در برابر ستمگران و حاکمان جور اعلام می‌کردند.[22]

مهم‌ترین وجه تمایز شیعه امامیه با شیعه زیدیه مبحث امامت است. زیدیان تعریفی خاص و متفاوت با فرقه­های دیگر شیعی، هم‌چون امامیه و اسماعیلیه، از امامت دارند. در حالی‌که دیگر فرقه­های شیعی مشخصا از عصر امام جعفر صادق(ع) به بعد، امامت را امری الهی، متکی به نصّ امام پیشین و در سلسله­ای متصل از پدر به فرزند می‌دانستند[23] و بر اعلمیت امام تأکید می‌ورزیدند، زیدیان اعتقادی به اعلمیّت امام و تعیین او بنا بر نصّ امام پیشین نداشتند و هر یک از فرزندان فاطمة زهرا(س) را که به زهد و علم متّصف بود و به قیام به سیف علیه حکومت جور اهتمام داشت، شایسته امامت و رهبری جامعه می­دانستند.[24] شهرستانی می‌گوید: «مشاجره‌ای بین باقر و زید رخ داد به این دلیل که زید تعلیمات واصل بن عطای معتزلی را سرمشق خود قرار داده بود. زید ادعا می‌کرد که امامت مشروط به این است که امام در میان مردم حضور یابد و حقش را مطالبه کند. در پاسخ باقر به زید گفت که بر مبنای این شرط امامت پدرشان، امام سجاد، که چنین مطالبه‌ای نکرده، زیر سؤال خواهد رفت».[25]

 

ردیه‌نگاری زیدیه و امامیه

زیدیان و امامیان در برخی از حوزه‌های علمی به رویارویی یکدیگر رفته و در این حوزه بسیار به رد و نقد همدیگر می‌پرداختند. این کشمکش‌های علمی، ریشه در دوران حضور داشت؛ البته برخی از خلفای عباسی آن عصر نیز سعی داشتند آتش اختلافات این دو فرقه را روشن نگه دارند.[26] حجم انتقادهای زیدیه از امامیه، از لحاظ کمی و کیفی بیشتر بود.[27] به نظر می‌رسد، زیدیان در ابتدای پایه‌گذاری کلامی خود ،به سبب میراث مشترک معرفتی در احادیث اهل بیت(ع)، در بعضی از مسائل، جز مسئله امامت، با امامیان هم‌فکر و هم‌سو بودند.[28]

کوفه به دلیل گرایش‌های علوی، نخستین مرکز مهم فعالیت زیدیه گردید و عالمان زیدی در آن شهر به تدوین آراء و عقاید خود پرداختند و «در کنار تدوین آرای‌ حدیثی و فقهی ... به نقد آرای‌ دیگر فرق، خاصه امامیه، که اشتراکات زیادی با آن داشتند، توجه نشان دادند. کهن‌ترین آثار موجود از این گونه [نقدها] دو رساله به نام‌های الرد علی الرافضة و الرد علی الروافض من اهل الغلو، منسوب به قاسم بن ابراهیم رَسّی (د. 246ﻫ)، مشهورترینِ عالمان زیدی قرن سوم است که تأثیر جدی وی در سنت زیدیه تا به امروز نیز مشهود است... در انتساب این رساله‌ها به قاسم بن ابراهیم تردید جدی وجود دارد و دست‌کم رساله الرد علی الروافض من اهل الغلو تألیف یکی از زیدیان کوفه معاصر با امام هادی(ع) ... به دلیل نکاتی که در این رساله در باب مجادلات امامیه و زیدیه آمده و قدمت آن، اهمیت فراوانی دارد».[29]

با آغاز غیبت صغری در 260 و شرایط دشواری که امامیه با آن روبه‌رو شد، امکان بیشتری برای زیدیه فراهم آمد تا به نقد امامیه که به گمان آنان اصول آن بیش از هر زمانی آسیب‌پذیر شده بود، بپردازند. یکی از کهن‌ترین و مؤثرترین نوشته‌های زیدیان درباره امامت و رد آراء امامیه، کتاب الاشهاد ابوزید عیسی بن احمد بن زید علوی (د. 326ﻫ) بوده که در اواخر سده سوم و اوائل سده چهارم در ری می‌زیسته است.[30]و ابن قِبَه (د. قبل از 319ﻫ) ردی بر آن به نام نقض کتاب الاشهاد نوشته است.[31] ابن قِبَه در این رساله اشکال‌های ابوزید را یک به یک آورده و به آنها پاسخ داده است. افزون بر کتاب‌های یاد شده، آثار دیگری از ابن قِبَه، چون الرد علی ابن علی الجُبّائی و التعریف و المسألة المفردة فی الامامة نام برده‌اند.[32]

کتاب ابوزید علوی تأثیر زیادی بر کتاب‌های دیگر زیدیان درباره امامت گذاشت. وی در این کتاب برخی از معتقدات امامیه، ‌چون عصمت امام، نص جلی، اعجاز غیرنبی، و یا موضوعاتی چون عدم باور امامت زیدبن علی از سوی امامیان را به چالش کشید.[33] تأثیر کتاب ابو زید از این‌جا پیداست که ابوالعباس حسنی(د. 353ﻫ)، از دانشمندان برجسته زیدی در سده چهارم، که خود از شاگردان ابو زید بوده است، بعدا تعالیم و خطوط اصلی آن کتاب را کم و بیش در آثارش دنبال کرده است و دو شاگرد نامدارش، ابوالحسین احمد بن حسین بن هارون بطاحنی (د. 411ﻫ) و برادرش ابوطالب یحیی بن حسین بن هارون بطاحنی (د. 424ﻫ) هر دو در کتاب‌هایشان، تعالیم این استاد و نیز خطوط اصلی ابو زید علوی را در نقد امامیه کم و بیش دنبال کردند.[34] ابو الحسین و ابو طالب هارونی، که در سنت زیدیه به اخوان شهرت دارند، هر دو با نگارش آثاری این روند را ادامه دادند. ابوالحسین هارونی در چندین کتاب خود و از جمله در نوشته‌ای در نقد ابن قبه، به رد باورهای امامیه پرداخت و از خط اصلی انتقاد از امامیه که ابو زید مبتکر بخش عمده‌ای از آن بود، پیروی کرد.[35] برادرش ابوطالب هارونی در این زمینه فعال‌تر عمل کرده است. وی کتاب الدعامة فی الامامة را به رشته تحریر درآورد. وی در این کتاب برخی از معتقدات امامیه هم‌چون عصمت امام، نص جلی، اعجاز غیرنبی، و یا موضوعاتی چون عدم باور امامت زیدبن علی از سوی امامیان را به چالش کشید.[36]

زیدیه بیش از دیگران بر انتقاد از امامیه پای می‌فشردند و شیخ صدوق در کمال‌الدین تصریح می‌کند که زیدیه در خرده‌گیری بر امامیه بیش از دیگران اصرار دارند.[37] احتمال دارد آنان بیشتر آراء و عقاید امامیه را از عراق به دست آورده باشند؛ هرچند بعید نیست که از طریق امامی مذهبان ساکن یمن به اندیشه‌های اعتقادی امامیه آگاهی یافته باشند.

ابوالقاسم بستی (د. 420ﻫ) از عالمان اعتزال‌گرای زیدیه هم در کتاب البحثعنادلةالتکفیروالتفسیق بسیار به امامیه انتقاد کرد. او هرچند امامیه را از دیگر گروه‌های منسوب به امامیه، مانند خطابیه، مفوضه، باطنیه و اصحاب تناسخ جدا و به تکفیر این گروه‌ها حکم می‌کرد، در تکفیر امامیه احتیاط می‌ورزید‌، البته او در پاره‌ای از موارد با آرای بیشتر زیدیان نیز مخالف بود[38] و به این اختلاف نظر هم اذعان داشت؛ برای مثال، وی برخلاف نظر زیدیان منکران امامت را فاسق نمی‌دانست[39] وحتی سخنان محمد بن جریر بن رستم طبری امامی مذهب (زنده در 410ﻫ) را در کتاب المسترشد، مبنی بر مذمت خلفای نخستین، نمی‌پذیرفت.[40]

 

غیبت‌نگاری زیدیه و امامیه

سخن زیدیه این بود که عقیده‌ غیبت در میان امامیه قولی است که در پی غیبت ابراز کرده‌اند[41]وزیدیه، تردید و حیرت شیعیان در تعیین جانشین امامان بعد از درگذشت آنان را نیز دلیلی بر جعل روایات دوازده امام می‌دانستند.[42] چهارچوب فکری زیدیه بر مبارزه مبتنی بود و رفتار منفعلانه امامیه را جایز نمی‌دانستند و نیز قیام و خروج را از شرایط امام می‌شمردند.[43] این شبهات سبب گردید که عالمان امامیه از همان آغاز وقوع غیبت، به دفاع از این مسئله بپردازند و کوشیدند با شیوه‌ها و روش‌های گوناگون شبهات را پاسخ گویند.

در کتاب‌های فهرست نام 52 تن از راویان شیعه آمده که در عصر حضور معصومان تا پایان قرن پنجم کتاب‌هایی در موضوع غیبت نوشته‌اند. 18 تن از نویسندگان این مجموعه پیش از غیبت، 15 تن در دوره غیبت صغری و 19 تن در دوره غیبت کبری تا پایان قرن پنجم بوده‌اند.[44] متأسفانه شمار اندکی از این کتاب‌ها به دست ما رسیده است. غیبت‌نگاران امامی کتاب‌های خود را با عناوینی چون الغیبة، أخبار المهدی، اثبات الغیبة، کشف الحیرة، اخبار القائم و الفتن و الملاحم[45]می‌نگاشتند.

کهن‌ترین و مهم‌ترین منبع شیعی در موضوع غیبت که در قرن چهارم نگاشته شده و تا به امروز کتاب مرجع محسوب می‌شود، کتاب الغیبة ابوعبدالله محمد بن ابراهیم بن جعفر نعمانی معروف به ابن ابی‌زینب (د. 360ﻫ) از محدثان دوره غیبت صغری و دیگری کتاب کمال الدین و تمام النعمة محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق (د. 381ﻫ) است.

کتاب کمال الدین از این جهت ارزشمند است که شیخ صدوق به منابع اصلی شیعه (الاصول) که قبل از سال 260ﻫ گردآوری شده، دسترسی داشته است. لذا وی در مواردی خواننده را به نویسندگانی چون حسن بن محبوب (د.224ﻫ)، فضل بن شاذان (د.260ﻫ)، حسن بن سماعه (د.263ﻫ) و ابن بابویه (د.381ﻫ) ارجاع می‌دهد[46] و مهم‌تر آن‌که حاوی آراء و سخنان ابوجعفر محمد بن عبدالرحمان ابن قبه رازی است.[47] در عصر ابن قبه مهم‌ترین مسأله متکلمان امامیه پاسخ دادن به شبهاتی بوده که متکلمان فرق دیگر اسلامی بر نظریه امامت شیعه اثنی عشری وارد می‌کردند. ابو الحسین سوسنجردى که از اصحاب و صلحاء متکلمین است گوید: «بعد از این‌که ابن قبه کتاب امامت را نوشت، من بعد از زیارت حضرت رضا(ع) آن را نزد ابو القاسم بلخى (د. 319ﻫ) بردم و چون آن را مطالعه کرد کتاب مسترشد را بر ردّ آن نوشت و من چون به رى آمدم کتاب مسترشد را به ابوجعفر ابن قبه نشان دادم. پس ابن قبه کتاب مستثبت را بر ردّ آن کتاب نوشت و من آن را به بلخ بردم و به ابى القاسم بلخى نشان دادم و او کتابى موسوم به نقض المستنبت در ردّ آن نوشت و چون به رى آمدم ابن قبه از دنیا رفته بود».[48]

برخی دیگر از نوشته‌های ابن قبه در کمال الدین[49] نقل شده که حاکی از برخوردهای کلامی وی با دو تن از متکلمان دیگر مذاهب است که این دو بر اعتقاد امامیه در مورد مسأله غیبت دوازدهمین امام(عج) خرده گرفته‌اند. ابوالحسین علی بن احمد بن بشار (د. سده 4ﻫ) یکی از آنهاست که به فرقه‌ای به نام جعفریه خُلّص منسوب است[50] و دیگری ابوزید علوی (د. 326ﻫ) متکلم زیدی که ابن قبه به نقد آراء او پرداخته است. شیخ صدوق در کمال‌الدین تصریح می‌کند که زیدیه در خرده‌گیری بر امامیه بیش از دیگران اصرار دارند.[51]

کهن‌ترین گزارش درباره توقیعات امام دوازدهم(عج)، گفته‌ ابوسهل نوبختی(د. 311ﻫ) است. شیخ صدوق در کتاب کمال‌الدین در واقع خواسته با آن‌چه مخالفان امامیه در موضوعات غیبت پیامبران یا طول عمر افراد یا... گزارش کرده‌اند بر آنان احتجاج و گاه تصریح می‌کند که این اخبار شگفت‌تر از غیبت امام مهدی(عج) است، ولی شگفت است که چگونه مخالفان اینها را پذیرفته‌اند، ولی غیبت حضرت مهدی(عج) را انکار می‌کنند.[52] نزدیک به صدسال بعد از شیخ صدوق کتاب دیگری با نام الغیبة، به قلم شیخ طوسی (د.460ﻫ) تألیف گردید که به لحاظ شکلی شباهت فراوانی با کمال‌الدین دارد، ولی به لحاظ محتوایی با آن متفاوت است.

مجادله‌ها و کشمکش‌های علمی در این بازه زمانی چندان اوج گرفته بود که بین فرهیختگان ضرب المثل شده بود؛ حتی شعرای زیدی و امامی نیز تحت تأثیر این اختلاف نظرها به هجو تعالیم مذهبی هم دیگر روی آوردند[53] «امامت» محور بسیاری از این منازعه‌ها بود. در حالی‌که از درگیری اجتماعی توده‌های دو گروه گزارشی در دست نیست، عالمان زیدی و امامی، علاوه بر گفت‌وگو و مناظره‌های رو در رو در عرصه ردیه‌نویسی علیه همدیگر بسیار فعال بوده‌اند.

مهم‌ترین عالم زیدی ناقد آرای امامیه در مسئله‌ غیبت در آن روزگار ابوزید عیسی بن احمد (د. 326ﻫ) است که شیخ صدوق در کمال ‌‌الدین به کتاب الاشهاد او با عنوان انتقادات متکلمی زیدی، و بدون تصریح به نام وی، اشاره می‌کند. محور این انتقادها، حصر تعداد امامان در دوازده تن است.[54]

شیخ مفید (د. 413ﻫ) کتاب‌های المسائل العشرة فی الغیبة، مختصر فی الغیبة، جوابات الفارقین فی الغیبة، النص علی الطلحی فی الغیبة و الجوابات فی خروج الامام المهدی را در پاسخ‌گویی به این‌گونه شبهات نوشت.[55]

 

تعامل فقهی زیدیه و امامیه

اهمیت زیدیان کوفه در تکوین و شکل‌گیری مذهب زیدیه را می‌توان با تأملی اجمالی بر کلام و مذهب آنان دریافت. سلف نخست زیدیه در کوفه، محدثان زیدی ناموری چون ابوالجاورد زیاد بن منذر (د. 122ﻫ)، در تدوین آرای فقهی زیدیه با نگارش مجموعه‌های حدیثی فعالیت خود را آغاز کردند.[56] اقامت برخی از سادات زیدی در کوفه چون احمد بن عیسی بن زید (د. 247ﻫ)، مرحله تدوین فقه و حدیث زیدیه در کوفه وارد دور جدیدی شد.[57] شاگرد نامور احمد بن عیسی بن زید، ابوجعفر محمد بن منصور بن یزید مرادی (د.292ﻫ) با تدوین و تألیف آثار بسیاری، از جمله امالی احمد بن عیسی بن زید (د. 247ﻫ) که خود مطالب فراوانی بر آن افزود، اثری جامع در فقه و حدیث زیدیه گردآورد.[58]

امامیه با برخی آثار حاکم جُشَمی، متکلّم و مؤلف پرکار معتزلی و زیدی قرن پنجم خراسان (و شهر بیهق) که در سال 494ﻫ، درگذشته، آشنایی داشته‌اند و یا حدّاقل از آنها نام ‌برده‌اند،[59]چنان‌که می‌دانیم المراتب ابوالقاسم بستی، اسماعیل بن احمد (د. 420ﻫ) که خود از رجال و عالمان برجسته زیدی و معتزلی ری و شمال ایران بود، مورد بهره‌برداری ابن شهرآشوب (د. 588ﻫ) و ابن طاووس (د. 664ﻫ) قرار گرفته است؛[60] هم‌چنین امالی ابوطالب هارونی (د. 442ﻫ) از مراجع ابن طاووس بوده است.[61]

به گفته انصاری «آثار و روایات زیدیان جارودی، یعنی ابوالجارود (د. 122ﻫ)، ابو خالد واسطی (د. 145ﻫ)، ابن عُقده (د. 332ﻫ) و برخی دیگر، همواره مورد بهره برداری امامیه بوده است، خاصه که روایات ابوالجارود و حتی ابو خالد با روایات امامی ممزوج بوده و اساسا در ضمن میراث امامیه تلقی می‌شده و این روایات را در کنار روایات دیگر شیعیان کوفه بعدها جزء منابع فقه و حدیث امامی تلقی کردند. ابن عُقده نیز به دلیل سعه روایی‌اش، برای همه اصحاب حدیث و اثر و از جمله امامیه محلّ اعتنا بوده است، خصوصا که او خود، راوی آثار (اصول و مصنفاتِ) بسیاری از رجال امامیه نیز بوده است. زیدیه نیز چه در عراق و چه در ایران و سرانجام در یمن، کم و بیش با آثار امامیه آشنا بوده‌اند؛ در ایران (خراسان، ری، طبرستان و گیلان) و عراق، بیشتر و در یمن، کم‌تر. زیدیه یمن، به دلیل دوری از محافل امامیه کم‌تر می‌توانستند از آثار امامیان مطلع شوند و یا بهره گیرند [؛ اما] در بغداد به دلیل وجود محافل علمی مشترک میان زیدیه و امامیه، به‌ویژه بر سر درس استادان معتزلی و مناظرات حادی که میان پیروان ملل و اصحاب نظر وجود داشت، امامیه و زیدیه ... با تولیدات علمی یکدیگر آشنایی می‌یافتند. مجلس صاحب بن عبّاد (د. 385ﻫ) در ری نیز حکم چنین چیزی [/محافلی] را داشت».[62]

 

دادوستدمیراثحدیثی

به دلیل میراث مشترک حدیثی بود که در مجالس علمی بزرگان زیدی، منقولات راویان  امامی خوانده و درباره شخصیت آنان بحث و گفت وگو می‌شد.[63] زیدیان روایاتی را به نقل از محدثان امامی، مانند احمدبن محمدبن عیسی اشعری قمی (د. بی تا) و ابن ابی عمیر(د. 217ﻫ)، در منابع روایی خود ذکر کرده‌اند. عالمان زیدی نه تنها با طیف معتدل امامیه، بلکه با جریان غلوگرای امامیه نیز کم و بیش مراوده علمی داشتند، ازجمله ارتباط ابن عقده با خصیبی؛ اما برخی از شخصیت‌ها در داد و ستد[64]  علمی میان این دو فرقه، سهم بیش‌تری داشته‌اند.

یکی از این افراد، محدث شهیر شیعه، احمدبن محمدبن سعید، معروف به ابن عُقده جارودی کوفی (د. 333ﻫ) است که اصحاب امامیه با وی حشر و نشر داشته و ضمن اخذ حدیث از او،[65] وی را ستوده‌اند؛[66] و از طریق او احادیث فراوانی در موضوعات گوناگون به منابع روایی امامی راه یافته است.[67] فهرست نگاران امامی نیز از طریق ابن عُقده به بسیاری از تألیفات امامیان نخستین دست پیدا کرده،[68] از جملههارون بن موسی تَلَّعُکْبَری (د. 385ﻫ)، محدث برجسته امامیه، یکی از حلقه‌های اتصال زیدیه و امامیه است. او با فراگیری حدیث نزد ابن عقده جارودی و ابن بقال زیدی، ارتباط علمی بین زیدیه و امامیه را حفظ کرد؛[69] هم‌چنین ابوالمفضل شیبانی (د. 387ﻫ)، راوی نام آور شیعه و شاگرد کلینی (د. 329ﻫ) که منابع امامیه و زیدیه مشحون از روایات اوست،[70] نقش مهمی در مراودات علمی آن دو فرقه داشته است.

محمدبن علی بن خلف العطار (د. 407ﻫ) نیز از جمله این افراد است که روایات فراوانی از طریق وی در آثار حدیثی امامیه راه پیدا کرده است.[71] علاوه بر اینان، روایات افرادی چون ناصر اطروش زیدی (د. 304ﻫ) نیز کم و بیش در منابع امامیان یافت می‌شود؛[72] از سوی دیگر، منقولات عالمان امامی، مانند شیخ صدوق(د. 381ﻫ) و ابن عبدک جرجانی (د. 381ﻫ) نیز در مجامع زیدیان ورود پیدا کرده است.[73]

امامیان نیز ارتباط علمی با زیدیان را اهمیت می‌دادند؛ از این روست که ابن جنید اسکافی (د. 381ﻫ) در سفر به نیشابور به استماع حدیث از زیدیان توجه نشان داد[74] و برخی از امامیان در این زمینه به شکل افراطی سعی داشتند خود را به زیدیان نزدیک کنند. ابن بَرنیه، هبة الله بن احمد، (د. پس از400ﻫ)، عالم امامیه و نواده دختری نایب دوم (ابوجعفر محمد بن سعید عمری)، به سبب معاشرتش با ابوحسین شیبه علوی زیدی (د. 411ﻫ) کتابی برای وی تألیف کرد و در این کتاب با استدلال به حدیثی و با احتساب زیدبن علی، تعداد امامان را سیزده تن برشمرد.[75]

 

دوره تأثیرگذاری راویان و روایات زیدیه بر حدیث امامیه

از سده چهارم به بعد فاصله‌ منابع شیعه‌ امامی و شیعه زیدی کاملا مشخص و بارز می‌شود و به‌نظر می‌رسد در این دوره هر دو گروه می‌کوشند از مجالس و نوشته‌های هم فاصله بگیرند. تنها استثناء در امامیه صدوق است که به مشایخ علوی ـ زیدی رویکرد مثبت داشته و احادیث بسیاری از اینان فرا گرفته و به منابع امامیه منتقل کرده است. بسیاری از این مشایخ ناشناس‌اند و تنها به‌عنوان «شیخ یا استاد صدوق» شناخته می‌شوند. صدوق خود نیز به زیدیه نگاه مثبت داشته و روایات آنها را نقل کرده روایات ستایش آمیز فراوانی درباره زید، به‌ویژه در عیون الاخبار الرضا علیه السلام آورده است. او پس از نقل روایتی که در آن امام رضا(ع) به عمویش زید اشاره کرده،[76] هر خبری را که در منابع امامی درباره زید شده و غالبا در مدح او است، نقل می‌کند. هم‌چنین او چون زیدیه باور داشته که زید بن علی نگاشته‌هایی داشته که توسط عمرو بن خالد واسطی (د. پس از 142ﻫ) به آنان رسیده است. این باور حکایت از نوع سند دهی وی به کتاب زید دارد.[77]

سه امالی امامی را می‌توان نقطه اتصال دوباره حدیث زیدیه و امامیه دانست. مشایخ زیدی صدوق، مفید برای طوسی حلقه‌های وصل‌کننده بودند.[78]گرچه این امالی‌ها به سبب موضوع و نوع شکل‌گیری، منابع فرعی حدیث امامیه به‌شمار می‌آیند، اما تأثیرات در خور توجهی در سند و محتوای حدیث امامیه داشته‌اند.

در میان محدثان امامی، طوسی در دورترین نقطه نسبت به زیدیه ایستاده است. او جز الامالی که آن هم به سبب منابعش به چنین روایاتی در افتاده، در بقیه کتاب‌ها از راویان زیدی دوری کرده و حتی در التهذیب و الاستبصار نمونه‌های بسیاری از روایات زیدیه را به نقد کشیده یا به سبب زیدی بودن راوی وانهاده است.[79] او در تفسیرش نیز از روایات و مجموعه تفسیر ابوالجارود دوری کرده و آنها را در میان اقوال ضعیف جا داده است. او حتی در کتاب‌های رجالی خود، در قیاس با نجاشی، از ابن عُقده و آراء رجالی ‌او کمتر تأثیر پذیرفته و به طور کلی با شناسایی و یادآوری مذهب راویان زیدی در الرجال خود رویکرد امامی‌تری (شاید به پیروی از کشی) نسبت به راویان زیدی دارد.[80]  بدین سبب این احتمال به ذهن می‌رسد که نجاشی با تذکر ندادن مذهب راویان زید آنان را خودی و امامی پنداشته است. شاید طوسی(د. 460ﻫ) که خود بنیان‌گذار اصلی منابع خاص امامی است، کوشیده فاصله امامیه را از دیگر فرق شیعی حفظ و نمایان کند.

یک قرن پس از روزگار طوسی رویکرد عالمان امامی به منابع زیدی تغییر کرد. شیخ منتجب الدین (د. 585ﻫ) چندین استاد زیدی داشت و چند زیدی معاصرش را معرفی می‌کند که از باور زیدی باز گشته‌اند. شیخ روایاتی را نیز با اسناد زیدی گزارش می‌کند. به‌نظر می‌رسد او در راه نیای خود صدوق گام نهاده است. ابن شهر آشوب (د. 588ﻫ) نیز از اهالی مازندران، یکی از اصلی‌ترین سرزمین‌های زیدیه، بود که تا روزگار ابن شهر آشوب هنوز عالمان و منابع زیدی را حفظ کرده بود. از این رو، می‌توان علت رخنه‌ روایات زیدی در کتاب وی را توجیه کرد.[81]

پس از سده هشتم نویسندگان و محدثان امامی تنها به تکرار و گردآوری احادیث و منابع پیشین پرداختند و هیچ تألیف یا منبع جدیدی به منابع حدیثی امامی راه نیافت تا روایات زیدی هم از آن جمله باشد. با این همه باید گفت تأثیر راویان زیدی بر حدیث امامیه در این برهه‌‌ها نبوده است؛ بلکه بیشترین تأثیر در سده دوم گذاشته شد که هنوز بین امامیه و زیدیه مرز چندانی ایجاد نشده بود و از این رو محدثان و مشایخ نخستین، روایاتی را که راویان از امامان آنها نقل می‌کردند، می‌پذیرفتند. بنابراین حدیث زیدیه در ابتدا به امامیه نزدیک بود؛ اما پس از آن منابع این دو مذهب شیعه از یکدیگر دور شدند تا این‌که در سده پنجم به حداکثر فاصله از یکدیگر رسیدند. پس از آن در دوره‌هایی مثل سده ششم و هفتم اندکی به هم نزدیک شدند و سپس باز فاصله گرفتند.

 

حوزۀ تأثیرگذاری

روایات راویان زیدی در موضوعات و قلمروهای متفاوتی به منابع امامی راه یافته‌اند، مانند تاریخ قیام زید، برخی اعتقادات مشترک زیدیه و امامیه، روایات فقهی، برخی تفاسیر امامی، روایات اخلاقی و نیز منابع رجالی امامی از این روایات متأثرند؛ اما به نظر می‌رسد مهم‌ترین حوزه‌ای که از روایات زیدی تأثیر پذیرفته و نیاز به توجه دارد، فقه امامیه باشد.

راویان زیدی اگر چه گروهی از شیعیان بوده‌اند، اما به سبب نزدیکی بیشتر با اهل سنت اعتقادات و احکامی را از محدثان و فقهای آنان پذیرفته و در روایات خود آورده‌اند و امامیه نیز اخبار و کتاب‌های این راویان را به سبب هم عصر بودنشان با امام صادق(ع) و نقل از این امام بازگو کرده‌اند. با این حال شماری از این اخبار به سبب ضعف راوی یا به دلیل رعایت تقیه‌ در تعارض و تقابل با اخبار امامیه‌اند. طوسی در شناسایی روایات برخاسته از شرایط تقیه کوشیده و توجه به مذهب راوی را سرلوحه‌ بررسی‌های خود قرار داده؛ از این رو روایات تقیه‌ای بیشتر قابل شناسایی‌اند. بیشتر این روایات در موضوع آداب دفن میت و قوانین ارث است.[82]در مقابل، دلالت روایاتی که شاذ و درخور تأویل‌اند، پنهان مانده‌اند، از جمله شمار بسیاری از اخبار شاذ راویان زیدی در کنار اخبار شاذ راویان دیگر قرار گرفته و می‌توانند در انتخاب دو روایت متعارض نقش شاهد و مؤید داشته باشند.[83]

از این نمونه‌ها به خوبی بر می‌آید که چگونه روایات شاذ راویان زیدی که گاهی طوسی آنها را برای جمع با اخبار دیگر تأویل و تفسیر و مقید به حالت خاص می‌کند، در مواردی خود سبب به تأویل رفتن دلالت برخی روایات امامی می‌شوند. پس کثرت روایات در موضوعی خاص به تنهایی نمی‌تواند سبب حجیت دلالت باشد؛ زیرا منابع روایی امامی انباشته از روایات راویان زیدی، فَطحی، واقفی و اهل سنت است و بازبینی و جدا کردن آنها، به‌ویژه در مواردی که با یکدیگر هم‌خوانی و توافق دارند و مقابل روایات کم شمار امامیه قرار می‌گیرند، ضروری است. یکی از راه‌های درست بازبینی و بررسی این روایات ریشه‌یابی مذهبی و اعتقادی راویان اخبار و توجه به جریان‌هایی است که موجب ورود اخبار گروه‌های مختلف شیعی در منابع روایی امامی شده است.[84]

برای اطلاع از تأثیر زیدیه بر دانش رجال امامیه می‌توان به بررسی ابن عُقده که شخصیت برجسته و متبحری در این علم و بسیار نزدیک به محافل امامی بوده، بسنده کرد. ابن عُقده در انتقال کتاب‌های شیعیان کوفه به منابع فهرست‌نگاری امامی و نیز تأثیر بر توثیق و تضعیف راویان در رجال امامیه اثر گذاشته که دو تن ازین مفسران یعنی ابوالجارود (د. 122ﻫ)[85] و حصین بن مخارق (د. 132ﻫ)[86] به قطع زیدی‌اند. به نظر می‌رسد حجیت دادن به توثیق‌ها و تضعیف‌های رجالی غیر امامی نزد رجال شناسان متقدم رایج بوده که برخلاف مبانی رجالی معاصران است.

 

علمای امامیه و ابن عُقده

ابن عُقده، در مجموع، مورد تأیید و تکریم دانشمندان و دست‌اندرکاران دانش و رجال و حدیث شیعه است و «ارزش آثار وى را به اندازه تألیفات دیگر دانشمندان شیعه مى‌دانند».[87] نعمانى  (د. 360ﻫ) نیز در اوائل کتاب الغیبة، در اشاره به ابن عقده (د. 332ﻫ) مى‌نویسد: «این مرد از کسانى است که در وثاقت و آگاهى او به حدیث و رجال _که از وى نقل شده و به ما رسیده است_ نتوان خدشه‌اى وارد کرد».[88]

شیخ طوسى (د. 460ﻫ) درباره ابن عقده مى‌نویسد: تمام کتاب‌هاى اصحاب ما را روایت کرده و براى آنان _در قالب مصنّفاتى_ تألیف نموده و اصولشان _اصل‌هاى حدیثى آنان_ را ذکر کرده است؛ او از حافظان بود.85

همو در کتاب الفهرست مى‌نویسد: «شأن وى _ابن عقده_ در وثاقت، بزرگى قدر و عظمت حفظ، مشهورتر از آن است که محتاج ذکر باشد».[89]

نجاشى (د. 450ﻫ) رجالى نامدار شیعه هم درباره او مى‌نویسد: «این مرد در میان اهل حدیث، بزرگ قدر و مشهور به حفظ است و درباره عظمت و حفظ او حکایات، مختلف‌اند. اصحاب ما به سبب معاشرت و مشارکت وى با آنان و نیز منزلت عظیم و وثاقت و امانتش، از او نام برده‌اند».[90]

افزون بر اینها، محدثانی از فرق مختلف از زیدی و امامی و سنی از ابن عقده روایت کرده‌اند. فهرستی از راویان وی را خطیب بغدادی (د. 463ﻫ) و ذهبی (د. 748ﻫ) آورده‌اند.[91] در میان افرادی که از ابن‌عقده روایت کرده‌اند محدثان مشهوری دیده می‌شوند، نظیر کلینی (د. 329ﻫ)، ابوغالب زراری (د. 368ﻫ)، ابن جعابی (د. 355ﻫ)، هارون بن موسی تَلَّعُکْبَری (د. 385ﻫ)، ابن ابی زینب نعمانی (د. 360ﻫ)، ابوالفرج اصفهانی (د. 356ﻫ)، ابوالحسن دارقطنی (د. 385ﻫ)، ابوالقاسم طبرانی (د. 360ﻫ)، ابن عدی جرجانی (د. 365ﻫ) و ابو حفص بن شاهین (د. 385ﻫ).[92]ابن عقده، خود به عنوان یک رجالی بین امامیه مطرح بوده و به جرح و تعدیل او در کتب رجالی ایشان اعتنا می‌شود.[93]وی در بین امامیه مقبولیت عام داشته و بخش عمده‌ای از اصول شیعه را روایت کرده است.[94] حدیث او به وفور در کتب اربعه وارد شده است. از قدمای امامیه، نعمانی،[95] شیخ طوسی[96] و نجاشی[97] بر وثوق وی تأکید داشته‌اند، ولی در قرون بعد علامه حلی[98] و ابن داوود حلی[99] ظاهرا تنها به جهت امامی نبودن، وی را در عداد ضعفا آورده‌اند.

 

نتیجه

روابط علمی میان دو گرایش عمده شیعه، یعنی امامیه و زیدیه، از همان آغاز شکل‌گیری این دو گرایش وجود داشته است. گرچه در کوفه رجال شیعه در گرایش‌های مختلفی دسته‌بندی می‌شدند، اما در قرن دوم هجری با وجود نزاع‌های حاد میان زیدیه و امامیه، شاهد یک داد و ستد علمی فرهنگی میان این دو فرقه‌ایم که به‌ویژه در حدیث شیعی خود را نشان می‌دهد. پس از آغاز غیبت صغرا زمینه اجتماعی برای نزدیکی دو فرقه و یا دست‌کم کاهش شدن نزاع‌ها میان آنان ایجاد شد؛ چرا که در غیبت امام طبعا حساسیت امامیه نسبت به دعاوی امامت از سوی رهبران زیدی کم‌تر شد. در عین حال می‌بینیم که جدا از کوفه (عراق)، در بخش‌هایی از ایران و از همه مهم‌تر در ری، به دلیل همسایگی زیدیه و امامیه، شیوه‌های جدلی و کلامیِ برخاسته از منظر معتزلی مجال برای بحث‌های نظری در باب امامت را بیش‌تر کرد و به‌ویژه مسئله غیبت امام عصر(ع)، نقطه عطف بحث‌های زیدیه و امامیه با یکدیگر بود؛ به‌عنوان نمونه عمده کوشش متکلّم برجسته امامی، ابوجعفر محمد بن عبدالرحمان ابن قِبَه رازی که اینک به دست ما رسیده است، چالش او با یکی از متفکران زیدی معاصر و همشهری او در ری است. با این همه، به دلیل قرابت فکری و مذهبی امامیه و زیدیه در مباحث امامت و هم‌چنین مسائل کلامی و اعتقادی (خاصه در باب توحید و عدل) و تأثیرپذیری هر دو گرایش از اندیشه‌های معتزلی، روابط و داد و ستد فرهنگی میان امامیه و زیدیه در طول تاریخ، به‌ویژه در عصر نزدیکی جغرافیایی پیروان این دو مذهب (در کوفه، بغداد، خراسان و ری) در مجالس درس یکدیگر حاضر می‌شدند و علمای هر مذهب، از محصولات فکری و کلامی و فقهی و حدیثی مذهب مقابل، بهره می‌برده‌اند. بدین ترتیب، روایات راویان زیدی به منابع امامی راه یافته و برخی اعتقادات مشترک زیدیه و امامیه، روایات فقهی، برخی تفاسیر امامی، روایات اخلاقی و نیز منابع رجالی امامی از این روایات متأثرند؛ اما به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین حوزه‌ای که از روایات زیدی تأثیر پذیرفته و نیاز به توجه دارد، فقه امامیه باشد.

 

کتابشناسی

اﺑﻦ ﺟﻮزی، ﻋﺒﺪاﻟﺮﺣﻤﻦﺑﻦعلی، اﻟﻤﻨﺘﻈﻢ، تحقیق ﻣﺤﻤﺪ ﻋﺒﺪاﻟﻘﺎدر ﻋﻄﺎ و مصطفی ﻋﺒﺪاﻟﻘﺎدر‌ﻋﻄﺎ، بیروت، داراﻟﻜﺘﺐ العلمیه، 1412ﻫ.

اﺑﻦ ﺣﺠﺮ، اﺣﻤﺪﺑﻦعلی، تهذیب التهذیب، دار صادر، بیروت، ﻣﺆﺳﺴﻪ اﻻعلمی، 1325ﻫ.

ابن داوود حلی، الرجال، به کوشش جلال الدین محدث، تهران، موسسه انتشارات و چاپ، ۱۳۴۲ش.

ابن‏ مرتضى، امام احمد بن یحیى، البحر الزخار، صنعا، دارالحکمة الیمانیة، 1409ﻫ.

ابن ‌شهرآشوب مازندرانی، محمدبن علی، معالم ‌العلماء، نجف اشرف، منشورات المطبعه الحیدریه، 1380ش.

ابن ­ندیم، محمد اسحاق، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، تهران، اساطیر، 1381ش.

الهامی، داود، سیری در تاریخ تشیع، قم، مکتب اسلام، 1375ش.

اﺷﻌﺮی قمی، ﺳﻌﺪ ﺑﻦ ﻋﺒﺪاﷲ ابی ﺧﻠﻒ، اﻟﻤﻘﺎﻻت و اﻟﻔﺮق، تصحیح و تعلیق ﻣﺤﻤﺪﺟﻮاد ﻣﺸﻜﻮر، تهران، ﻣﺮﻛﺰ اﻧﺘﺸﺎرت علمی و ﻓﺮهنگی، 1361ش.

امین، محسن، أعیان الشیعه (دایرة المعارف شیعه)، محقق حسن امین ترجمه کمال موسوی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، 1345ش.

انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، 3 جلد، تهران، 1831ش.

انصاری قمی، حسن، «زیدیه و منابع مکتوب امامیه»، مجله علوم حدیث، تابستان، 1380ش.

همو، «ابوالقاسم بستی و کتاب المراتب»، کتاب ماه دین، سال چهارم، 1379ش.

بستی، اﺳﻤﺎعیلﺑﻦاﺣﻤﺪ، اﻟﺒﺤﺚ ﻋﻦ ادﻟﺔ التکفیر و التفسیق، تحقیق زابینه اشمیتکه و مادلونگ، ﺗﻬﺮان، ﻣﺮﻛﺰ ﻧﺸﺮ داﻧﺸﮕﺎهی، 1382ش.

ﺑﻐﺪادی، ﻋﺒﺪاﻟﻘﺎﻫﺮﺑﻦﻃﺎﻫﺮ، اﻟﻔﺮق بین اﻟﻔﺮق(تاریخ مذاهب اسلام)، ترجمه محمد جوتد مشکور، تهران، اشراقی، 1388ش.

توحیدی نیا، روح الله و  نعمت الله صفری فروشانی، «بررسی تحلیلی تاریخ نگاری روایی امامیه تا نیمه قرن پنجم ﻫ»، تاریخ اسلام، شماره 4، 1394ش.

جمعی از نویسندگان، دایرةالمعارف تشیع، چاپ دوم، تهران، کتابفروشی اسلامی، 1369ش.

جعفری، سید حسن محمد، تشیع در مسیر تاریخ، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1364ش.

حلی، حسن، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۱ش.

خطیب، اﺣﻤﺪﺑﻦعلی، ﺗﺎرﻳﺦ ﺑﻐﺪاد، تحقیق مصطفی ﻋﺒﺪاﻟﻘﺎدر ﻋﻄﺎ، بیروت، داراﻟﻜﺘﺐ العلمیه، 1417ﻫ.

ذهبی، محمدبناحمد، سیر الاعلام النبلاء، تحقیق شعیب الارنووط، بیروت، مؤسسه الرساله، 1413ﻫ.

ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، بیروت، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1392ش.

رحمتی، محمدکاظم، «روابط زیدیه و امامیه با تکیه بر کتاب المحیط باصول الامامة»، سایت تخصصی تاریخ ایران و اسلام،۸ بهمن، 1386ش.

شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1410ﻫ.

شهرستانی، ابوالفتح محمدبن عبدالکریم، توضیح الملل (ترجمه کتاب الملل و النحل)، ترجمه مصطفی خالقداد هاشمی،  سیدمحمدرضا جلالی نائینی، تهران، اقبال، 1358ش.

صدوق، محمد بن علی، الخصال، به کوشش علی اکبر اقبالی، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة، قم.

همو، ﻛﻤﺎل اﻟﺪﻳﻦ و ﺗﻤﺎم اﻟﻨﻌﻤﻪ، تحقیق علی اﻛﺒﺮ ﻏﻔﺎری، قم، ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻧﺸﺮاﺳﻼمی، 1405ﻫ.

صفری فروشانی، نعمت الله و روح الله توحیدی، «تعاملات فکری- فرهنگی زیدیه و امامیه در عصر صادقین(ع)»، تاریخ و تمدن اسلامی، شماره 2، 19-48، 1393ش.

همو و زهرا بختیاری، «تعامل امام رضا(ع) با زیدیه»، تاریخ اسلام، شماره 50، 1391ش.

طوسی، ﻣﺤﻤﺪﺑﻦ ﺣﺴﻦ، الاستبصار، تحقیق سید حسن خراسانی، چاپ چهارم، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1363ش.

همو، ﺗﻬﺬﻳﺐ اﻻﺣﻜﺎم، تحقیق سید ﺧﺮﺳﺎن، تهران، داراﻟﻜﺘﺐ اﻻﺳﻼمیه، 1364ش.

همو، اختیار ﻣﻌﺮﻓﺔ اﻟﺮﺟﺎل، تحقیق ﻣﻬﺪی رﺟﺎیی، قم، ﻣﺆﺳﺴﻪ الابیت، 1404ﻫ.

همو، رجال الطوسى، تحقیق جواد قیّومى اصفهانى، قم، مؤسسة النشر الإسلامى، 1415ﻫ.

همو، فهرست کتب الشیعة و اصولهم، قم، مکتبة المحقق الطباطبایی،‌ 1420ﻫ.

همو، ﻓﻬﺮﺳﺖ، تحقیق ﺟﻮاد قیومی، قم، ﻧﺸﺮ اﻟﻔﻘﺎﻫﻪ، 1417ﻫ.

عمرجی، احمد شوقی، الحیاة السیاسیة و الفکریة للزیدیة فی المشرق الاسلامی، قاهرة، مکتبه مدبولی، 1420ﻫ.

غلام‌علی، مهدی، «بن‌مایه‌های غیبت امام عصر(عج) در روایات»، علوم حدیث، شماره53، 1388ش.

غلامی، فتاح، تعاملات زیدیه و امامیه و نقش آن در پیشبرد کلام شیعی، فارس نیوز، 1385ش.

ﻏﻀﺎﺋﺮی، ﺣسین بن عبدالله، ﺗﻜﻤﻠﺔ  رﺳﺎﻟﺔ ابیﻏﺎﻟﺐ، ﻣﻄﺒﻌﻪ رﺑﺎنی، 1399ﻫ.

فرجامی، اعظم، زیدیه و حدیث امامیه، قم، دارالحدیث، 1394ش.

کلینی، محمدبن یعقوب، الاصول فی الکافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، قم، کتابفروشی علمیه اسلامیه، 1369ش.

کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407ﻫ.

مادلونگ، ویلفرد، امام قاسم بن ابراهیم و اعتقادات زیدیه، برلین، 1965م.

محلی، حمید بن اﺣﻤﺪ، اﻟﺤﺪاﺋﻖ اﻟﻮردﻳﻪ، تحقیق ﻣﺮتضی اﻟﻤﺤﻄﻮری، ﺻﻨﻌﺎ، ﻣﻜﺘﺒﻪ ﺑﺪر، 1423ﻫ.

مدرسی طباطبائی، سیدحسین، مقدمه­ای بر فقه شیعه، ترجمه محمد آصف فکرت، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1368ش.

مطهری، مرتضی، شش مقاله، انتشارات صدرا، هفدهم، قم، 1838ش.

نجاشی، اﺣﻤﺪﺑﻦعلی، رﺟﺎل اﻟﻨﺠﺎشی، تحقیق شبیری زﻧﺠانی، قم، ﻣﺆﺳﺴﻪ اﻟﻨﺸﺮ اﻻﺳﻼمی، 1374ش.

نعمانی، محمد، الغیبة، تهران، دارالکتبالاسلامیه، 1387ش.

ﻧﻮبختی، ﺣﺴﻦ ﺑﻦ ﻣﻮسی، ﻓﺮق الشیعه، ترجمه محمدجواد مشکور، تهران، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، علمی و فرهنگی، 1362ش.

ﻫﺎرونی، یححی ﺑﻦ حسین، اﻻﻓﺎده، تحقیق ﻣﺤﻤﺪﻛﺎﻇﻢ رحمتی، تهران، میراث ﻣﻜﺘﻮب، 1387ش.



[1]. تاریخ دریافت: 16/6/1398؛ تاریخ پذیرش: 2/9/1398

[2]. رایانامه: mohamadbeigi.g@gmail.com

[3]. رایانامه (مسؤول مکاتبات): abtahi1342@yahoo.com

[4]. رایانامه: m.chelongar@yahoo.com

[5]. طوسی، 2/530.

[6]. صفری فروشانی،22.

[7]. طوسی، 259 - 260.

[8]. نجاشی، 440.

[9]. انوری، 8/8381.

10. مطهری، 212-216.

[11]. ابن جوزی، 180.

[12]. هارونی، 65-69.

[13]. نجاشی، 392.

[14]. ابن حجر، 2/306.

[15]. همو، 2/242.

[16]. ابن جوزی، 150، 151.

[17]. شهرستانی، 1/162.

[18]. عمرجی، 215.

[19]. شهرستانی، 1/162.

[20]. کلینی، 1/146.

[21]. صفری فروشانی و توحیدی، 2-19.

[22]. ابن شهرآشوب، 3/241.

[23]. مدرسی طباطبایی، 122-123، 150، 159-160.

[24]. شهرستانی، 1/156.

[25]. شهرستانی، 62.

[26]. طوسی، 2/530-537.

[27]. صفری فروشانی، 22.

[28]. ذهبی، 2/93.

[29]. مادلونگ، 9686.

[30]. صدوق، 236.

[31]. ابن شهرآشوب، 95-96؛ نجاشی، 375.

[32]. نجاشی، 375؛ طوسی، 1/29.

[33]. هارونی، 185-203.

[34]. محلی، 2/15.

[35]. امین، 5/16.

[36]. هارونی، 229-246.

[37]. صدوق، 126.

[38]. بستی، 97-99.

[39]. همان، 102-120.

[40]. همان، 130-133.

[41]. صدوق، 67.

[42]. همان، 74.

[43]. بغدادی، 77.

[44]. غلام علی، 161.

[45]. نجاشی، 255.

[46]. حسین، 26.

[47]. صدوق، 157.

[48]. نجاشی، 376؛ از این سخن سوسنجردى می‌توان دریافت که ابو جعفر ابن قبه هم در رى مدفون است.

[49]. صدوق، 1/51-60.

[50]. اشعری قمی، 101.

[51].  صدوق، 126.

[52]. همو، 564-558.

[53]. بغدادی، 77.

[54]. صدوق، 130.

[55]. نجاشی، 339.

[56]. رحمتی، 1386.

[57]. محلی، 2/5.

[58]. ابوالفرج، ۶۱۹.

[59]. ابن شهر آشوب، 93.

[60]. انصاری قمی، 3.

[61]. ابن طاووس، 182.

[62]. انصاری قمی، 1380.

[63]. غضائری، 99-100.

[64]. ابن حجر، 2/279.

[65]. طوسی، 424؛ ابن شهر آشوب، 66.

[66]. نجاشی، 94.

[67]. صدوق، 164، 203، 590، 464.

[68]. طوسی، 97-123.

[69]. همو، 432-433.

[70]. همو، 10/23.

[71]. صدوق، 184.

[72]. صدوق، 94؛ ابن شهرآشوب، 224.

[73]. هارونی، 89-99.

[74]. طوسی، 259-260.

[75]. نجاشی، 440.

[76]. غضائری، 124.

[77]. صدوق، 428.

[78]. بغدادی، 3/86.

[79]. طوسی، 2/123.

[80]. طوسی، 380.

[81]. فرجامی، 510.

[82]. طوسی، 3/142.

[83]. همو، 7/318.

[84]. فرجامی،470-472.

[85]. نجاشی، 170؛ طوسی، 131.

[86]. طوسی، 111.

[87]. جمعی از نویسندگان، 1/250.

[88]. شوشتری، 1/603.

[89]. طوسی، 28.

[90]. نجاشی، 94.

[91]. خطیب، 5/19-22.

[92]. کلینی، 5/4.

[93]. ابن داوود، 75.

[94]. طوسی، 442.

[95]. نعمانی، 14.

[96]. طوسی، 28

[97]. نجاشی، 94.

[98]. علامه حلی، 203.

[99]. ابن داوود، 422.

اﺑﻦ ﺟﻮزی، ﻋﺒﺪاﻟﺮﺣﻤﻦﺑﻦعلی، اﻟﻤﻨﺘﻈﻢ، تحقیق ﻣﺤﻤﺪ ﻋﺒﺪاﻟﻘﺎدر ﻋﻄﺎ و مصطفی ﻋﺒﺪاﻟﻘﺎدر‌ﻋﻄﺎ، بیروت، داراﻟﻜﺘﺐ العلمیه، 1412ﻫ.

اﺑﻦ ﺣﺠﺮ، اﺣﻤﺪﺑﻦعلی، تهذیب التهذیب، دار صادر، بیروت، ﻣﺆﺳﺴﻪ اﻻعلمی، 1325ﻫ.

ابن داوود حلی، الرجال، به کوشش جلال الدین محدث، تهران، موسسه انتشارات و چاپ، ۱۳۴۲ش.

ابن‏ مرتضى، امام احمد بن یحیى، البحر الزخار، صنعا، دارالحکمة الیمانیة، 1409ﻫ.

ابن ‌شهرآشوب مازندرانی، محمدبن علی، معالم ‌العلماء، نجف اشرف، منشورات المطبعه الحیدریه، 1380ش.

ابن ­ندیم، محمد اسحاق، الفهرست، ترجمه محمدرضا تجدد، تهران، اساطیر، 1381ش.

الهامی، داود، سیری در تاریخ تشیع، قم، مکتب اسلام، 1375ش.

اﺷﻌﺮی قمی، ﺳﻌﺪ ﺑﻦ ﻋﺒﺪاﷲ ابی ﺧﻠﻒ، اﻟﻤﻘﺎﻻت و اﻟﻔﺮق، تصحیح و تعلیق ﻣﺤﻤﺪﺟﻮاد ﻣﺸﻜﻮر، تهران، ﻣﺮﻛﺰ اﻧﺘﺸﺎرت علمی و ﻓﺮهنگی، 1361ش.

امین، محسن، أعیان الشیعه (دایرة المعارف شیعه)، محقق حسن امین ترجمه کمال موسوی، تهران، کتابفروشی اسلامیه، 1345ش.

انوری، حسن، فرهنگ بزرگ سخن، 3 جلد، تهران، 1831ش.

انصاری قمی، حسن، «زیدیه و منابع مکتوب امامیه»، مجله علوم حدیث، تابستان، 1380ش.

همو، «ابوالقاسم بستی و کتاب المراتب»، کتاب ماه دین، سال چهارم، 1379ش.

بستی، اﺳﻤﺎعیلﺑﻦاﺣﻤﺪ، اﻟﺒﺤﺚ ﻋﻦ ادﻟﺔ التکفیر و التفسیق، تحقیق زابینه اشمیتکه و مادلونگ، ﺗﻬﺮان، ﻣﺮﻛﺰ ﻧﺸﺮ داﻧﺸﮕﺎهی، 1382ش.

ﺑﻐﺪادی، ﻋﺒﺪاﻟﻘﺎﻫﺮﺑﻦﻃﺎﻫﺮ، اﻟﻔﺮق بین اﻟﻔﺮق(تاریخ مذاهب اسلام)، ترجمه محمد جوتد مشکور، تهران، اشراقی، 1388ش.

توحیدی نیا، روح الله و  نعمت الله صفری فروشانی، «بررسی تحلیلی تاریخ نگاری روایی امامیه تا نیمه قرن پنجم ﻫ»، تاریخ اسلام، شماره 4، 1394ش.

جمعی از نویسندگان، دایرةالمعارف تشیع، چاپ دوم، تهران، کتابفروشی اسلامی، 1369ش.

جعفری، سید حسن محمد، تشیع در مسیر تاریخ، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1364ش.

حلی، حسن، خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال، مشهد، آستان قدس رضوی، ۱۳۸۱ش.

خطیب، اﺣﻤﺪﺑﻦعلی، ﺗﺎرﻳﺦ ﺑﻐﺪاد، تحقیق مصطفی ﻋﺒﺪاﻟﻘﺎدر ﻋﻄﺎ، بیروت، داراﻟﻜﺘﺐ العلمیه، 1417ﻫ.

ذهبی، محمدبناحمد، سیر الاعلام النبلاء، تحقیق شعیب الارنووط، بیروت، مؤسسه الرساله، 1413ﻫ.

ربانی گلپایگانی، علی، فرق و مذاهب کلامی، بیروت، مرکز جهانی علوم اسلامی، 1392ش.

رحمتی، محمدکاظم، «روابط زیدیه و امامیه با تکیه بر کتاب المحیط باصول الامامة»، سایت تخصصی تاریخ ایران و اسلام،۸ بهمن، 1386ش.

شوشتری، محمدتقی، قاموس الرجال، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1410ﻫ.

شهرستانی، ابوالفتح محمدبن عبدالکریم، توضیح الملل (ترجمه کتاب الملل و النحل)، ترجمه مصطفی خالقداد هاشمی،  سیدمحمدرضا جلالی نائینی، تهران، اقبال، 1358ش.

صدوق، محمد بن علی، الخصال، به کوشش علی اکبر اقبالی، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة، قم.

همو، ﻛﻤﺎل اﻟﺪﻳﻦ و ﺗﻤﺎم اﻟﻨﻌﻤﻪ، تحقیق علی اﻛﺒﺮ ﻏﻔﺎری، قم، ﻣﺆﺳﺴﻪ ﻧﺸﺮاﺳﻼمی، 1405ﻫ.

صفری فروشانی، نعمت الله و روح الله توحیدی، «تعاملات فکری- فرهنگی زیدیه و امامیه در عصر صادقین(ع)»، تاریخ و تمدن اسلامی، شماره 2، 19-48، 1393ش.

همو و زهرا بختیاری، «تعامل امام رضا(ع) با زیدیه»، تاریخ اسلام، شماره 50، 1391ش.

طوسی، ﻣﺤﻤﺪﺑﻦ ﺣﺴﻦ، الاستبصار، تحقیق سید حسن خراسانی، چاپ چهارم، قم، دارالکتب الاسلامیه، 1363ش.

همو، ﺗﻬﺬﻳﺐ اﻻﺣﻜﺎم، تحقیق سید ﺧﺮﺳﺎن، تهران، داراﻟﻜﺘﺐ اﻻﺳﻼمیه، 1364ش.

همو، اختیار ﻣﻌﺮﻓﺔ اﻟﺮﺟﺎل، تحقیق ﻣﻬﺪی رﺟﺎیی، قم، ﻣﺆﺳﺴﻪ الابیت، 1404ﻫ.

همو، رجال الطوسى، تحقیق جواد قیّومى اصفهانى، قم، مؤسسة النشر الإسلامى، 1415ﻫ.

همو، فهرست کتب الشیعة و اصولهم، قم، مکتبة المحقق الطباطبایی،‌ 1420ﻫ.

همو، ﻓﻬﺮﺳﺖ، تحقیق ﺟﻮاد قیومی، قم، ﻧﺸﺮ اﻟﻔﻘﺎﻫﻪ، 1417ﻫ.

عمرجی، احمد شوقی، الحیاة السیاسیة و الفکریة للزیدیة فی المشرق الاسلامی، قاهرة، مکتبه مدبولی، 1420ﻫ.

غلام‌علی، مهدی، «بن‌مایه‌های غیبت امام عصر(عج) در روایات»، علوم حدیث، شماره53، 1388ش.

غلامی، فتاح، تعاملات زیدیه و امامیه و نقش آن در پیشبرد کلام شیعی، فارس نیوز، 1385ش.

ﻏﻀﺎﺋﺮی، ﺣسین بن عبدالله، ﺗﻜﻤﻠﺔ  رﺳﺎﻟﺔ ابیﻏﺎﻟﺐ، ﻣﻄﺒﻌﻪ رﺑﺎنی، 1399ﻫ.

فرجامی، اعظم، زیدیه و حدیث امامیه، قم، دارالحدیث، 1394ش.

کلینی، محمدبن یعقوب، الاصول فی الکافی، ترجمه سید جواد مصطفوی، قم، کتابفروشی علمیه اسلامیه، 1369ش.

کلینی، محمد، الکافی، به کوشش علی اکبر غفاری، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1407ﻫ.

مادلونگ، ویلفرد، امام قاسم بن ابراهیم و اعتقادات زیدیه، برلین، 1965م.

محلی، حمید بن اﺣﻤﺪ، اﻟﺤﺪاﺋﻖ اﻟﻮردﻳﻪ، تحقیق ﻣﺮتضی اﻟﻤﺤﻄﻮری، ﺻﻨﻌﺎ، ﻣﻜﺘﺒﻪ ﺑﺪر، 1423ﻫ.

مدرسی طباطبائی، سیدحسین، مقدمه­ای بر فقه شیعه، ترجمه محمد آصف فکرت، مشهد، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، 1368ش.

مطهری، مرتضی، شش مقاله، انتشارات صدرا، هفدهم، قم، 1838ش.

نجاشی، اﺣﻤﺪﺑﻦعلی، رﺟﺎل اﻟﻨﺠﺎشی، تحقیق شبیری زﻧﺠانی، قم، ﻣﺆﺳﺴﻪ اﻟﻨﺸﺮ اﻻﺳﻼمی، 1374ش.

نعمانی، محمد، الغیبة، تهران، دارالکتبالاسلامیه، 1387ش.

ﻧﻮبختی، ﺣﺴﻦ ﺑﻦ ﻣﻮسی، ﻓﺮق الشیعه، ترجمه محمدجواد مشکور، تهران، وزارت فرهنگ و آموزش عالی، علمی و فرهنگی، 1362ش.

ﻫﺎرونی، یححی ﺑﻦ حسین، اﻻﻓﺎده، تحقیق ﻣﺤﻤﺪﻛﺎﻇﻢ رحمتی، تهران، میراث ﻣﻜﺘﻮب، 1387ش.