ریخت شناسی شورش‌های نان در عصر مظفری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، گروه تاریخ، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

2 دانشیار، گروه تاریخ، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

3 گروه تاریخ، دانشکده ادبیات علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

چکیده

اعتراض­های شهری از شاخصه­های زندگی اجتماعی در دوره مظفرالدین­شاه بود. بخش عمده­ای از این اعتراضات را شورش­های نان به خود اختصاص داده­ است. این شورش­ها سبب ایجاد تحول در روابط حکومت و مردم شد. ریخت­شناسی شورش­های نان در عصر مظفری، به منظور درک و تحلیل عمیق­تر اوضاع اجتماعی پیشامشروطه، موضوع اصلی این مقاله است که تلاش­ می­شود به روش تاریخی و با شیوه توصیفی _ تحلیلی و با استناد به منابع و مآخذ موجود بررسی ­شود. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش­ها است که چه عواملی بر وقوع شورش­های نان تأثیرگذار بوده، گروه‌ها و اقشار اجتماعی شرکت­کننده در شورش­ها چه کسانی بوده­اند و تأثیرات این شورش­ها چه­ بوده­ است. به نظر می­رسد عوامل طبیعی هم‌چون قحط و خشکسالی و نیز عوامل انسانی هم‌چون احتکار غلات، سبب کمبود و گرانی نان و اتحاد مردم در برابر حکومت و وقوع شورش­ها شده است. این شورش­ها به الگوهایی برای مبارزه تبدیل شد و نظام حاکم را روز به روز بیشتر به چالش کشید و مردم را در پافشاری بر عملی­شدن مطالباتشان استوارتر ساخت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Morphology of Bread Riots in the Mozaffari Age

نویسندگان [English]

  • hajar salehi 1
  • soheila Torabi farsani 2
  • Ahmad Kamranifar 3
1 Ph.D student. Department of History, Faculty of Humanities, Islamic Azad University, Najaf Branch, Najaf Abad,Iran.
2 Associate Professors, Department of History, Najaf Abad Branch, Islamic Azad University, Najaf Abad, Iran
3 Assistant Professor, Department of History, Najafabad Branch, Islamic Azad University, Najafabad, Iran
چکیده [English]

Urban protests were one of the characteristics of social life in the Mozaffaroddin Shah era that most of them were bread riots. Those riots led to a change in the relations between the government and the people. This paper considers the morphology of bread riots in the Mozaffari age in order to find a deeper understanding and analysis of cultural and social situation of Iran before constitutional revolution and to investigate that period based on the primary sources and in a descriptive-analytical way. It is aimed to answer questions including what factors affected the bread riots and which classes of people run them. It seems that natural factors like famine and drought and also human factors like hoarding of grains led to a shortage and expensiveness of brad and union and provoked people against government. These riots became models for struggle and challenged the ruling system day by day and made the people more persistent on asking their demands.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Morphology
  • Bread riots
  • Mozaffarddin Shah era

ریخت­شناسی شورش­های نان در عصر مظفری[1]

هاجر صالحی[2]

دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

سهیلا ترابی فارسانی[3]

دانشیار گروه تاریخ، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

احمد کامرانی فر[4]

استادیار گروه تاریخ، واحد نجف آباد، دانشگاه آزاد اسلامی، نجف آباد، ایران

 

چکیده

اعتراض­های شهری از شاخصه­های زندگی اجتماعی در دوره مظفرالدین­شاه بود. بخش عمده­ای از این اعتراضات را شورش­های نان به خود اختصاص داده­ است. این شورش­ها سبب ایجاد تحول در روابط حکومت و مردم شد. ریخت­شناسی شورش­های نان در عصر مظفری، به منظور درک و تحلیل عمیق­تر اوضاع اجتماعی پیشامشروطه، موضوع اصلی این مقاله است که تلاش­ می­شود به روش تاریخی و با شیوه توصیفی _ تحلیلی و با استناد به منابع و مآخذ موجود بررسی ­شود. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش­ها است که چه عواملی بر وقوع شورش­های نان تأثیرگذار بوده، گروه‌ها و اقشار اجتماعی شرکت­کننده در شورش­ها چه کسانی بوده­اند و تأثیرات این شورش­ها چه­ بوده­ است. به نظر می­رسد عوامل طبیعی هم‌چون قحط و خشکسالی و نیز عوامل انسانی هم‌چون احتکار غلات، سبب کمبود و گرانی نان و اتحاد مردم در برابر حکومت و وقوع شورش­ها شده است. این شورش­ها به الگوهایی برای مبارزه تبدیل شد و نظام حاکم را روز به روز بیشتر به چالش کشید و مردم را در پافشاری بر عملی­شدن مطالباتشان استوارتر ساخت.

 

کلیدواژه­ها: ریخت‌شناسی، شورش، نان، عصر مظفری.

مقدمه

از مهم­ترین موضوعات تاریخ اجتماعی، در اواخر دوره قاجار، اعتراض­های شهری وسیعی است که در این دوران شکل­ گرفته­ است. از اصلی­ترین دلایل این اعتراضات، فشار اقتصادی بر مردم و در نتیجه تغییر ساختار اقتصاد سیاسی ایران بوده است. گسترش شهرهای بزرگ و افزایش جمعیت، تخصصی­شدن تولید و صدور مواد خام، زوال نسبی صنایع سنتی، به­کارگیری وسایل ارتباطی جدید، مانند تلگراف، میزان بالای تورم و کسری فلج­کننده پرداخت­های خارجی و در نتیجه انباشت وام­های خارجی برخی از علل تغییر ساختار پیچیده اقتصاد سیاسی ایران بود.[5] ساختار استبدادی حکومت و ظلم و ستم حاکمان محلی نیز باعث شدت گرفتن نارضائی­ها و شکل­گیری اعتراضات بوده است.

از میان اعتراضات شهری در عصر مظفری، شورش­های نان از اهمیت بسیار برخوردار است. ریشه­ این شورش­ها و بحران نان را باید در دوره ناصری جست‌وجو کرد. در عصر ناصری نان غذای اصلی مردم ایران بوده است. بسیاری از طبقات مردم بدون مصرف نان گرسنه می­ماندند. پولاک نان را غذای اصلی طبقه کارگر ایران می­داند.[6] بخش مهمی از تغذیه طبقات متوسط و متمکن را نیز نان تشکیل می­داد. در این دوره و تحت تأثیر عوامل مختلفی هم‌چون وقوع قحط و خشکسالی و نیز احتکار غلات و آذوقه توسط دولت‌مردان و ثروتمندان، بحران نان شکل گرفت و مردم را به ازدحام در برابر دکان­های نانوایی کشاند که سبب وقوع شورش­های متعدد نان در این دوره شده­ و شهرهایی چون تهران، تبریز، فارس، یزد، کاشان و کرمان بارها با شورش نان مواجه گردیدند.

این شورش­ها عمدتا توسط عوامل حکومت ناصری سرکوب می­گردید؛ اما حکومت به­رغم سرکوب شورش­ها، ناگزیر از اتخاذ تدابیری می­شد که از گرانی و کمبود نان پیش‌گیری کند و یا پیامدهای آن را مدیریت نماید. ساخت انبارهای غله در تهران و ولایات به منظور پایین آوردن قیمت­ها، منع صادرات گندم، مجازات محتکران و عزل والیان و حکام ولایات از اقدامات حکومت برای مدیریت و پیش‌گیری از شورش­های نان در عصر ناصری بوده ­است.[7] به نظر می­رسد مردم به این نکته پی­برده  بودند که شورش­های نان قدرت چالش آنان را با حکومت بالا می­برد و سیمای موجه­تری به اعتراضات آنان می­بخشد. در نتیجه، دیگر مطالبات خود را نیز در سایه و بستر این موضوع مطرح می­کردند؛ چنان‌که این شورش‌ها به یک مکانیسم اعتراضی تبدیل و بارها تکرار شد.

اگرچه بحران نان در عصر ناصری آغاز شد؛ اما در دوره مظفری شدت یافت. مدتی پس از به سلطنت رسیدن مظفرالدین­شاه، قیمت نان افزایش چشم‌گیری یافت و تلاش­هایی که در عصر ناصری برای مدیریت بحران نان انجام می­شد، در این دوران صورت نگرفت. وقوع قحط و خشکسالی و احتکار توسط بزرگان، بر وخامت اوضاع افزود و نارضائی ایجاد نمود و این نارضائی­ها منجر به وقوع شورش­هایی گردید که سرانجام به انقلاب مشروطیت انجامید.

از آن‌جا­ که بررسی تحولات اجتماعی ایران در اواخر دوره  قاجاریه و پیش از وقوع انقلاب مشروطه در بازشناسی مباحث مربوط به تاریخ اجتماعی ایران از اهمیت بسیاری برخوردار ­است، در پژوهش حاضر برآنیم تا به روش ریخت­شناسانه به بررسی شورش­های نان در عصر مظفری بپردازیم. ریخت­شناسی به مفهوم تعیین شکل درونی این شورش­ها، عوامل تأثیرگذار بر وقوع آنها، خاستگاه اجتماعی و گروه‌های تأثیرگذار، تأثیرات و ارائه  آمارهای مرتبط با آنها است. در این پژوهش تلاش می­شود تا به این پرسش­ها پاسخ داده شود که چه عواملی بر وقوع شورش­های نان در عصر مظفری تأثیرگذار بوده ­است، گروه‌ها و اقشار اجتماعی شرکت­کننده در شورش­ها چه­ کسانی بوده­اند؟ شورشیان چه خواست­هایی را دنبال می­کردند و این شورش­ها چه تأثیراتی برجای­ نهاده­ است؟

عمده پژوهش­ها تنها به بررسی بحران نان در عصر ناصری پرداخته‌اند؛ از جمله کتاب نان و سیاست تألیف دکتر مهدی میرکیایی. می­توان گفت مقاله دکتر سهراب یزدانی با عنوان «اعتراضات شهری در دوره­ مظفری» تنها پژوهش قابل­توجه درباره این دوره است که نویسنده مقاله ضمن اشاره به چند نمونه از شورش­های شهری بر اهمیت بررسی این شورش­ها در بازخوانی انقلاب مشروطه تأکید نموده ­است. پایان­نامه خانم آزاده ایمن­دوست نیز با عنوان «بحران نان در دوره مشروطیت»، به مسئله نان در دوران مشروطه پرداخته است. عمده مطالب این پایان­نامه مربوط به تحولات پس از پیروزی مشروطه و استقرار نظام جدید توسط مردم است و دوره مظفری را به عنوان یک دوره خاص بررسی نکرده است. تا آن‌جا ­که نگارندگان مقاله حاضر اطلاع دارند، موضوع ریخت­شناسی شورش‌های نان در عصر مظفری به طور مستقل و خاص بررسی نشده ­است و جای خالی چنین پژوهش­هایی در این باره به چشم می­خورد؛ بنابراین در پژوهش حاضر، تلاش می­شود به صورت خاص، شورش­های نان در  دوران مظفری  بررسی و تحلیل شود.

 

عوامل تأثیرگذار بر شکل­گیری شورش­های نان در عصر مظفری

با قتل ناصرالدین شاه در سال 1313ﻫ مظفرالدین شاه قاجار در یکی از دوران­های طوفانی حیات سیاسی ایران بر تخت سلطنت نشست. عبدالله مستوفی وی را «آدم بسیار خوب و پادشاه بسیار بد» معرفی می­کند.[8] احمد کسروی نیز به برخی از خصلت­های نیک وی از جمله همراهی با مشروطه­خواهان اشاره دارد و در همان حال نیز وی را فاقد استعداد و قاطعیت می­داند.[9]

سلطنت مظفرالدین­شاه قاجار شاهد مشکلات فراوانی بود که در اواخر عصر قاجار به وقوع پیوست. سفرهای پرهزینه و تجملی او به فرنگ، نیاز به استقراض خارجی برای تأمین هزینه­های سفر، حکومت خودسرانه حکام ایالات و ولایات و بیکاری و تورم فزاینده سبب فشار اقتصادی بر مردم گردیده بود. در سال­های نخست حکومت مظفرالدین­شاه (1314-1316ﻫ)، که مقارن با دوره رئیس­الوزرایی و صدارت میرزا علی­خان امین­الدوله بود، اصلاحاتی هم‌چون تأسیس مدرسه رشدیه و انجمن معارف، رواج مطبوعات، اصلاحات مالی و... صورت گرفت که با کارشکنی عوامل داخلی و دولت روسیه مواجه شد و عقیم ماند. فروش خالصه­جات و قرض گرفتن از بانک روس نیز اوضاع را بهبود نبخشید و سبب فشار بر قشرهای فرودست شهری شده که همواره در معرض بیکاری و فقر بودند.

در عصر مظفری قیمت نان _که قُوت غالب مردم بود_ تحت تأثیر عوامل متعدد و متنوع طبیعی، مدیریتی و اقتصادی، چون دوره قبل، افزایش ­یافت و نارضائی و شورش به دنبال داشت. اصلی­ترین عواملی ­که بر گرانی نان تأثیرگذار بوده است عبارتند از: خشکسالی، سوء مدیریت و احتکار. 

   

1. خشکسالی

خشکسالی و کمبود نان در این دوره سبب نگرانی مردم می­شد و آنان را به سمت انبار کردن گندم سوق می­داد. اولین خشکسالی عصر مظفری در سال 1315ﻫ رخ داد. عبدالله مستوفی در این­باره می­نویسد: «زمستان و بهار 1315ﻫ خشک بود. بعد از خرمن که در اوایل 1316ﻫ آغاز شد، قیمت گندم ترقی کرد و به ده دوازده تومان رسید».[10]

سال 1316ﻫ نیز خشکسالی ادامه یافت و سبب واردات گندم به ایران گردید. بنا بر گزارش ملک­المورخین «در این سال در اغلب بلاد خشکسالی و غله کمیاب است و از بلاد روسیه گندم به ایران حمل می­شود. از سمرقند گندم به تبریز می­آورند».[11] در سال 1317ﻫ نیز قحط و خشکسالی در اکثر نقاط کشور رخ داد. ملک­المورخین می­نویسد: «در بیشتر ولایات ایران حال که جمادی الثانیه و دوم ماه پاییز است قحطی است. نرخ اجناس گران، در بعضی ولایات گندم صدمنی سی تومان جو بیست تومان است».[12]

 

2. سوء مدیریت

گزارش­های تاریخی حاکی از آن است که در سال 1320ﻫ محصولات سال نو خوب و از میزان خشکسالی کاسته شده بود؛ اما عوامل دیگری چون بی­نظمی حکومت و سوءمدیریت اشخاصی چون عین الدوله سبب وقوع شورش­های نان در این سال و سال­های بعدی شد.[13] کسروی نیز در تاریخ مشروطه این مسئله را تأیید نموده­ است و می­نویسد: «سه چهار سال پیش از مشروطه را من خود به یاد دارم. این زمان بزرگ می­بودم و گاهی به بازار می­رفتم و انبوهی از زنان و مردان را در جلو دکان­ها با دیده می­دیدم. در سال­هایی که از آسمان باران باریده و از زمین روییده و غله به فراوانی به دست آمده بود مردم نان را با رنج و اندوه به دست می­آوردند».[14]

 

3. احتکار

در عصر مظفری یکی از علل عمده کمبود نان در کشور، مسئله احتکار و زمین­های خالصه پادشاه بود. زمانی­که مظفرالدین شاه به سلطنت رسید، قافله­ای از درباریان گرسنه با خود به همراه داشت که همه آنها به طور جدی خواستار آن بودند که املاک و مزارع سلطنتی میانشان تقسیم شود و شاه نیز قسمت عمده دهات و زمین­های مزروعی خود را به آنها بخشید. در نتیجه، غلات و گندم­هایی که قبلا جزیی از املاک سلطنتی به شمار می­آمد و قسمتی از آذوقه شهر تهران را تأمین می­نمود، به انبار مالکان جدید رفت و در آن‌جا احتکار شد تا پس از مدتی به قیمت­های کلان به فروش برسد.

به نظر می­رسد در میان عوامل تأثیرگذار بر قیمت نان، احتکار مؤثرترین عامل بوده­ و خشکسالی تنها اثر روانی داشته است؛ زیرا به محض بروز خشکسالی و کم شدن بارندگی مالکان و تجار و حتی برخی از خبازان دست به احتکار می­زده­اند. کسروی یکی از گرفتاری­های زمان خودکامگی را انبارداری می­داند و می­نویسد: «همیشه دیه دارانی گندم و جو را نفروختندی تا نان کمیاب و گران شدی و آن‌گاه به بهای بیشتر فروختندی. این کار در سال­های پیش از مشروطه در آذربایجان رواج بسیار یافته بود و بیشتر دیه داران از ملایان و اعیان و بازرگان­ها به آن می­پرداختند و دولت که می­بایست جلوگیرد نمی­گرفت؛ زیرا خود محمدعلی میرزا دیه داشت و او نیز از گرانی غله بهره‌مند می­گردید».[15]

در دوران ولیعهدی محمدعلی میرزا در آذربایجان، مردم از جهات بسیار در عذاب بودند. بخش وسیعی از املاک آذربایجان، متعلق به او و همسرش بود و چون غلات حاصل از این املاک را احتکار می­کرد، مسئله گرانی، کمبود و آلودگی نان در آن ایالت همواره از مشکلات مردم بود و بارها به شورش اهالی گرسنه انجامید. سال 1324ﻫ یکی از عوامل عمده شورش بزرگ مردم در مشهد احتکار گندم توسط حاکم بود[16] که سبب نارضائی مردم و شورش می­شد.

اسپرینگ رایس[17] در نامه­های خصوصی خود می­نویسد: «به امنای عالی رتبه کشور امر شده­ است نان ارزاق مورد نیاز تهران را به هر نحوی­که شده ­است تأمین کنند؛ اما چون خود این افراد جزء همان مالکان زمین‌دار هستند که گندم خود را به قیمت­های بالاتر احتکار کرده­اند، اوامر شاه را بدین نحو اجرا می­کنند که جلوی ورود گندم و جو را به تهران از دهات اطراف پایتخت می­گیرند و گندم­های متعلق به خودشان که از انبارها تل شده ­است به بالاترین قیمت زمان قحطی می­فروشند».[18]

مردم به غیر از ملاکین، برخی از علما را نیز در احتکار دخیل می­دانستند. در اصفهان سال 1320ﻫ مردم به خانه آقا نجفی حمله بردند و می­خواستند انبارهای او را بشکافند و به خود او صدمه بزنند که ظل­السلطان مانع شد.[19] در واقعه تبریز نیز مردم به خانه نظام­العلما طباطبائی حمله­ور شدند. در شورش سال 1321ﻫ در خراسان هم پسر نایب­التولیه در اغتشاشات به دست مردم کشته شد.[20] تا اواخر دوره­ مظفری، افزایش قیمت غلات که گاه تا ده برابر قیمت­های معمول می­رسید، وسوسه­ احتکار گندم را هم‌چون یک بیماری مزمن در میان طبقات صاحب سرمایه باقی گذاشت.

 

شورش­های نان در عصر مظفری

کمبود نان و افزایش بی رویه قیمت آن سبب واکنش شهرنشینان شد. به­گونه­ای که تقریبا در تمامی سال­های حکومت مظفرالدین شاه بر کشور، شاهد وقوع شورش­های نان در نقاط مختلف ایران هستیم (جدول شماره 1).

شورش­های نان در عصر مظفری

شهر

تاریخ

شهر

تاریخ

تهران و ورامین

1316

مشهد

1321

قزوین

1316

تبریز

1321

تبریز

1316

تبریز

1323

تهران

1317

شیراز

1323

فسا

1317

بهبهان

1323

کردستان

1317

مشهد

1324

تهران

1320

تهران

1324

اصفهان

1320

 

 

جدول شماره 1. اطلاعات جدول از منابع شماره 3، 4، 5، 6، 9، 10 و 11 جمع‌آوری شده است.

 

بر اساس داده­های جدول شماره 1، در سال­های نخست حکومت مظفر­الدین­شاه (1313-1316ﻫ)، شاهد وقوع شورش­های نان در هیچ شهری  نیستیم، به نظر می­رسد علت رفع گرانی نان به دلیل همراهی حکومت با خبازان و معاف کردن نان و گوشت از مالیات بوده است. افضل الملک در این باره می­نویسد: «شاه زمانی که در دارالسلطنه­ تبریز جلوس کرد تلگرافی به اولیای دولت کرده مشعر به این­که همان­طور­که شهنشاه شهید نَوَّرَاللّهُ مَضْجَعَهُ در معافی مالیات گوشت و نان تهران امر و مقرر فرمودند ما نیز امضای آن امر را کرده که رعایا و اهل تهران آسوده باشند. وی سپس مالیات نان و گوشت آذربایجان را بخشید».[21]

این وضعیت در سال 1316ﻫ و درپی خشکسالی و بی­کیفیت بودن محصول تغییر نمود. «نان در این سال به زحمت تحصیل می­شد و آن هم بد و مخلوط از جو و گندم بود».[22] شاه که از خطر شورش مردم ترسیده بود، صدراعظم را جهت تنظیم عمل نان تحت فشار قرار­ داد و مابه­التفاوت قیمت گندم را از خزانه تأمین نمود.[23]

با توجه به منابع، در سال 1316ﻫ و به دنبال وقوع خشکسالی و قحط در تهران، شاهد کمبود و شورش نان در شهر قزوین نیز هستیم. قزوین به علت نزدیکی به پایتخت و داشتن زمین­های حاصل‌خیز، همیشه یکی از منابع مهم تأمین گندم تهران بوده است. در سندی در این رابطه آمده است: «... در این باب آسوده باشید که روزبه‌روز گندم از قزوین به دارالخلافه خواهد رسید».[24] بنابراین می­توان این‌گونه استناد کرد که وضعیت نان و گندم در تهران تأثیر مستقیمی بر شهر قزوین می­گذاشت و در زمان بروز قحط در پایتخت، در قزوین نیز نان، گران و کمیاب می­شد. محمد شفیع قزوینی ضمن اشاره به این وضع نوشته است: «به همان قدر که خبر اغتشاش نان تهران در آن ولایت (قزوین) انتشار یافت، آن ولایت را هم قدری به وحشت انداخت».[25] در سال 1316ﻫ مردم قزوین به علت گرانی و کمبود نان شورش کردند. عین­السلطنه در یادداشت­های خود به تاریخ چهارشنبه 18 جمادی الاول 1316 از این شورش مردم قزوین یاد کرده است.[26]

در جمادی الثانی 1316 نان در تبریز نیز بسیار کم و نامرغوب شد. ابتدا دکان­ها بسته شد و گروهی از مردم در بقعه امامزاده سید حمزه اجتماع کردند. روز بعد از بقعه بیرون آمدند و به خانه نظام­العلماء طباطبائی حمله­ کردند، زیرا شایع شده بود که بیش از دیگران گندم احتکار کرده است. جمعیت ناراضی، خانه ثقة­الدوله، منشی­باشی ولیعهد، را نیز غارت کردند.[27]

خشکسالی و کمبود نان در تهران در سال 1317ﻫ نیز ادامه یافت. با حکم دولت، گندم از عراق (اراک) و ساوه به تهران می‌آوردند که به جهت گران بودن امکانات حمل و نقل، سبب افزایش قیمت نان می‌گردید. هر خروار گندم به بیست تومان و حتی بیست و دو تومان افزایش قیمت یافت و مردم مجبور بودند یک من نان را دو قران خریداری کنند.[28] بنا بر قول ملک المورخین «بحران در این سال به­گونه­ای است که نانواها می­گویند امسال مردم از بی­نانی یکدیگر را خواهند خورد».[29] سال 1317ﻫ پایتخت به شدت درگیر شورش­های نان بوده است. شورش­های این سال، در شهرهای فسا و کردستان نیز رخ­ داد (جدول شماره 1).

در شهر فسا در تاریخ چهارشنبه 8 ربیع الثانی و چهارشنبه 22 ربیع الثانی سال 1317 شورش نان رخ ­داد که با جوش و خروش زنان رنگ سیاسی به خود  گرفت. در این واقعه که به کشته شدن تنی چند انجامید، حدود هزار زن به درب ارگ حکومتی شیراز آمدند و دست به رفتار خشونت‌آمیز زدند. هم‌چنین به تهران تلگراف زدند و در تلگراف خانه بست­ نشستند.[30]

در ماه  صفر 1317 مردم کردستان شوریدند. در این سال قحط در کردستان به حدی بود که چندین روز نان پیدا نمی­کردند و برگ درخت می­خوردند؛ «چنان که زنی که به حسن و کثرت مو معروف کردستان بود و چند طفل داشت، از برای آنها نان پیدا ننمود و ناچار گیس خود را مقراض کرد و به خانه­ای برده به سه هزار و ده شاهی فروخت. پول را به بازار برد و نان نیافت. شورش مردم، حاکم شهر احتشام السلطنه را وادار نمود که گندم حاضر کند؛ چرا که مردم وی را تهدید کرده بودند که پول حاضر است باید گندم از هرجا ممکن است حاضر کنی والا ترا پاره پاره خواهیم کرد».[31]

در سال 1320ﻫ در تهران زنان به علت کمی و گرانی نان شوریدند. اعتراض آنان به شاه به جایی نرسید و اعتراضشان به عین­الدوله به خشونت و زدوخورد با مأموران انجامید،[32] چنان‌که منجر به تهدید عین­الدوله به مرگ شد. در ربیع الثانی 1320، در اصفهان شورشی عام برای نان صورت گرفت؛ «مردم آقا نجفی را عامل گرانی نان می­دانستند و می­خواستند انبارهای او را بشکافند و به خود او صدمه بزنند. وی به ظل السلطان پناه برد و شاهزاده با پرداخت مابه‌التفاوت قیمت گندم به شورش پایان بخشید».[33] سال 1321ﻫ نیز سالی پرآشوب بود؛ به گونه­ای­که ملک­المورخین در یادداشت­های خود آورده است: «در ماه ربیع الثانی 1321 اغلبی از ولایات ایران اغتشاش کامل است و هرج و مرج می­باشد و دولت از تسکین آنها عاجز است».[34]

 در این سال در مشهد نیز شورش بزرگی شکل گرفت. حکومت خراسان برعهده نیّرالدوله بود. وی با هم‌دستی حکام گندم­ها را احتکار می­کرد. نان کمیاب شد و قیمت آن افزایش یافت. مردم ناراضی به خانه حاکم ریختند تا وی را بکشند. در این درگیری پسر نایب التولیه آستان قدس کشته­ شد و شهر مدتی در دست شورشیان بود. این شورش به عزل نیّرالدوله انجامید.[35]

در ربیع الاول 1321 تبریز به سمت شورش رفت. کمبود و گرانی نان از علل اصلی این شورش بود؛ اما طغیان گسترش یافت و خواست­های دیگری هم‌چون عزل امین­السلطان از صدارت و تغییر رئیس گمرکات آذربایجان مطرح شد. ولیعهد با خرید پنج هزار تومان گندم و توزیع آن بین خبازان و با ایجاد اختلاف بین قشر تهیدست و بازرگانان آتش اعتراض را فرونشاند.[36]

در سال 1323ﻫ بار دیگر به علت کمبود شدید نان در تبریز اغتشاش سختی رخ داد. در این سال شیراز نیز درگیر شورش نان شد. مردم شهر، بازارها را بستند و در حرم شاهچراغ بست ­نشستند. در این شورش به دستور نایب الحکومه حاکم جمعیت به توپ بسته­ شدند و شورش سرکوب گردید. در بهبهان نیز شورش نان به درگیری انجامید، ارگ حکومتی توسط شورشیان به آتش کشیده شد و عظام الممالک حاکم، به تهران فرار کرد.[37]

در اوایل سال 1324ﻫ اعتراض به کمبود نان و مواد غذایی و بالا بودن قیمت­ها هم‌چنان پابرجا بود؛ چنان­که در ماه صفر، زنان پایتخت سر راه شاه را گرفتند و به علت گرانی نان و گوشت از حاکم شهر شکایت کردند. عین­السلطنه در روزنامه خاطرات می­نویسد: «همه شب اعلان و شب نامه بود به خانه­ها انداخته، مردم را به جهاد و شورش سفارش و دعوت می­کردند. گرانی نان، گوشت و سایر چیزها هم یک شرط عمده این اغتشاشات محسوب می‌شود».[38]

در سال آخر حکومت مظفرالدین­شاه، آصف­الدوله در خراسان حکومت می­کرد و در احتکار گندم دست داشت. مردم به واسطه گران شدن نان و گوشت، در صحن مقدس تجمع نمودند. بازاریان و علما نیز به این شورش پیوستند. پیام علما به آصف­الدوله برای اصلاح عمل نان و گوشت تأثیری نبخشید. مردم با حاج معاون­الدوله درگیر و تعدادی کشته شدند. در نهایت آصف­الدوله تلاش نمود با ایجاد تفرقه بین شورشیان اوضاع را آرام و شورش را سرکوب کند.[39]

 

گروه‌ها و اقشار شرکت­کننده در شورش­های نان

1. زنان

زنان مهم­ترین گروهی بودند که در شورش­های نان شرکت داشته­اند. زنان در دوره قاجار، در وضعیت نابسامانی به سرمی­بردند. نرخ سواد درمیان آنها اندک بود؛ به گفته­ ویلز زنان فقط درمیان طبقات متوسط باسواد بوده­اند.[40] بیشتر  زنان فرصت اندکی برای بیرون آمدن از خانه داشتند و به دلایل امنیتی شب­ها از منزل خارج نمی­شدند. با این­ همه، رفتن به بازار و مساجد و نیز دیدار فامیل به آنها فرصت می­داد تا به مکان­های عمومی بروند.[41]

با وجود محدودیت‌هایی که زنان در این دوره داشتند، شاهد حضور آنان در شورش­های نان هستیم. از ­آن‌جا­ که آنها به دلیل داشتن حجاب، کمتر مورد هجوم فراش‌ها قرار می­گرفتند و نیز به این دلیل ­که مسئول تهیه و تدارک خوراک خانواده بودند، هنگام قحط و خشکسالی به تظاهرات سیاسی می­پیوستند. بسیار معمول بود که شورش­هایی از طرف زنان آغاز شود و سپس تمام شبکه بازار و علما و سازمان­های صنفی و خدماتی را درگیر کند. در منابع گوناگون، اشارات بسیاری درباره حضور زنان در شورش­های نان موجود است. در خاطرات عین­السلطنه از تظاهرات زنان و شکایت آنان درباره گرانی نان که منجر به دستگیری تعدادی از آنها شد، صحبت شده است.[42]

ملک­المورخین در ربیع الاول 1317 می­نویسد: «معروف است که عده  کثیری از زن­های تهران به سفارت روس به جهت عدم نان پناه برده­اند».[43] هم‌چنین در جمادی الثانی 1317 زمانی که شاه خیال داشت برای تفرج به باغ دولت آباد رود، زنان زیادی در خیابان جمع شدند که جلو شاه را بگیرند و از گرانی نان شکایت کنند. این تجمع به درگیری و زدوخورد انجامید و یکی از زنان به حد مرگ کتک­ خورد.[44]

 در فسا نیز، چنان‌که گفته شد، در سال 1317ﻫ حدود هزار زن از بستگان مقتولان شورش نان و دیگران در برابر ارگ حکومتی شیراز تجمع کردند و پس از تلگراف به تهران در تلگراف‌خانه بست نشستند.[45]

در شورش مشهد نیز در سال 1324 به حضور زنان در کنار مردان اشاره شده است ­که آنان فریاد «الجوع الجوع گرسنه­ام گرسنه­ام، نان کو؟ گوشت کو؟ و پدر جان از گرسنگی مُردم، مادرجان گرسنگی مرا کشت و ...»، سر می­داده‌اند.[46] حضور زنان در شورش­های نان تا پایان عصر مظفری ادامه یافت و در وقایع  دوره مشروطه نیز به چشم می­خورد.

 

2. لوطی­ها

لوطی­ها تاریخی طولانی در فرهنگ و سیاست ایران دارند؛ اما شواهد حاکی از آن است که در این دوره جایگاه و مرام آنان از پیروان مجموعه­ای از افکار متعالی مرتبط با فتوت و جوانمردی، به گروهی که معمولا در پی آشوب و طراری بوده‌اند، تقلیل یافته بوده است.[47] با این حال، در شورش­های نان، شاهد حضور این لوطی­ها در کنار دیگر گروه‌ها هستیم. الواط شهر دکاندارها را مجبور به تعطیلی دکان­های خود می­کردند. با فراش‌ها درگیر می­شدند و به تاراج می­پرداختند. ملک المورخین در شورش زنان پایتخت در سال 1317ﻫ از حضور لوطیان در این شورش یاد کرده است.[48] به نظر می­رسد فعالیت­های لوطیان و حضورشان در شورش­های نان، بهانه­ای جهت چالش با قدرت حاکم یا حتی خود شخص شاه بوده ­است.[49]

 

3. روحانیون و بازاریان

از دیگر گروه‌هایی که در شورش­ها حضور داشتند، روحانیون و بازاریان بودند. آنان در تمامی تحولات سیاسی و اجتماعی دوران قاجار حضور پررنگی در­کنار یکدیگر داشته­اند. هنگامی که بازاریان به­دلیل گرانی نان، کسادی بازار و رکود دادوستد به ستوه می­آمدند، با روحانیت همکاری می­کردند و با سلطه خودکامانه حکومت به تقابل برمی­خاستند و چون خود صاحب قدرتی برای مصاف با آن نبودند، زیر چتر علما قرار می­گرفتند. این پیوند اجتماعی و عقیدتی موجب می­شد که بازاریان و علما در جهان­بینی و سبک زندگی تا اندازه­ای به هم شباهت یابند.[50] نزدیکی بازار و مسجد، امکانات لازم را برای برپایی بسیاری از گردهمایی­ها مهیا می­کرد. بازاریان به پشتوانه روحانیت مردم را با خود همراه می­نمودند و با تعطیلی بازار موجبات فشار بر حکومت را فراهم می­ساختند. حضور بازاریان در کنار روحانیت در شورش­های نان عصر مظفری مشهود است که به نمونه­هایی از آن اشاره می­شود. 

در سال 1316ﻫ در آذربایجان نان کمیاب شد. سید محمد یزدی در مساجد و روضه­خوانی­ها منبر می­رفت و از انبارداران بدگویی می­کرد. در نتیجه فعالیت­ها و سخنرانی­های وی بازارها بسته شد و به شورش انجامید.[51] در شورش سال 1320ﻫ در پایتخت هم زمانی­که بازاریان از دستگیری تعدادی از علما مطلع شدند، اقدام به بستن دکاکین خود نمودند. در این شورش بسیاری از کسبه و تجار به حرم حضرت عبدالعظیم رفتند و اعتراض کردند. در نهایت شاه با سید عبدالله مجتهد مذاکره کرد و با پذیرش خواسته‌های وی غائله را خاتمه بخشید.[52]

در مشهد سال 1324ﻫ همراهی وسیعی بین طلاب و برخی از روحانیون با کسبه شکل گرفت. پس از این­که همه طلاب جمع شدند و کسبه و اهل بازار دکاکین خود را بستند و به حالت اجتماع به طرف خانه­های علما راهی شدند، آصف­الدوله برای حل مشکل گندم و نان تحت فشار قرار گرفت.[53]

در نتیجه می­توان گفت در شورش­های نان، شاهد اتحاد اقشار مختلف شهرنشینان با یکدیگر هستیم؛ اما عمده شورش­ها از طرف زنان آغاز شده است. نگرانی آنان برای تأمین خوراک خود و فرزندانشان و نیز رعایت حرمت حجاب آنان از سوی فراشان حکومتی باعث حضور جدی آنها در این شورش­ها می‌شد. پس از زنان نقش علما و روحانیون و بازاریان در کنار یکدیگر در شورش­ها مشهود است و پس از اینها گروه‌هایی ‌چون لوطیان نیز به دلیل ارتباطاتی که با روحانیت یا بازاریان داشتند و یا به منظور پیگیری اهداف و مقاصد گروهی خود، به این شورش­ها می­پیوستند.

 

واکنش حکومت به شورش­های نان

پس از وقوع شورش­های نان، حکومت به فکر می­افتاد تا چاره­ای اندیشد و از شرایط بحرانی خارج شود. نخستین واکنش حکومت به شورش­ها سرکوب بوده است. آمارها نشان می­دهد که در شهرهای زیر شورش­ها سرکوب شده‌اند (جدول شماره 2).

شورش­های نان سرکوب شده توسط حکومت در عصر مظفری

تاریخ

شهر

1316

تهران

1317

فسا

1317

تهران

1318

تهران

1320

تهران

1323

شیراز

1324

مشهد

جدول شماره 2. اطلاعات جدول از منابع شماره 3، 4، 5، 6، 9، 10 و 11 جمع آوری شده است.

 

بر اساس اطلاعات مندرج در جدول شماره 2 عمده شورش­ها در پایتخت سرکوب شده است. با وجود این، حکومت پیوسته احساس خطر می­نمود؛ چرا­که در جریان این شورش­ها موجودیت حکومت در معرض خطر قرارمی­گرفت و به شاه و دیگر درباریان توهین می­شد. در جریان شورش­ها، شعارهایی شنیده می­شد که حکومت را در معرض تهدید قرار می­داد و اسباب نگرانی شاه و دولت‌مردان را فراهم می­کرد.[54] این نگرانی­ها سبب می‌شد تا حکومت دست به اقداماتی هم‌چون تسعیر (پرداخت مابه‌التفاوت قیمت نان/یارانه) نان بزند تا از میزان نارضائی­ها بکاهد؛ مثلا «در سال 1316ﻫ زمانی­که قیمت هر خروار گندم به بیست تومان رسید، شاه دستور داد گندم را از ملاکین به خرواری بیست تومان بخرند و به نانواها داده، از آنها خرواری ده تومان بگیرند؛ که نان از قرار یک من یک هزار به فروش رسانند و از هر خرواری که ده تومان دیگر باقی می­ماند تاوان آن را دولت بدهد. در نتیجه این کار تقریبا دولت ایران دویست هزار تومان در توفیر [/تفاوت] قیمت گندم رعایت کرد که نان ارزان به فروش برسد».[55] هم‌چنین در سال 1317ﻫ «زمانی­که خشکسالی رقم خورد و آسمان خشکی کرد، اقدامات صدراعظم در تعیین نرخ مجلسِ انتظامِ نرخ و بذل و عطای شاهانه به خبازان کاری کرد که نگذاشت گرانی نان از تهران به سایر بلدان سرایت کند».[56]

اقدام به تسعیر نان و غلات و پرداخت مابه‌التفاوت قیمت نان و غله

تاریخ

شهر

1316

تهران و ورامین

1316

تبریز

1317

تهران

1317

قم و کاشان

1317

کردستان

1320

کاشان

1320

اصفهان

1321

تبریز

1324

تهران

جدول شماره 3. اطلاعات جدول از منابع شماره 3، 4، 5، 6، 9، 10 و 11 جمع آوری شده است.

 

از جدی­ترین واکنش­های حکومت در برابر شورش­های نان، عزل حکام و دیوانیانی بود که در گرانی نان و وقوع شورش­ها دست ­داشتند (جدول شماره 4). سال 1316ﻫ در قزوین شورش مردم باعث عزل حاکم گردید.[57] در جمادی الاخری 1316 در تبریز نیز شاهد عزل حاکم پس از شورش مردم هستیم.[58] در شورش نان در سال 1317 معاون­الدوله وزیر تجارت، سالارالملک وزیر پلیس، حاجی حسین آقا امین دارالضرب و آقا سید کاظم سرتیپ قورخانه عزل شدند.[59]

 

حکام و دیوانیان معزول در شورش­های نان در عصر مظفری

نام

تاریخ

شهر

سمت

صدق­الدوله

1316

قزوین

حاکم

نظام­العلما طباطبائی

1316

تبریز

معتمد

حسنعلی خان امیر نظام

1316

تبریز

حاکم

معاون­الدوله

1317

تهران

وزیر تجارت

سالارالملک

1317

تهران

وزیر پلیس

حاجی حسین آقا

1317

تهران

امین دارالضرب

آقا سید کاظم

1317

تهران

سرتیپ قورخانه

نیرالدوله

1321

مشهد

حاکم

عظام­الممالک

1323

بهبهان

حاکم

جدول شماره 4. اطلاعات جدول از منابع شماره 3، 4، 5، 6، 9، 10 و 11 جمع آوری شده است.

 

با توجه به جدول شماره 4، در تهران شاهد عزل حاکم نیستیم، بلکه عمدتا دیوانیان عزل می­شدند؛ در حالی­که در شهرهای کوچک­تر هم‌چون تبریز، مشهد، بهبهان و قزوین، به منظور فروکش کردن نارضائی­ها حکام عزل می­شدند.

 

تأثیرات شورش­های نان                                  

مردم در جریان شورش­های نان مقابله با حکومت را آزمودند و پیروزی در این شورش­ها به جرأت و اعتماد به نفس آنان در مقابله با کل حاکمیت قاجار افزود. در ماه رجب 1317 جمعی از زنان طهران به جهت کمی نان به خانه حاکم رفتند و با دشنام بر او فریاد زدند که «اگر حکومت نمی­توانی بنمایی به ما واگذار، از تو بهتر حکومت می­کنیم و عمل نان را منظم».[60] این تهدیدها به تدریج متوجه شخص شاه شد و مشروعیت حکومت وی را زیر سؤال بردند. در جریان شورش­ها مردم در کوی و برزن با خواندن اشعاری هم‌چون «آبجی مظفر چرا نون گرونه؟ آبجی مظفر چرا گوشت گرونه؟»[61] با صراحت به شاه توهین می­کردند. در مشهد نیز مردم، شعار «خدایا تخت سلطنت را سرنگون کن» [62] سر می­دادند. به نظر می­رسد مردم حکومت استبدادی شاه را تا زمانی تحمل می­کرده­اند که حداقل نیازهای معیشتی آنان برآورده شود.

کمبود نان را می­توان از عوامل زمینه­ساز طغیان و شورش مردم، علیه نظام موجود آن زمان دانست. آنها دریافته بودند که شورش­های نان، قدرت چالش با حکومت را بالا می­برد و سیمای موجهی به اعتراض­ها آنان می­دهد و آنان را قادر می‌سازد که سایر مطالبات خود را در بستر این شورش‌ها مطرح کنند.

در نتیجه، این اعتراض­ها به الگوهایی برای مبارزه مبدل و سبب شد در شهرهای مختلف که درگیر شورش­های نان بودند از جمله تهران، تبریز و قزوین، مسئله نان اهمیت یابد و به یکی از اهداف قیام مشروطه تبدیل شود؛ چنان‌که در 24 شعبان 1324، روزی که نمایندگان تهران در حضور بهبهانی به میرزا نصرالله خان مشیرالدوله صدراعظم معرفی شدند، مسئله نان و حل مشکل آن جزو درخواست­های وکلا از مشیرالدوله بود.[63]

اهمیت این موضوع را می­توان از سخنان شیخ سلیم واعظ تبریزی در آستانه مشروطه که در سخنرانی­هایش نوید فراوانی گوشت و نان را در حکومت مشروطه می­داد، دریافت: «این مرد شیخ سلیم چه در این هنگام و چه پس از آن با زبان ساده روستایی سخن گفته و داستان کمیابی نان و گرانی گوشت را به میان آوردی و نویدها دادی که چون مشروطه باشد نان فراوان و گوشت ارزان در دسترس همگی خواهد بود».[64] همو می­نویسد: «امروز با دستور محمدعلی میرزا در دکان­های نانوایی چراغ روشن گردانیده و بهای نان را کم کردند. چون سال­ها در آذربایجان نان گران و کمیاب و خود مایه دل­آزردگی مردم شده بود؛ محمدعلی میرزا می­خواست با کاستن از بهای آن از مردم دل‌جویی کند و از گرایش ایشان بکوشندگان جلو گیرد... به محمد علی میرزا پاسخ دادند درخواست ما ارزانی نان نیست ما مشروطه می­خواهیم».[65]

در حقیقت با بررسی علل وقوع انقلاب مشروطه به این نتیجه می­رسیم که علل درازمدت انقلاب در سده نوزدهم ریشه داشت؛ اما دلایل کوتاه مدت آن به واسطه بحران اقتصادی و تورم به شدت فزاینده آغاز شد. سال 1324ﻫ، ناتوانی دولت در حل مسائل اقتصادی، از جمله معضل نان، درگیری با بازاریان، واگذاری گورستانی در تهران به بانک استقراضی روس و ... پی‌آمدهای ناشی از آنها عملا راه را برای اعتراض‌های سراسری هموار و زمینه را برای صدور فرمان مشروطیت مهیا ساخت. 

 

نتیجه

­اعتراض­های شهری یکی از شاخصه­های زندگی اجتماعی در عصر مظفرالدین­شاه قاجار است. بخش عمده این اعتراضات در این دوره را شورش­های نان به خود اختصاص داده است. در دوره­ ده ساله سلطنت مظفرالدین شاه تقریبا در تمامی سال­ها، شاهد وقوع شورش­های نان در شهرهای مختلف ایران هستیم. زمانی­که قیمت نان تحت تأثیر عوامل طبیعی، مدیریتی و احتکار افزایش می­یافت، شورش­های نان به وقوع می­پیوست. در این شورش­ها، روحانیان، پیشه‌وران، بازاریان و لوطیان شرکت داشتند؛ اما زنان در این اعتراضات و مقابله‌های گاه خشونت‌آمیز نقش چشم‌گیری داشتند. بررغم سرکوب این شورش‌ها و اِعمال برخی اقدامات توسط حکومت در رفع علل گرانی نان، این اعتراضات تداوم یافت و به تدریج رویکرد مردم از خواست‌های معیشتی به انتقادات جدی از حکومتیان و شخص شاه تغییر جهت داد و در پی هم‌بستگی گروه‌های مختلف مردمی و پافشاری در تحقق مطالبات خود حکومت و شاه را ناگزیر از تشکیل عدالت‌خانه و صدور فرمان مشروطه ساختند.

 

 

 

 

 

کتابشناسی

اسپرینگ­رایس، آرتور، نامه­های خصوصی وزیر مختار انگلیس در دربار ایران در عهد سلطنت مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه قاجار، ترجمه جواد شیخ­الاسلامی، تهران، انتشارات اطلاعات، 1375ش.

اشرف، احمد و علی بنوعزیزی، طبقات اجتماعی دولت و انقلاب در ایران، ترجمه سهیلا ترابی فارسانی، تهران، انتشارات نیلوفر، 1393ش.

افضل الملک، غلامحسین، افضل التواریخ، به کوشش منصوره اتحادیه (نظام مافی) و سیروس سعدوندیان، تهران، نشر تاریخ ایران، 1361ش.

سپهر، عبدالحسین، مرآت الوقایع مظفری (یادداشت­های ملک المورخین)، به اهتمام دکتر عبدالحسین نوایی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1385ش.

عین­السلطنه، روزنامه خاطرات عین­السلطنه، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران، انتشارات اساطیر، 1376ش.

 قزوینی، محمد شفیع، قانون قزوینی، به کوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات طلایه، 1370ش.

کاتوزیان، محمدعلی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، 1379ش.

 کرمانی، ناظم­الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام محمدرضا حسن بیگی، تهران، انتشارات دبیر، 1389ش.

کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1369ش.

کسری، نیلوفر و خسرو معتضد، زن در عصر قاجار در سیاست و حرمسرا، تهران، انتشارات علمی، 1379ش.

مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من (تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه از سلطنت مظفرالدین شاه تا قرارداد وثوق­الدوله با انگلیس)، تهران، انتشارات زوار، 1388ش.

میرکیایی، مهدی، نان و سیاست (تأثیر بحران­های نان بر سیاست و اقتصاد در عصر ناصری)، تهران، نشر علم، 1394ش.

 نظام­السلطنه مافی، حسین­قلی­خان، خاطرات حسین­قلی­خان نظام­السلطنه مافی، به کوشش معصومه مافی و منصوره اتحادیه (نظام مافی)، تهران، نشر تاریخ ایران، 1386ش.

ورجاوند، پرویز، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، تهران، نشر نی، 1377ش.

وقایع اتفاقیه (مجموعه گزارش­های خفیه­نویسان انگلیسی در ولایات جنوبی ایران از سال 1292 تا 1322)، به کوشش علی اکبر سعیدی سیرجانی، تهران، جامی، 1376ش.

 یزدانی، سهراب، «اعتراض­های شهری در عصر مظفری»، همایش یکصدمین سالگرد انقلاب مشروطیت، مرداد ماه 1385.

Busse, Heribert, History of Persia under Qajar Rule, New York, 1973.

Lambton, A. K. S, Islamic Society in Persia, Oxford, 1954.

Wills, CJ, In the Land of Lion and the Sun, London, 1883.



[1]. تاریخ دریافت: 16/5/1398؛  تاریخ پذیرش: 6/8/1398

[2]. رایانامه: salehihajar@yahoo.com

[3]. رایانامه (مسؤول مکاتبات): tfarsani@yahoo.com

[4]. رایانامه: kamranifar43@yahoo.com

[5]. کاتوزیان، 100.

[6]. پولاک، 84.

[7]. میرکیایی، 189.

[8]. مستوفی، 2/ 12.

[9]. کسروی، 1/21.

[10]. مستوفی، 2/43.

[11]. سپهر، 1/301.

[12]. سپهر، 1/450.

[13]. همو، 2/658.

[14]. کسروی، 1/142.

[15]. کسروی، 1/140.

[16]. ناظم الاسلام کرمانی، 2/319.

[17]. Spring Rice

[18]. اسپرینگ رایس، 60.

[19]. سپهر، 2/958.

[20]. کسروی، 142-141.

[21]. افضل الملک، 2/6.

[22]. سپهر، 1/274.

[23]. همو، 1/352.

[24]. ورجاوند، 3/1659-1658.

[25]. قزوینی، 77.

[26]. عین السلطنه، 2/1212-1211.

[27]. کسروی، 142-141.

[28]. افضل الملک، 5/393.

[29]. سپهر، 408.

[30]. وقایع اتفاقیه، 579-580.

[31]. سپهر، 1/403.

[32]. همو، 2/659.

[33]. همو، 2/958.

[34]. سپهر، 2/664.

[35]. یزدانی، 384.

[36]. همو، 385.

[37]. همو، 386.

[38]. عین­الدوله، 2/1676.

[39]. ناظم الاسلام کرمانی، 2/321.

[40] .Wills, 67.

[41]. کسری، 217.

[42]. عین السلطنه، 2/1333.

[43]. سپهر، 1/415.

[44]. همو، 1/451.

[45]. وقایع اتفاقیه، 579-580.

[46]. ناظم الاسلام کرمانی، 2/319.

[47] .Lambton, 18-19.

[48]. سپهر، 1/512.

[49] .Busse, 357.

[50]. اشرف، 124.

[51]. کسروی، 141-142.

[52]. سپهر، 2/898-900.

[53]. ناظم الاسلام کرمانی، 2/321.

[54]. مستوفی، 2/44.

[55]. افضل الملک، 4/289.

[56]. همو، 5/1393.

[57]. عین السلطنه، 2/1211-1212.

[58]. سپهر، 1/354.

[59]. همان، 511-512.

[60]. سپهر، 1/456.

[61]. مستوفی، 2/44.

[62]. سپهر، 2/1042.

[63]. کاتوزیان، 328.

[64]. کسروی، 1/157-158.

[65]. همان.

اسپرینگ­رایس، آرتور، نامه­های خصوصی وزیر مختار انگلیس در دربار ایران در عهد سلطنت مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه قاجار، ترجمه جواد شیخ­الاسلامی، تهران، انتشارات اطلاعات، 1375ش.

اشرف، احمد و علی بنوعزیزی، طبقات اجتماعی دولت و انقلاب در ایران، ترجمه سهیلا ترابی فارسانی، تهران، انتشارات نیلوفر، 1393ش.

افضل الملک، غلامحسین، افضل التواریخ، به کوشش منصوره اتحادیه (نظام مافی) و سیروس سعدوندیان، تهران، نشر تاریخ ایران، 1361ش.

سپهر، عبدالحسین، مرآت الوقایع مظفری (یادداشت­های ملک المورخین)، به اهتمام دکتر عبدالحسین نوایی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب، 1385ش.

عین­السلطنه، روزنامه خاطرات عین­السلطنه، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران، انتشارات اساطیر، 1376ش.

 قزوینی، محمد شفیع، قانون قزوینی، به کوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات طلایه، 1370ش.

کاتوزیان، محمدعلی، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، تهران، انتشارات شرکت سهامی انتشار، 1379ش.

 کرمانی، ناظم­الاسلام، تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام محمدرضا حسن بیگی، تهران، انتشارات دبیر، 1389ش.

کسروی، احمد، تاریخ مشروطه ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1369ش.

کسری، نیلوفر و خسرو معتضد، زن در عصر قاجار در سیاست و حرمسرا، تهران، انتشارات علمی، 1379ش.

مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من (تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه از سلطنت مظفرالدین شاه تا قرارداد وثوق­الدوله با انگلیس)، تهران، انتشارات زوار، 1388ش.

میرکیایی، مهدی، نان و سیاست (تأثیر بحران­های نان بر سیاست و اقتصاد در عصر ناصری)، تهران، نشر علم، 1394ش.

 نظام­السلطنه مافی، حسین­قلی­خان، خاطرات حسین­قلی­خان نظام­السلطنه مافی، به کوشش معصومه مافی و منصوره اتحادیه (نظام مافی)، تهران، نشر تاریخ ایران، 1386ش.

ورجاوند، پرویز، سیمای تاریخ و فرهنگ قزوین، تهران، نشر نی، 1377ش.

وقایع اتفاقیه (مجموعه گزارش­های خفیه­نویسان انگلیسی در ولایات جنوبی ایران از سال 1292 تا 1322)، به کوشش علی اکبر سعیدی سیرجانی، تهران، جامی، 1376ش.

 یزدانی، سهراب، «اعتراض­های شهری در عصر مظفری»، همایش یکصدمین سالگرد انقلاب مشروطیت، مرداد ماه 1385.

Busse, Heribert, History of Persia under Qajar Rule, New York, 1973.

Lambton, A. K. S, Islamic Society in Persia, Oxford, 1954.

Wills, CJ, In the Land of Lion and the