رِباط رامِشت: خدمات و اقدامات تاجری ایرانی در مکه در سده ششم هجری

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

ندارد

چکیده

ابو القاسم رامِشت (د 534)، تاجر خیّر ایرانی، در مکه و اماکن دیگر آثار ممتاز و ماندگاری از خود به جای گذاشت. خدمات وی در شهر مکه، مانند ساختن رباطی که کارکرد پژوهشی و آموزشی داشت، تهیه جامه کعبه و ساختن ناودان طلا برای آن، در منابع کهن عربی، برخلاف منابع فارسی زبان، بازتاب به نسبت گسترده‌ای یافته است. این نوشتار با گردآوری اطلاعات پراکنده مرتبط با رامشت، در صدد است این ایرانی گمنام در عصر حاضر و مشهور در عصر خویش را بازشناسی نماید تا از خلال این بررسی، گوشه‌ای از سهم ایرانیان در شکوفایی و استمرار  تمدن اسلامی بازنمایانده گردد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Ribāã –i Rāmisht: A Study of Works and Services of an Iranian Merchant in Mecca

چکیده [English]

Abul-Qasim Ramesht(d.534 AH) was a generous Iranian merchant who left lasting and prominent works in Mecca and other places, including the institution of a ribāt (fortress) that was a place for investigation and education; the preparation of kiswat al Ka'aba (Ka'aba’s cover) and building a golden gutter  for it. Although his achievements have been depicted in the Arabic sources, his biography and the description of his works were not hinted at Persian sources. This paper, by collecting the scattered information about Abul-QasimRamesht, attempts to introduce his Iranian merchant who is unknown today but was famous at his time. Thereby, to illuminate a part of Iranians' contribution in the prosperity of Islamic civilization.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Rāmisht
  • Mecca
  • Ribāã

مقدمه

مکه و مدینه با زندگی مذهبی ایرانیان مسلمان از روزگار قدیم پیوند داشته و ایرانیان با حضور در حرمین شریفین برای زیارت و یا مجاورت و عهدار شدن مناصب و گاه با ارائه خدمات رفاهی و عمرانی، علاقه خویش را به آن سرزمین نشان داده‌اند.[1] کتاب‌های تاریخ مکه و مدینه این  علایق و اقدامات را ثبت کرده‌اند، چنان‌که فاسی (د832) در العِقد الثَمین علاقه ایرانیان به اذان‌گویی در مکه را که منصبی مذهبی بوده، گزارش کرده و حدود 17 تن از اعضای خاندان کازرونی را که خاستگاهشان کازرون فارس بوده و موذنان مسجدالحرام بوده‌اند بر شمرده است.[2] در زمینه ارائه خدمات رفاهی نیز ایرانیان پیشگام بوده‌اند؛ نمونه آن خدمات دو ایرانی است که در قرن ششم می‌زیسته‌اند و کتاب‌های مربوط به مکه و مدینه به بزرگی از آنان یاد کرده‌اند. یکی از اینان جمال الدین محمد بن علی مشهور به جواد اصفهانی (د559) است که صاحب مناصب دولتی بوده؛ دیگری ابو القاسم رامشت فارسی (د534) است که به تجارت اشتغال داشته.

جمال الدین جواد اصفهانی (د559)، در خدمت محمود بن محمد بن ملکشاه بود و در زمان سیف الدین غازی (د544)، پسر اتابک زنگی، به وزارت رسید. او با تکیه بر منصب خویش مجال بیشتری برای ارائه خدمات رفاهی و عمرانی در مکه و مدینه به دست آورد و خدمات عمرانی فراوانی مانند ساختن دژ برای شهر مدینه و آبرسانی به عرفات به انجام رساند، اموال بسیاری برای حجاج هزینه کرد و هر سال پول قابل توجهی برای فقرای حرمین می‌فرستاد.[3] خدمات چشم‌گیر جواد اصفهانی در کتاب‌های تاریخ مکه و مدینه ثبت شده است؛[4] اما ایرانی دیگر که معاصر جواد اصفهانی بوده و نسبت به وی کمتر شناخته شده، ابو القاسم رامشت است. درباره رامشت نوشته و مقاله مستقلی در اختیار نیست و اطلاعات مربوط به او گسیخته و پراکنده در لابلای منابع آمده است. در این نوشته، با گردآوری اخبار و گزارش‌های مربوط به وی، اثر ماندگار او، رباط رامشت و تحولات آن، بررسی شده است.

اصلی‌ترین منابع تحقیق درباره رامشت

آگاهی‌های مربوط به رامشت در سه دسته از منابع یافت می‌شود: 1. منابع جغرافیایی به‌ویژه منابع مرتبط با حرمین شریفین که گزارش‌هایی درباره خدمات وی در مکه یا یمن به‌دست داده‌اند؛ 2. کتب تراجم که گزارش‌های این دسته بیش‌تر مربوط به کارکردهای رباط رامشت و علمای ساکن در آن است؛ 3. تاریخ‌های عمومی، مانند الکامل ابن اثیر که حاوی اشارات مختصری به خدمات وی مانند تهیه جامه برای کعبه‌اند.

فاسی (د832) بیش‌ترین و کامل‌ترین گزارش‌ها را درباره رامشت گرد آورده است. وی در سه کتاب خویش: العِقد الثَمین، شِفاء الغَرام و الزُهور المُقتطفة، اطلاعات مهمی درباره او به دست داده است، هرچند اطلاعات دو کتاب اخیر، تکرار ناقص همان اطلاعات مندرج در العقد الثمین است. فاسی، در این اثر عنوانی به وی اختصاص داده[5] و علاوه بر ارائه گزارش‌هایی که در منابع پیشین در باره رامشت آمده است، بر پایه مشاهدات از سه مدرک و سند مهم و اصیل بهره برده است. این سه سند این‌ها است: کتیبه عمارت رباط رامشت، نسخه وقف‌نامه رباط و سنگ قبر رامشت در قبرستان معلاة.[6] این اسناد پس از گذشت حدود سیصد سال از مرگ رامشت هنوز وجود داشته و فاسی با تکیه بر آن‌ها مطالب تازه‌ای را بیان کرده و کتاب‌های نگارش یافته پس از فاسی نیز به استناد گزارش‌های وی اطلاعاتی در باره رامشت ارائه کرده‌اند.

 

شرح حال

ابو القاسم ابراهیم بن حسین بن شیرویه بن حسین بن جعفر فارسی، مشهور به رامِشت،[7] در شمار بزرگان و اعیان و نیکان ایرانی بود که در مکه و کعبه آثاری از خود به یادگار گذاشت.[8] خاستگاه او فارس بود و به انتساب «فارسی» شناخته می‌شد و رامِشت (به کسر میم)، به معنای شادی و طرب[9]، لقب او بود. در واقع واژه رامشت معنای اسمی و مصدری داشت و ارتباطی با نسبت «رامشی» نداشت که تعدادی از علما بدان نسبت شناخته می‌شوند. رامش در مواردی به عنوان نام بزرگ خاندان معرفی شده که وابستگان بدان را -که بیشتر در نیشابور می‌زیسته‌اند- رامشی می‌گفته‌اند؛[10] این واژه هم‌چنین نام دهی در بخارا بود که منسوبان به آن رامُشی (به ضم میم) خوانده می‌شده‌اند.[11] منابع منسوبان به هر یک (خاندان یا شهر) را به‌تفکیک مشخص کرده‌اند.[12] به هر رو، بنابر آن‌چه گفته شده، واژه رامشت خاستگاهی ایرانی داشته است و هندی دانستن آن چنان‌که که برخی پنداشته‌اند[13] مقرون به صراب نیست. وجود نام شیرویه در اجداد رامشت و «فارسی»، نافی چنین پنداری است.

عَبدَری (د837)، توصیفات ویژه‌ای از رامشت به دست می‌دهد او را دارای همت بلند، پر آوازه، صاحب اموال کلان و از بزرگ‌ترین تاجران که سفر به هند می‌کرد بر شمرده و برخی اقدامات او مانند ساختن رباط در مکه را یاد کرده است.[14] رامشت بازرگان فارسی ثروتمند، با سرمایه بسیار بود. سرمایه او به اندازه‌ای بود که در عصر وی هیچ تاجری در توانگری و جاه و جلال با وی برابری نمی‌کرد.[15] او صاحب کشتی‌های تجاری بود و به سفرهای دریایی بسیاری می‌رفت و با عنوان «ناخدا» شناخته می‌شد.[16] کشتی‌هایش دارای نیروی نظامی برای محافظت کشتی از دزدان دریایی بود. هند بیشتر سفرهایش به مقصد هند بود[17] و تجارت دریایی میان او و حاکم جنوب یمن (عدَن)  شیخ بلال بن جریر (د547)، روابط صمیمانه‌ای را رقم زده بود.[18]

ظاهرا قدیم‌ترین گزارش درباره رامشت را کاتب یکی از نسخه‌های خطی صورة الارض ابن حوقل در سده ششم آورده است. در این کتاب در بخش مربوط به فارس، از اهالی سیراف و ثروت و مکنت آنان یاد شده و از رامشت ذکری به میان آمده است. این گزارش حاوی اطلاعاتی در باره فرزندان، خدمه و اموال رامشت است. راوی ناشناخته این خبر می‌گوید در سال 539 با موسی، کوچک‌ترین فرزند رامشت، در عدن (شهر ساحلی یمن) دیدار داشته است. به گفته همو رامشت چهار خادم ثروتمند داشت که ثروت هر یک بیش از فرزندش موسی بود. گزارش‌گر می‌گوید که کاتب رامشت بدو گفته هنگام خروج از چین در بیست سال پیش (حدود سال 519) سرمایه‌اش پانصد هزار دینار بوده است و ادامه می‌دهد: وقتی‌که کاتب رامشت چنین توانگر بوده باشد، وضع خود رامشت مشخص است.[19] این گزارش که شامل اطلاعاتی درباره فرزند رامشت، خادمان و ثروت وی است در منابع دیگر بازتاب نیافته است. روشن است که این خبر بعدها به متن کتاب صورة الارض افزوده شده است؛ زیرا به لحاظ زمانی میان درگذشت ابن حوقل (د367هـ) و ولادت رامشت (حدود450) نزدیک به یک قرن فاصله است. این خبر، ‌گزارشی کهن است که 5 سال پس از مرگ رامشت (534هـ) تدوین شده و راوی و یا کاتب صورة الارض به تناسب، آن را به متن کتاب افزوده است.

 

اقدامات و فعالیت‌ها

ساخت بندر. رامشت اهل نیکوکاری و اقدامات عام المنفعه بود و جز ارائه خدمات در مکه، در مکان‌های دیگر نیز از خود آثار نیک بر جای گذاشته است؛ نمونه آن ساختن  شهر بندری «اَهواب» به سال 532، در یمن است.[20] قدیم‌ترین گزارشی که در این باب در دست است، گزارش ابن مجاور (د690) در تاریخ المستبصر است. او در توصیف شهرهای یمن و بیان مسافت میان آن‌ها از شهری به نام «اَهواب» یاد کرده و می‌نویسد این شهر را ابو القاسم رامشت فارسی در سال 532 بنا کرد. اهواب از شهرهای ساحلی یمن و بندر شهر زَبید بود که کشتی‌های باز آمده از «عدَن» در آن‌جا لنگر می‌گرفتند. در این سال رامشت پس از بازگشت از سفر تجاری هند، در مسیر سفر به مکه، شهر بندری «اَهواب» را به گونه زیبایی ساخت و در پایه‌گذاری این شهر از چوب‌های ساج که از هند آورده بود استفاده کرد و در آن‌جا بازارها، جامع و دکان‌ها بر پا کرد.[21] به احتمال زیاد رامشت که سفر تجاری به هند و چین داشت، این بندر را برای تسهیل در امور تجاری خویش ساخته باشد.

 

اقدامات در مکه

منابع از اقدامات و آثار ممتاز رامشت در مکه یاد[22] و چهار اقدام وی در شهر را چنین گزارش کرده‌اند:

1. تهیه جامه کعبه در سال 532هـ[23]. ابن اثیر (د630هـ) نخستین کسی است که در این باب گزارشی نوشته است. وی ذیل حوادث 532 ذکر می‌کند که در این سال به جهت اختلاف و درگیری میان حکم‌رانان برای تعویض جامه کعبه، مقتفی خلیفه عباسی، و سلطان سنجر سلجوقی برای تعویض جامه کعبه که فرسوده و پاره شده بود اقدامی نکردند؛ پس رامشت تاجر فارسی با لباس‌های فاخر و گرانب‌ها که ارزش آن هجده هزار دینار مصری بود کعبه را پوشاند. ابن اثیر در ادامه می‌گوید: رامشت از تجار توانگر و پرسرمایه‌ای بود که به هند مسافرت می‌کرد.[24] نویری (د733هـ) ذیل عنوان خلافت مقتضی و در حوادث سال 532 با اشاره به تهیه پرده کعبه توسط رامشت، اختلاف میان پادشاهان سلجوقی را دلیل این اقدام رامشت ذکر کرده است.[25] دیاربکری (د966هـ) هم بدون ذکر منبع خویش، به تهیه جامه کعبه در سال 532 توسط رامشت فارسی[26] اشاره کرده و نوشته است: جز این، در کعبه نیز چهار شمعدان طلا که وزنش10 رطل (5 کیلو) بود، نصب کرد.[27] از قندیل‌های طلا و وزن آن‌ها در منابع دیگر یادی نشده است.

2. ساختن جایگاه و مقام برای پیشوای حنفیان در مسجد الحرام[28]، نخستین کسی که از این اقدام یاد کرده، ابن جبیر (د614هـ) است. وی می‌نویسد: ساخت «مقام حنفی» در مسجد الحرام که نزدیک «مقام حنبلی» است، منسوب به رامشت یکی از ثروتمندان عجم است که در مسجدالحرام آثار ممتازی از او به یادگار مانده است.[29] ابن جبیر به نام آثار دیگر او در مسجدالحرام تصریح نمی‌کند، اما اشاره کلی او به آثار ماندگار رامشت، می‌تواند همان رباط رامشت باشد.

3. ساخت ناودان طلا برای کعبه[30]. ناودان طلا به سفارش رامشت ساخته شد و بعد از مرگ او توسط خادمش (مثقال) به همراه هدایای دیگر ‌چون بخوردان و سرپوش برای مقام ابراهیم به مکه آورده شد، این ناودان که وزنش 70 منّ (140 رطل) بود، در سال 539 بر کعبه نصب شد، اما در سال 541 ناودانی که مقتفی خلیفه عباسی تهیه کرده بود جایگزین آن گردید.[31]

 4. ساخت رباط در مکه: منابع از این رباط با نام‌های رباط رامشت، رباط عجم و رباط ناظر خاص یاد کرده‌اند که هر یک از نام‌گذاری‌ها مربوط به دوره‌ای است.[32] در زیر به تاریخچه این رباط به تفصیل پرداخته می‌شود:

 

رباط رامشت

نخستین رباط‌ها توسط مسلمانان در سر حدات و ثغور برای مقابله با دشمن پدید آمد و از قرن چهارم به بعد با تغییر ضرورت‌ها، رباط‌ها در داخل شهرها و به منظور اسکان بینوایان و مسافران ساخته شد. شهر مکه نیز که از مهم‌ترین شهرهای اسلامی و محل حضور افراد بسیار برای زیارت یا اقامت بود، مقتضی ساختن رباط بود؛ زیرا این اقدام می‌توانست مشکل مسکن مسافران را حل کند و گشایشی برای آنان باشد، از این رو افراد نیکوکار پیشگام شده رباط‌هایی ساختند و آن‌ها را وقف نمودند. رباط‌ها گاه ویژه اهالی برخی شهرها و گاه مختص گروه‌هایی چون صوفیه ساخته می‌شد. رباط زرندی در مکه وقف حاجیان اهل ساوه و زرند بود و رباط ابن منده اصفهانی برای حجاج اصفهانی وقف شده بود.[33] رباط‌هایی نیز وقف صوفیه بود که رباط رامشت و رباط خوزی در مکه از آن جمله‌اند.[34] برخی رباط‌ها هم‌چون رباط رامشت تنها محل اسکان و خوابگاه نبود، بلکه محل حضور عالمان و فعالیت‌های علمی و پژوهش و تدریس بود؛ چنان‌که رباط‌های موجود در مکه تنها ویژه مردان نبود و تعداد رباط‌هایی که مخصوص زنان و وقف آنان بود، بیش از مردان بود. مجموع رباط‌های ساخته شده در مکه از قرن چهارم تا پایان عصر مملوکی (648-922هـ) که منابع از آن‌ها یاد کرده‌اند، حدود هشتاد رباط بر آورد شده است.[35]

 

تاریخچه ساختمان. رباط رامشت در 529هـ در کنار باب حزوره مسجدالحرام و در سمت راست کسی که از باب حزوره خارج می‌شد، ساخته شد.[36] عبدری (د837هـ) موقعیت جغرافیایی رباط را روبروی رکن یمانی ذکر و آن را دارای دو در، یکی داخل حرم شریف و دیگری بیرون از حرم ذکر کرده است.[37] رباط رامشت دارای سه طبقه بود.[38]

بر اساس وقف‌نامه‌ای که فاسی آن را خوانده، این بنا وقف مردان صوفی بود و در نگارش کتیبه بنا، اشتباهی املایی راه یافته و «باب حَزوره» به اشتباه «باب عَزوره» نوشته شده بود.[39] فاسی نسخه مکتوب وقف‌نامه رباط رامشت را در اختیار داشته و در دو مورد از آن استفاده تاریخی کرده است. او سعید بن احمد انصاری را امام حنفیان مسجدالحرام معرفی کرده؛ زیرا که نامش به عنوان شاهد در ذیل وقف‌نامه چنین ثبت شده بود: سعید بن احمد الانصاری المُصلِّی بالحنفیه.[40] وی ابوبکر بن ابی الحسن طوسی را زنده در سال 529هـ می‌داند، زیرا نام او در شمار شاهدان وقف‌نامه رباط رامشت قرار داشت که در این سال کتابت شده بود.[41]

رباط رامشت از همان آغاز تأسیس مورد توجه قرار گرفت؛ بر اساس کتیبه‌ای به تاریخ 614هـ، یعنی 85 سال پس از ساخت رباط، نیکوکاران، اماکنی بر آن وقف کرده بودند.[42]

منابع تاریخ مکه برخی رخدادهای رباط را چنین گزارش کرده‌اند:

در سال 802هـ یعنی 273 سال پس از تأسیس، رباط رامشت آتش گرفت و از آن‌جا آتش به مسجدالحرام سرایت کرد و موجب تخریب قسمت‌هایی از مسجد شد. دو سال مسجد توسط بیسق شیخی، امیر حجاج مصری تعمیر شد[43] که احتمال دارد تعمیرات او شامل رباط رامشت نیز شده باشد. در سال 817هـ نیز توسط حسن بن عجلان امیر مکه این رباط بازسازی شد.[44] 37 سال پس از این بازسازی، بنا مجددا فرسوده شده بود و هنگامی که دانشمند شیرازی احمد بن عبد العزیز در سال 839، در طبقه سوم رباط رامشت مشغول تدریس صحیح بخاری بود سقف فرو ریخت، اما آسیبی به کسانی که در طبقه پایین بودند نرسید.[45]

نیم قرن پس از بازسازی اولیه، به سبب فرسودگی عمارت، در 854هـ رباط در اختیار و اجاره وکیل ناظر خاص حرم قرار گرفت تا بازسازی شود، اما علمای قاهره اجاره آن را جایز ندانستند که به همین سبب اجاره فسخ گردید.[46] سال بعد این مکان توسط ناظر حرم، بردک بیک تاجی از اساس ساخته شد و مدرسه‌ای در آن احداث گردید.[47] در این بازسازی از سمت رباط به طرف مسجد، شبکه‌ها و روزنه‌هایی کار گذاشته شد[48] و علاوه بر رباط، بخشی نیز به عنوان مدرسه تعیین شد. سخاوی می‌نویسد که در اوایل سال 855هـ رباط رامشت به ناظر خاص واگذار شد تا آن را به عنوان رباط و مدرسه تجدید بنا نماید.[49]

پس از این بازسازی، رباط رامشت تغییر نام داد و به رباط ناظر خاص شناخته شد. ابن فهد (د885هـ)، نام جدید این رباط را به‌کار برده[50] و منابع بعدی نیز آن را رباط ناظر خاص خوانده‌اند. ابن ظَهیره (د986هـ)، اظهار می‌کند که در زمان وی رباط رامشت به رباط «ناظر الخاص» شناخته می‌شده و به این تغییر نام در دو جا اشاره کرده است.[51] نهروانی هم (د990هـ) در سه جای کتاب الاعلام، ذکر می‌کند که رباط رامشت در عصر وی به رباط ناظر خاص شناخته می‌شده است.[52]

هرچند رباط تغییر نام داد، اما مدرسه داخل آن هم‌چنان به عنوان مدرسه رامشت شناخته می‌شد؛ زیرا به گفته عصامی در سال920هـ، محمد فرزند سلطان مصر ملک الاشرف غوری که به همراه پدر به حج رفته بود در مدرسه «ملک التجار رامشت» توقفی کرد.[53] منابع دیگر نیز به این مدرسه اشاره کرده‌اند. علی بن عبد القادر طبری(د1070)، ضمن اشاره به رباط ناظر خاص می‌گوید که مدرسه معروف به مدرسه رامشت، در آن واقع است[54] و اظهار کرده که هنوز بر آن، نام مدرسه اطلاق می‌شود.[55]

بر اساس گزارش سنجاری (د1125هـ)، رباط رامشت پس از بازسازی بردک بیک تاجی هم‌چنان بوده است.[56] رضی الدین عاملی (د1163هـ) نیز می‌نویسد رباط رامشت اینک به نام نخلیه شناخته می‌شود و مدرسه بزرگی است.[57] نام نخلیه برای رباط نام جدیدی است که نخستین بار در این کتاب از آن یاد شده و در منابع بعدی و نیز کتاب‌های پژوهشی معاصر نامی از آن نیامده است.

 

 

 

کارکرد رباط

رباط رامشت وقف صوفیان و محل استقرار آنان بود و کاربرد آموزشی و پژوهشی داشت. منابع از عالمانی یاد کرده‌اند که به طور موقت یا دائم در این مکان سکونت گزیده‌اند. قدیم‌ترین گزارش در این باب، گزارشی از ابن عساکر (د571هـ) است که از حضور ابو الفتح عامر بن نجا ساوی در سال 545هـ در «رباط رامشتی[58]» یاد کرده است.[59] سُبکی (د771هـ) [60] و ابن قاضی شهبه (د851هـ)[61]، نیز این خبر را به نقل از ابن عساکر آورده‌اند.

شیخ شهاب الدین سهروردی (د632هـ) صاحب کتاب عوارف المعارف از جمله منزل گزیدگان در این رباط بوده است. ابن ظافر خزرجی (د682هـ)، در کتاب اخبار الاولیاء از دیداری عاشقانه میان او و شیخ عبد الله دُکالی، مشهور به ابو لکوط (د629هـ)، که صاحب کرامات نیز بود، در همین رباط خبر داده است.[62] در واقع دانشمندانی که بیش‌تر گرایش به تصوف داشته‌اند از جمله ساکنان رباط رامشت بوده‌اند:

1. شیخ صالح شمس الدین محمد بن احمد معروف به ابن قَزّاز (د705هـ)، که جوار کعبه گزیده بود و هر روز یک ختم قرآن داشت[63]، 2. محمد زیلعی (د721هـ)[64]، 3. شمس الدین احمد بن محمد مراغی(بعد730هـ) از مشایخ صوفیه[65]، 4. فضل الله غوری (د755هـ) که به عبادت بسیار ستوده شده[66]، 5. یعقوب بن عمر شافعی معروف به کورانی (د757هـ)[67]، 6. محمد بن محمد خجندی (د764هـ)، مشهور به صائم الدهر[68]، 7. علی بن محمد علوی معروف به خوارزمی (د768هـ)[69]، 8. عبد الله بن ابی بکر معروف به کردی (د785هـ) که مصاحب عبد الله یافعی بود[70]، 9. سعد الله بن عمر اسفراینی (د786هـ) که با لقب صوفی شناخته می‌شد و برخی به دست وی خرقه تصوف پوشیده‌اند[71]، 10. احمد بن عبد العزیز شیرازی (د839هـ)، صاحب کرامات و آگاه به سلوک و طریقه کبار صوفیه، هر چند از نظرات ابن عربی پرهیز می‌کرد. [72] 11. احمد بن عبد الله مرشدی که در کنار فضیل بن عیاض دفن شد.[73]

چنان که از انتساب اینان پیداست، بیش‌تر غیر عرب و خاستگاهشان اماکنی چون شیراز، اسفراین، مراغه، غور، خجند و خوارزم بود و هم احتمالا از این رو، نام این رباط را برخی رباط عجم خوانده‌اند.[74]

 

مَشیخه رباط. فاسی از افرادی به عنوان «مَشیخه رباط» رامشت یاد کرده که وظیفه آنان اداره رباط و رسیدگی به امور آن بود. این افراد اینها بودند: حیدر بن حسین بن حیدر فارسی که شیخ رباط رامشت بود و در سال 759هـ درگذشت[75]، ناصر الدین خُجندی[76]، شمس الدین محمد بن محمود خوارزمی مشهور به مُعید (د813هـ) که متولی مشیخه رباط رامشت بود[77]، و احمد بن محمد خوارزمی مشهور به ابن المُعید (د850هـ) که جانشین پدرش در رباط رامشت شد.[78]

مجالس درس در این رباط برقرار می شد که نمونه آن تدریس صحیح بخاری توسط همام الدین احمد بن عبد العزیز شیرازی (د839هـ) بود.[79] علاوه بر این فعالیت‌های پژوهشی نیز در زباط رامشت انجام می‌شد، چنان‌که اسفراینی (د786هـ) کتاب زبدة الاعمال و خلاصة الافعال خویش را بر اساس نسخه خطی موجود از آن کتاب، در رباط رامشت نوشته بوده است.[80]

کتیبه رباط رامشت

یافته شدن سنگ نوشته بنای رباط رامشت در سال 1397هـ که اینک در موزه آثار حرم مکی در مکه نگهداری می‌شود، زوایای دیگری از شخصیت رامشت را روشن کرده و بر مطالب منابع مکتوب صحه گذاشته است و مشخص کرده که مطالب نقل شده توسط فاسی از این کتیبه کاملا مطابق با این سنگ‌نوشته بوده و فاسی برخی اطلاعات خویش را از همین سنگ‌نوشته بر گرفته است. این سنگ‌نوشته به زبان عربی و دارای هفت سطر به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم هذا ما اوقف و تصدق الشیخ الاجل معین الدین شیخ الاسلام؛ غیاث الحرمین جمال الطائفتین ابوالقاسم رامشت ابن الحسین بن شیرویه/ ابن الحسین ابن جعفر الفارسی جمیع هذا الرباط بجوار عزوره عند باب/ الحرم الشریف علی جمیع الصوفیة الرجال دون النساء اصحاب المرقعة من سائر العراق/ و خراسان الحاج و المجاورین وقفا مؤبدا و صدقة محرمة محبسة الی ان یرث الله الارض و من علیها/ و هو خیر الوارثین فمن غیّره او بدله فعلیه لعنة الله و لعنة اللاعنین و الملائکة و الناس اجمعین و لا قبل/ الله منه صرفا و لا / عدلا و لا اقام له یوم القیامة وزنا و ذلک فی شهر رمضان سنة تسع و عشرین و خمسمائة.[81]

در میان پنج تعبیر تفخیمی که در این کتیبه برای رامشت به کار رفته، تنها واژه «غیاث الحرمین» در منابع مکتوب یاد شده بدان اشاره شده بود و به نقل از عبدری این واژه عینا در سنگ قبر او نیز وجود داشته،[82] اما به چهار تعبیر دیگر (شیخ اجل، معین الدین، شیخ الاسلام و جمال الطائفتین) در منابع مکتوب اشاره‌ای نشده است. مراد از «جمال الطائفتین»، می‌تواند اشاره به مقبولیت او نزد صوفیان و متشرعه باشد.

 

تربت رامشت

رامشت در سال 534هـ درگذشت، جنازه‌اش در تابوتی توسط خادمش «مِثقال» به مکه آورده شد و در سال 537هـ در قبرستان مَعلاة (ابو طالب فعلی) دفن شد.[83] مدفن او دارای مقبره و بارگاه بود و فاسی (د832هـ)، اظهار می‌کند که اطلاعات مربوط به نسَب و تاریخ درگذشت رامشت را از حجره‌ای که بر قبر او بوده اخذ کرده است.[84]

محل دفن رامشت به «تربت رامشت» شناخته می‌شد و منابع مدفن عده‌ای از دانشمندان چون ابراهیم بن محمد کردی (د853هـ)[85] و عبد الرحمن بن حسن خالدی (د842هـ)[86] را در «تربت رامشت» ذکر کرده‌اند و عبدری (د837هـ) که کتابی درباره مدفونین قبرستان معلاة تدوین کرده، عنوانی را به رامشت اختصاص داده و سنگ‌نوشته قبر او را خوانده و مفصل‌تر از فاسی از متن آن گزارشی ارائه کرده است. بر اساس گزارش عبدری بر روی این سنگ پس از «بسم الله» و درج آیه «کلّ نفس ذائقة الموت» چنین نوشته شده بوده است: «هذا قبر الشیخ الشهید غیاث الحرمین الناخذه ابراهیم رامشت بن الحسین بن شیرویه بن الحسین بن جعفر الفارسی توفی فی شهر شعبان سنة اربع و ثلاثین و خمسمائة رحمه الله تعالی و رحم من ترحّم علیه و صلی الله علی سیدنا محمد و آله و صحبه و سلم».[87]

در سنگ‌نوشته‌ای که عبدری آن را نقل کرده، سه تعبیر شهید، غیاث الحرمین و ناخذه وجود دارد. ناخذه/ ناخدا اشاره به سفرهای دریایی اوست. غیاث الحرمین نیز اشاره به خدمات عمرانی او در حرم دارد، اما دانسته نیست تعبیر شهید به چه سببی به‌کار رفته است.

سنگ قبر رامشت که علاوه بر فاسی، عبدری نیز آن را قرائت کرده، هنوز یافت نشده است. کتاب احجار المعلاة الشاهدیةبمکة،نوشته خلیفة بن عبد الله، که به بررسی سنگ ‌قبرهای یافته شده در قبرستان معلاة می‌پردازد، نیز نشانی از سنگ قبر رامشت نمی‌دهد.

 

نتیجه

منابع عربی حاوی اطلاعات قابل توجهی در باب فعالیت‌ها و خدمات ایرانیان به تمدن اسلامی است. رامشت فارسی که شرح حال و خدماتش در این نوشته با کاوش در منابع عرضه شده یکی از این نمونه‌هاست. وی با تأسیس رباط در مکه به روند دانش‌جوئی و پژوهش کمک رساند و با وقف آن مکان برای صوفیان در راه تقویت آنان گام برداشت. بررسی اسم‌های منسوب دانشمندان و مقیمان در رباط رامشت، نشان‌ آن است که بیشتر ساکنان این رباط، عالمان برخاسته از حوزه جغرافیایی ایران قدیم بودند که با حضور در مناطق مختلف جهان اسلام و از جمله مکه به رونق فرهنگی و علمی جامعه اسلامی می‌افزوده‌اند.



[1]. نک: دوغان، تاریخ حج گزاری ایرانیان.

[2]. فاسی، العقد الثمین، 2/165، 214، 250، 273؛ 3/52، 69، 419؛ 4/73، 387، 388؛ 5/72، 74، 113، 266، 279؛ 6/283.

[3]. نک: ابن خلکان، ‌5/143؛ ذهبی، ‌38/291.

[4]. نک: فاسی، العقد الثمین: 1/219، 260؛ 2/308؛‌5/440؛ ‌ ابن فهد، اتحاف، 2/514- 518، 527؛ سمهودی، 2/138، 188، 215، 270، 271.

[5]. فاسی، العقد الثمین، 4/87.

[6]. همین مقاله، ؟-؟.

[7]. فاسی، العقد الثمین، 4/87؛ عبدری، 103، ابن فهد، اتحاف، 2/504.

[8]. فاسی، العقد الثمین، 4/87.

[9]. دهخدا، لغت‌نامه، عنوان رامشت.

[10]. نک: فارسی، ‌71، 374، 486، 496.

[11]. یاقوت حموی، ‌3/17.

[12]. سمعانی،‌6/44؛ ابن اثیر، ‌اللباب، 2/9.

[13]. ابراهیم، 231.

[14]. عبدری، 103.

[15]. ابن حوقل، 2/282.

[16]. عبدری، 103.

[17]. ابن اثیر، الکامل، 11/65؛ عبدری،103.

[18]. ابراهیم، 231. وی این مطالب را از مجموعه‌ای به نام «وثائق جنیزة» که مربوط به قرن ششم و هفتم است و در دانشگاه کمبریج و آکسفورد نگهداری می‌شود نقل کرده است. این مجموعه وثائق توسط «جواتیاین» بررسی و منتشر شده است. بر اساس یکی از گزارش‌های موجود در آن مجموعه، کشتی‌های رامشت که دارای نیروی نظامی بوده در درگیری پیش آمده میان حکم‌ران کیش و حکم‌ران یمن، به کمک حاکم یمن آمده و موجب پیروزی وی شده‌اند.

[19]. ابن حوقل، 2/282.

[20]. ابن مجاور، 27.

[21]. ابن مجاور، 275.

[22]. ابن جبیر، 71.

[23]. دیاربکری، 2/363؛ کردی، 2/473.

[24]. ابن اثیر، الکامل، 11/65.‌

[25]. نویری، 23/284.

[26]. دیاربکری نام او را به تصحیف، ابن امشت فارسی نوشته است.

[27]. دیاربکری، 2/363.

[28]. ابن جبیر، 71؛ فاسی، العقد الثمین، 4/88؛ نواب، 362.

[29]. ابن جبیر، 71.

[30]. ابن حوقل، 2/282؛ ابن فهد، اتحاف، 2/507، 508؛ فاسی، العقد الثمین، 1/220 و 4/87.

[31]. فاسی، شفاء الغرام، 1/172؛ فاسی، الزهور المقتطفة، 44.

[32]. فعر، 330.

[33]. صباغ، 2/625.

[34]. ابن فهد، اتحاف، 3/32.

[35]. نک: حسین شافعی، ص 63، 98، 296، 298.

[36]. ابن ظهیره، 101، 182.

[37]. عبدری، 103.

[38]. ابن فهد، الدر الکمین، 1/460.

[39]. فاسی، شفاء الغرام، 1/121.

[40]. فاسی، العقد الثمین، 4/196.

[41]. فاسی، العقد الثمین، 6/267.

[42]. بنگرید: فعر، ص 330؛ حسین شافعی، ص 49. متن این کتیبه چنین می‌باشد:

بسم الله الرحمن الرحیم؛ هذا ما اوقف و تصدق به الفقیه حجة الدین ابوبکر بن علوی بن رسن السلامی عن موکله الناخدا اسماعیل بن عبد الرحمن بن المبارک الناطور السلامی و الشیخ شمس الدین ابوبکر؛ ابن عمر بن شهاب الهمدانی عن نفسه وقفا و تصدقا بجمیع هذه الدار التی بزقاق باذان علی رباط رامشت الشارع علی الحرم الشریف؛ کل واحد وقف نصفها مشاع وقفیة صحیحة شرعیة؛ من غیر ذلک فعلیه لعنة الله و لعنة اللاعنین و الملائکة و الناس اجمعین و ذلک فی اواخر ذی الحجة سنة اربع عشرة و ستمائة و صلی الله علی محمد و آله؛ عمل عبد الرحمن بن ابی حرمی عفی الله عنه و عن جمیع المسلمین و المسلمات و صلی الله علی سیدنا محمد و آله (این کتیبه در موزه آثار حرم مکی در مکه نگهداری می‌شود).

[43]. ابن قاضی شهبة، تاریخ، 4/103، 104؛ ابن ظهیرة، 182.

[44]. فاسی، العقد الثمین، 1/282؛ 3/394؛ فاسی، شفاء الغرام، 1/378؛ فاسی، الزهور المقتطفة، 123؛ ابن فهد، غایة المرام، 2/354.

[45]. ابن فهد، الدر الکمین، 1/460.

[46]. ابن فهد، اتحاف، 4/299، 306.

[47]. ابن فهد، اتحاف، 4/306.

[48]. سنجاری، 54.

[49]. سخاوی، التبر المسبوک، 3ا/104.

[50]. ابن فهد، اتحاف، 3/420.

[51]. ابن ظهیرة، 101، 182.

[52]. نهروانی، 193، 219، 238.

[53]. عصامی، 4/329.

[54]. طبری، 78.

[55]. طبری، 81.

[56]. سنجاری، 54.

[57]. عاملی، 1/78.

[58]. در متن رباط رامشتی آمده است نه رباط رامشت.

[59]. ابن عساکر، 1/297.

[60]. سبکی، 6/228.

[61]. ابن قاضی شهبة، مناقب الامام الشافعی، 611.

[62]. ابن ظافر، 137.

[63]. برزالی، 2/314؛ فاسی، العقد الثمین، 2/9؛ سلامی، 137.

[64]. فاسی، العقد الثمین، 2/440.

[65]. سخاوی، الضوء اللامع، 2/216.

[66]. ابن فهد، الدر الکمین، 2/1172.

[67]. فاسی، العقد الثمین، 6/246.

[68]. ابن فهد، الدر الکمین، 1/399.

[69]. فاسی، العقد الثمین، 5/306.

[70]. فاسی، العقد الثمین، 4/327؛ بامخرمة، 6/332.

[71]. فاسی، العقد الثمین، 4/185؛ مقریزی، 2/98؛ هیلة، 75.

[72]. ابن فهد، الدر الکمین، 1/460؛ سخاوی، الضوء اللامع، 1/348.

[73]. ابن فهد، الدر الکمین، 1/94؛ 4/469.

[74]. خزرجی، 2/312.

[75]. فاسی، العقد الثمین، 3/459.

[76]. فاسی، العقد الثمین، 2/399.

[77]. فاسی، العقد الثمین، 2/399.

[78]. ابن فهد، الدر الکمین، 1/555.

[79]. ابن فهد، الدر الکمین، 1/460.

[80]. فاسی، العقد الثمین، 4/185؛ هیله، 75.

[81]. این اثر در «مَتحف آثار الحرم المکی» نگهداری می‌شود. نوع سنگ بازلت است و اندازه آن 34 در 103 سانتی‌متر به صورت مستطیل، دارای هفت سطر و به خط نسخ است. (نک: فعر، ص284). ترجمه متن کتیبه: بسم الله الرحمن الرحیم، این بنا را شیخ والا، ‌یاری‌گر دین،‌ شیخ الاسلام، پناه حرمین و جمال دو طائفه، ابو القاسم رامشت بن حسین بن شیرویه بن حسین بن جعفر فارسی وقف کرد. همه این نوانخانه را که در کنار باب عزوره حرم شریف است،‌ بر همه مردان-نه زنان- صوفی،‌ ژنده‌پوشان از عراق و خراسان، زائران و مجاوران حرم،‌ وقف ابدی و صدقه موقوفه کرد و تصرف در آن حرام است، تا این که خداوند زمین و خلائق آن را به ارث برد و او بهترین وارثان است. کسی که این وقف را تغییر دهد یا تبدیل نماید، ‌لعنت خدا و لعنت‌کنندگان و ملائکه و مردم همه بر او باد و خداوند توبه و کار نیکی را از او نپذیرد و در روز قیامت ارجی نداشته باشد و خدا برای او میزانی بر پا نکند. این وقف در ماه رمضان سال 529 به انجام رسید. 

[82]. عبدری، 103.

[83]. ابن فهد، اتحاف، 2/507، 508؛ فاسی، العقد الثمین، 1/220؛ سنجاری، 2/246. هر چند میان درگذشت رامشت و دفن وی در قبرستان معلات سه سال فاصله است. به احتمال او ابتدا در منطقه‌ای که درگذشته دفن شده و سپس جنازه‌اش به مکه منتقل شده است چنان‌که جمال الدین جواد اصفهانی نیز که آثار ماندگاری در مکه از خود به جای گذاشت در سال 559هـ در موصل درگذشت و همان‌جا دفن شد، اما در سال 560هـ، جنازه‌اش به مکه آورده شد، سپس به مدینه منتقل شد و در همان‌جا دفن شد، (ابن خلکان، ‌5/143).

[84]. فاسی، العقد الثمین، 4/88.

[85]. ابن فهد، الدر الکمین، ‌1/622.

[86]. ابن فهد، الدر الکمین، 2/806؛ سخاوی، الضوء اللامع، 4/74.

[87]. عبدری، 103.

ابراهیم، محمد کریم، العلاقة التجاریة بین عدن و الهند خلال القرنین السادس و السابع الهجریین، مجله المورخ العربی، شماره 33، سال 1407هـ .

ابن اثیر، على بن محمد، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار صادر، 1385هـ .

ابن اثیر، على بن محمد، اللباب فی تهذیب الانساب، بیروت، دار صادر ، 1414 هـ .

ابن جبیر، أبو الحسن محمد بن أحمد، رحلة ابن جبیر، بیروت، دار و مکتبة الهلال، بی تا.

ابن حوقل، صورة الارض، بیروت، دار صادر (افست لیدن)، 1938م.

ابن خلکان، احمد بن محمد، وفیات الأعیان و أنباء أبناء الزمان، قم، منشورات الشریف الرضی، 1364ش.

ابن ظافر، صفی الدین محمد بن محمد حسن خزرجی، اخبار الاولیاء المسمی رساله صفی الدین بن ظافر، قاهرة، مکتبة الثقافة الدینیة، 1430هـ .

ابن ظهیره، محمد بن محمد، الجامع اللطیف فی فضل مکة و أهلها و بناء البیت الشریف، قاهرة، مکتبة الثقافة الدینیة، 1423هـ .

ابن عساکر، علی بن الحسن بن هبة الله الدمشقی، تبیین کذب المفتری، بیروت، دار الکتاب العربی، 1404هـ .

ابن فهد، عبد العزیز بن عمر، غایة المرام بأخبار سلطنة البلد الحرام، مکة، جامعة أم القرى، 1406هـ .

ابن فهد، عمر بن محمد، اتحاف الوری باخبار ام القری، تحقیق فهیم محمد شلتوت، مکه، جامعه ام القری، 1426هـ .

ابن فهد، عمر بن محمد، الدر الکمین بذیل العقد الثمین فی تاریخ البلد الأمین، بیروت، دار خضر، 1421هـ .

ابن قاضى شهبه، ابو بکر بن احمد، تاریخ ابن قاضی شهبة، دمشق، المعهد العلمى الفرنسى للدراسات العربیة، 1418هـ .

ابن قاضى شهبه، ابو بکر بن احمد، مناقب الإمام الشافعی و طبقات أصحابه، دمشق، دار البشائر، 1424هـ .

ابن کثیر، إسماعیل بن عمر، البدایة و النهایة، بیروت، دار الفکر، 1398هـ .

ابن مجاور، یوسف بن یعقوب، تاریخ المستبصر، صفة بلاد الیمن و مکة و بعض الحجاز، قاهرة، مکتبة الثقافة الدینیة، 1996 م.

با مخرمة، عبدالله طیب بن عبد الله، قلادة النحر فی وفیات أعیان الدهر، بیروت، دار المنهاج، 1428هـ. .

برزالى، قاسم بن محمد، المقتفى على کتاب الروضتین المعروف بتاریخ البرزالی، بیروت، المکتبة العصریة، 1427هـ .

حسین شافعی، حسین عبد العزیز، الاربطة فی مکة المکرمة منذ البدایات حتی نهایة العصر المملوکی، مراجعه: عباس صالح طاشکندی، مکة المکرمة، موسسة الفرقان للتراث الاسلامی، 1426هـ .

خزرجی، علی بن الحسن، العقود اللؤلؤیة فی تاریخ الدولة الرسولیة، تحقیق محمد بسیونی عسل، بیروت، دار صادر، 1329.

خلیفه بن عبدالله الخیلفه، احجار المعلاة الشاهدیة بمکة المکرمة،‌ ریاض،‌ مکتبة الملک فهد الوطنیة، ‌2004.

دوغان، اسرا، تاریخ حج‌گزاری ایرانیان، قم، نشر مشعر، 1389ش.

دهخدا، علی اکبر، لغت نامه، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

دیار بکرى، حسین بن محمد، تاریخ الخمیس فی أحوال أنفس نفیس، بیروت، دار صادر، بی تا.

ذهبى، محمد بن احمد، تاریخ الإسلام و وفیات المشاهیر و الأعلام، بیروت، دار الکتاب العربی، 1409هـ .

سبکى، عبد الوهاب بن على، طبقات الشافعیة الکبرى، بیروت، دار إحیاء الکتب العربیة، بی تا.

سخاوى، محمد بن عبد الرحمن، التبر المسبوک فی ذیل السلوک، قاهرة، دار الکتب و الوثائق القومیة، 1424هـ .

سخاوى، محمد بن عبد الرحمن، الضوء اللامع لأهل القرن التاسع، بیروت، منشورات دار مکتبة الحیاة، بی تا.

سلامى، محمد بن رافع دمشقی، تاریخ علماء بغداد المسمى منتخب المختار، بیروت، الدار العربیة للموسوعات، 1420هـ .

سمعانى، عبد الکریم بن محمد، الانساب، حیدر آباد، دائرة المعارف العثمانیة، 1382هـ .

سمهودى، على بن احمد، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفى، بیروت، دار الکتب العلمیة، 2006م.

سنجارى، على بن تاج الدین، منائح الکرم فی أخبار مکة و البیت و ولاة الحرم، مکة، جامعة أم القرى، 1419هـ .

صباغ، محمد بن احمد مکی، تحصیل المرام فی أخبار البیت الحرام و المشاعر العظام و مکة و الحرم و ولاتها الفخام، مکة، مکتبة الأسدى،  1424هـ .

طبری، علی بن عبد القادر، الأرج المسکی، ریاض، المکتبة التجاریة، 1416هـ .

عاملى، رضى الدین بن محمد، تنضید العقود السنیة بتمهید الدولةالحسنیة، قم، معهد الدراسات لتحقیق انساب الاشراف،  1388ش.

عبدری، جمال الدین محمد بن علی، الشرف الاعلی فی ذکر قبور مقبرة باب المعلا، تحقیق منصور بن صالح ابو ریاش، مکة المکرمه، فهرسة مکتبة الملک فهد الوطنیة اثناء النشر، 1421هـ .

عصامى، عبد الملک بن حسین، سمط النجوم العوالی فی أنباء الاوائل و التوالی، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1419هـ .

فارسى، عبد الغافر بن اسماعیل، تاریخ نیسابور: المنتخب من السیاق، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة، 1403هـ .

فاسی، تقی الدین محمد بن احمد، الزهور المقتطفة من تاریخ مکة المشرفة، ریاض، مکتبة نزار مصطفى الباز، 1418هـ .

فاسی، تقی الدین محمد بن احمد، العقد الثمین فی تاریخ البلد الامین، تحقیق محمد عبد القار احمد عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، 1419هـ .

فاسی، تقی الدین محمد بن احمد، شفاء الغرام باخبار البلد الحرام، تحقیق علی عمر، قاهرة، مکتبة الثقافة الدینیة، 2007م.

فعر، محمد فهد عبد الله، تطور الکتابات و النقوش فی الحجاز منذ فجر الاسلام حتی منتصف القرن السابع الهجری، جده، تهامة للنشر، 1405هـ .

کردی، محمد طاهر مکی، التاریخ القویم لمکة و بیت الله الکریم، بیروت، دار خضر، 1420هـ .

مقریزى، احمد بن على، درر العقود الفریدة فی تراجم الاعیان المفیدة، بیروت، دار الغرب الإسلامی، 1423هـ .

نواب، عواطف محمد یوسف، الرحلات المغربیة و الأندلسیة مصدر من مصادر تاریخ الحجاز فی القرنین السابع و الثامن الهجریین، ریاض، مکتبة الملک فهد الوطنیة، چاپ اول، 1417هـ .

نویری، شهاب الدین أحمد بن عبد الوهاب، نهایة الارب فی فنون الأدب‏، قاهرة، دار الکتب و الوثائق القومیة، 1423هـ‏.

نهروانى، محمد بن احمد، کتاب الإعلام بأعلام بیت الله الحرام، مکة مکرمة، المکتبة التجاریة، 1416هـ.

هیلة، محمد حبیب، التاریخ و المؤرخون بمکة من القرن الثالث الهجری إلى القرن الثالث عشر، مکة مکرمة، الفرقان للتراث الاسلامی، 1994م.

یاقوت حموی، معجم البلدان، بیروت، دار صادر، 1995م.