نقدی بر مقاله «دهستان یثرب/مدینه در دوره پیامبر بر پایه شواهد و قرائن سده‌های نخست هجری»

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه معارف اسلامی دانشگاه علوم پزشکی مازندران


عنوان مقاله [English]

The Village of Yathrib/Medina in the Prophet Era; Based on the First Centuries A.H. Evidences”: A Critical Appraisal

نویسنده [English]

  • mostafa moallemi
Department of Islamic thoughts, faculty of medicine, Mazandaran university of medical sciences

 

نقدی بر مقاله «دهستان یثرب/مدینه در دوره پیامبر بر پایه شواهد و قرائن سده‌های نخست هجری»

مصطفی معلمی[1]

استادیار دانشگاه علوم پزشکی، مازندران، ایران

 

آن‌چه در ادامه خواهد آمد تأملات و تبیین‌هایی درباره مقاله «دهستان یثرب/مدینه در دوره پیامبر بر پایه شواهد و قراین سده‌های نخست هجری» است که در نیمسال‌نامه تاریخ و تمدّن اسلامى (سال چهاردهم، شماره بیست و هفتم، بهار و تابستان 1397، ص3-21) به چاپ رسیده ‌است. مقاله یاد‌شده بررغم تازگی‌اش در انتخاب موضوع و تلاش ستودنی نویسنده محترم آن در بازشناسی مدینة‌النبی(ص) در روزگار بنای اولیه دارای ضعف‌های جدی در وجوه متعدد ازجمله ارجاعات و استنادات است. فرضیه‌ نویسنده نیز سده‌ها پیش از نویسنده در متون متعدد کهن مطرح شده است و نمی‌توان آن را نوآوری و یا تحلیلی تازه از آنِ نویسنده معاصر تلقی کرد؛ اما بنیادی‌ترین نارسایی مقاله بی‌توجهی به وجه تمدن‌سازانه اقدام پیامبر(ص) در تغییر نام یثرب و اصرار ناموجّه نویسنده بر تداوم بخشی به هویت روستایی مکان زندگی پیامبر(ص) بررغم «مدینه» خوانی محل مهاجرت ایشان(ص) از سوی قرآن کریم است.

برای حفظ امانت و این‌که خوانندگان محترم به بهترین وجه سخن نویسنده مقاله را در نظر داشته باشند تا اشکالات آن را دریابند، تلاش شده در هر مورد نخست عباراتی از مقاله عینا آورده شود و سپس تأملات و تبیین‌های لازم ارائه گردد.

نویسنده در چکیده آورده است: «مسجد پیامبر در مرکز شهر، وجود بارو و دروازه در پیرامون آن و هم چنین ترجمه واژه مدینه به "شهر" این تلقی را ایجاد کرده که مدینة النبی شهر بوده است».[2] از جمله فوق برمی‌آید گویا ترجمه مدینه به «شهر» نادرست بوده است و  می‌بایست واژه دیگری برای آن به‌کار گرفته‌ می‌شد و حال آن‌که نویسنده نیز تا پایان مقاله معادل دیگری برای «مدینه» ارائه نکرده است.

در مقدمه چنین آمده است: «مدینه بازسازی شده عصر پیامبر از سوی تاریخ‌دانان تصویری شهر گونه از مدینه ارائه کرده است؛ شهری که پیامبر بسان بسیاری از نام‌های دیگری که تغییر داد، آن را مدینه خواند».[3] در این‌جا به دو نویسنده از قرن چهارم و هفتم هجری استناد کرده است. در ادامه نیز آمده: «در این تصویر روستاهایی هم در اطراف شهر مدینه در نظر گرفته شده است. گویی پیامبر در حرکت از قبا به سمت مدینه، او از روستای قبا وارد شهر مدینه شده است. در لشکرکشی‌های پیامبر علیه بنی قریظه و بنی نضیر نیز همین تلقی پدید می‌آید؛ گویی پیامبر از شهر مدینه به یکی از روستاهای پیرامونی آن لشکر کشیده است[4] و برای این مطلب به واقدی (د. 207ه‍) ارجاع داده است. تقدّم و تأخّر در این عبارت به گونه‌ای است که نویسنده برای تثبیت یک مطلب به منابعی از سده‌های چهارم و هفتم استناد کرده آن‌گاه مطلبی دیگر را که در سده دوم و سوم هجری نوشته شده مبتنی بر  آن دانسته و این از قبیل تقدم معلول بر علت است.

نویسنده در ادامه نوشته است: ذهنیت روستاهای پیرامون شهر مدینه ناخواسته بر دیگر نگاشته‌های اسلامی تأثیر نهاده است؛ به عنوان نمونه این روایت که «پیامبر احکامی را به روستاهای انصار ابلاغ کرد» در منابع متقدم دیگر به صورت «پیامبر احکامی را به روستاهای انصار که اطراف مدینه بودند، ابلاغ کرد» تغییر یافته است.[5] برای عبارت نخست که فاقد «اطراف مدینه» است به ابن راهویه (د.238ه‍)، ابن‌حنبل (د.241ه‍) و بخاری (د.256ه‍) ارجاع داده است و برای عبارت حاوی «اطراف مدینه» به منابعی پس از منابع یاد شده استناد کرده تا ادعای خویش (تغییر در سده‌های بعد) را اثبات نماید، ازجمله مسلم (د.261ه‍)؛ ابن خزیمة (د.311ه‍)؛ ابن حبان (د.354ه‍) و ...، و حال آن‌که ابن حنبل (د.241ه‍) همان روایت را با عبارت «حول المدینه» نیز آورده است.[6] بنابراین ادعای نویسنده مبنی بر تغییر و یا ایجاد ذهنیت در گذر ایام با استناداتی که آورده، اثبات نمی‌شود.

نویسنده در تبیین محور اصلی بحث نوشته است: «شواهد موجود پژوهشگر را در برابر چند گزینه قرار می‌دهد؛ نخست آن‌که مدعی شود همه این طوایف در روستاهایی کوچک، مشابه و متقارب زندگی می‌کرده‌اند و یثرب مجموعه‌ای از روستاها بوده است. بر اساس گزینه‌ای دیگر، در این منطقه شهری به نام یثرب وجود داشته که تنها برخی طوایف خزرجی در آن زندگی می‌کردند و دیگر خزرجیان و عموم اوسیان و یهودیان در روستاهای پیرامونی مدینه سکونت داشتند و گزینه آخر آن که گفته شود یثرب شهری بوده است که سکونت‌گاه‌های پراکنده‌ای را که کیلومترها باهم فاصله داشته‌اند، دربرمی‌گرفته است».[7] وی در ادامه گزینه نخست را، مبتنی بر مطالب پیشگفته‌اش، پذیرفته است. نویسنده برای توجیه انتخاب خویش عبارت «روستاهای یثرب» را مطرح نموده و ادعا نموده در منابع کهن به این عبارت تصریح شده است؛ اما در ادامه‌ همین ادعا تعبیر «قری الانصار» را پیش کشیده و پی‌در‌پی آن را با روستاهای یثرب یکی دانسته است. مراجعه به  ارجاعات نویسنده نشان می‌دهد هیچ منبعی عبارت «قری یثرب» ندارد و تمام ارجاعات «قری الانصار» دارد.[8]  جای تعجب است که نویسنده ادعای «تصریح» کرده، ولی نتوانسته یک ارجاع ارایه دهد  که در آن تعبیر «قری یثرب» آمده باشد.

در مهم‌ترین بخش مقاله آمده است: منشأ اصلی «محله» تلقی کردن «سکونت‌گاه‌های انصار» نخستین بار از ترجمه آزاد گزارش ابن اسحاق (د.151ھ) از مسیر مهاجرت پیامبر به مدینه ناشی شده است.[9] نویسنده یک منبع معاصر را منشأ اصلی معرفی کرده است و بنابراین انتظار نمی‌رود هیچ منبع دیگر تلقی محله بودن را مطرح کرده باشد. با این حال ابن کثیر (د.774ه‍) هریک از سکونت‌گاه‌های انصار را  «محله مستقل» خوانده است.[10]

در جایی از مقاله نوشته شده: ذهبی از معدود مورخانی است که تصور درست تری از یثرب پیش از اسلام دارد. او در تاریخ الاسلام گفته است که «در آن هنگام [عصر پیامبر] هنوز یثرب شهر نشده بود و روستاهایی پراکنده بود».[11] نویسنده به الاعلاق النفیسه نیز در اثبات این معنا استناد کرده است. قابل ذکر است که ابن حزم (د.456ه‍) سه سده پیش از ذهبی (د.748ه‍) نوشته است که پیامبر(ص) آن زمان که به «مدینه» آمد، مدینه روستاهای کوچک جدا از هم بوده است.[12] طرفه آن که ابن رسته (زنده به سال290ه‍) یثرب را امّ القری این روستاها خوانده است.[13] سخن ابن رسته آن‌چه را نویسنده مقاله در صدد اثباتش بوده، یعنی یثرب مجموعه‌ای از روستاها بوده است، از اساس مردود می‌شمرد.

مهم‌تر این‌که نتیجه مقاله با چکیده و روند کلی مقاله هم‌خوانی ندارد. در نتیجه آمده که: «ظهور سکونت‌گاهی به نام "شهر مدینه" در واقع پس از هجرت، در پیرامون "دار" بنی مالک بن النجار، یعنی اقامت‌گاه پیامبر(ص) و مسجد منسوب به او، به تدریج شکل گرفته و توسعه یافته و بعدها دو بارو گرد آن احداث شده است».[14] روند مقاله به گونه‌ای است که در آستانه ظهور اسلام و حتی در دوره حضور پیامبر(ص) در یثرب پذیرش چیزی به نام «شهر» فاقد توجیه کافی است و باید یثرب را روستاهایی در کنار یکدیگر دانست. بنابراین آن‌چه در نتیجه مقاله بیان شده نوعی سردرگمی از حیث زمان شهر شدن مدینه را نشان می‌دهد و از سوی دیگر نیز بوی تردید نویسنده در قبول و یا ردّ شهریت از آن استشمام می‌شود.   

نویسنده مقاله دیگری از خویش را به عنوان تنها پژوهش قابل اعتنا در زمینه اثبات روستایی بودن بافت مدینة النبی(ص) معرفی نموده است. به این مناسبت باید اشاره نمود که نویسنده در آن مقاله ادعای نموده که «نام "مدینه منوره" در منابع متقدم اعم از منابع جغرافیانگارانه و متأخر به کار نرفته است، به نظر می‌رسد کاربرد این نام به دوره معاصر باز می‌گردد».[15] این ادعا با جست‌وجو در منابع متقدم رنگ می‌بازد؛ زیرا برخلاف ادعای نویسنده تعبیر «مدینه منوره» در آن منابع مکرر دیده می‌شود.[16] نویسنده در بخش نتیجه از همان مقاله آورده است: یکی از روستاهای طایفه بنی نجار از قبیله خزرج با هجرت پیامبر اهمیت بیشتری یافت. این روستا سکونت‌گاه پیامبر بود و مسجد نبوی هم در کنار آن ساخته شد. علاوه براین اداره امورحکومتی نیز در همین روستا صورت می‌گرفت.[17] در متن مقاله  از بنونجار یاد نشده است پس چگونه می‌توان در نتیجه از چیزی سخن گفت که مسبوق به اشاره قبلی نبوده است؟

به نظر نگارنده این سطور، آن‌چه در مقاله کنونی مورد نقد، بیش از هر چیزی تعجب برانگیزتر است بی توجهی نویسنده مقاله به کاربرد واژه مدینه در قرآن در اشاره به یثرب است.[18] هم‌چنین نحوه انتخاب سکونت‌گاه و مسجد پیامبر(ص) که با امری خارق‌العاده همراه بوده[19] شایسته توجه و تحلیلی دقیق بوده که نویسنده از آن غفلت کرده است.

قرآن کریم چهار بار از مدینه‌ای سخن گفته که سکونت‌گاه پیامبر(ص) بوده است.[20] آیا نویسنده مقاله از خود نپرسیده که چرا خداوند حکیم از سکونت‌گاه پیامبرش با نام مدینه یاد کرده است؟ نویسنده در هر دو مقاله خویش اصرار دارد تا مدینه را روستا دانسته و یثرب را نیز مجموعه‌ای از روستاها بداند. آیا خداوند تکریما و تشریفا روستای زیستگاه پیامبر را «مدینه» نامیده است؟ تدبّر در موارد کاربرد واژه «مدینه»[21] در قرآن کریم نشان می‌دهد یثرب و مدینه دو نام برای یک چیز است. بنابراین چه یثرب را یکی از روستاها بدانیم و چه این‌که بگوییم مجموعه‌ای از روستاها یثرب نام داشته در هر صورت یثرب «مدینه» بوده است.

دقت و تعمق در اقدامات پیامبر(ص) در زیستگاه تازه‌اش به وضوح نشان می‌دهد که آن حضرت(ص) در حال جامعه‌سازی و پایه‌گذاری تمدنی نوین بوده‌ است. تهیه پیمان‌نامه عمومی برای ساکنان زیستگاه جدید، تعریف نوع رابطه با یهودیان، برقراری پیمان برادری میان مهاجر و انصار و مهم‌تر از همه پی‌ریزی یک شهر جدید که در ادامه به آن پرداخته خواهد شد، همگی اجزای یک برنامه جامع تمدن‌ساز بوده است.

چرا باید زیستگاه پیامبر(ص) را شتری تعیین کند که از جانب خداوند ماموریت یافته بوده است؟[22] آیا صرفا برای پرهیز از نزاع‌های طایفه‌ای چنین شده است؟ به نظر امری مهم‌تر باید دلیل این اتفاقات باشد. پیامبر(ص)، پس از اقامت در منزل ابوایوب انصاری، بنی‌نجار را فراخواند و از آنان خواست تا زمین‌هایی را به ایشان بفروشند. بنونجار آن زمین‌ها را در راه خدا به ایشان هبه کردند. این زمین‌ها شامل قبرستانی کهنه، زمین کشاورزی، برکه آب[23] و نخلستان بود. دستور داده شد تا همه را برای ساخت مسجد،[24] خانه‌های پیامبر(ص) و اقامتگاه مهاجران بی خانمان آماده سازند. زمین دو کودک یتیم که تحت سرپرستی بنی‌نجار بودند نیز در میان همین زمین‌ها قرار داشت که بهای آن مستقلا پرداخت شد. بنابراین باید پذیرفت که پیامبر(ص) با خرید زمین‌های نسبتا وسیع بنیان شهری هرچند کوچک را پی‌ریزی نمود.[25]

درستی کاربرد واژه «مدینه» برای زیستگاه تازه پیامبر(ص) و سایر مهاجرین و انصار زمانی روشن می گردد که به فرهنگنامه واژگان عربی رجوع شود. خلیل بن احمد (د.170ه‍) در بیان معنای واژه «مدینه» نوشته است: «کُلُّ ارضٍ یُبنَی بِها حِصنٌ فی اُصطُمَّتِها فَهُوَ مَدینَتُها».[26] پیامبر(ص) در سکونت‌گاه بنی نجار استقرار یافت و این سکونت‌گاه دارای حصنی(دژ) بوده که از عبارت خلیل برمی‌آید که تنها دژ خزرجیان پیش از هجرت پیامبر(ص) بوده است.[27] اقدامات پیامبر(ص) در سکونت‌گاه بنی نجار را که پیشینه چشم‌گیر در مواجهه با بنی امیه و مخالفین بنی هاشم در دوره جاهلی داشتند[28] باید در جهت پی‌ریزی جامعه جدید با مرکزیت شهری نوبنیاد  ارزیابی کرد. چه یثرب نام سرزمینی با روستاهای متعدد نزدیک به یکدیگر بوده[29] و یا این که سکونت‌گاه بنونجار یثرب نام داشته که پیامبر(ص) نامش را تغییر داد. به هر روی، مدینه به‌عنوان شهری تازه تأسیس به عنوان پایتخت مدنیّت نوین اسلامی معرفی شد و خداوند نیز این بنیان را پذیرفت و مسلمانان نیز این پدیده نوظهور را پذیرفتند و به آن رسمیت دادند؛ ولی کفار، منافقین و یهودیان ترجیح می‌دادند مدنیت مدینه را به رسمیت نشناسند و هم‌چنان آن را یثرب بخوانند تا با نام‌گذاری جدید پیامبر(ص) مخالفت ورزیده و طعنه به روستایی بودنش بزنند.[30]

نویسنده محترم مقاله مورد بحث با در دست گرفتن تعریفی از مدینه[31] چنین پنداشته که تنهای الگوی شهرشناختی همین است و هر کجا که شهر خوانده می‌شود باید منطبق بر این الگو باشد و حال آن‌که الگو شهرشناختی یقینا بسته به زمان و اقلیم متغیّر است. امروزه شهرهای چند میلیونی با سازه‌های متنوع به همان نسبت شهر نامیده می‌شوند که شهرهای کوچک چند ده هزار نفری. نویسنده بی آن‌که روایی و اعتبار الگوی خویش را محک زده باشد آن را معیاری برای میزان مدنیت «مدینه» تلقی نموده است.

 

کتابشناسی

آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی، تحقیق علی عبدالباری عطیه، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1415ه‍ .

ابن أثیر، مجدالدین بن محمدجزری، النهایة فی غریب الحدیث، تحقیق محمود محمد الطناحی و طاهر احمد الزاوی، قم، موسسه اسماعیلیان، 1364ش.

ابن حبیب، المنمق فی اخبار قریش، تحقیق خورشید احمد فاروق، بیروت، عالم الکتب، 1405ﻫ .

ابن حزم، علی بن احمد، المحلی بالآثار، تحقیق احمد محمد شاکر، بیروت، دارالفکر.

ابن حنبل، احمد، مسند، بیروت، دارصادر.

ابن رسته، احمد بن عمر، الاعلاق النفیسة، بیروت، دارصادر، 1982م.

إبن سعد، محمد، طبقات الکبری، بیروت، دار صادر.

إبن کثیر دمشقی، أبوالفداء إسماعیل، البدایة و النهایة، تحقیق علی شیری، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، 1408ﻫ ‍.

اسماعیلی، مهران، «تحول‌های ساختاری در جغرافیای زیستی مدینه»، مطالعات تاریخ اسلام، شماره 21، 1393.

همو، «دهستان یثرب/مدینه در دوره پیامبر بر پایه شواهد و قراین سده‌های نخست هجری»، تاریخ و تمدن اسلامی، سال چهاردهم، شماره بیست و هفتم، بهار و تابستان 1397.

بلاذری، أحمد بن یحیی فتوح البلدان، تحقیق صلاح الدین منجد، قاهرة، مکتبة النهضة، 1975م.

خلیل بن احمد، العین، تحقیق مهدی المخزومی و ابراهیم السامرائی، قم، دار الهجرة، 1409ﻫ .

صنعانی، ابوبکر عبدالرزاق بن همام، المصنّف، تحقیق حبیب الرحمن الاعظمی، منشورات المجلس العلمی.

طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، 1403ﻫ.

طوسی، محمد بن حسن، التبیان، تحقیق احمد حبیب قصیر العاملی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1409ه‍ .

مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق احمد فرید، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1424ﻫ .

واحدی، ابوالحسن، تفسیرالواحدی، دمشق، دارالقلم، 1415ﻫ ‍.

واقدی، محمد بن عمر، فتوح الشام، بیروت، دارالجیل.

نووی، محیی‌الدین، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت، دارالکتاب العربی، 1407ه‍.



[1]. رایانامه:moallemi@mazums.ac.ir

[2]. اسماعیلی، (1397) 3.

[3]. همان، 4.

[4]. همانجا.

[5]. همانجا.

[6]. ابن حنبل، 6/360.

[7]. اسماعیلی، (1397)10.

[8]. صنعانی، 11/261.

[9]. اسماعیلی، همان، 6.

[10]. ابن کثیر، 3/248.

[11]. اسماعیلی، همان، 14.

[12]. ابن حزم، 5/54.

[13]. کان یثرب امّ قرى المدینة (ابن رسته، 62).

[14]. اسماعیلی، همان، 17.

[15]. اسماعیلی، (1393) 40.

[16]. واقدی،  1/13، 67؛ مقاتل بن سلیمان، 3/348؛ واحدی، 1/154.

[17]. اسماعیلی، همان، 42.

[18]. فارغ از قدسی بودن متن قرآن در نظر مسلمانان، هر نویسنده خردمندی باید بداند که این متن متعلق به سده صدر اسلام و زمان حیات پیامبر(ص) و مقارن با هفتم میلادی است، بنابراین حتی در صورت ناشناخته بودن مؤلف آن لااقل به عنوان سندی از سده هفتم میلادی می‌توان به آن استناد کرد.

[19]. نک. سطور بعد، ابن کثیر، 3/248.

[20]. توبه، 101، 120؛ احزاب، 60؛ منافقون، 8.

[21]. منظور مواردی است که مدینه مورد اشاره در قرآن درباره مدینه النبی است.

[22]. ابن کثیر نوشته است: فاختار الله لرسول الله صلّى الله علیه و سلّم دار بنى مالک بن النجار (ابن کثیر، 3/248).

[23]. ابن سعد، 1/239.

[24]. نووی، 5/7.

[25]. ابن سعد آشکارا از تخطیط (شهرسازی) مدینه در نخستین روزهای ورود پیامبر(ص) سخن گفته است (ابن سعد،3/152).

[26]. خلیل بن احمد، 8/53.

[27]. خلیل بن احمد، 7/463.

[28]. ابن حبیب، 85؛ طبری، 2/10.

[29]. واقدی نوشته است که ابوعبیده جراح در جنگ با رومیان نامه‌ای برای عمربن‌خطاب نوشت و آن را به عبدالله بن قرط ازدی داد تا به «مدینه یثرب» ببرد (واقدی،  1/177).

[30]. بلاذری، 1/27؛ طوسی، 8/323؛ ابن اثیر، 1/276؛ آلوسی، 11/157.

[31]. نظر نویسنده درباره شهر بودن را در این عبارات می‌توان دریافت: «از سوی دیگر ترسیم نقشه تاریخی یثرب با تکیه بر فرضیه شهر بودن آن مستلزم آن است که موقعیت شهر، بارو، دروازه‌ها، معابر اصلی از مرکز شهر تا دروازه‌ها، مناطق و محله‌های شهری و ساختمان های اصلی شهر از جمله مسجد مرکزی، مساجد محلّه، قصر حاکم یا دارالحکومه و فضاهای عمومی شهر مشخص باشند».

آلوسی، محمود بن عبدالله، روح المعانی، تحقیق علی عبدالباری عطیه، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1415ه‍ .

ابن أثیر، مجدالدین بن محمدجزری، النهایة فی غریب الحدیث، تحقیق محمود محمد الطناحی و طاهر احمد الزاوی، قم، موسسه اسماعیلیان، 1364ش.

ابن حبیب، المنمق فی اخبار قریش، تحقیق خورشید احمد فاروق، بیروت، عالم الکتب، 1405ﻫ .

ابن حزم، علی بن احمد، المحلی بالآثار، تحقیق احمد محمد شاکر، بیروت، دارالفکر.

ابن حنبل، احمد، مسند، بیروت، دارصادر.

ابن رسته، احمد بن عمر، الاعلاق النفیسة، بیروت، دارصادر، 1982م.

إبن سعد، محمد، طبقات الکبری، بیروت، دار صادر.

إبن کثیر دمشقی، أبوالفداء إسماعیل، البدایة و النهایة، تحقیق علی شیری، بیروت، دارإحیاء التراث العربی، 1408ﻫ ‍.

اسماعیلی، مهران، «تحول‌های ساختاری در جغرافیای زیستی مدینه»، مطالعات تاریخ اسلام، شماره 21، 1393.

همو، «دهستان یثرب/مدینه در دوره پیامبر بر پایه شواهد و قراین سده‌های نخست هجری»، تاریخ و تمدن اسلامی، سال چهاردهم، شماره بیست و هفتم، بهار و تابستان 1397.

بلاذری، أحمد بن یحیی فتوح البلدان، تحقیق صلاح الدین منجد، قاهرة، مکتبة النهضة، 1975م.

خلیل بن احمد، العین، تحقیق مهدی المخزومی و ابراهیم السامرائی، قم، دار الهجرة، 1409ﻫ .

صنعانی، ابوبکر عبدالرزاق بن همام، المصنّف، تحقیق حبیب الرحمن الاعظمی، منشورات المجلس العلمی.

طبری، ابوجعفر محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، بیروت، موسسة الاعلمی للمطبوعات، 1403ﻫ.

طوسی، محمد بن حسن، التبیان، تحقیق احمد حبیب قصیر العاملی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، 1409ه‍ .

مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، تحقیق احمد فرید، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1424ﻫ .

واحدی، ابوالحسن، تفسیرالواحدی، دمشق، دارالقلم، 1415ﻫ ‍.

واقدی، محمد بن عمر، فتوح الشام، بیروت، دارالجیل.

نووی، محیی‌الدین، صحیح مسلم بشرح النووی، بیروت، دارالکتاب العربی، 1407ه‍.