تحول چشم‌انداز زیست و معیشت روستایی مازندران در دوره پهلوی اول

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه تاریخ و تمدن اسلامی. دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی. دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین.

2 گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

3 دانش‌آموخته دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

چکیده

دوره پهلوی اول را از منظر مکتب چشم‌انداز، می­توان نقطه عطفی در جغرافیای تاریخی مازندران به­شمار آورد. در این دوره تغییراتی اساسی در حوزه‌های مختلف چشم­انداز جغرافیایی مازندران رخ داد. معیشت و مورفولوژی شهری دچار تحول شد، اصلاحات نوین در زمینه کشاورزی و صنعت رخ داد و زیست و معیشت روستایی نیز تا حد بسیاری متحول گشت. تحول چشم‌انداز زیست و معیشت روستایی متأثر از عوامل گوناگونی بود. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مدرن‌سازی کشاورزی، ایجاد راه‌آهن، صنعت و خاصّه شیلات و مهاجرت از روستا به روستا که تحت تأثیر عوامل مختلف صورت گرفت از مهم‌ترین مؤلفه‌های تغییر چشم‌انداز زیست و معیشت در دوره پهلوی اول بوده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Evolution of Mazandaran Rural Cultural Landscape During the First Pahlavi Era

نویسندگان [English]

  • Mehrdad Divsalar 1
  • Mohammad Hossein Farajiha 2
  • Mohammad Noormohammadi Najafabadi 3
1 Department of Islamic history and civilization. Faculty of Science and Islamic Research. International University of Imam Khomeini Qazvin.
2 Department of Islamic History and civilization. Faculty of Science and Islamic Research. International University of Imam Khomeini Qazvin.
3 PhD of Islamic History and Civilization, International University of Imam Khomeini, Qazvin, Iran
چکیده [English]

The first Pahlavi era is a turning point in the historical geography of Mazandaran in the view of landscape school. Major changes occurred in different parts of the geographical landscape of Mazandaran during this period. Urban livelihoods and morphology evolved, modern reforms took place in agriculture and industry and also the rural cultural landscape changed a great deal. The evolution of rural cultural landscape was influenced by various factors. Research findings indicate that modernization of agriculture, creation of railways, industry, and especially fisheries and rural migration which were influenced by various factors, were the most important components of evolving rural cultural landscape during the first Pahlavi era.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Reza Shah
  • Mazandaran
  • Rural landscape
  • cultural landscape
  • Agriculture
  • Railway
  • Fisheries

 

تحول چشم‌انداز زیست و معیشت روستایی مازندران در دوره پهلوی اول [1]

مهرداد دیوسالار[2]

دانش‌آموخته دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران

محمدحسین فرجیها[3]

استادیار گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران

محمد نورمحمدی نجف­آبادی[4]

دانش­آموخته دکتری تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشگاه بین­المللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران

 

چکیده

دوره پهلوی اول را از منظر مکتب چشم‌انداز، می­توان نقطه عطفی در جغرافیای تاریخی مازندران به­شمار آورد. در این دوره تغییراتی اساسی در حوزه‌های مختلف چشم­انداز جغرافیایی مازندران رخ داد. معیشت و مورفولوژی شهری دچار تحول شد، اصلاحات نوین در زمینه کشاورزی و صنعت رخ داد و زیست و معیشت روستایی نیز تا حد بسیاری متحول گشت. تحول چشم‌انداز زیست و معیشت روستایی متأثر از عوامل گوناگونی بود. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که مدرن‌سازی کشاورزی، ایجاد راه‌آهن، صنعت و خاصّه شیلات و مهاجرت از روستا به روستا که تحت تأثیر عوامل مختلف صورت گرفت از مهم‌ترین مؤلفه‌های تغییر چشم‌انداز زیست و معیشت در دوره پهلوی اول بوده است.

کلیدواژه­ها: رضاشاه، مازندران، چشم‌انداز روستایی، چشم­انداز زیست و معیشت، کشاورزی، راه‌آهن، شیلات.

مقدمه

تقریبا از نیمه دوم قرن بیست میلادی، مکاتب نظری متنوعی در نوع نگرش به جغرافیای تاریخی به­وجود آمده است. فصل مشترک بیشتر این مکاتب تنها توصیف دگرگونی­های فیزیکی در زمین و بررسی مفاهیم جغرافیایی به معنای متداول آن نیست، بلکه درک دگرگونی­های تاریخی در بستر مکانی و بررسی رابطه بین مکان و زمان رویداد با فعالیت­های انسانی و تأثیر آنها بر فرهنگ و زیست و معیشت جامعه انسانی است.یکی از حوزه­های مطالعاتی نسبتا جدید در جغرافیای تاریخی، مکتب چشم­انداز است. دامنه­ مطالعات جغرافیای تاریخی در این مکتب بسیار گسترده است. مطالعه مرزها، مطالعه روند حرکت­های جمعیتی مثل مهاجرت­های بزرگ، مطالعه روند تحولات اقتصادی و معیشتی و بررسی جریان تولید، مطالعه راه­ها و شبکه­های ارتباطی، مطالعه محل وقوع جنگ­ها و مناطق مهم نظامی مانند دره­ها، گذرگاه­های طبیعی، قلعه­ها و برج­ها، مطالعه مکان­های مهم اقتصادی و سیاسی و دینی در گذشته، مطالعه اراضی و مناطق تحت تسلط انسان­، تسخیر طبیعت و جز اینها از جمله مواردی است که در مدل چشم­انداز بررسی می­شود.

مطالعه جغرافیای تاریخی براساس مکتب چشم‌انداز، دارای مؤلفه­های چهارگانه­ای است که اولین مؤلفه و عنصرسازنده آن انسان است. مکان، زمان و نوع فعالیت انسانی از دیگر مؤلفه­های مکتب چشم­انداز به­شمار می­آیند. از این رو براساس جغرافیای تاریخی مکتب چشم­انداز می­توان تغییرات ایجادشده در حوزه­های گوناگون را بنا بر سیاست­گذاری­های اعمال­شده توسط مجموعه انسانی و در دوره­های تاریخی در یک جغرافیای مشخص، مطالعه کرد. امروزه مکتب چشم­انداز دامنه تحقیقاتی گسترده­ای را در مجامع علمی مربوط به جغرافیای انسانی به خود اختصاص داده و رفته رفته این دامنه به مطالعات جغرافیای تاریخی راه یافته است.[5]

در مکتب چشم‌انداز، تحولات و تطورات یک منطقه در طول زمان با توجه به نقاط عطفی که باعث تغییرات اساسی در آنجا شده، بررسی می‌شود و این خود، جغرافیای تاریخی را از شکل صرفا توصیفی خارج می‌کند و بُعدی تحلیلی و کارکردی به آن می‌بخشد. در معنای اصطلاحی، چشم‌انداز جغرافیایی فضای خاص حاصل از کنش متقابل نیروهای گوناگون طبیعی و انسانی در یک بافت مکانی معین را شامل می‌شود.[6] به چشم‌اندازها در بازه زمانی طولانی که به ‌آرامی تکامل یافته و به‌شکل ساختاری مشخص، انعکاس‌دهنده یکپارچگی هماهنگ با عناصر زیستی، زیست‌شناختی و فرهنگی است، نگاه می‌شود. این تعریف تنوع چشم‌اندازها و هم‌چنین تنوع زیستی را، با توجه به افزایش نفوذ انسان در طبیعت، توضیح می‌دهد.[7] با در نظر گرفتن مجموعه تعاریف چشم‌انداز[8] به نظر می‌رسد این مکتب ترکیبی از تعاریف مختلف است.[9]

چشم‌انداز در معنایی ساده با نقاط عطف یک منطقه جغرافیایی که در طول زمان باعث تغییر و تحولات اساسی در آن منطقه مورد نظر شده، سروکار دارد. از این رو، ممکن است رخدادی سیاسی در تاریخ منطقه‌ای معین مهم باشد، اما از آن­جا که چشم‌انداز آن منطقه را تغییر نداده، بررسی نشود. این عامل را می‌توان مهم‌ترین کاربست چشم‌انداز در مطالعات تاریخی دانست؛[10] برای نمونه دوره پهلوی اول را از منظر مکتب چشم‌انداز؛ می­توان نقطه عطفی در جغرافیای تاریخی مازندران به شمار آورد، چراکه در این دوره تغییراتی اساسی در حوزه‌های مختلف جغرافیایی مازندران رخ داد.

بازه زمانی این پژوهش مازندران در دوره رضاشاه (حک 1304-1320ش) است که  محدوده­ جغرافیایی استان­های مازندران و گلستان کنونی از منتهی الیه غرب رامسر تا منتهی الیه شرق مَراوه‌تپه را در برمی­گرفته است. در این دوره تغییر و تحولات بنیادینی در حوزه شهری و روستایی مازندران صورت گرفت که چشم‌انداز این منطقه را به‌طور جدی دست­خوش دگرگونی کرد: بسیاری از شهرها گسترش یافتند و شهرهای جدید پدید آمدند و سیمای بسیاری از روستاها نیز از نظر جمعیتی، معیشتی، تغییرات شغلی، صنعتی، مهاجرتی و کالبد فضایی تغییر کرد؛ به­ویژه روستاهایی که در مسیر سازه‌های جدید، مانند راه‌آهن قرار داشتند یا وابسته به صنعت شیلات بودند، رشد و گسترش چشم‌گیری یافتند و شماری دیگر از رونق افتادند و در پی آن بسیاری از روستاییان به شهرها و روستاهایی که رونق یافته بود مهاجرت کردند و در نتیجه چشم‌انداز زیست و معیشت روستایی منطقه دگرگون گشت.

 

شکل 1. موقعیت جغرافیایی محدوده مطالعاتی منطقه (نگارنده).

 

توجه به چشم‌انداز جغرافیایی در نوشتار حاضر باعث شده است تا تفاوت­های میان این تحقیق و دیگر پژوهش­هایی که در حوزه مطالعات تاریخی و جغرافیای تاریخی مازندران در دوره رضاشاه انجام گرفته، وجود داشته باشد؛ برای نمونه در تحقیقی که مرضیه اسلامی کردی در رساله خود با عنوان «نوین­سازی­های رضاشاه در شهر شاهی (قائمشهر) و پیامدهای اجتماعی آن» انجام داده، گرچه حاوی داده­های ارزشمندی است که در این نوشتار از آنها بهره برده شده، اما صرفا مبتنی بر نگاهی تاریخی است. در نمونه­ای دیگر، زهرا نادی  در رساله خود با عنوان «تحول اقتصاد کشاورزی مازندران در دوره پهلوی اول با تکیه بر دو نظریه شیوه تولید آسیایی و توسعه وابسته»، تحول کشاورزی مازندران در دوره رضاشاه را بررسی کرده است. از آن­جا که نویسنده علاوه بر مطالعه منابع کتابخانه­ای از منابع و اسناد آرشیوی نیز بهره برده، این رساله اطلاعات ارزشمندی درباره اقتصاد کشاورزی مازندران در اختیار محققین این دوره قرار می­دهد؛ اما بیشتر به تغییرات مکانیکی و صنعتی کشاورزی در دوره رضاشاه پرداخته و تحول در زیرساخت­های اقتصاد کشاورزی و تأثیر در زندگی اجتماعی کشاورزان را ارزیابی کرده و از بیان تأثیر و نقش این اقدامات در فضای جغرافیایی، تغییر کاربری اراضی و تغییر در چشم‌اندازهای زیست و معیشت روستایی مازندران غفلت ورزیده است. در برخی دیگر از تحقیقات مانند «جغرافیای تاریخی بلده نور» از قوام الدین بینایی، «جایگاه تاریخی تنکابن در جغرافیای گیلان و مازندران» از الهیار خلغتبری و عباس پناهی و نیز صفر یوسفی در مقاله «سیر تحولات شهر نور در بستر تاریخ» صرفا نگاهی سنتی به جغرافیای تاریخی داشته­اند. به‌طور کلی تفاوت نوشتار حاضر در مقایسه با دیگر پژوهش­ها را می‌توان در موارد زیر بیان کرد:

1. توجه به چشم انداز جغرافیایی مازندران که در واقع اساس مباحث را تشکیل می­دهد؛

2. سعی در ارائه الگویی درباره تغییر چشم‌انداز زیست و معیشت منطقه در دوره رضاشاه و بررسی مهم­ترین موارد و عوامل تأثیرگذار در این تغییرات.

 

تحول چشم‌انداز زیست و معیشت روستایی در مازندران

نظام اقتصادی حکومت قاجاریه بر مبنای زمین­داری بزرگ بنا شده بود. اکثر جمعیت روستانشین بودند و اقتصاد آنها بر پایه کشاورزی-دامداری استوار بود؛ یعنی در جلگه مناسبات کشاورزی و در نواحی کوهستانی روابط کشاورزی- دامداری حاکم بود. بیشتر روستاها خالصه شاه بودند و گاهی توسط دولت اجاره داده می­شدند و هر کس سرمایه کافی برای اجاره کردن روستا داشت، می­توانست ارباب شود. در این صورت روستا ملک ارباب بود و سکنه آن رعایای او بودند که طبق سنت مجبورند برای او کار کنند.[11] در جلگه و کوهستان مالکیت اجتماعی و فردی بر زمین تفاوت داشت. در نواحی کوهستانی شکل غالب مناسبات خرده مالکی و گاه متکی بر مالکیت جمعی و نواحی جلگه­ای اغلب در دست بزرگ مالکان بود.[12] هرچند با برقراری مشروطیت در سال 1324ﻫ مالکیت فردی محترم شمرده شد، اما زمین­داران بزرگ از این قوانین به سود خود بهره می­بردند.[13] خوانین ایلات، روحانیان و فرماندهان قشون هم‌چنان املاک خود را حفظ و دولت نیز زمین­های خالصه را تحت کنترل خود داشت.[14]

با آغاز دوره پهلوی و نوسازی‌های این دوره چشم‌انداز روستایی و کشاورزی در مازندران تغییر کرد. روستاهای مازندران به واسطه پیوستگی بیشتر با  شهر و توسعه نسبی از وضعیتی متفاوت با روستاهای سایر نقاط ایران برخوردار گشت که این وضع تا به امروز نیز تداوم دارد. در بسیاری از موارد شاخص­های زندگی در روستاهای مازندران با شهرستان­هایی در سایر نقاط ایران برابری می­کرد. روستا به­عنوان یکی از کانون‌های جمعیتی و محور اقتصادی در فرهنگ سیاسی مازندران دوره رضاشاه جایگاه ویژه­ای داشت، چندان که احزاب فعال در مازندران به جذب نیرو در روستاها نظر داشتند.[15]

تحول چشم­انداز زیست و معیشت روستایی مازندران را می‌توان مبتنی برپایه پنج مؤلفه زیر تحلیل کرد:

 

 

1. کشاورزی و چشم‌انداز روستایی

کشاورزی مهم­ترین نقش عملکردی را در چشم‌اندازهای روستایی ایفا می­کرد. با آغاز دوره پهلوی برای نخستین بار اراضی کشاورزی نزدیک به بازار یا شهرمرکزی، برای تولید کالاهای پرحجم و فاسدشدنی، مانند سبزیجات، میوه‌جات، صیفی­جات، گوشت و لبنیات مورد استفاده قرار گرفت؛ چراکه دسترسی به بازار مرکزی و هزینه حمل و نقل در آن کمتر بود. درحالی­که برنج­کاری، تولید غله تجاری و گله­داری مزرعه­ای در نوارهای دورتر از شهر مرکزی، به صورت گسترده انجام می­شد.[16]

با بروز تغییرات مذکور در مازندران در کنار کشاورزی ستنی[17]، کشاورزی تجاری مشتمل بر کشت تخصصی تک محصولی[18]، باغداری بازاری[19] و کشاورزی غله تجاری[20] پدید آمد. این شیوه‌های نوین کشاورزی در دوره رضاشاه تحول چشم‌انداز روستایی را نیز در پی داشت. در این شیوه‌ها زمین‌های بیشتری به زیر کشت می‌رفت و طبعا نیروی انسانی بیشتری نیز به کار گرفته می‌شد. از طرف دیگر کشاورزی بیش از پیش به سمت تجاری­شدن پیش می‌رفت که این خود یکی از عوامل مهم تغییر در چشم‌انداز روستایی بود.

در این دوره مدرن‌سازی کشاورزی نیز مدنظر قرار گرفت و در این راستا اقدامات مهمی انجام شد؛ برای نمونه دولت با خشکاندن باتلاق‌ها زمین‌های بسیاری را برای کشت آماده کرد. دولت به پیشنهاد هاریس[21] که به مازندران سفر کرده­بود، خشکاندن و زه­کشی باتلاق­ها را در دستور کار خود قرار داد.[22] در سال 1308 خشکانیدن باتلاق­های بندرگز از طرف وزارت داخله آغاز و معادل چهارده هزار تومان اعتبار به حکومت استرآباد داده شد.[23]

هم‌چنین دولت سعی کرد با مهار کم­آبی و مدیریت آن زمین‌های بیشتری را به زیر کشت برد و فرصت‌های شغلی بیشتری برای روستاییان ایجاد کند. در اولین اقدامات سعی شد تا با تلمبه آب را به زمین‌های کشاورزی برسانند که این شیوه موجب پیشرفت کشاورزی و تشویق مردم روستایی به زراعت شد.[24] در مرحله بعدی، سدسازی برای تأمین آب به‌طور جدی در دستور کار قرار گرفت در حالی­که تا سال 1310 هیچ تلاشی در حوزه سدسازی انجام نگرفته بود،[25] در سال 1312 عملیات ساخت سد بر رودخانه تنکابن[26] و در سال 1315 احداث سدی در پهلوی‌دژ (آق­قلا) آغاز شد.[27] دولت سعی داشت تا از طریق سدسازی و افزایش اراضی زیرکشت، کشت برخی محصولات مانند پنبه را تا 50درصد افزایش دهد[28] و با آشنا شدن زارعان با شیوه‌های نوین آبیاری، شلتوک‌کاری نیز تا حدود 80هزار هکتار افزایش یافت.[29]

این اقدامات زیربنایی باعث گسترش کشت محصولاتی مانند پنبه، برنج، مرکبات و چای شد. در آمارهای موجود افزایش چشم‌گیری در میزان سطح زیر کشت و تولید این محصولات در طول دوره حکومت پهلوی اول وجود دارد؛ برای نمونه سطح زیر کشت چای در تنکابن از 20 هکتار در سال 1310[30] به 600 هکتار در سال 1319 افزایش یافت.[31] در جدول شماره 1 افزایش سطح زیر کشت پنبه در سال­های از 1310 تا 1314 مشاهده می­شود.

ردیف

نام شهر

سال 1310 (به هکتار)

سال 1314 (به هکتار)

1

بابل

2500

16000

2

مشهدسر (بابلسر)

773

2000

3

اشرف (بهشهر)

800

3200

4

گرگان

2005

9000

جدول شماره 1. سطح زیر کشت پنبه در برخی از شهرهای مازندران[32]

علاوه بر افزایش سطح زیر کشت و تولید محصولات کشاورزی که زیست و معیشت روستاییان را تحت تأثیر قرار داد، روستاها پیشرفت‌های قابل توجهی را نسبت به دوره‌های پیشین تجربه کردند. این تغییرات طبعا در تحول زیرساخت‌های شهری نیز تأثیر جدی داشت؛ به‌طوری که در اولین آمارگیری رسمی در سال 1335[33] آبادی‌های مازندران دارای زیرساخت‌های مهمی بودند.[34]

 

2. شیلات و چشم‌انداز روستایی

آبزیان و صید دریایی در شیوه زیست و معیشت مردم سواحل دریای خزر از دیرگاه جایگاه مهمی داشته است و بهره­برداری از آبزیان در سواحل دریای خزر بر اساس اسناد و منابع مکتوب تاریخی به سال­های بسیار دور می­رسد.[35]پیش از روی کارآمدن رضاشاه و طی روند امتیازدهی حاکمان قاجاری به دولت روس امتیاز شیلات شمال در سال 1876 میلادی به یکی از اتباع روسیه واگذار و در سال­های 1879، 1886، 1893 و 1906 میلادی تمدید شد؛ اما در سال 1921 میلادی قراردادی میان دولت ایران و رژیم جدید شوروی با عنوان عهدنامه مودت امضا شد که بر اساس آن کلیه امتیازات و معاهدات واگذارشده به رژیم قبلی روسیه، از جمله قرارداد شیلات ملغی اعلام شد[36] و در مهرماه 1306/ اکنبر 1927 م پیمان جدیدی در 21 ماده میان ایران و شوروی برای تأسیس شرکتی به نام شرکت مختلط ایران و شوروی منعقد گردید. براساس این پیمان امتیاز بهره­برداری از سواحل دریای خزر و چند رودخانه مهم داخلی برای 25 سال به این شرکت واگذار شد. در نهایت در 11 بهمن 1331/ 31 ژانویه 1953 م شرکت مختلط ایران و شوروی منحل و شیلات ایران آزاد[37] و به­جای آن شرکت سهامی شیلات ایران تأسیس شد.[38]

احداث بندر و مرکز شیلات مازندران در دِهنو (نوشهر امروز) علاوه بر ایجاد درآمد اقتصادی جدید در این منطقه فرآیند شهری شدن نوشهر و توسعه آن را سرعت بخشید.[39] فرم سکونت‌گاهی و کالبد فضایی منطقه تغییر کرد و فضای جغرافیایی تحول­یافته­ای در منطقه پدید آمد. در ادامه­ این تحولات، با ساخت بندر نوشهر که در سال ۱۳۰۹ توسط شرکت­های بورورکس[40] از هلند و آگرم[41] بلژیک آغاز و در سال ۱۳۱۸ راه‌اندازی شد، نوشهر به عنوان شهری بندری در مازندران ممتاز گشت. یکی از اهداف ساخت این بندر علاوه بر ترانزیت کالا بهره­برداری از شیلات و آبزیان دریای خزر بود. در پی این اقدامات افزون بر فرم سکونت‌گاهی و تحول مورفولوژی روستایی، زیست و معیشت اهالی نوشهر تغییر پیدا کرد. با شهر شدن دِهنو، جمغیت مهاجر جویای کار فراوانی از روستاهای اطراف به سوی آن مهاجرت کرده منابع درآمدی جدیدی در این منطقه ایجاد و در نهایت سبک زیست مردم دست­خوش تغییرات عمده­ای شد.[42]

علاوه بر بندر نوشهر، بندرهای امیرآباد، بابلسر، فرح­آباد، نکا، فریدون­کنار، بابلسر، گمش­تپه، بندر گز و بندر شاه (ترکمن)[43] در این دوره با رونق کشتی­رانی و بهره­برداری آبزیان مورد توجه دولت قرار گرفت. از میان این بنادر، بندر گز، ترکمن، بابلسر و نوشهر نقش مهم­تری در مبادلات اقتصادی دولت پهلوی اول برعهده داشت. هریک از این بنادر در محل روستاهای بزرگی که در طول تاریخ به بهره­برداری از آبزیان و صید ماهی اشتغال داشت، واقع شده­ بود؛ برای نمونه بندر شاه (ترکمن) در سال 1306 در محل سکونت‌گاه روستایی ترکمن­ها به فرمان رضاشاه پهلوی ساخته شد. ترکمن­ها که از دیرباز صحرا­نشین بودند،[44] در جریان سیاست اسکان عشایر رضاشاه، اغلب اسکان یافتند و در کنار دامپروری به کشاورزی، صنایع دستی و کار در کارخانه­های تازه­تأسیس مشغول شدند.[45] چشم‌انداز روستایی این بندر با راه­اندازی ایستگاه راه­آهن در اندک زمانی متحول و به شهر تبدیل شد. بندر شاه از جمله شهرهایی است که در دوره رضاشاه و در شرایط رشد شتابان شهری یا ناشی از وقایع غیرمترقبه و یا بر حسب ضرورت فعالیت‌های جدید در مکان سکونت‌گاه روستایی به­وجود آمد و دولت در ایجاد و شکل‌دهی به آنها به­عنوان شهر نقش تعیین‌کننده داشته است.[46]

هم‌چنین می­توان به بندرگز اشاره کرد: گز نام روستایی در چهار کیلومتری جنوب بندر گز، در پای جنگل کوه­های جهان­مورا در مسیر راه پیشین بهشهر به گرگان است. این بندر به­واسطه نزدیکی به روستای گز، به این نام شهرت یافت.[47] نخست روس­ها بین سال­های 1876 تا 1921 میلادی پس از استقرار در آشوراده، در سواحل بندر گز تأسیساتی را بنا کردند و در کنار آن انبارخانه­هایی نیز با هزینه ایران ساختند.[48] در دوره پهلوی اول با توجه به فعالیت­های اقتصادی بندری در این منطقه، رفته رفته بر جمعیت بندرگز افزوده شد به­ طوری­که در سرشماری آبان­ماه 1335/ 1956م جمیعت بندرگز به­عنوان یکی از توابع گرگان 4693 نفر اعلام شده است.[49]

بندر بابلسر نیز که در کنار دریای خزر و در مَصبِّ رود بابل قرار دارد، در گذشته دارای لنگرگاه مناسبی نبود و تنها قایق­ها و کرجی­های کوچک در آن بارگیری می­کردند. این بندر تا پیش از روی کار آمدن پهلوی مرکز بازرگانی مازندران و به­ویژه بابل بود و بازرگانی بابل با روسیه از این بندر انجام می­گرفت؛ اما با روی کارآمدن رضاشاه مورد توجه بیشتر قرار گرفت و با بنای ساختمان­های جدید و خیابان­های شوسه، پل­های زیبا و مهمانخانه در ردیف زیباترین گردشگاه­های شمال ایران قرار گرفت[50] و در پی این اقدامات این منطقه نیز همانند سایر مناطق بندری مازندران، دست­خوش تحولاتی در کالبد فضای جغرافیایی و فرم سکونت‌گاهی که رفته رفته در شیوه­های معیشتی و سبک زیست اهالی منطقه تأثیر نهاد و در نتیجه به تغییر چشم­انداز زیست و معیشت بابلسر انجامید.

 

3. راه‌آهن و چشم‌انداز روستایی

عامل دیگری که تغییرات قابل توجهی در ساختار اجتماعی- اقتصادی مازندران ایجاد کرد، راه­آهن سراسری بود. هرچند راه­آهن تغییرات مورفولوژی در کالبد سکونت­گاهی مازندران ایجاد نکرد، اما با احداث آن در کنار هزاران کارگر کارخانه­ها فضای اجتماعی- اقتصادی روستایی در مازندران تغییر کرد.[51] کوچ مهاجران استادکار و ماهر رشد جامعه شهری را در شاهی (قائمشهر) و مناطق اطراف فراهم آورد. هم‌زمان با شروع احداث ایستگاه­های راه­آهن سراسری اتحادیه کارگری راه­آهن شمال شکل گرفت و تا سال 1315 تمامی کارگران شاهی، زیرآب، بهشهر و دیگر نقاط مازندران تحت مدیریت تشکیلات راه­آهن درآمدند.[52] علاوه بر این با تأسیس این ایستگاه­های در روستاها امکانات جدیدی به این مناطق وارد می­شد. افزایش جمعیت در کنار ایستگاه­ها موجب شد که برخی از روستاهای کوچک به روستاهای بزرگ و سپس به شهر تبدیل شوند. یکی از شهرهای مازندرانِ دوره پهلوی اول که ایجاد آن به راه­آهن وابسته بود، بندر ترکمن است. شکل­گیری هسته اولیه بندرترکمن به 22 تیرماه 1308 باز می­گردد که با نام بندر شاه در انتهای خط راه­آهن سراسری ایران در جانب شمال شرقی احداث شد.[53]

علاوه بر این که راه­آهن فرهنگ سایر نقاط ایران را وارد مازندران می­کرد، تغییرات دیگری نیز در منطقه در پی داشت؛ از جمله ایجاد خانه­های سازمانی برای کارکنان اداره راه­آهن و مغازه­هایی برای رفع نیازهای اولیه­ زیستی ضروری به نظر می­رسید. اداره راه­آهن مازندران علاوه بر نیروهای بومی، مهاجرانی از سایر شهرها و فرهنگ­ها در خدمت داشت. این هم‌زیستی در حوزه زیستی و فرهنگی منطقه نیز تغییراتی به­وجود آورد و در نتیجه از لحاظ فرهنگی و زبانی جامعه ناهمگونی پس از این دوره در این مناطق شکل گرفت.[54]

شیرگاه نیز یکی از مناطق مازندران بود که در زمان رضاشاه به سبب عبور خط راه­آهن  و ایجاد کارخانه اشباع تراورسی (قیراندود و تقطیر چوب) رو به توسعه نهاد و در دوره پهلوی دوم روند توسعه آن ادامه یافت و در سال 1342 به شهر تبدیل شد.[55]

زیرآب هم توقفگاه مسافرانِ تهران بود که به گفته بومیان این شهر امارت­سر، رباط­سر و عبدالحق (برگرفته از نام امامزاده­ عبدالحق) نام داشت و پس از احداث ایستگاه راه آهن زیرآب خوانده شد.[56] در نتیجه­ این اقدامات، فرم سکونت‌گاهی و کالبد فضایی منطقه تغییر کرد و فضای جغرافیایی متحول شده­ای از این پس در این محل به­وجود آمد.

با احداث راه‌آهن شمال ـ جنوب، پل‌سفید نیز به یکی از ایستگاه­ها و تعمیرگاه­های قابل توجه راه‌آهن سراسری ایران تبدیل شد.احداث ایستگاه راه‌آهن در پل‌سفید جذب و افزایش جمعیت در این آبادی را به دنبال داشت. پل‌سفید در 1329ش روستایی از دهستان راستوپی از بخش سوادکوه به­شمار می‌رفت و جمعیت آن حدود دوهزار تن بود که شمار قابل توجهی از این جمعیت را خانواده‌های کارگران و کارمندان راه‌آهن تشکیل می‌دادند.[57]

 

4. صنایع و چشم‌انداز‌های روستایی

بیشتر روستاهای مازندران مانند سایر مناطق مشابه در کشور نقش مؤثری در تهیه مواد خام اولیه صنایع داشتند. نیروی کار در این مناطق مواد خام اولیه را برای عرضه به شهرها تولید می­کردند. شهر علاوه بر ایجاد تدارکات لازم برای فرآوری مواد خام اولیه، کارگاه­ها و صنایع را سازمان­دهی می­کرد. شهرها هم‌چنین حمل و نقل و تولید نهایی را بر عهده داشتند؛ برای نمونه محصولاتی مانند پشم و پنبه در روستاهای مازندران تولید و وارد بخش­های صنعتی کارخانجات نساجی و حریربافی شهرهای مختلف مازندران می­شد.[58]

علاوه بر این تا پیش از روی کار آمدن رضاشاه، عمده مردم روستاهای کوهستانی از عشایر و کوچ‌نشین بوده و از دامپروری امرار معاش می‌کردند. با مجموعه اقدامات دولت بسیاری از بومیان ناحیه کوهستانی به جانب جلگه­ها که مقر نوسازی رضاشاهی و شاهد امکانات رفاهی بود، مهاجرت کردند؛[59] از جمله مردم منطقه سوادکوه تا پیش از روی کار آمدن رضاشاه با عشایری کوچ‌نشین بودند که دام­پروری معیشت می‌کردند. اما با تأسیس راه‌آهن و کشف زغال سنگ در کوه­های سوادکوه و استخراج و انتقال آن به وسیله قطار به اصفهان سبک جدیدی در کسب درآمد مردم و تغییر زندگی کوچ‌نشینی به زندگی کارگری شکل گرفت و بر اثر ایجاد تأسیسات متعلق به معادن زغال­سنگ البرز مرکزی و ژاندارمری در آلاشت[60] و زغال­سنگ زیرآب، شیوه­ درآمدی و معیشتی مردم منطقه به­شدت متحول شد.[61]

 

5. مهاجرت و چشم‌انداز روستایی

مهاجرت به عنوان یکی از مهم­ترین عوامل مؤثر در تغییر جمعیتی و ساختار اجتماعی مازندران نقش­آفرین بود. در سال 1304ش جمعیت روستایی ایران حدود 3/9 میلیون نفر و جمعیت شهری ایران حدود 5/2 میلیون نفر تخمین زده شده ­است؛ اما در میانه کار دولت پهلوی اول نرخ جمعیت شهری به سبب مهاجرت از روستاها به نحو چشم­گیری افزایش یافت[62] و فرصت­های شغلی و تسهیلات درمانی در مراکز صنعتی مانند تهران، اصفهان، آبادان و برخی شهرهای کوچک کرانه­های جنوبی دریای خزر برای اشتغال هزاران کارگر صنعتی فراهم آمد؛[63] برای نمونه ﻛﺎرﺧﺎﻧﺠﺎت نساجی و حریربافی شهرهای ﻣﺎزﻧﺪران در آﻏﺎز ﺑﺎ ﻛﻤﺒﻮد نیروی کار متخصص روﺑﻪ­رو ﺑﻮد و رضاشاه برای غلبه بر این کاستی، عده­ای از ﻛﺎرﮔﺮان را ﺑﻪ اﺟﺒﺎر از ﻧﻘﺎط مرکزی اﻳﺮان (شهرضا و یزد) به مازندران انتقال داد.[64] با ورود این کارگران در کنار نیروی کار بومی شهری و روستایی مازندران ساختار اجتماعی این منطقه دست­خوش تغییرات جمعیتی شد.

در کنار مهاجرت به شهرهای مازندارن، پدیده­ مهاجرت از روستا به روستا نیز در این منطقه صورت می­گرفت که نقش مهمی در تغییرات چشم­انداز روستایی مازندران ایفا می­کرد.این مهاجرت‌ها درون­ناحیه­ای یا برون­ناحیه­ای بودند. در مهاجرت برون­ناحیه­ای، مردم از یک روستا به روستایی با مشخصاتی متفاوت مهاجرت می­کنند؛ از جمله می­توان به مهاجرت­های مردم نواحی کوهستانی مازندران به مناطق جلگه­ای اشاره کرد؛ به این معنی که در گذشته به دلایلی چون بالا آمدن آب دریا، شیوع بیماری­های گوناگون در فصل گرما و پایین بودن سطح امکانات بهداشتی، مردم غالبا مناطق کوهستانی را برای زندگی دائم خویش انتخاب می­کردند؛ اما پس از شناخت امکانات زیستی بیشتر در جلگه­ها اولین مهاجرت­ها از نواحی کوهستانی، در فصول مساعد سال، به مناطق جلگه­ای شکل گرفت.[65] در مهاجرت درون ناحیه­ای نیز روستاییان از یک روستا به روستایی دیگر، ولی با همان مشخصات جغرافیایی، مهاجرت می­کنند. غالبا این مهاجرت­ها به دلیل نارضائی از مالکان صورت می­گرفت.[66]

براساس داده­های آماری می­توان روند تغییر جمعیتی و مهاجرت­ها را مشاهده کرد. حرکت انسان­ها از منطقه­ای به منطقه­ دیگر ساخت خانه­های جدید، درآمدهای جدید و سبک زندگی جدیدی را در پی دارد؛ از این‌ رو، با بررسی آمارها می­توان به بخشی از تغییر چشم­اندازهای شهری و روستایی پی برد. درباره مازندران دوره رضاشاه متأسفانه آمارهای جمعیتی دقیقی وجود ندارد؛ چراکه نخستین سرشماری رسمی دولتی در ایران از سال 1335 آغاز شد؛ اما در فرهنگ جغرافیائی ایران که زیرنظر علی رزم­آرا در سال 1325 گردآوری و در سال 1329 منتشر شده، می­توان اطلاعات نزدیک به واقعی از تعداد سکونت­گاه­های روستایی و شهری، جمعیت و شیوه زیست و معیشت مردم استخراج کرد. اگرچه آمار حاصل از گزارش­های رزم­آرا درباره آبادی‌های مازندران در سال 1325 رسمی و کاملا دقیق نیست، می‌تواند به عنوان تنها آمار موجود نزدیک به دوره رضاشاه از جمعیت روستایی مازندران، در تحلیل و مقایسه چشم­انداز زیست و معیشت روستایی مفید باشد. بر اساس این آمار، در این سال تعداد قابل توجهی از سکونت­گاه­های انسانی در نواحی کوهستانی و کوهپایه­ای وجود داشتند. به طوری­که نیمی از آبادی­های برخی مناطق، مانند نوشهر، ساری، شاهی و گرگان در مناطق کوهستانی واقع بود. در مجموع 9/45 درصد آبادی­های مازندران در دوره رضاشاه در نواحی کوهستانی و کوهپایه­ای قرار داشت و این نواحی 15/48 درصد از جمعیت انسانی را دربرداشتند. [67]

 

نتیجه­

چشم­انداز مازندران در دوره پهلوی اول در نتیجه گسترش شهرها و سکونت­گاه­های روستایی تحول یافت؛ چنان‌که بر اساس تغییرات شغلی، صنعتی و مهاجرتی چهره روستاها و کالبد فضایی آنها دگرگون شد. در کنار گسترش فضای جغرافیایی روستاها، تحت تأثیر ماشینی­شدن کشاورزی، ایجاد سازه­های جدیدی مانند ایستگاه­های راه­آهن و احداث زیرساخت­های بندرگاهی شهرهای مازندران هم توسعه یافتند و جریان مهاجرت روستائیان به شهر شکل گرفت. میان تغییر چشم­انداز جغرافیایی مازندران دوره رضاشاه با تحول سبک زیستی و معیشتی مردمان آن رابطه­ای دوسویه وجود دارد؛ پیامد مستقیم تحول سکونت­گاه­های روستایی و شهری در این منطقه، تغییر در شیوه زیست و معیشت ساکنان آن بود. این تغییر خود استمرار تحول سکونت­گاه­های روستایی و شهری را موجب می­شد. عناصر اصلی شکل­دهنده به چشم­انداز جدید مازندران از جمله کشاورزی صنعتی، راه­آهن، صنایع وابسته به شیلات، بندرها و بازارهای واسطه­ای که متأثر از نوسازی رضاشاهی بود، شیوه­های درآمدزایی و معیشتی جدیدی را با خود به همراه آورد.

 

کتابشناسی

آرامرادنژاد، رحیم بردی، «بررسی کارکردها و توانمندی­های شهرهای ساحلی شمال ایران (با تأکید بر بندر ترکمن)»، مجله فضای جغرافیایی، شماره 15، 1385ش.

ابوت، کبث ادوارد، شهرها و تجارت ایران در دوره قاجار، گزارش کنسول ابوت از اقتصاد و جامعه­ ایران (1847- 1866م)، ترجمه سید عبدالحسین رئیس­السادات، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1396ش.

اسلامی کردی، مرضیه، نوسازی­های رضاشاه در شهر شاهی (قائمشهر) و پیامدهای اجتماعی آن، پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشکده ادبیات، زبان­ها و تاریخ، دانشگاه الزهرا، 1393ش.

اشرف، احمد و علی بنوعزیزی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران، ترجمه سهیلا ترابی فارسانی، تهران، نیلوفر، 1386ش.

انوری، امیرهوشنگ، «دریای خزر، طبرستان، گیل و دیلم در نقشه­های دوره اسلامی»، مجموعه مقالات نخستین همایش بین المللی تاریخ محلی مازندران، به کوشش دکتر علی رمضان پاچی، ساری، هاوژین، 1393ش.

 اهلرس، اکارت، ایران، شهر- روستا- عشایر، ترجمه عباس سعیدی، تهران، انتشارات منشی، 1380ش.

ایران، وزارت کشور، نشریه تاریخ تأسیس شهر‌ها 1390ش، ذیل «استان مازندران»؛ لیست تقسمات کشوری- شهرستان (https://moi.ir/portal).

باری­یر، جولیان، اقتصاد ایران (1279- 1349)، مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی، موسسه حسابرسی صنایع ملی سازمان برنامه، تهران، 1363ش.

بهفروز، فاطمه (1374)، زمینه­های غالب در جغرافیای انسانی، چاپ اول، ﺗﻬﺮﺍﻥ، انتشارات دانشگاه ﺗﻬﺮﺍﻥ، 1347ش.

بینایی، قوام­الدین، جغرافیای تاریخی بلده نور، پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، 1370ش.

چاهیان، علی اصغر، «طرح راه‌آهن و مجلس در دوره پهلوی اول»، اسناد بهارستان، برگزیده مقالات دومین نشست تخصصی تاریخ مجلس، 1390ش.

حجازی کناری، سید حسن، پژوهشی در زمینه نام‌های باستانی مازندران، تهران، انتشارات روشنگران، 1372ش.

حسن­نژاد، زمانه، «عوامل موثر بر رشد صنایع نساجی در عصر پهلوی»، مجله پژوهش­نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال سوم، شماره اول، بهار و تابستان 1393.

حسنی، سید رحمان، «پژوهشی در جایگاه شیلات شمال در مناسبات ایران و روسیه با تاکید بر اسناد آرشیوی (1828-1953م)»، فصلنامه پژوهشی تاریخ ایران و اسلام دانشگاه الزهرء، سال بیست‌و‌سوم، دوره جدید، شماره 17، پیاپی 107، 1392.

خسروی، خسرو، جامعه‌شناسی روستایی ایران، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1358ش.

همو، دهقانان خرده­پا، تهران، انتشارات قطره، بی­تا.

خلعتبری، الهیار، پناهی، عباس، «جایگاه تاریخی تنکابن در جغرافیای گیلان و مازندران»، پژوهشنامه دانشکده ادبیات، بی­تا.

دمورگان، ژان ژام، سفرنامه دمورگان، ترجمه جهانگیر قائم­مقامی، تهران، انتشارات طهوری، 1338ش.

دیوسالار، مهرداد، جغرافیای تاریخی مازندران از منظر مکتب چشم­انداز با تأکید بر دوره پهلوی اول، رساله دکتری گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بین­المللی امام خمینی (ره) قزوین، 1398ش.

دیوسالار، مهرداد و دیگران، «چشم­انداز جغرافیایی و کاربست آن در پژوهش­های تاریخی»، پژوهشنامه تاریخ اسلام، سال هشتم، شماره بیست و نهم، بهار 1397.

رهنمایی، محمدتقی، «دولت و شهرنشینی در ایران (مبانی و اصول کلی نظریه­ دولت و شهرنشینی در ایران)»، فصلنامه جغرافیا و برنامه­ریزی منطقه­ای، پاییز و زمستان 1388.

روابط عمومی شرکت سهامی شیلات ایران، «شیلات ایران در یک نگاه»، مجله آبزیان، شماره 17 و 18، فروردین و اردیبهشت، تهران، شرکت سهامی شیلات ایران، 1371 ش.

رزم­آرا، علی، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادی­ها)، جلد سوم، تهران، انتشارات دایره جغرافیائی ستاد ارتش، 1329ش.

سجادی، محمد تقی، تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر، تهران، انتشارات معین، 1378ش.

سعیدی، عباس، ﻣﺒﺎنی جغرافیای روستایی، تهران، انتشارات سمت، 1389ش.

شایان، عباس، مازندران جغرافیای تاریخی و اقتصادی، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی، 1336ش.

صحابی­فرد سنگسری، فرهاد، جغرافیای تاریخی شهر بندرگز و روستاهای تابعه­ آن، تهران، بی­نا، 1372ش.

غفاری، فرخ، شمال ایران، تهران، سازمان جلب سیاحان، 1347ش.

فرهنگ جغرافیایی آبادی­های کشور جمهوری اسلامی ایران، جلد 28، ساری، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1370ش.

 فلور، ویلم،جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران، ترجمه ابوالقاسم سرّی، تهران، انتشارات توس، 1371ش.

گزارش­های ایالات و ولایات از اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران در سال 1310ش، تهیه و تنظیم مرکز اسناد ریاست جمهوری، به کوشش رضا مختاری اصفهانی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، 1383ش.

گلین مقدم، خدیجه، «روند شکل­گیری و گسترش خانه­های دوم در حوزه­های جنگلی- کوهستانی شمال کشور در طی سال­های 1345- 1385»، مطالعات برنامه­ریزی سکونت­گاه­های انسانی، شماره 9، زمستان 1388.

مجد، محمدقلی، رضاشاه و بریتانیا به روایت اسناد وزارت خارجه آمریکا، ترجمه مصطفی امیری، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1389ش.

مرکز آمار ایران، درگاه ملی آمار، سرشماری عمومی نفوس و مسکن: https://www.amar.org.ir/ سرشماری-عمومی-نفوس-و-مسکن/درباره-سرشماری/تاریخچه-سرشماری

مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن: https://amar.sci.org.ir/PlanList.aspx

نادی، زهرا، تحول اقتصاد کشاورزی مازندران در دوره پهلوی اول، پایان­نامه دکتری گروه تاریخ ایران اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانیی، دانشگاه بین­المللی امام خمینی (ره) قزوین، 1396ش.

نادی، زهرا و دیگران، «رشد مناسبات اربابی و تأثیر آن بر زندگی کشاورزان در دوره قاجار (با تأکید بر ایالت­های شمالی ایران)»، فصلنامه پژوهش­های تاریخی، سال 53، دوره جدید، سال 9، شماره 4، زمستان 1396.

نجف­پور، مریم، محجوب، الهه، «تأثیرات صنعت نساجی بر تحولات شهرستان شاهی (قائمشهر) در دوره پهلوی اول (1304- 1320ش)»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تاریخ محلی مازندران، به کوشش علی رمضانی پاچی، مازندران، ساری، انتشارات هاوژین، 1393ش.

وزارت جهاد کشاورزی، ﺳﺎزﻣﺎن تحقیقات ﺗﺮوﻳﺞ آﻣﻮزش و ﻛﺸﺎورزی، تحقیق و ﺗﺪوﻳﻦ اﻟﮕﻮی ﻧﻈﺎم ﻧﻮآوری در  ﺻﻨﻌﺖ شیلات و آﺑﺰی ﭘﺮوری، مجری طرح امیرمسعود صابری، تهران، ﻣؤﺳﺴﻪ تحقیقات ﻋﻠﻮم شیلاتی ﻛﺸﻮر، 1395ش.

یوسفی، صفر، «سیر تحولات شهر نور در بستر تاریخ»، پژوهش­نامه تاریخ، شماره 7، تابستان 1386ش.

یوسفی­نیا، علی­اصغر، تاریخ تنکابن، محال ثلاث (گیلان، مازندران در حیطه اساطیر و تاریخ، گوشه­های ناشناخته از حوادث مشروطه و نهضت جنگل، تاریخ تفصیلی کلاردشت و کجور)، چاپ دوم، تهران، نشر قطره، 1371ش.

Kluiving and Guttmann-Bond, Landscape Archaeology between Art and Science, Amsterdam University Press, 2012, p.1.

Olwig, Kenneth, Recovering the Substantive Nature of Landscape, Annals of the Association of American Geographers 86, 603- 653, 1996.

Renes, Johannes (Hans), (ed.) Part II: “European agricultural landscape history”, G. Pungetti & A. Kruse (eds). European Culture Expressed in Agricultural Landscapes: Perspectives from the EucaL and Project, Roma: Palombi Editori, 73-113, 2010.

Turner, James. G., The Politics of Landscape, Harvard University Press, 1979.

 

 

اسناد:

ساکما (سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران)، سند شماره 98112-293.

ساکما (سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران)، سند شماره 4111-230.

ساکما، (سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران)، سند شماره 16525- 260.

کمام (کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی)، سند شماره 4-6573-22.

 

روزنامه­ها و احصایئه­ها:

احصائیه محصولات فلاحتی ایران، 1310: 154.

احصائیه محصولات فلاحتی ایران، 1310: 160.

اطاق تجارت ایران و آلمان، سال اول، 1315: 24.

اطاق تجارت، سال هفتم، شماره 142، شهریور 1315: 29.

اطلاعات، سال پانزدهم، شماره 4198، 7خرداد 1319: 1.

اطلاعات، سال هفتم، شماره 1888، 16شهریور 1312: 2.

اطلاعات، سال یازدهم، شماره 2853، 20مرداد 1315: 4.

 اطلاعات، سال یازدهم، شماره 3013، 16دی 1315: 4.

ایران، سال سیزدهم، شماره 3022، 30مرداد 1308: 2.

 



[1]. تاریخ دریافت: 11/6/1398؛ تاریخ پذیرش: 16/9/1398

[2]. رایانامه: m.divsalar@edu.ikiu.ac.ir

[3]. رایانامه (مسؤول مکاتبات): mhfarajiha@ISR.ikiu.ac.ir

[4]. رایانامه: mnoormohammadi64@gmail.com

[5]. نک. دیوسالار و دیگران، 53-74.

[6]. نک. سعیدی، 9. امروزه از چشم‌انداز، که از جهانی انسانی‌شده حکایت می‌کند (نک. Turner, 64)، تعاریف اصطلاحی دیگری ارائه شده است که نقطۀ اتصالشان تأکید بر تفاوت‌های چشم‌انداز قدیمی با چشم‌انداز جدید ناشی از تأثیر انسان بر یک جفرافیای مشخص در طول یک بررسی تاریخی بلندمدت است (نک. Olwig, 630-653; Muir,26).

[7]. Renes, 119.

[8]. برای بحثی تفصیلی در این باره نک. دیوسالار و دیگران، 53-74.

[9]. Kluiving and Guttmann-Bond, 11. 

[10]. برای نمونه می‌توان کشف نفت را به‌عنوان یکی از نقاط عطف مهم در چشم‌انداز تاریخی شهر مسجد سلیمان در نظر گرفت (برای تفصیلی در این باره نک. صفایی‌پور و دیگران، 90-112)؛ هم‌چنین برای نمونه‌ای دیگر از این نقاط عطف تأثیرگذار در یک منطقه جغرافیایی (نک. دیوسالار و دیگران، 68-70). 

[11]. خسروی، جامعه شناسی روستایی ایران، 18.

[12]. انوری و دیگران، 155.

[13]. حسن‌نژاد، 59.

[14]. خسروی، دهقانان خرده­پا، 23-24.

[15]. برای نمونه حزب توده از جمله احزابی بود که در دورۀ پهلوی به بسط فعالیت در روستاهای مازندران توجه نمود (یوسفی­نیا، 619). پس از این حزب، احزاب دولتی و گروهک­های سیاسی فعال در دهه­ آخر سلطنت پهلوی دوم در روستاها نیز فعال بودند.

[16]. نادی و دیگران، 165؛ اشرف و بنوعزیزی، 103.

[17]. کشاورزی سنتی اینها بود: 1. کشاورزی کوچنده: مردمان ساکن در اراضی پست و تپه‌ماهوری به این نوع از سیستم کشاورزی مبادرت می‌ورزیدند که به نام زراعت کوچنده یا جا‌به‌جا‌شونده موسوم است (بهفروز، 258). 2. گله‌داری شبانی: از مشخصات عمده این نوع گله‌داری، جابه‌جایی دائمی مردم با دام‌هایشان بود که به‌منظور دسترسی به علوفه برای چرای دام، چوپانان به‌صورت گروهی بین اراضی پست جلگه‌ای و حتی اراضی میان‌بند جنگلی تپه‌ماهوری کوهپایه‌ای در زمستان و اراضی کوهستانی در تابستان جا‌به‌جا می‌شدند (همو، 259). 3. زراعت بدون ساکن: این نوع از کشاورزی در ارتفاعات و دره‌های کوهستانی انجام می‌شد. زارعان این نوع سیستم در ارتفاعات و دره‌های کوهستانی، جلگه‌های رودخانه‌ای را با مهارت خوبی مورد بهره‌برداری قرار می‌دادند (همو، 260). 4. زراعت غرقابی: با اقدامات انجام شده از سوی دولت مدرن در ایجاد چشم‌اندازهای کشت برنج، مردم مازندران به کشت این محصول روی آوردند. آنها با قطع و سوزاندن بیشه­زارها، این اراضی را مورد بهره­بری زراعی قرار دادند. کشاورزان روستایی مناطق مرطوب و جلگه­ای، با اهتمام به کشت برنج، نوعی کشاورزی خاصی را توسعه دادند که به­نام زراعت برنج آبی یا غرقابی موسوم شد (همو، 262). 5. تولید غله روستایی و گله­داری: در نواحی کشاورزی سرد و خشک که از لحاظ اقلیمی برای کشت غرقابی برنج نامناسب بود، کشاورزی غله روستایی و دامداری متداول بوده که براساس تولید غلات نانی و نگهداری از دام­های چرایی متکی است (همو، 263).

[18]. تولید محصول در مزارع و تبدیل و تصفیه صنعتی آنها در کارخانه­ها مانند پرورش نیشکر در مزرعه و تبدیل نیشکر به شکر در کارخانه و نیز کشت پنبه در مزرعه و تبدیل آن به نخ و پارچه در کارخانه­های ریسندگی، حریربافی و نساجی مازندران از مشخصات سیستم کشت تک­محصولی به­شمار می­آید (همو، 273).

[19]. باغداری بازاری از دیگر انواع کشاورزی تجاری است. این نوع باغداری در زمینه­ کشت متمرکز بر میو­جات، سبزی­جات و تاکستان­ها تخصص دارند و نگهداری از دام در بین آنها مرسوم نیست (همو، 278). 

[20]. کشاورزان اغلب به کشت گندم، برنج و ذرت مشغول‌اند. استفاده از وسایل ماشینی و مکانیکی، زارعان غله تجاری را قادر ساخته تا یک واحد اقتصادی بزرگی به­وجود بیاورند. امکان داشتن زمین­های بزرگ زیر کشت غله و بهره­گیری از تجهیزات مدرن کشاورزی، سبب ایجاد کشت در واحدهای بزرگ اقتصادی گردید. این نوع از کشاورزی را در اصطلاح کشت و صنعت نیز می­نامند (همو، 281).

[21]. Haris متخصص آمریکایی که در دولت پهلوی اول برای اصلاحات کشاورزی به مازندران سفر کرد (نادی، 135).

[22]. سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، سند شماره 4111-230.

[23]. ایران، سال سیزدهم، شماره 3022، 30مرداد 1308: 2؛ هم‌چنین برای نمونه‌ای دیگر نک. اطلاعات، سال پانزدهم، شماره 4198، 7خرداد 1319: 1.

[24]. اطلاعات، سال یازدهم، شماره 2853، 20مرداد 1315: 4.

[25]. نک. گزارش ایالات و ولایات...، 144.

[26]. نک. اطلاعات، سال هفتم، شماره 1888، 16شهریور 1312: 2.

[27]. اطاق تجارت، سال هفتم، شماره 142، شهریور 1315: 29؛ اطلاعات، سال یازدهم، شماره 3013، 16دی 1315: 4.

[28]. نک. اطاق تجارت ایران و آلمان، سال اول، 1315: 24.

[29]. شایان، 1/43.

[30]. احصائیه محصولات فلاحتی ایران، 1310: 154 و 160.

[31]. سجادی، 396.

[32]. احصائیه محصولات فلاحتی ایران، 1310: 154 و 160؛ ساکما، سند شماره 16525- 260.

[33]. درگاه ملی آمار، سرشماری عمومی نفوس و مسکن.

[34]. برای آگاهی تفصیلی از تغییرات در زیرساخت­های روستایی مازندران نک. اطلاعات آماری سرشماری عمومی نفوس و مسکن قابل دسترس در آدرس زیر: https://amar.sci.org.ir/PlanList.aspx

[35]. صابری، 35.

[36]. روابط عمومی شرکت سهامی شیلات ایران، 21؛ برای اطلاعات بیشتر درباره امتیاز شیلات شمال در دوره قاجاریه نک. حسنی، 70-91.

[37]. صابری، 40- 41.

[38]. روابط عمومی شرکت سهامی شیلات ایران، 12.

[39]. نوشهر روستای بزرگی بود که تا قرن نهم هجری خواج یا خواجک یا خواچک نامیده می­شد و به سبب قرارگرفتن در کنار دریا و رفت و آمد کشتی­های بازرگانی، مورد توجه حبیب الله­خان سردار خلعتبری قرار گرفت؛ بعدها، به دلیل فعالیت‌های عمرانی حبیب­الله­خان به حبیب­آباد معروف شد. در سال 1305 به «دهنو» تغییر نام داد و در سال 1311 عملیات احداث تأسیسات بندری آغاز شد و در سال 1318 پایان یافت. در این زمان و با ایجاد بندر نوشهر و سلسله اقداماتی عمرانی با هویت شهری در کنار بافت روستائی به نوشهر تغییر نام یافت (نک غفاری، 129).

[40]. Borax

[41]. Agrem

[42]. دیوسالار، 287.

[43]. بندرشاه (ترکمن) در 36 کیلومتری باختر شهر گرگان و انتهای راه­آهن سراسری کشور در بخش خاوری خلیج گرگان روبه­روی رأس شبه­جزیره میان­کاله و کنار دریای خزر قرار گرفته ­است (نک. دیوسالار، 290).

[44]. دمورگان،  139.

[45]. دیوسالار، 86.

[46]. رهنمایی، 24.

[47]. صحابی­فرد سنگسری، 34.

[48]. ابوت، 107.

[49]. مرکز آمار ایران، سرشماری شهر گرگان. https://amar.sci.org.ir/PlanList.aspx

[50]. دیوسالار، 288- 291.

[51]. برای اطلاع از بخشی از تلاش‌های انجام‌شده برای ایجاد خط آهن در دوره قاجاریه و پهلوی اول نک. چاهیان، 72-95.

[52]. نجف­پور و محجوبی، 582.

[53]. آرامرادنژاد، 57، 65

[54]. دیوسالار، 290.

[55]. ایران. وزارت کشور، نشریه تاریخ تأسیس شهر‌ها 1390ش، ذیل «استان مازندران»؛ لیست تقسمات کشوری-شهرستان» http://portal2.moi.ir/Portal... .

[56]. حجازی کناری، 182-183.

[57]. مرکز آمار ایران.

[58]. اهلرس، 237.

[59]. دیوسالار، 289.

[60]. فرهنگ جغرافیایی آبادی­های کشور، 28/ 14.

[61]. همان، 279.

[62]. باری­یر، 27.

[63]. فلور، 26-29.

[64]. مجد، 92.

[65]. گلین مقدم، 198.

[66]. برای نمونه نک. ساکما، سند شماره 98112-293؛ کمام، سند شماره 4-6573-22.

[67]. این آمار  بر اساس اطلاعات آماری فرهنگ جغرافیائی ایران زیر نظر علی رزم­آرا توسط نگارندگان تهیه شده است.

آرامرادنژاد، رحیم بردی، «بررسی کارکردها و توانمندی­های شهرهای ساحلی شمال ایران (با تأکید بر بندر ترکمن)»، مجله فضای جغرافیایی، شماره 15، 1385ش.

ابوت، کبث ادوارد، شهرها و تجارت ایران در دوره قاجار، گزارش کنسول ابوت از اقتصاد و جامعه­ ایران (1847- 1866م)، ترجمه سید عبدالحسین رئیس­السادات، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1396ش.

اسلامی کردی، مرضیه، نوسازی­های رضاشاه در شهر شاهی (قائمشهر) و پیامدهای اجتماعی آن، پایان­نامه کارشناسی ارشد، دانشکده ادبیات، زبان­ها و تاریخ، دانشگاه الزهرا، 1393ش.

اشرف، احمد و علی بنوعزیزی، طبقات اجتماعی، دولت و انقلاب در ایران، ترجمه سهیلا ترابی فارسانی، تهران، نیلوفر، 1386ش.

انوری، امیرهوشنگ، «دریای خزر، طبرستان، گیل و دیلم در نقشه­های دوره اسلامی»، مجموعه مقالات نخستین همایش بین المللی تاریخ محلی مازندران، به کوشش دکتر علی رمضان پاچی، ساری، هاوژین، 1393ش.

 اهلرس، اکارت، ایران، شهر- روستا- عشایر، ترجمه عباس سعیدی، تهران، انتشارات منشی، 1380ش.

ایران، وزارت کشور، نشریه تاریخ تأسیس شهر‌ها 1390ش، ذیل «استان مازندران»؛ لیست تقسمات کشوری- شهرستان (https://moi.ir/portal).

باری­یر، جولیان، اقتصاد ایران (1279- 1349)، مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی، موسسه حسابرسی صنایع ملی سازمان برنامه، تهران، 1363ش.

بهفروز، فاطمه (1374)، زمینه­های غالب در جغرافیای انسانی، چاپ اول، ﺗﻬﺮﺍﻥ، انتشارات دانشگاه ﺗﻬﺮﺍﻥ، 1347ش.

بینایی، قوام­الدین، جغرافیای تاریخی بلده نور، پایان نامه کارشناسی ارشد تاریخ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز، 1370ش.

چاهیان، علی اصغر، «طرح راه‌آهن و مجلس در دوره پهلوی اول»، اسناد بهارستان، برگزیده مقالات دومین نشست تخصصی تاریخ مجلس، 1390ش.

حجازی کناری، سید حسن، پژوهشی در زمینه نام‌های باستانی مازندران، تهران، انتشارات روشنگران، 1372ش.

حسن­نژاد، زمانه، «عوامل موثر بر رشد صنایع نساجی در عصر پهلوی»، مجله پژوهش­نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال سوم، شماره اول، بهار و تابستان 1393.

حسنی، سید رحمان، «پژوهشی در جایگاه شیلات شمال در مناسبات ایران و روسیه با تاکید بر اسناد آرشیوی (1828-1953م)»، فصلنامه پژوهشی تاریخ ایران و اسلام دانشگاه الزهرء، سال بیست‌و‌سوم، دوره جدید، شماره 17، پیاپی 107، 1392.

خسروی، خسرو، جامعه‌شناسی روستایی ایران، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1358ش.

همو، دهقانان خرده­پا، تهران، انتشارات قطره، بی­تا.

خلعتبری، الهیار، پناهی، عباس، «جایگاه تاریخی تنکابن در جغرافیای گیلان و مازندران»، پژوهشنامه دانشکده ادبیات، بی­تا.

دمورگان، ژان ژام، سفرنامه دمورگان، ترجمه جهانگیر قائم­مقامی، تهران، انتشارات طهوری، 1338ش.

دیوسالار، مهرداد، جغرافیای تاریخی مازندران از منظر مکتب چشم­انداز با تأکید بر دوره پهلوی اول، رساله دکتری گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکده علوم و تحقیقات اسلامی، دانشگاه بین­المللی امام خمینی (ره) قزوین، 1398ش.

دیوسالار، مهرداد و دیگران، «چشم­انداز جغرافیایی و کاربست آن در پژوهش­های تاریخی»، پژوهشنامه تاریخ اسلام، سال هشتم، شماره بیست و نهم، بهار 1397.

رهنمایی، محمدتقی، «دولت و شهرنشینی در ایران (مبانی و اصول کلی نظریه­ دولت و شهرنشینی در ایران)»، فصلنامه جغرافیا و برنامه­ریزی منطقه­ای، پاییز و زمستان 1388.

روابط عمومی شرکت سهامی شیلات ایران، «شیلات ایران در یک نگاه»، مجله آبزیان، شماره 17 و 18، فروردین و اردیبهشت، تهران، شرکت سهامی شیلات ایران، 1371 ش.

رزم­آرا، علی، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادی­ها)، جلد سوم، تهران، انتشارات دایره جغرافیائی ستاد ارتش، 1329ش.

سجادی، محمد تقی، تاریخ و جغرافیای تاریخی رامسر، تهران، انتشارات معین، 1378ش.

سعیدی، عباس، ﻣﺒﺎنی جغرافیای روستایی، تهران، انتشارات سمت، 1389ش.

شایان، عباس، مازندران جغرافیای تاریخی و اقتصادی، چاپ دوم، تهران، انتشارات علمی، 1336ش.

صحابی­فرد سنگسری، فرهاد، جغرافیای تاریخی شهر بندرگز و روستاهای تابعه­ آن، تهران، بی­نا، 1372ش.

غفاری، فرخ، شمال ایران، تهران، سازمان جلب سیاحان، 1347ش.

فرهنگ جغرافیایی آبادی­های کشور جمهوری اسلامی ایران، جلد 28، ساری، تهران، سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1370ش.

 فلور، ویلم،جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران، ترجمه ابوالقاسم سرّی، تهران، انتشارات توس، 1371ش.

گزارش­های ایالات و ولایات از اوضاع اجتماعی و اقتصادی ایران در سال 1310ش، تهیه و تنظیم مرکز اسناد ریاست جمهوری، به کوشش رضا مختاری اصفهانی، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، 1383ش.

گلین مقدم، خدیجه، «روند شکل­گیری و گسترش خانه­های دوم در حوزه­های جنگلی- کوهستانی شمال کشور در طی سال­های 1345- 1385»، مطالعات برنامه­ریزی سکونت­گاه­های انسانی، شماره 9، زمستان 1388.

مجد، محمدقلی، رضاشاه و بریتانیا به روایت اسناد وزارت خارجه آمریکا، ترجمه مصطفی امیری، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، 1389ش.

مرکز آمار ایران، درگاه ملی آمار، سرشماری عمومی نفوس و مسکن: https://www.amar.org.ir/ سرشماری-عمومی-نفوس-و-مسکن/درباره-سرشماری/تاریخچه-سرشماری

مرکز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسکن: https://amar.sci.org.ir/PlanList.aspx

نادی، زهرا، تحول اقتصاد کشاورزی مازندران در دوره پهلوی اول، پایان­نامه دکتری گروه تاریخ ایران اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانیی، دانشگاه بین­المللی امام خمینی (ره) قزوین، 1396ش.

نادی، زهرا و دیگران، «رشد مناسبات اربابی و تأثیر آن بر زندگی کشاورزان در دوره قاجار (با تأکید بر ایالت­های شمالی ایران)»، فصلنامه پژوهش­های تاریخی، سال 53، دوره جدید، سال 9، شماره 4، زمستان 1396.

نجف­پور، مریم، محجوب، الهه، «تأثیرات صنعت نساجی بر تحولات شهرستان شاهی (قائمشهر) در دوره پهلوی اول (1304- 1320ش)»، مجموعه مقالات همایش بین المللی تاریخ محلی مازندران، به کوشش علی رمضانی پاچی، مازندران، ساری، انتشارات هاوژین، 1393ش.

وزارت جهاد کشاورزی، ﺳﺎزﻣﺎن تحقیقات ﺗﺮوﻳﺞ آﻣﻮزش و ﻛﺸﺎورزی، تحقیق و ﺗﺪوﻳﻦ اﻟﮕﻮی ﻧﻈﺎم ﻧﻮآوری در  ﺻﻨﻌﺖ شیلات و آﺑﺰی ﭘﺮوری، مجری طرح امیرمسعود صابری، تهران، ﻣؤﺳﺴﻪ تحقیقات ﻋﻠﻮم شیلاتی ﻛﺸﻮر، 1395ش.

یوسفی، صفر، «سیر تحولات شهر نور در بستر تاریخ»، پژوهش­نامه تاریخ، شماره 7، تابستان 1386ش.

یوسفی­نیا، علی­اصغر، تاریخ تنکابن، محال ثلاث (گیلان، مازندران در حیطه اساطیر و تاریخ، گوشه­های ناشناخته از حوادث مشروطه و نهضت جنگل، تاریخ تفصیلی کلاردشت و کجور)، چاپ دوم، تهران، نشر قطره، 1371ش.

Kluiving and Guttmann-Bond, Landscape Archaeology between Art and Science, Amsterdam University Press, 2012, p.1.

Olwig, Kenneth, Recovering the Substantive Nature of Landscape, Annals of the Association of American Geographers 86, 603- 653, 1996.

Renes, Johannes (Hans), (ed.) Part II: “European agricultural landscape history”, G. Pungetti & A. Kruse (eds). European Culture Expressed in Agricultural Landscapes: Perspectives from the EucaL and Project, Roma: Palombi Editori, 73-113, 2010.

Turner, James. G., The Politics of Landscape, Harvard University Press, 1979.

 

 

اسناد:

ساکما (سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران)، سند شماره 98112-293.

ساکما (سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران)، سند شماره 4111-230.

ساکما، (سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران)، سند شماره 16525- 260.

کمام (کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی)، سند شماره 4-6573-22.

 

روزنامه­ها و احصایئه­ها:

احصائیه محصولات فلاحتی ایران، 1310: 154.

احصائیه محصولات فلاحتی ایران، 1310: 160.

اطاق تجارت ایران و آلمان، سال اول، 1315: 24.

اطاق تجارت، سال هفتم، شماره 142، شهریور 1315: 29.

اطلاعات، سال پانزدهم، شماره 4198، 7خرداد 1319: 1.

اطلاعات، سال هفتم، شماره 1888، 16شهریور 1312: 2.

اطلاعات، سال یازدهم، شماره 2853، 20مرداد 1315: 4.

 اطلاعات، سال یازدهم، شماره 3013، 16دی 1315: 4.

ایران، سال سیزدهم، شماره 3022، 30مرداد 1308: 2.