نقش ادوات پرتابی در جنگ‌های قلعه‌ای در سرزمین‌های اسلامی پیش از ابداع توپ

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 ندارد

2 نویسنده مسئول

چکیده

در قرون میانه اسلامی، محاصره یکی از معمول‌ترین صورت‌های جنگ به شمار می‌آمد. قوای مهاجم برای درهم‌شکستن مقاومت قلعه‌ها و ورود به شهرهایی که حصارهای مستحکم داشتند، از ترفندها، شیوه‌ها، ابزارها و ادوات گوناگونی بهره می‌گرفتند؛ در این میان، استفاده از ادوات پرتابی، به‌ویژه منجنیق‌ها، بسیار کارآمد و تعین‌کننده بود. در این مقاله، ضمن به‌دست‌دادن وصفی مستند از کارکردهای مختلف هجومی- دفاعی جنگ‌افزارهای پرتابی سنگین در جنگ‌های قلعه‌ای دوره اسلامی، میزان تعیین‌کنندگی به‌کارگیری این دسته از سلاح‌ها، به‌عنوان شیوه معمول در نبردهای قلعه‌ای، در رقم‌زدن نتیجه عملیات نظامی این دوره تاریخی، بررسی و نشان داده شده که در به‌کارگیری این دسته از ادوات جنگی، صرفا بر توان فیزیکی و قدرت ویرانگری آن‌ها تکیه نمی‌شد؛ بلکه کاربرد این ادوات در جنگ‌های محاصره‌ای گاه ناشی از امکانی بوده که سلاح‌های سنگینی برای ایجاد ترس و وحشت و در نتیجه، اعمال گونه‌ای جنگ روانی علیه دشمن  فراهم می‌ساخته‌اند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Ballistic Devices in Islamic Medieval Castle Wars before Investing the Cannon

چکیده [English]

During the Islamic middle ages, besiegement was considered as one of the most frequent forms of military action. In order to ruin the resistance of the castle and take down the strong fenced cities, the raiders used various tricks, techniques, tools, and devices. Using ballistic devices, especially catapults, was extremely effective and determinative at the time. This  article provides a documental description of various attack and defense functions of heavy ballistic armaments in castle wars of the Islamic period and examines  how the utilisation of these kinds of weapons as a common technique in castle wars, is affecting the outcome of military operations during this historical period. It also showed that the aim of applying these armaments, the physical and destructive operational power, was not the only thing relied on, but it was partly for their ability to spread fear and panic and as a result, pushing a kind of psychological warfare against the enemy.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Warfare
  • siege
  • Ballistic Devices
  • Mangone(MandjaniÎ)

مقدمه

در قرون میانه اسلامی نبردها شکل‌های گوناگونی داشت. در هر کدام از این گونه‌ها، اتخاذ استراتژی و تاکتیک مناسب در پیروزی و یا شکست دو طرف جنگ بسیار مؤثر بود. در یک تقسیم‌بندی کلی، مهارت‌های جنگی را می‌توان در دو بخش تاکتیک (رزم آرایی) و تکنیک (فنون به‌کارگیری ابزارها) جنگی بررسی کرد. تکنیک نبرد، استفاده از سلاح‌های کارآمد و نیروی جنگی ماهر و خبره را شامل می‌شد؛ اما تاکتیک جنگ شامل تدابیر و به تعبیر دیگر حیله‌های جنگی بود که قوای مهاجم و مدافع برای کسب پیروزی و وارد آوردن تلفات بیشتر به طرف مقابل به‌کار می‌بستند.[1]

ارائه تاکتیک مناسب برای هر نبرد بر پایه اصول و احکام جنگ استوار است و تاکتیک قسمتی مهم از اصول و احکام جنگ را شامل می‌شود. این اصول به‌وسیله فرماندهی به اجرا درآمده، در صحنه عمل پیاده می‌شود. بنابر نظر یکی از محققان، همیشه اصول اساسی موجود است. که نتایج خوب جنگ منوط بدان‌هاست. این اصول سلاح، زمان وقوع و مکان است.[2] به عبارت دیگر، اصول جنگ مجموعه‌ای از ملاحظات مجرد، قواعد مسلم و مبانی اساسی در طرح‌ریزی، هدایت و اجرای عملیات نظامی بوده که از عصاره تجارب تاریخی به دست آمده‌اند و بر جریان جنگ حاکم هستند و به‌کارگیری صحیح و به‌جای آن‌ها، امکان موفقیت در نبرد را افزایش می‌دهد.[3]

در قرون میانه اسلامی، فرماندهان برای پیشبرد اهداف جنگی خود یک استراتژی کلی برای نبرد در نظر می‌گرفتند و برای پیاده‌ساختن استراتژی خود از تاکتیک‌های متفاوتی استفاده می‌کردند. محققان، تاکتیک را به مفهوم حرکات و اقدامات نظامی در میدان نبرد می‌دانند. در واقع علم تاکتیک، این حرکات را برای کسب پیروزی در نبرد بررسی می‌کند.[4] به تعبیر دیگر، تاکتیک، مجموعه اقدامات، حرکات و تحرکاتی است که در میدان نبرد و در برخورد با دشمن انجام می‌شود و بنابراین می‌توان آن را حاصل اصل انعطاف‌پذیری، طرح عملیات و راهبرد جنگی در مقتضیات و شرایط میدان جنگ دانست.[5]

با این مقدمه، بررسی‌ها نشان می‌دهد که به طورکلی، می‌توان در تمامی جنگ‌ها دو فعالیت متمایز از هم را شناسایی کرد: یکی استراتژی که فن هدایت نبرد است و بر اساس آن راهبردهای کلی، از جمله میزان به‌کارگیری نیروی نظامی انسانی و غیرانسانی (شامل ادوات و تجهیزات جنگی)، شدت هجوم، میزان تخریب، زمان و هزینه موردنیاز برای نبرد، شکل می‌گیرد؛ و دیگری تاکتیک یا رزم‌آرایی که هدایت عملیات در رزم‌هاست و از طریق آن، استراتژی به اجرا درآمده و هدفِ مدنظر تحقق می‌یابد؛ در این معنا، تاکتیک همان چگونگی به‌کارگیری نیروها و سلاح‌ها در صحنه نبرد است.     

از بارزترین انواع تاکتیک‌ها در نبردهای قرون میانه اسلامی، جنگِ گروهیِ منظم بود که در آن، آرایش‌های جنگی مختلفی به‌کار گرفته می‌شد؛[6] اما آن‌چه نگارندگان اینک به آن می‌پردازند، تاکتیک‌های مورداستفاده در نبردهای محاصره‌ای[7] (قلعه‌ای) است. در این‌گونه جنگ‌ها، به فراخور استراتژی تعیین‌شده از سوی فرماندهان، همه یا یکی از تاکتیک‌های زیرسطحی (شامل عملیات نقب‌زنی[8])، تاکتیک‌های ضد سطحی (شامل استفاده از دبابه یا دژکوب[9]، ساباط[10] و...) و تاکتیک‌های روی سطحی (شامل استفاده از نردبان[11]، ادوات پرتابی چون انواع منجنیق[12]، عراده[13]، کمان و...) به‌کار گرفته می‌شد تا عملیات تهاجم و تدافع از سوی محاصره‌کنندگان و محاصره‌شوندگان دنبال شود. به‌هررو، عملیات تهاجمی گذشته از این‌که با بهره‌گیری از سلاح‌های فردی سبک، با کمک ادوات محاصره صورت می‌گرفت این نبردها و نیز استفاده از این سلاح‌ها از قرن چهارم هجری به بعد، در سرزمین‌های اسلامی به مراتب بیشتر از گذشته معمول شد. از میان این شیوه‌ها و ادوات گوناگون، نقش ادوات پرتابی را می‌توان حائز اهمیت دانست؛ به‌طوری‌که مجهز بودن یا نبودن مهاجمان و مدافعان به هر یک از انواع متنوع این‌گونه از سلاح‌های محاصره‌ای، سرنوشت جنگ را به نفع هر یک تغییر می‌داد. به‌کارگیری این دسته از سلاح‌ها شیوه معمول در نبردهای قلعه‌ای به حساب می‌آمد و مهاجمان از این طریق، با ایجاد شکاف در باروی شهر یا ایجاد رخنه در دیوار قلعه یا سعی در فروریختن آن‌ها با ادوات محاصره، ورود به مرکز محاصره‌شده را میسر می‌کردند، هم‌چنین تجهیز مهاجمان به ادوات سنگین پرتابی، به‌عنوان توان نظامی برتر، می‌توانست در استراتژی سیاسی به‌کار گرفته شود و از این طریق با اعمال فشار بر دشمن، پذیرش خواسته‌ها و دست‌یابی به اهداف مورد نظر را در جریان مذاکرات و راه‌حل‌های سیاسی سرعت بخشد.

با توجه به آن‌چه گذشت، پژوهش حاضر این مسأله را بررسی می‌کند که ادوات پرتابی (به‌ویژه منجنیق) چه تأثیری در تغییر توازن قوا میان نیروی مهاجم و مدافع در نبردهای قلعه‌ای داشته است؟ آیا از ادوات پرتابی فقط برای تخریب و گشودن شهرها استفاده می‌شد یا در کنار قدرت تخریب بالا، به‌کارگیری این ادوات می‌توانست در دیپلماسی و استراتژی سیاسی برای اعمال فشار بر دشمن به قصد پذیرش خواسته‌ها و اهداف موردنظر در جریان مذاکرات و راه‌حل‌های سیاسی نیز مؤثر باشد؟ هم‌چنین به‌کارگیری این ادوات چگونه می‌توانست از میزان تلفات انسانی در نیروهای مجهز به این سلاح‌ها بکاهد؟ و آیا تجهیز سپاه محاصره‌کننده یا محاصره‌شونده به انواع ادوات پرتابی سنگین و نیمه‌سنگین، به‌ویژه منجنیق، می‌توانست ضریب اطمینان پیروزی در نبرد قلعه‌ای را افزایش دهد؟

این مقاله با بررسی گزارش‌های تاریخی موجود در منابع، سه محور اصلی را در ارتباط با نقش ادوات پرتابی در جنگ‌های قلعه‌ای دوره اسلامی در شرق و غرب جهان اسلام ارائه می‌کند و با توضیح هر یک از این سه، نشان خواهد داد برتری تاکتیک روی سطحی (استفاده از ادوات پرتابی به‌ویژه منجنیق) نسبت به دیگر تاکتیک‌های موجود در نبرد حصار (تاکتیک ضد سطحی و تاکتیک زیرسطحی) در چیست.     

 

محور نخست: سرعت بخشیدن به عملیات فتح و تسخیر شهرها

استفاده از ادوات پرتابی در پیاده‌سازی استراتژی برگزیده فرماندهان بسیار مؤثر بود. هرگاه استراتژی تسریع فتح و گشودن سریع شهر همراه با تخریب فراوان در دستورکار قرار می‌گرفت، تاکتیک استفاده از ادوات پرتابی و شیوه استفاده از آن بر پایه تخریب حصارهای[14] شهر و نیز هموارکردن مسیر استفاده از دیگر آلات محاصره استوار می‌شد. گاه حتی پس از گشوده‌شدن شهر، استحکامات دفاعی به‌طور کامل تخریب می‌شد تا مقاومت دوباره مردم شهر میسر نباشد. بر این اساس، محور نخست در دو بخش قابل بررسی است: نخست، استفاده از این ادوات برای تخریب سازه‌های دفاعی شهر برای تسریع عملیات فتح؛ دوم، استفاده از ادوات پرتابی به هدف هموارکردن مسیر استفاده از دیگر ادوات به‌کار گرفته شده در محاصره.

تاکتیک نخست در بسیاری از نبردهایی که در آن‌ها فتح سریع شهر مدنظر بود، به اجرا درمی‌آمد. در واقع تخریب شهرها در عملیات حصار به‌وسیله ادوات پرتابی سنگین، به‌ویژه منجنیق، رابطه مستقیمی با استراتژی جنگی تعیین‌شده توسط فرماندهان نظامی داشت. هرچه اهمیت سرعت تسخیر و فتح شهر محاصره‌شده بیشتری بود، تخریب ناشی از به‌کارگیری ادوات پرتابی با وسعت بیشتری صورت می‌گرفت؛ در مقابل هرچه فرمانده نبرد به آبادانی شهر پس از عملیات فتح، اهمیت می‌داد، به همان میزان سعی می‌شد تا عملیات فتح با خرابی کمتری همراه باشد.

در ابتدا ادوات پرتابی، به‌ویژه منجنیق، ساختاری ساده داشتند.[15] این نوع از ادوات، قدرت تخریب پایین‌تری نسبت به نسل‌های بعدی داشت. رفته‌رفته با مستحکم‌شدن حصارها و قلعه‌ها نیاز به تغییر اساسی در این نوع ادوات احساس شد و گونه‌های بزرگ‌تر با قدرت تخریب بیشتر ساخته شد. پیشرفت‌های ادوات سنگین پرتابی را باید در خلال نبردهای فراوان و در بستری از تکامل سازه‌های دفاعی و نیز در توجه و اهتمام قدرت‌های مختلف به ساخت گونه‌های جدید و پرقدرت این نوع از سلاح‌ها بررسی کرد. درگیری‌های مداوم ایوبیان و ممالیک با مسیحیان در طول جنگ‌های صلیبی نمونه‌ای بارزی از چنین اهتمامی است.[16]

در شرق جهان اسلام، مغولان در سطحی بسیار گسترده از ادوات پرتابی برای تخریب شهر و تسریع در عملیات فتح استفاده می‌کردند. آنان نبرد بارو را در سطحی عالی تکامل بخشیدند. در منابع مرتبط با دوره مغول گزارش‌های مفصلی هست که چگونگی فتح شهرها به‌دست مغولان و نیز نقش ادوات پرتابی را در این کشورگشایی‌ها به خوبی نشان می‌دهد. نمونه‌ای از این گزارش‌ها تصرف نیشابور[17] است. در این نبرد مغولان تجهیزات و ادوات بسیاری از جمله: 3000 چرخ‌انداز و 100 منجنیق و عراده و 1000 خرک[18] و 4000 نردبان و 1700 نفت‌انداز[19] و 2500 خروار سنگ به همراه داشتند.[20] مهاجمان با آن‌که مردم شهر درخواست صلح کرده بودند، به تخریب شهر پرداختند و حصار شهر را کاملا ویران کردند.[21]

تخریب حصارها شهر سمرقند[22] بسیار گسترده‌تر از نیشابور بود. مغولان با ادوات پرتابی و به‌وسیله منجنیق‌های بزرگ، شهر را با صدها سنگ بزرگ کوبیدند. آنان پس از فتح شهر، در اولین اقدام خود، بندهای تأسیسات کانال چکردیزه را شکستند و در پی آن دیوارهایی که در قسمت‌های مختلف ویران شده بود، به زیر آب رفت و بقیه استحکامات پابرجا ویران شد. مغولان که شب‌ها نیز زیر نور مشعل‌ها سرگرم اقدامات تخریبی خود بودند، در طول دو شبانه‌روز همه برج و بارو و دیوارهای شهر را با زمین هم‌سطح کردند.[23]

در جریان محاصره بغداد نیز مغولان بی ‌هیچ تسامحی اسوار و باروهای شهر را سخت فروکوبیدند.[24] خرابی‌های حاصل از هجوم مغول به بغداد به‌حدی بود که هولاکو قبل از ترک بغداد دستور مرمت بعضی از ساختمان‌های عمومی را صادر کرد[25] و یکی از وظایف مهم خاندان جوینی در زمان والی‌گری بر بغداد، پس از حمله مغول، ساخت‌وساز شهر بود.[26]

علاوه‌بر تخریب حصارها و تسریع عملیات فتح، ادوات پرتابی تأثیر بسزایی در هموارکردن اوضاع میدان نبرد برای استفاده از دیگر ادوات قلعه‌کوبی نیز داشتند. در هنگامه جنگ، تاکتیک جنگی قوای مدافع معطوف به ازکارانداختن ادوات تهاجمی محاصره‌کنندگان مانند دژکوب، دبّابه و... می‌شد. نیروی مهاجم با پرتاب پرتابه‌های فراوان به سمت استحکامات شهر، مدافعان را از فعالیت در پای حصار منحرف می‌کردند و تا بدین شیوه با استفاده از دژکوب‌ها و دبّابه‌ها حصار شهر را ویران کنند و عده‌ای از سربازان دیگر با بالارفتن از نردبان‌ها خود را به آن سوی شهر رسانده، دروازه‌ها را برای نیروی خودی بگشایند. در واقع به‌کارگیری هر یک از تاکتیک‌های ضدسطحی (هم‌چون استفاده از دبابه، دژکوب و...) مستلزم نزدیک‌شدن قوای مهاجم به حصار بود. قوای مدافع نیز می‌کوشید تا با تیراندازی، پرتاب سنگ و دیگر پرتابه‌های آتشین، ریختن قیر مذاب و آب جوش از بالای حصار، قوای مهاجم را به عقب براند و از این طریق به‌کارگیری تاکتیک‌های ضدسطحی را ناکارآمد سازد. در این بین، استفاده از منجنیق، به‌عنوان مؤثرترین و شناخته‌شده‌ترین ادوات پرتابی، می‌توانست آرایش قوای مدافع و نظم موجود در صفوف دفاعی را برهم‌زده، توجه و توان آنان را به تلفات و خرابی‌های ناشی از پرتابه‌های منجنیق معطوف کند. این اقدام می‌توانست فرصت مناسبی در اختیار قوای مهاجم قرار دهد تا به حصار شهر نزدیک شده با کاربست تاکتیک‌های ضدسطحی به داخل شهر محاصره‌شده راه یابند. از سوی دیگر، استفاده از ادوات پرتابی در کنار دیگر ابزارها و شیوه‌های نبرد حصار می‌توانست احساس رعب و وحشت و ذلت و ناامیدی را در دل محاصره‌شوندگان بیفکند. این بار روانی منفی انگیزه قوای مدافع و مردمان شهر محاصره‌شده را شکننده و آسیب‌پذیری خطوط دفاعی و آرایش نظامی مدافعان را بیشتر می‌کرد.

در ماجرای فتح عموریه[27]، سپاهیان معتصم عباسی با استفاده از ادوات پرتابی، قوای مدافع شهر را سرگرم و پراکنده کردند و با دبّابه‌ها و دژکوب‌ها خسارات بسیاری بر شهر وارد ساختند. منجنیق‌های بزرگ و نیرومندی که در این فتح توسط مسلمانان به‌کارگرفته شد، رعب و وحشت بسیاری در میان قوای مدافع و مردم شهر برانگیخت.[28] در 755هـ، صلیبی‌ها با استفاده از همین شیوه توانستند ضربات سنگینی به قوای مسلمان وارد کنند. آن‌ها در جریان نبرد بارو، زمانی که به‌واسطه مقاومت قوای مهاجم نتوانستند از دبابه‌ها و کبش‌ها برای گشودن شهر بهره برند، چند عرّاده را به یکدیگر متصل ساختند و با استفاده از آن‌ها مقاومت مسلمانان را درهم شکستند.[29]

برآیند بررسی محور نخست بر این نکته تاکید دارد که ادوات پرتابی هرکجا که منظور از محاصره، گشودن سریع شهر بوده است، کاربرد فراوان داشته‌اند. استفاده از این ادوات با قدرت کوبندگی و تخریب بسیار، نخستین شیوه‌ای بود که در تاکتیک‌های نبرد بارو کاربرد داشت. این ادوات با انداختن پرتابه‌ها به سمت حصار شهر و قوای مدافع، به دو شکل به پیروزی در نبرد بارو و عملیات قلعه‌گیری کمک می‌کرد: اول آن با تخریب قسمتی از حصار شهر، راه ورود قوای مهاجم را باز می‌کرد؛ و دوم این‌که ادوات با مشغول‌ساختن قوای مهاجم، آن‌ها را از توجه به فعالیت دیگر ادوات قلعه‌گیری مانند دبّابه، دژکوب و... منحرف می‌کرد و بدین ترفند راه فتح سریع‌تر شهر و به‌کارگیری دیگر ادوات قلعه گیری را هموار می‌ساخت.

 

محور دوم: کاستن از تلفات در مسیر تخریب استحکامات در کنار قدرت تخریب بالا

در موارد بسیاری فتح بدون تلفات یک شهر برای قوای مهاجم اهمیت داشت. در این مسیر دیپلماسی فعال و مذاکرات میان قوای مهاجم و مدافع بسیار تعیین‌کننده بود. در جریان مذاکرات، بدون‌شک، توان نظامی برتر و فضای روانی موجود در اوضاع نبرد می‌توانست نتیجه گفت‌وگوها را به نفع یکی از طرفین تغییر دهد. حال چنان‌چه شهر از سازه‌های دفاعی مستحکمی برخوردار بود و این سازه‌ها با نیروی نظامی کافی و ادوات و جنگ‌افزار قدرتمند حمایت می‌شد، قوای مدافع از موضع قدرت وارد گفت‌وگو می‌شد. برعکس، اگر نیروی محاصره‌کننده به آلات محاصره و قلعه‌کوبی و به ویژه ادوات پرتابی سنگین هم‌چون منجنیق مجهز بود، می‌توانست با ایجاد فضای روانی منفی و ارعاب و وحشت میان قوای محاصره‌شده، روند مذاکرات را به نفع خود تغییر دهد. علاوه‌بر این، بهره‌گیری از این شیوه در نبرد بارو، به نحو قابل‌توجهی تلفات را نسبت به نبردهای میدانی کاهش می‌داد. چرا که محاصره شهر باعث تنگناها به‌ویژه اقتصادی[30] می‌شد و فشار روانی و نظامی حاصل از احتمال استفاده از ادوات پرتابی، در بیشتر اوقات، تسلیم قوای محاصره‌شده را موجب می‌شد. بنابراین، محور دوم دو بخش را در بر می‌گیرد: اول، استفاده از ادوات پرتابی در صورت وقوع نبرد، تلفات کمتری را برای قوای مهاجم یا مدافع به ارمغان می‌آورد و دوم، با توجه به نقش مؤثر ادوات پرتابی، به‌عنوان توان نظامی برتر، در به ثمر نشستن مذاکرات و انعقاد پیمان صلح و فتح شهر محاصره‌شده، بدون جنگ، استفاده از آن می‌توانست به‌طور کلی از وقوع نبرد و ایجاد تلفات بکاهد.

از آن‌جا که ادوات پرتابی قرون میانه را تسامحا می‌توان با سلاح‌های پرتابی سنگین دوربرد امروزی مقایسه کرد، استفاده از آن‌ها در نبردهای بارو، تلفات کمتری را به نسبت دیگر روش‌ها و ادوات قلعه‌گیری متوجه نیروهای نظامی مهاجم یا مدافع می‌کرد و این برتری مهمی به حساب می‌آمد. چراکه قوای مهاجم یا مدافع با استفاده از این ادوات می‌توانستند از فاصله‌ای نسبتا دور پرتابه‌ها را به سمت یکدیگر پرتاب کرده و بدون درگیری و نبرد نزدیک، عملیات جنگی را ادامه دهند. برای مثال، یکی از روش‌های قلعه‌گیری نقب‌زنی بود. در این روش که راهی زیرزمینی به سمت استحکامات شهر و برای ویران‌کردن آن حفر می‌شد، خطرات بسیاری متوجه نقب‌زنان بود. ممکن بود آن‌ها در زیر انبوه خاک مدفون شوند و یا مسیر نقب آن‌ها توسط قوای مدافع تشخیص داده شده و مسدود شود.[31] با توجه به این امتیاز، در بیشتر نبردهای بارو، سلاح معمول قلعه‌گیری، ادوات پرتابی بود.

 در منابع تاریخی، گزارش‌های بسیاری به استفاده از منجنیق و تلفات کمتر حاصل از به‌کارگیری این سلاح پرتابی سنگین اشاره دارد. در محاصره قیساریه[32] قوای مغول منجنیق‌ها را بر دروازه شهر نصب کردند و با کوبیدن حصار شهر آن را تخریب و شهر را گشودند.[33] از فحوای گزارش چنان برمی‌آید که تلفات قوای مغول بسیار ناچیز بوده و آن‌ها با کمترین کشته موفق به فتح شهر شدند. در جنگ میان امین و مأمون[34] نیز فرماندهان مأمون با استفاده از ادوات پرتابی و با کمترین تلفات موفق به فتح بغداد و سپس قتل امین شدند.[35]

 بخش دیگر محور دوم، به نقش بازدارنده ادوات پرتابی در شکل‌گیری نبرد و کمک به فتح شهر محاصره‌شده در جریان تسلیم‌شدن مدافعان و انعقاد پیمان صلح و در نتیجه کاهش تلفات اشاره دارد. از دیرباز مردم و حاکمان شهرها به سلامت و آبادانی شهرهای خود بسیار توجه داشتند و دو طرف مخاصمات، یعنیمی‌کوشیدند تا با صلح، نبرد را به پایان برسانند. در این میان نقش ادوات پرتابی در ایجاد وحشت و ارعاب مردم و حاکم شهر محاصره‌شده بسیار مؤثر بود. آرایش نظامی چندین منجنیق بزرگ و قدرتمند در مقابل حصار و باروی یک شهر یا قلعه، می‌توانست این پرسش را در ذهن ایجاد کند که اگر این ادوات سنگین شروع به فعالیت کنند، چه بلایی بر سر شهر و ساکنان آن خواهد آمد. این اندیشه، مردم و حاکمان را به سمت تسلیم‌شدن و تقاضای صلح سوق می‌داد. منابع تاریخی با ذکر برخی از محاصره‌ها، به این کارکرد و تأثیر ادوات پرتابی در پیشبرد دیپلماسی اشاره کرده‌اند. در جریان محاصره بَهُرَسیر،[36] مسلمانان از 20 منجنیق استفاده کردند و دو ماه محاصره را ادامه دادند. وجود این منجنیق‌های آماده‌به‌کار سبب شد تا مردم شهر تقاضای صلح دهند. درباره این عملیات طبری چنین گزارش داده است: «منجنیق‌ها برای تهدید مردم شهر به کار رفت و مردی برای طلب امان از شهر بیرون آمد».[37] در ماجرای محاصره حصن بابلیون[38] در 20هـ، رومی‌ها در این حصن به دفاع مشغول شدند و خندقی پیرامون آن حفر کردند و برای آن خندق ابوابی گذاردند. عمروبن‌عاص برای گشودن شهر بسیار تلاش کرد و زمانی که نیروی کمکی رسید، منجنیق‌ها را در مقابل حصن نصب کرد.[39] در این محاصره، اعراب با قلعه‌ای بسیار مستحکم روبرو شدند که گشودن آن کار ساده‌ای به نظر نمی‌رسید. استفاده از منجنیق به دو شکل در گشودن این نوع قلاع مؤثر بوده است: طبیعی است که مردم از خرابی شهرهای خود نگران بودند، به‌ویژه خرابی حصن استواری چون بابلیون. از این رو، زمانی که نیروی کمکی به سردمداری زبیربن‌عوام به صحنه وارد شد، آنان دیگر عرصه را بر خود تنگ دیدند. با این وصف، احتمال موفقیت عملیات دفاعی رومی‌ها با توجه به رسیدن قوای کمکی تازه‌نفس و تجهیزات نظامی برتر (منجنیق‌های برافراشته) از بین رفت. از طرف دیگر، منجنیق‌های نصب‌شده در مقابل بابلیون و آمادگی آن‌ها برای شلیک، نگرانی مردم را از احتمال ویرانی گسترده در صورت نبرد، بیش از پیش می‌ساخت. از این رو، مردم شهر تن به صلح دادند و اعراب وارد شهر شدند.[40]

طبری نیز در ذیل وقایع 13هـ.، آورده است که خالدبن‌ولید شهر دمشق[41] را هفتاد شبانه‌روز محاصره و بر شهر منجنیق‌ها و دیگر ادوات پرتابی و محاصره‌ای نصب کرد.[42] در گزارش مربوط به محاصره دمشق، خالد حدود هفتاد شبانه‌روز شهر را محاصره و آلات سنگین محاصره و منجنیق‌ها را نیز نصب کرد. انتظار هفتادروزه خالد دلیلی بر این مدعاست که او قصد داشت تا بدون واردکردن آسیب به شهر آن را فتح کند. به نظر می‌رسد نصب منجنیق‌ها در این محاصره بیشتر برای ارعاب و ترساندن ساکنان محصور در شهر بوده تا سریع‌تر به تسلیم تن در دهند. چه‌بسا خالد از همان روزهای نخست محاصره، به‌راحتی می‌توانست با منجنیق‌ها شهر را بکوبد و آن را فتح کند؛ اما پس از کوبیدن شهر توسط منجنیق‌ها، شهری را در اختیار می‌گرفت که اسوار و استحکامات دفاعی آن تخریب شده بود و او به‌عنوان صاحب جدید شهر بایست این خرابی‌ها را سامان می‌داد که این خود هزینه‌ای سنگین را بر او تحمیل می‌کرد؛ از این رو مدت هفتاد شبانه‌روز محاصره را ادامه داد و از طریق ترساندن مردم و تهدید به کوبیدن شهر با منجنیق، سعی کرد تا با صلح شهر را در اختیار بگیرد.

در سال‌های 53 و 54هـ نیز عبیدالله‌بن‌زیاد در فتح بخارا از سیاست ارعاب مردم و حاکم شهر استفاده کرد. او منجنیق‌ها را در مقابل شهر نصب کرد و خاتون و مردم شهر را به تسلیم‌شدن فرا خواند و افزود که در غیر این صورت، شهر را با منجنیق خواهد کوبید. این تهدید در ابتدا مؤثر افتاد و خاتون شهر از او هفت روز فرصت خواست. در واقع او هم از قدرت مسلمانان و منجنیق‌های نصب‌شده در مقابل حصارهای شهر وحشت داشت و هم منتظر رسیدن قوای کمکی بود. پس از گذشت هفت روز، دیگر لشکریان خاتون بخارا از راه رسیدند و نبرد از شکل محاصره‌ای به نبرد میدانی تبدیل شد و طی آن مسلمانان به پیروزی رسیدند و خاتون از مسلمانان مجددا تقاضای صلح کرد.[43]

در محاصره نیشابور توسط مغولان نیز مردم شهر از دیدن آن همه تجهیزات و ادوات پرتابی مغولان وحشت کرده تصمیم به صلح گرفتند؛ اما تولوی فرمانده مغولان درخواست مردم شهر را قبول نکرد و نیشابور را به‌زور گشود.[44]

در واقع ارعاب ناشی از نصب ادوات سنگین پرتابی در پای حصار، اولین شیوه‌ای بود که فرماندهان با محاصره شهر از آن بهره می‌بردند. آن‌ها سعی می‌کردند تا مردم و حاکمان شهر را به صلح دعوت کنند؛ اما گاه با مقاومت سرسختانه مردم شهر روبرو می‌شدند که در این مواقع چاره‌ای جز استفاده از راه‌حل نظامی برای آنان باقی نمی‌ماند.

دیگر زمانی که فرماندهان از ارعاب و ترساندن محاصره‌شوندگان بهره می‌گرفتند، وقتی بود که با شهری روبرو می‌شدند که از استحکامات استواری برخوردار بود و درواقع فتح شهر با توان نظامی محاصره‌کنندگان ممکن نبود. نمونه این امر را در محاصره سه‌باره شهر موصل به‌دست صلاح‌الدین می‌توان دید. صلاح‌الدین در 578هـ موصل را برای بار نخست محاصره کرد. او تصمیم داشت با کوبیدن شهر به‌وسیله ادوات محاصره، به آن دست یابد؛ اما موفق نشد. دلیل این شکست دیوارهای محکم و موصل و آمادگی نظامی مدافعان شهر بود. صلاح‌الدین دو بار دیگر نیز موصل را محاصره کرد؛ ولی نتوانست از راه نظامی به آن دست یابد و در نهایت در محاصره سوم با حاکم موصل صلح کرد.[45] نکته‌ای که در این دست گزارش‌ها به‌نظر می‌رسد، آن است که استفاده از ویژگی ارعاب‌آمیز احتمال به‌کارگیری ادوات پرتابی، شاید ریشه در این واقعیت داشته باشد که قوای نظامی برای فتح شهر کافی نبوده است. نمونه‌ای دیگر دراین‌باره را در ماجرای فتح حصن بابلیون مشاهده کردیم. پیش از رسیدن قوای کمکی به فرماندهی زبیربن‌عوام، عمرو نتوانسته بود کاری از پیش ببرد؛ اما درست پس از رسیدن قوای کمکی است که توازن قوا به نفع مسلمانان تغییر می‌کند.

 قوای مدافع شهر نیز برای ارعاب و وحشت و تحقیر نیروهای محاصره‌کننده از شیوه‌های گوناگون و در عین‌حال جالبی استفاده می‌کردند. برای مثال در 354هـ، خلف‌بن‌احد صفاری[46]، که در یکی از دژهای سیستان به محاصره قوای شورشی درآمده بود، کیسه‌هایی پر از مار را با عرّاده بر سر قوای شورشی فروریخت.[47] در گزارشی دیگر، در سال 594هـ، تَکِش خوارزمشاه بخارا را محاصره کرد. ساکنان بخارا در برابر او مقاومت کردند. کار به جایی رسید که بخارائیان سگی یک‌چشم را گرفته بر او لباسی پوشانده و کلاهی بر سرش نهادند و به دور حصار شهر گردانده و سگ را خوارزمشاه نامیدند (تکش یک چشم بوده است) و سپس آن سگ را به‌وسیله منجنیق به لشکرگاه دشمن افکنده و گفتند: «اینک سلطان شما!».[48] این کار برای تحقیر قوای مهاجم و تضعیف روحیه آنان انجام گرفت.

با توجه به آن‌چه گذشت، هرجا شرایط برای نبرد تخریبی بارو و فتح شهر با جنگ – به علل مختلفی هم‌چون استحکام سازه‌های دفاعی شهر، کافی‌نبودن قوای محاصره‌کننده و...- مساعد نبود، فرماندهان از ویژگی روانی و تهدیدی ادوات پرتابی یعنی نصب این ادوات برای نمایش قدرت و ایجاد رعب و وحشت یا پرتاب پرتابه‌هایی هم‌چون سنگ و قاذورات و کثافات و جسد حیوانات به داخل شهر برای ایجاد حس یاس و ناامیدی و ناامنی در محاصره‌شدگان استفاده می‌کردند و با این کار، جریان و روند گفتگوها و مذاکرات را به نفع خود تغییر می‌دادند. با استفاده از همین تدبیر، یعنی اشاعه یاس و وحشت بود که خوارزمشاهیان در 600هـ مدافعان غوری هرات را به زانو درآوردند.[49]

 

محور سوم: ارتباط مستقیم میان موفقیت نیروهای مهاجم یا مدافع با پیشرفت‌های فناورانه در تولید ادوات پرتابی و افزایش مهارت در کاربرد آن‌ها

هر اندازه جنگ در جوامع رو به پیچیده‌شدن می‌رود، فناوری و تکنیک ساخت سلاح و علوم و مهارت‌های مرتبط با آن نیز وسعت می‌یابد. با پیچیده‌شدن روش‌ها و اصول جنگ و گسترده‌شدن آن در قرون میانه، ضرورت فناوری در زمینه ابداع و ساخت سلاح بیشتر احساس شد. به‌عنوان نمونه، استفاده از «آتش یونانی»[50] و منجنیق و تکامل تکنیک‌های ساده جنگ‌های قلعه‌ای از طریق تشکیل یگان‌ها و رسته‌های نظامی خاص و سلسله مراتبی، با فرماندهی متمرکز، تغییرات و تحولات تشکیلات نظامی را با خود به همراه داشت. این امر چهره جنگ را از رویارویی در میدان‌های صحرایی و فضای پست و مسطح، به جنگ‌های شهری و محاصره شهرها و قلاع و حتی تسخیر پایگاه‌های استراتژیک و صعب‌العبور تغییر داد. برتری مسلمانان در ساخت و استفاده از چنین سلاح‌هایی، یکی از عوامل مهم موفقیت آنان در مقابل دشمنانشان بود. با افزایش استحکام شهرها و قلعه‌ها، به ویژه با وقوع جنگ‌های صلیبی، تغییرات بسیاری در انواع ادوات پرتابی به وجود آمد و این‌گونه سلاح‌ها روزبه‌روز کارآمدتر و تأثیرگذارتر شد. در واقع تکامل سلاح منجنیق را می‌توان نتیجه تحولات تاکتیک‌های نبرد و نیز مستحکم‌تر شدن دیوار دفاعی شهرها دانست.           

محور سوم این بررسی، بر بعد فناورانه، تکامل و نحوه به‌کارگیری و مهارت استفاده از ادوات پرتابی، به‌ویژه منجنیق، در نبردهای محاصره‌ای استوار است و نشان خواهد داد چگونه برتری‌های فناورانه در ساخت سلاح‌های پرتابی سنگین در کنار افزایش مهارت‌های لازم در به‌کارگیری آن، می‌توانست ضریب اطمینان پیروزی در نبرد را افزایش دهد؛ بنابراین، محور سوم در سه بخش قابل بررسی است: اول، تقابل دو گونه متفاوت منجنیق در صحنه‌های نبرد یعنی منجنیق‌های دفاعی و هجومی؛ دوم، تکامل استحکامات دفاعی شهرها و ادوات پرتابی در تقابل با یکدیگر و سوم، نحوه به‌کارگیری ادوات پرتابی به‌ویژه منجنیق در نبردهای قلعه‌ای.

در دوره جنگ‌های صلیبی، نبردها بیشتر از نوع محاصره‌ای بود. از این‌رو، مطالعه نبردهای این دوره می‌تواند تأثیر پیشرفت‌های فناورانه را در کسب پیروزی در نبرد نشان دهد. در نبردهای صلیبی، ابتدا صلیبی‌ها بر مسلمانان برتری داشتند؛ اما با گذشت زمان، مسلمانان با پیشرفت‌هایی که در زمینه ساخت و به‌کارگیری ادوات پرتابی به‌دست آوردند، بر صلیبی‌ها تفوق یافتند. در نخستین جنگ صلیبی، اروپایی‌ها به موفقیت‌های چشم‌گیری رسیدند. یکی از این پیروزی‌ها فتح شهر قیساریه بود. این شهر از استحکامات بسیار نیرومندی برخوردار بود؛ از این‌رو، فرماندهان صلیبی به ساختن منجنیق‌ها و برج‌های بسیار بلند مبادرت ورزیدند. این برج‌ها هر کدام 20 ذراع بیشتر از حصارهای شهر ارتفاع داشتند. به این ترتیب سربازان کاملا به شهر مسلط بودند و می‌توانستند به‌راحتی آن را با سنگ‌های منجنیق و تیرهای سنگین بکوبند. به موازات این کار، صلیبی‌ها محاصره را تنگ‌تر کردند و 15 روز به‌شدت شهر را کوبیدند و در خلال این مدت برخی از مواضع دفاعی مستحکم و عالی قیساریه را ویران کردند و شهر را گشودند.[51] آنان مستقیما به تخریب شهر قیساریه و مواضع دفاعی آن اقدام کردند؛ همان‌طور که در تصرف بیت‌المقدس[52] نیز چنین تاکتیکی را دنبال می‌کردند.[53]

با ظهور صلاح‌الدین ایوبی قدرت سیاسی و توازن قوا به نفع مسلمانان تغییر کرد. تحول اصلی در زمینه ادوات پرتابی در دوره صلاح‌الدین، ایجاد رسته‌ای ویژه در سپاه به نام «الفرقة المهندسة» بود. کار این گروه بررسی حصار شهر محاصره‌شده و تعیین جایگاهی مناسب برای نصب آلات حصار بود؛ به طور کلی این گروه وظیفه بررسی چگونگی فتح شهر با کمترین تخریب را بر عهده داشت؛ اینان با دقت در احوال شهر و با توجه به مهارتی که در این زمینه داشتند، گاه از دیگر راه‌ها مانند نقب‌زنی یا تغییر مجرای آب به سمت حصار برای فروریختن آن استفاده می‌کردند؛ اما متداول‌ترین و مؤثرترین راه، استفاده از ادوات پرتابی بود.[54] صلاح‌الدین از این گروه در زمان بازپس‌گیری بیت‌المقدس از صلیبی‌ها، در محاصره شهر استفاده کرد. او به گروه مهندسی خود دستور داد تا چند روز حصار شهر را بررسی کنند و مکانی را در حصار بیابند تا استحکام کمتری نسبت به دیگر نقاط داشته باشد. گروه مهندسی نیز دست به کار شد و پس از چند روز بررسی، تحت نظارت صلاح‌الدین، سرانجام مکانی مناسب در قسمت شمالی حصار شهر بیت‌المقدس انتخاب شد و صلاح‌الدین دستور نصب آلات حصار و منجنیق‌ها را در آن نقطه صادر کرد.[55] طرفین شروع به پرتاب پرتابه‌های سنگین به یکدیگر کردند. صلیبی‌ها که وخامت اوضاع را دریافته بودند، درخواست صلح کردند و شهر به‌دست صلاح الدین افتاد.[56]

در دوره ممالیک استفاده از ادوات پرتابی، به‌ویژه منجنیق، کاربرد بسیار گسترده‌ای یافت. یکی از جنبه‌های مهم کاربرد منجنیق در عهد ممالیک و به‌خصوص در جهاد با صلیبی‌ها، افزایش چشم‌گیر تعداد آن‌ها در محاصره‌ها، در قیاس با دوره ایوبیان بود.[57] ممالیک از منجنیق در سرکوب شورش‌ها[58] و در نبرد با صلیبی‌ها استفاده می‌کردند. نمونه بارز استفاده وسیع از منجنیق مربوط به نبردهای دوران اشرف‌خلیل است. او فاتح عکا[59]، آخرین پایگاه صلیبی‌ها در شرق، بود. ادواتی که سلطان مملوک در این محاصره به کار برد، بسیار چشم‌گیر است. اشرف خلیل بیش از 20 هزار جنگ‌جو را که لوازم محاصره پشتیبان آنان بود، برای حمله آماده کرد. هم‌چنین 92 منجنیق را به کار گرفت که در ضمن آن‌ها منجنیق بزرگی به نام «منصوری» بود. این جنگ‌افزار بر روی بیش از صد چرخ حرکت می‌کرد. محاصره بیش از یک ماه و نیم ادامه یافت و خلیل درصدد بود تا کمترین میزان تخریب را به شهر وارد کند. این در حالی بود که منجنیق‌های سپاه او توانایی تخریب کامل شهر را داشتند. در نهایت، شهر در 17 جمادی‌الثانی 690هـ با نابودی قسمتی از حصار شهر فتح شد.[60] گزارش‌ها نشان می‌دهد که چگونه پیشرفت‌های فناورانه در ساخت منجنیق و مهارت استفاده از آن باعث تفوق نظامی در نبردهای بارو می‌شد.

بخش نخست محور سوم، به تقابل دو گونه از منجنیق در نبردهای محاصره‌ای اشاره دارد. به ‌طور کلی، تفاوت‌های آشکاری در ساختار منجنیق‌های تهاجمی و منجنیق‌های تدافعی وجود ندارد؛ تفاوت اصلی در اندازه و توان پرتاب آن‌هاست. تکامل منجنیق‌های هجومی، به‌لحاظ بزرگی و قدرت و تعداد این سلاح، در دوره ممالیک به اوج خود رسید. به نمونه‌ای از به‌کارگیری وسیع منجنیق هجومی، در عملیات آزادسازی عکا، به‌دست اشرف‌خلیل اشاره شد. در جریان محاصره، قوای دفاعی شهر برای ازکارانداختن منجنیق‌های هجومی دشمن و جلوگیری از ورود قوای مهاجم به داخل شهر، از روش‌های گوناگونی استفاده کرد؛ از جمله پرتاب رگباری از تیر به سوی خدمه ادوات محاصره، ریختن سنگ و قیر بر سر قوای مهاجم و از همه مهم‌تر، به‌آتش‌کشیدن برج‌های متحرک دشمن با پرتاب نفت.[61] افزون‌براین، اصلی‌ترین راهی که مدافعان برای محافظت از شهر و انهدام ادوات محاصره دشمن (هم‌چون دبابه‌ها، منجنیق‌ها و...) به‌ کار می‌بردند، به‌کارگیری منجنیق‌های دفاعی بود.[62] این جنگ‌افزار در بالای برج‌های حصارها و قلعه‌ها نصب می‌شد؛ ازاین‌رو، در مقایسه با منجنیق‌های هجومی، کوچک‌تر بوده و قدرت کمتری داشت.[63] مدافعان با پرتاب سنگ، به‌وسیله منجنیق‌های نصب‌شده بر اسوار، دبابه‌های دشمن را منهدم می‌ساختند؛ در مقابل، مهاجمان نیز برای حفاظت از دبابه‌ها، چاره‌ای جز فاصله‌گرفتن از پرتابه‌ها یا گذاشتن چوب و حصارهای محکم در برابر سنگ‌های پرتابی نداشتند.[64]

در محاصره نیشابور به‌دست مغولان، تقابل چشمگیری میان منجنیق‌های هجومی و دفاعی رخ داد. پیش‌تر، به انبوه ادواتی که مغولان در محاصره شهر به کار بردند، اشاره شد. در مقابل قوای مدافع نیشابور نیز با تعبیه 300 دستگاه منجنیق و عراده بر بالای حصار شهر، همراه با به‌کارگیریِ دیگر سلاح‌ها و نفت، به مصاف مغولان رفت.[65] زمانی که مردم شهر ادوات سنگین مغولان را مشاهده کردند، به ناکارآمدی منجنیق‌ها و عراده‌های خود پی بردند و از مغولان درخواست صلح کردند.

نمونه‌ای دیگر از کاربرد منجنیق‌های دفاعی، محاصره قلعه نَگَرکوت[66] توسط فیروزشاه تُغلُقی[67] است. این قلعه بسیار مستحکم بوده و فیروزشاه برای گشودن آن شش ماه وقت صرف کرد. نکته شایان‌ذکر درباره این گزارش استفاده قوای مهاجم و مدافع از منجنیق است؛ به‌طوری‌که به‌نوشته منابع، سنگ‌های پرتاب‌شده از سوی قوای مهاجم و مدافع، در هوا، به یکدیگر برخورد کرده و تکه‌تکه می‌شدند.[68]

در منابع، گزارش‌هایی نیز در دست است که بر تفوق منجنیق‌های دفاعی بر هجومی اشاره دارد. برای مثال، در محاصره نخست نیشابور به‌دست مغولان، مردم شهر توانستند با تعبیه ادوات پرتابی بر بارو و حصار شهر بر نیروهای مغول فائق آیند.[69] در گزارشی دیگر، در ماجرای فتح سرمینیه[70]، با وجودی که نیروهای مسلمان با منجنیق‌های هجومی شهر را می‌کوبیدند، اما منجنیق‌های دفاعی با هوشمندی زنی که با مهارت از آن‌ها استفاده می‌کرد، از کار افتادند. این زن با دقتی بسیار پرتابه‌ها را به سمت منجنیق‌های قوای محاصره‌کننده پرتاب و آن‌ها را خنثی می‌کرد.[71]

در تحلیلی کلی، باید گفت که منجنیق‌های دفاعی برای ایجاد اختلال و تأخیر در روند گشودن شهر به‌دست قوای مهاجم به کار می‌رفت. قوای مدافع با این کار سعی می‌کرد تا مهاجمان را خسته و تا رسیدن قوای کمکی مقاومت کند. منجنیق‌های هجومی، از آنجا که برای گشودن شهرها و سوراخ‌کردن دیوارهای ضخیم آن‌ها به کار می‌رفتند، طبیعتا از توان بسیار بیشتری نیز برخوردار بودند. در مقابل، از آنجا که منجنیق‌های دفاعی می‌بایست بالای حصارهای شهر تعبیه می‌شد، از اندازه بزرگی برخوردار نبود؛ چراکه انتقال منجنیق‌های بزرگ به بالای حصار، کاری بسیار دشوار و گاه ناممکن بود.

بخش دوم محور سوم، ناظر بر تکامل استحکامات دفاعی شهرها و ادوات پرتابی در تقابل با یکدیگر است. شکل دیوارهای دفاعی به موازات پیشرفت سلاح‌های تهاجمی و تدافعی تکامل یافته است. در همه دوره‌ها، استحکامات را در دورافتاده‌ترین و مرتفع‌ترین نقطه، بنا می‌کردند تا به سبب وجود شیب‌های تند تپه یا کوه، دست‌یابی به آن دشوار باشد و در صورت محاصره، مدافعان در بالا قرار گیرند و بر قوای مهاجم مسلط باشند. طرح‌های ساختمانی این استحکامات بیشتر براساس معلومات و تجربه کلی نسبت به حمله و دفاع ریخته می‌شد تا سنت‌های محلی ساخت بنا.[72] تقابل سازه‌های دفاعی و جنگ‌افزارها در دوره جنگ‌های صلیبی به‌خوبی نمایان است. در این دوره شاهد رشد بسیار سریع سلاح‌های مختلف هستیم.[73] استفاده از منجنیق و ادوات پرتابی در مصر و شام در طول جنگ‌های صلیبی به اوج خود رسید. با شروع جنگ‌های صلیبی و تجاوز مسیحیان به قلمروهای اسلامی، هر دو طرف دریافتند که برای غلبه در نبردها که بیشتر از نوع جنگ‌های قلعه‌ای و محاصره‌ای بود، می‌باید سپاهیان را با ادوات جنگی و جنگ‌افزارهای مؤثر تجهیز کنند. از این‌رو، در طول این جنگ‌ها، با تطور و پیشرفت‌های چشم‌گیر این ادوات روبه‌رو هستیم. این موضوع، از سویی قدرت سپاه را دوچندان می‌کرد و از سوی دیگر، باعث می‌شد که مدافعان شهر نیز به اندیشه مستحکم‌سازی قلاع و اسوار شهرها بیفتند. به موازات مستحکم‌سازی قلاع و اسوار، قوای دشمن بالطبع، می‌بایست ادوات و ابزار جنگی خود را به‌گونه‌ای سامان می‌داد که بتواند با آن ابزار،‌از پس اسوار و حصن‌های مستحکم برآید. این موضوع، نکته بسیار مهمی است که در بررسی جنگ‌های صلیبی و هم‌چنین در نبردهای داخلی مسلمانان بارها به آن برخورد می‌کنیم؛ تلاش برای ایجاد نوعی از توازن میان ادوات پرتابی از یک سو و قلاع و اسوار از سوی دیگر، باعث پیشرفت و تغییر و تحولات بسیاری در آن‌ها می‌شد. شاید به‌توان این تکامل را یکی از نتایج مثبت جنگ‌های صلیبی در حوزه نظامی دانست.

قاهره[74] یکی از شهرهایی است که به مستحکم‌سازی قلاع و اسوار آن توجه ویژه‌ای شد. صلاح‌الدین ایوبی از ابتدای به قدرت‌رسیدن، اهتمام خاصی به استحکامات دفاعی داشت.[75] او در ابتدا قصد داشت از شدت هجوم فاطمیان به مصر بکاهد.[76] هم‌چنین بر آن بود تا با ساخت این استحکامات هجوم صلیبی‌ها و تهاجم احتمالی فاطمی- صلیبی را کاهش دهد.[77] با این انگیزه، صلاح‌الدین تصمیم گرفت تا حصار جدیدی گرد قاهره بنا کند.[78] بالای سور صلاح‌الدین، برج‌ها و سازه‌های متعددی، غالبا با کارکردهای دفاعی، ساخته شده بود.[79]

در اندلس نیز سلاطین مرابطی و موحدی توجه ویژه‌ای به ساخت حصارها و قلاع و حصون شهرهای خود داشتند. اسوار مرابطون با زوایای بسیار داخلی و خارجی متمایز می‌شد؛ به‌نحوی که شکلی پیچ‌وخم‌دار و مارپیچ می‌یافت که مدافعان راحت‌تر می‌توانستند قوای مهاجم را مورد هجوم قرار دهند.[80] از اسواری که در دوره مرابطون ساخته‌شده می‌توان از سور شهر مراکش[81] یاد کرد که برای جلوگیری از نفوذ موحدون بنا شد.[82] در عهد موحدون نیز شاهد ساخت سازه‌های دفاعی هستیم.[83] آن‌ها سور قرطبه[84] را تجدید بنا و در ساخت آن از «طابیه» که خاکی مخلوط از ساروج و آهک و تکه‌های سنگ برای استحکام بیشتر بنا بود، استفاده کردند.[85] گاه به سبب استحکام حصارها، محاصره‌ها تا چند سال طول می‌کشید. برای نمونه، سلطان یوسف‌بن‌یعقوب مرینی[86] تلمسان[87] را مدت هشت سال و سه ماه محاصره کرده بود و محاصره زمانی به پایان رسید که او کشته شد و این امر به پراکنده‌شدن قوای مهاجم انجامید.[88] 

در مقابل پیشرفت و استحکام سازه‌های دفاعی شهرها، ادوات پرتابی نیز تکامل می‌یافت. در ابتدا ادوات پرتابی شکل ساده‌ای داشت که پرتابه‌های آن‌ها شامل سنگ و تیرهای بزرگ چوبی بود. با تشکیل دولت اموی پرتابه‌های آتشین در نبردها به کار گرفته شد که در آن‌ها از آتش یونانی[89] استفاده می‌شد. با ظهور عباسیان، تشکیلات و نظام مشخصی برای استفاده از ادوات پرتابی تدارک دیده شد و در سپاه عباسی صنف ویژه‌ای به‌ نام «منجنیقیون»[90] به ‌وجود آمد. این صنف وظیفه ساخت، استفاده از منجنیق و آموزش کار با آن را بر عهده داشت. صنف‌های دیگری به نام «الحجارین» و «الفعلة و المهندسون» و «نفاطون»[91] نیز منجنیقیون را یاری می‌دادند.[92] سهم عمده تکامل ادوات پرتابی، به‌ویژه منجنیق، در مربوط به ممالیک مصر و شام است. تنها تک‌نگاری موجود درباره منجنیق یعنی کتاب الانیق فی المناجنیق تألیف ابن ‌ارنبغا الزردکاش[93] در این دوره نگارش یافت. تحول اصلی این دوره در به‌کارگیری منجنیق‌های قدرتمند و مهم‌تر از آن، پرتابه‌های گوناگون و پرقدرتی جلوه کرد که از آن‌ها برای تخریب و یا تهدید قوای مدافع شهر استفاده می‌شد. این پرتابه‌ها شامل قدور[94]، پرتابه‌های سنگی (مدور) آتشین و صندوق‌های انفجاری[95] بود.[96]

 بخش سوم محور سوم، ناظر بر نحوه به‌کارگیری ادوات پرتابی، به‌ویژه منجنیق، در نبردهای قلعه‌ای است. علاوه‌بر قدرت ادوات پرتابی، مهارت به‌کارگیری این سلاح‌ها نیز از اهمیت بسیاری برخوردار بود. در جریان فتح عموریه، مسلمانان برج‌های بزرگی به اندازه سور حصن عموریه به کار بردند که هر برج گنجایش چهار مرد را داشت. زمانی که نبرد میان دو طرف شدت یافت، معتصم به منجنیق‌ها دستور آتش داد و تعدادی از منجنیق‌ها را در کنار هم قرار داد و سور عموریه را کوبید؛ به‌طوری‌که سور سوراخ شد و مسلمانان موفق به فتح شهر شدند.[97]

گزارش فتح عموریه نشان می‌دهد لشکریان در این نبرد، در سطح وسیعی از منجنیق و دیگر ادوات پرتابی استفاده کردند. حصار عموریه، حصاری مستحکم بود و فروریختن آن نشان از قدرت ادوات مسلمانان و هم‌چنین شدت استفاده از آن‌ها دارد. در این نبرد هم‌چنین با شیوه جدیدی در استفاده از منجنیق مواجه می‌شویم؛ همان‌طورکه در گزارش فتح آمد، پس از آن‌که جنگ میان دو طرف شدت گرفت، معتصم دستور داد تا منجنیق‌ها شروع به کوبیدن شهر کنند. در این میان، او هم‌چنین فرمانی مبنی بر قراردادن بعضی از منجنیق‌ها در کنار یکدیگر صادر کرد. این امر باعث شد منجنیق‌های نصب‌شده در کنار هم، مانند منجنیقی واحد عمل کنند و شدت ضربة وارده به حصار شهر دوچندان شود. احتمالا امتیاز این شیوه در این بوده که متصدیان، منجنیق‌های در کنار هم را به‌ شکلی تنظیم کرده بودند که یک نقطه از حصار را هدف قرار دهد؛ در این حالت طبیعی است که ضربه‌های وارده به آن قسمت حصار، قدرتی مضاعف داشته باشد و باعث تخریب بیشتر و سریع‌تر حصار شود. از برآیند گزارش مذکور و نیز تحلیلی که درباره آن ارائه شد، برمی‌آید که گذشته از رشادت‌ها و فداکاری‌های مسلمانان، نحوه استفاده از منجنیق و مهارت خدمه آن و نیز قدرت منجنیق‌های استفاده‌شده، نقشی اساسی و تعیین‌کننده در فتح عموریه داشته است.

 استفاده از ادوات پرتابی، به‌ویژه منجنیق، در قرن هفتم هجری به اوج خود رسید. مقارن با بیرون‌راندن نهایی صلیبی‌ها یا اندکی پس از آن، تاریخچه پراهمیت این جنگ‌افزار جنگی به آخر می‌رسد. در دوره عثمانی‌ها توپ جایگزین منجنیق شد. آنان از همان آغاز به توپخانه توجه ویژه‌ای داشتند و گروهی را به‌عنوان توپچی انتخاب می‌کردند که شمار آنان در روزگار بایزید به 1000 نفر می‌رسید.[98] از زمان سلطان محمد فاتح به‌بعد استفاده از توپ عملا جای منجنیق را گرفت. مثلا در محاصره رودس[99] در 885هـ ، سلطان از توپ بهره برد؛[100] اما استفاده گسترده از توپ در فتح استانبول[101] به دست سلطان محمد فاتح روی داد.[102]  

به‌نظر می‌رسد با جایگزین‌شدن توپ به جای ادوات پرتابی، به‌ویژه منجنیق، کارکردهای کلی سلاح‌های سنگین پرتابی تغییر عمده‌ای نکرد و تنها توپ و توپچی جایگزین منجنیق و منجنیقیون شد. 

 

نتیجه‌

 با توجه به برآیند کلی حاصل از بررسی گزارش‌ها درباره ادوات پرتابی، نتیجه‌گیری این پژوهش را می‌توان در چند محور ارائه کرد:

1. هرگاه، فتح سریع شهرها برای فرماندهان مسلمان مدنظر بوده است، ادوات پرتابی و به‌ویژه منجنیق در تخریب شهر و گشودن آن نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کردند.

2. از آن‌جا که در بیشتر اوقات نیروهای محاصره‌کننده برای فتح کافی نبودند، قوای مهاجم از ادوات پرتابی برای به راه انداختن جنگ روانی و تضعیف روحی قوای مدافع استفاده می‌کردند. از این رهگذر، سعی می‌شد تا با ایجاد فضای رعب و وحشت، عملیات قلعه‌گیری با کم‌ترین هزینه و تلفات انجام گیرد.

3. بعد فناورانه منجنیق و ادوات پرتابی رابطه بسیار تنگاتنگی با تکامل و مستحکم‌شدن سازه‌های دفاعی شهرها داشت.

4. علاوه‌بر قدرت و تعداد فراوان ادوات پرتابی در نبردهای بارو، مهارت استفاده از آن‌ها نیز می‌توانست تأثیر بسزایی در عملیات فتح داشته باشد.  



ه‌وازن در اندیشه[1]. نک: ادامه مقاله.

[2]. ارل، 116.

[3]. محمدنژاد و نوروزی، 24.

[4]. گزارش سمینار، 24.

[5]. جمشیدی، 514.

[6]. سویید، 86.

[7]. گونه‌ای از نبرد که طی آن قوای درون شهر توسط قوای مهاجم محاصره می‌شد (نک: به ادامة مقاله).

[8]. یکی از شیوه‌های نبرد بارو است. نقب‌زنی به این شکل انجام می‌گرفت: راهی زیرزمینی از نقطه‌ای دور از استحکامات یا بارو به سوی آن حفر می‌شد که پس از رسیدن به زیر استحکامات، آن را عریض‌تر، گودتر و با شمع‌های چوبی مستحکم می‌کردند؛ سپس آن را با بوته و کاه و دیگر مواد قابل‌اشتعال می‌انباشتند و همه آن‌ها را آتش می‌زدند. شمع‌های چوبی همراه با دیگر مواد سوختنی در آتش می‌سوخت و استحکامات که قسمت زیرین آن خالی شده بود، فرو می‌ریخت (برای اطلاع بیشتر نک: کلایس و دیگران، 261).

[9]. دبابه یکی دیگر از آلات محاصره بود که با آن حصار شهر را ویران می‌کردند. دبابه را معمولا چند مرد حمل می‌کردند و در موقع محاصره آن را با شدت به دیوار شهر می‌کوبیدند که باعث تخریب آن می‌شد (نک: طبری، 3/84 و 9/65). 

[10]. از ساباط در تاکتیک دفاعی نیروهای مهاجم استفاده می‌شد. استفاده از این سازه در هندوستان بسیار متداول بود و در واقع ساباط در قلعه‌گیری مخصوص سرزمین هندوستان به‌کار گرفته می‌شده است (نک: تتوی و قزوینی، 8/5843). ساباط عبارت بود از پناهگاه بزرگ تونل‌مانند که توسط آهنگران و نجاران ساخته می‌شد و قوای مهاجم در پناه آن به حصار شهر نزدیک می‌شدند و از خطر شیلک‌ ادوات پرتابی دفاعی قوای مدافع در امان بودند (برای اطلاع بیشتر از این سازه نک: همانجا؛ بداونی، 1/256- 2/72، 111).

[11]. با استفاده از نردبان (سلم‌الحصار)، قوای مهاجم  از حصارهای شهر بالا می‌رفتند و به درون شهر راه می‌یافتند. نردبان‌ها انواع مختلفی داشتند: در ابتدا نردبان‌ها شکل ساده‌ای از چوب داشتند؛ اما با گذشت زمان نردبان‌های چوبی و آهنی، متحرک و... ساخته شد (برای اطلاع بیشتر از شکل نردبان و نحوه عملکرد آن نک: راوندی، 1/430؛ هندی، 237 به بعد).

[12]. مهم‌ترین سلاح جنگی پرتابی که تاثیر بسیاری در فتح شهرها در قرون میانه داشت. از این سلاح برای پرتاب تیر، سنگ، قیر و نفت یا هر پرتابه دیگری به سمت قلعه‌ها، دیوارها و حصارهای شهر و استحکامات دشمن استفاده می شد. (برای اطلاع بیشتر درباره منجنیق و نحوه عملکرد آن نک: نورمحمدی، 20 به‌بعد). 

[13]. عراده جنگ‌افزاری پرتابی بود شبیه منجنیق، اما کوچک‌تر از آن. عراده‌ها برای پرتاب سنگ و تیر به کار گرفته می‌شد؛ درواقع، عراده شبیه‌ترین وسیله به خمپاره‌اندازهای سبکی است که تیرهای آن متوجه موقعیت‌های دشمن در میدان نبرد می‌شد. همچنین، عراده وسیله‌ای از ادوات حصار بود که با آن نفت را به مسافت‌های دور پرتاب می‌کردند (برای اطلاع بیشتر درباره عراده و نحوه عملکرد آن نک: العبیدی، 4/146؛ عواد، 402؛ سوید، معارک خالد‌بن‌ولید، 59).

[14]. سور و حصار نزد اعراب، دیواری دفاعی بود که پیرامون شهر را به‌منظور حمایت از هجوم دشمنان می‌گرفت. به طورکلی، سور نوعی از دیوار است که می‌توان آن را به سه دسته تقسیم کرد: یا به دور یک شهر کشیده می‌شود، مانند سور شهر دمشق، یا به دور یک قلعه مانند سور محیط به قلعه حلب، و یا دور قسمتی از یک کشور کشیده می‌شود مانند سور عظیم چین (نک: هندی، 299). حصارها سازه‌هایی دفاعی بودند که با هدف محافظت از شهر در مقابل قوای مهاجم ساخته می‌شدند. سور و حصار نزد اعراب، حائطی است که پیرامون شهر را به منظور حمایت از هجوم دشمنان می‌گیرد. اعراب با سور از ازمنه قدیم آشنایی داشته‌اند و قدیم‌ترین اسوار عربی که امروز هم باقی است، سور شهر حضر است (برای اطلاع بیشتر درباره این شهر و استحکامات آن نک: الجیش و السلاح، 2/331). از مهم‌ترین شهرهای جزیره‌العرب که دارای سور بود، طائف در جهت غربی مکه است (همان، 3/353). اولین سوری که مسلمان در عراق بنا کردند، سور شهر واسط در عصر اموی بود که حجاج‌بن‌یوسف ثقفی آن را بین سال‌های 83-86هـ. بنا کرد (بخشل، 38؛ برای اطلاع تفصیلی درباره حصارها و تحولات و نیز کارکردهای آن‌ نک: بیاتلو، 144). 

[15]. منجنیق‌ ساده اولیه شادوف نام داشت. شادوف کارکردی بسیار ساده داشت و مانند منجنیق‌هایی که پس از آن ساخته شد پیچیدگی‌های فیزیکی و مکانیکی نداشت. این منجنیق از یک وزنه و یک صفحه تشکیل شده بود. زمانی که قوای مهاجم قصد پرتاب پرتابه را داشت، وزنه به پایین کشیده می‌شد و پس از رهاشدن، پرتابه به سمت هدف شلیک می‌شد (برای اطلاع بیشتر نک: سامرائی، 74 به‌بعد).

[16]. نک: ادامه مقاله، محور سوم.

[17]. از شهرهای مهم و بزرگ خراسان که بارها موردهجوم اقوام مختلف قرار گرفت و بارها نیز زلزله آن را ویران ساخت (یاقوت، 5/331).   

[18]. خرک از لحاظ ساختمان با دژکوب یا دبابه تفاوتی نداشت. کارگران زنجیر یا طناب آن را تا جایی که ممکن بود به عقب می‌کشیدند و سپس آن را رها می‌کردند تا نوک تیز آهنی آن به دیوار بارو بخورد (برای اطلاع بیشتر از خرک و عملکرد آن نک: کلایس و دیگران، 274؛ هروی، 19).

[19]. وسیله‌ای پرتابی بود که با آن پرتابه‌های آتشین را به سمت قوای مدافع شهر پرتاب می‌کردند (اشپولر، 2/378).

[20]. سیف‌بن‌محمد، 59 و 60.

[21]. نک: جوینی، 1/239-241.

[22]. از شهرهای معروف سغد (یاقوت، 3/246).  

[23]. همو، 1/200- 201؛ هم‌چنین برای اطلاع بیشتر نک: قفس‌اوغلی، 327.

[24]. ابن‌العبری، 372؛ حافظ ابرو، 2/66-67.

[25]. ابن‌العبری، 374.

[26]. ابن‌فوطی، 371؛ هم‌چنین برای اطلاع از اوضاع بغداد در دوران خاندان جوینی نک: جمال‌الدین، 13 به‌بعد.

[27]. شهری در روم (یاقوت، 4/158).

[28]. ابن‌اثیر، 6/485.

[29]. تتوی و قزوینی، 5/3460.

[30]. قوای محاصره‌کننده به‌ندرت برای محاصره کافی بود، از این‌رو، مهاجمان راه‌های عادی دسترسی به قلعه یا حصار محاصره‌شده را می‌بستند و بدین‌گونه، با ایجاد قحطی یا تهدید به قحطی، محاصره‌شدگان را وادار به تسلیم می‌کردند (کتبی، 101).

[31]. برای نمونه نک: بداونی، 1/318.

[32]. شهری بر ساحل دریای شام که میان آن و طبریه سه روز راه بوده است (یاقوت، 4/421).

[33]. ابن بی‌بی، 242.

[34]. این درگیری در پی تعیین جانشینان متعدد از سوی خلفای عباسی بروز کرد. هارون‌الرشید ابتدا امین و سپس مامون را به‌عنوان جانشین خود برگزید، اما امین در سال 194هـ. مامون را از ولیعهدی عزل کرد و همین موضوع باعث اختلاف میان دو برادر شد (برای اطلاع بیشتر نک: خضری، 64 به‌بعد).

[35]. طبری، 9، 59؛ مسعودی، 3/420-418.

[36]. شهری از نواخی بغداد، نزدیک مدائن (یاقوت، 1/515). 

[37]. طبری، 4/6.

[38]. شهری قدیمی در مصر و از اولین مواضعی که توسط مسلمانان در مصر گشوده شد (یاقوت، 1/311).

[39]. ابن‌عبدالحکم، 61-62.

[40]. برای اطلاع بیشتر از چگونگی گشودن حصن بابلیون به‌دست مسلمانان نک: طه بدر، 18 به‌بعد.

[41]. از شهرهای معروف جهان اسلام و مرکز شام (یاقوت، 2/463).

[42]. 3/438.

[43]. نرشخی، 52.

[44]. جوینی، 1/241.

[45]. برای اطلاع بیشتر درباره محاصره سه‌باره موصل به دست صلاح‌الدین نک: ابن‌اثیر، 9/464؛ ابن‌شداد، 101-102 و 119؛ ابن واصل، 2/166؛ سبط‌بن‌جوزی، 8/383؛ هم‌چنین برای آگاهی تفصیلی نک: طقوش، دولت ایوبیان، 66، 77-72.

[46]. خلف‌بن‌احمد آخرین امیر صفاری بود که در سال 352هـ، به حکومت رسید. خلف تا ماه صفر 393 امیر سیستان بود و در نهایت تسلیم سلطان‌محمود غزنوی شد (برای اطلاع بیشتر درباره وقایع و رویدادهای زمان خلف نک: اقبال آشتیانی، 478 به‌بعد).

[47]. منینی، 1/101.

[48]. ابن‌اثیر، 10/253.

[49]. جوینی، 2/407.

[50]. برای توضیحاتی درباره «آتس یونانی»، نک: ادامه مقاله.

[51]. تشارترز، 395.

[52]. شهر مرکزی اردوگاه فلسطین که در دامنه کوه‌های یهودا واقع شده است (قرچانلو، 2/94 به‌بعد). 

[53]. همو، 362؛ دی جیل و لی‌بوی، 284.

[54]. ابوشامه، 2/92.

[55]. ابن‌شداد، 134.

[56]. ابن‌اثیر، 11/546، 549؛ ابن‌واصل، 2/215.

[57]. یگانه فرمان‌روایانی که در قلمرو اسلامی از لحاظ کاربرد منجنیق تا حدودی با ممالیک قابل قیاس هستند، ایلخانان مغولی ایران‌اند که غالبا در یک محاصره از 20 تا 25 منجنیق استفاده می‌کردند (ابن‌فرات، 7/41).

[58]. ابن‌تغری بردی، 13/25.

[59]. شهری در ساحل دریای شام (یاقوت، 4/141).

[60]. ابن‌ایبک الدواداری، 8/308-310؛ مقریزی، السلوک، 1/764 و 763؛ ابوالفداء، 4/24- 25.

[61]. نفت یا نفط را می‌توان از تحولات و پیشرفت‌های پرتابه‌های منجنیق دانست. نفت‌ها پرتابه‌های آتشین بودند که برای تخریب بیشتر به کار می‌رفتند (نک: طبری، 7/175؛ هم‌چنین نک: نورمحمدی و بیاتلو، تنوع و تکامل پرتابه‌های جنگی در دوره اسلامی، 97 به‌بعد).

[62]. ابن‌منکلی، 103.

[63]. الزردکاش، 106 به‌بعد.

[64]. سامرائی، 8.

[65]. جوینی، 1/241.

[66]. نگرکوت یا نغرکوت در ایالت هماچل پرادش کنونى واقع شده است. نگرکوت را بهیم‏نگر نیز گفته‏اند که اکنون کانکره گویند (نک: هندوشاه استرآبادی، 1/48).  

[67]. معروف‌ترین سلطان سلسله تغلقی در دهلی هندوستان. این سلسله یکی از حکومت‌هایی است که به سلاطین دهلی مشهورند. فیروزشاه در دوران حکومت خود اصلاحاتی انجام داد و بناهایی از خود به یادگار گذاشت (برای اطلاع تفصیلی از وقایع و حوادث دوران فیروزشاه تغلقی نک: عفیف، 36 به‌بعد).   

[68]. عفیف، 188.

[69]. جوینی، 1/241.

[70]. شهری از نواحی حلب (یاقوت، 3/215).

[71]. ابن‌اثیر، 12/14.

[72] .Frankfort, 215.

[73]. برای اطلاع درباره چگونگی سلاح‌ها در دوره جنگ‌های صلیبی، به‌ویژه سلاح‌های سبک نک: Nicolle, iv, 6.

[74]. این شهر توسط جوهر الصقلی سردار خلیفه فاطمی المعز ساخته و به عنوان مرکز مصر برگزیده شد (یاقوت، 4/301).

[75] .Sesen, 396.

[76]. مبارک، 1/ 22؛ سعداوی، 89، نویصر، 9.

[77]. سعداوی، 90؛ کازانوفا، 32؛ فیت، 75.

[78]. مقریزی، الخطط، 2/ 205.

[79]. برای اطلاع بیشتر درباره برج‌های سور صلاح‌الدین نک: العمری و طایش، 30؛ هم‌چنین برای اطلاع تفصیلی درباره چگونگی اسوار و دروازه‌های قاهره نک: بیاتلو: 94 به‌بعد.

[80]. علی حسن، 395.

[81]. از شهرهای مهم و بزرگ مغرب (یاقوت، 5/94).

[82]. الحلل الموشیه، 70؛ هم‌چنین نک: Budgett, 289.

[83]. العبادی، 339؛ سالم و العبادی، 256.

[84]. شهری بزرگ در اندلس که پایتخت امویان اندلس و از مراکز مهم اسپانیای اسلامی محسوب می‌شد (نک: یاقوت، 4/324).

[85]. سالم، 31.

[86]. یوسف ‌بن ‌یعقوب قدرتمندترین سلطان سلسله مرینی بود. او در 685هـ. به سلطنت رسید. در دوران او بنومرین به اوج قدرت رسید و یوسف توانست فتوحات بسیاری به نام خود ثبت کند. یوسف در 706هـ. وفات یافت (برای اطلاع بیشتر درباره رویدادهای زمان یوسف‌بن‌یعقوب مرینی نک: ابن‌الاحمر، 21 به‌بعد).

[87]. شهری مشهور در غرب جهان اسلام (یاقوت، 2/44).

[88]. ابن‌ابی زرع، 387.

[89]. ترکیب نفت با مواد دیگر از قبیل چربی، گوگرد و... که به قابلیت اشتعال و چسبندگی آن می‌افزاید، ماده اولیه «آتش یونانی» است، یعنی مایع ترکیبی آتش‌زایی که به سوی افراد، کشتی‌ها و نیز آلات چوبی گوناگونی که در محاصره‌ها به کار می‌رفت، پرتاب می‌شود. این ماده جدید نیز نفت نام داشت. نفاط یا زراق «آتش یونانی» را با لوله مسی مخصوصی به نام نفاطه یا زراقه پرتاب می‌کرد. این وسیله نمونة‌ نخستین شعله‌افکن‌های کنونی و شبیه تلمبه‌های قدیمی ماموران آتش‌نشانی در قسطنطنیه بوده است. «آتش یونانی» را در قروره نیز می‌توانستند قرار دهند و با وسایل گوناگون پرتاب یا به شیوه چینی در محفظه‌های فشنگ مانندی که به تیر بسته می‌شد، پرتاب کنند. دستگاه پرتاب «آتش‌انداز یونانی» در ایران شناخته شده بود. این دستگاه به‌خصوص توسط نفت‌اندازان به کار می‌رفت. این نوع سلاح‌ها فقط مخصوص ایرانیان بود و شعوبیه آن را از اعراب گرفتند، در حالی‌که اعراب خود نیز آن را از ایرانیان قدیم اخذ کرده بودند. (اشپولر، 2/378-376).

[90]. منجنیقیون رسته‌ای بودند که در کار با منجنیق و نصب آن مهارت داشتند. اینان رفته‌رفته در سپاه‌ اسلامی جایگاه ویژه‌ای یافتند ( برای اطلاع بیشتر نک: نورمحمدی، 97).

[91]. حجارین افرادی ماهر در زمینه ایجاد خلل و حفره در درون حصار شهر بودند. هم‌چنین اغلب پرتابه‌های سنگی مدور منجنیق را نیز تهیه می‌کردند (برای اطلاع بیشتر نک: ذهبی، 49/32؛ تتوی و قزوینی، 8/5844). از دیگر رسته‌هایی که در کنار منجنیقیون و حجارین فعالیت داشتند، فعله و مهندسون و نفاطون بودند. مهندسون در نصب منجنیق و یافتن مکان مناسب برای به‌کارگیری آن مهارت داشتند (برای نمونه نک: ابوشامه، 2/92). فعله نیز ادوات پرتابی سنگین را حمل می‌کردند و نفاطون نیز در کار با پرتابه‌های آتشین مهارت داشتند (ابن‌اثیر، 7/523).

[92]. هندی، 196؛ برای اطلاع تفصیلی درباره تحولات کاربرد منجنیق در جنگ‌ها تا پایان دوره عباسیان نک: نورمحمدی و بیاتلو، بررسی انتقادی تحولات کاربرد منجنیق در جنگ‌های دوره اسلامی، 6 به‌بعد)

[93]. درباره ابن‌ارنبغا (د. 867هـ) اطلاعات چندانی در دست نیست. پدر او یکی از فرماندهان سپاه ملک ناصر مملوک بود (برای اطلاع بیشتر نک: نورمحمدی، 13).

[94]. قِدر در لغت به معنای چیزی است که در آن پخت‌و‌پز می‌کنند (دیگ یا دیگچه) (المنجد، 612). قدور حاوی موادی برگرفته از ترکیباتی پیچیده بود، که پس از پرتاب به‌وسیله منجنیق، منفجر می‌شد. (برای نمونه نک: الزردکاش، 169)

[95]. صندوق‌ها گونه‌ای دیگر از پرتابه‌های انفجاری بودند (برای اطلاع تفصیلی نک: نورمحمدی و بیاتلو، «تنوع و تکامل پرتابه‌های جنگی در دوره اسلامی»، 101 به‌بعد).

[96]. برای اطلاع تفصیلی در این‌باره نک: همان، 90 به‌بعد.

[97]. یعقوبی، 2/476؛ ابن‌اثیر، 9/57.

[98]. حسون، 328.

[99]. جزیره‌ای در سرزمین روم که نخستین بار به‌دست معاویه گشوده شد (یاقوت، 3/78).

[100]. فرید‌بک، 176.

[101]. قسطنطنیه مهم‌ترین شهر روم شرقی بود که بارها توسط مسلمانان محاصره و سرانجام به دست سلطان محمد فاتح گشوده شد و به‌نام اسلامبول یا استانبول، به معنای پایتخت اسلام تغییر یافت (یاقوت، 4/347؛ احمدیاقی، 45).  

[102]. برای اطلاع تفصیلی از محاصره استانبول در زمان سلطان محمد فاتح و چگونگی فتح آن نک: حقی اوزون چارشی‌لی، 1/526 به‌بعد.

ابن‌اثیر، عزالدین‌ ابوالحسن‌ علی‌ بن ‌ابی ‌الکرم، الکامل فی التاریخ، بیروت، دارصادر-‌داربیروت، ۱۳۸۵هـ/۱۹۶۵م.

ابن‌الاحمر، ابو الولید اسماعیل ‌بن‌ یوسف‌ بن‌ محمد الغرناطی، روضة النسرین فی دولة بنی مرین، الرباط، المطبعة الملکیة، 1962م.

ابن ‌ابی ‌زرع، ابوالحسن علی ‌بن‌ عبدالله الفاسی، الانیس المطرب بروض القرطاس فی اخبار ملوک المغرب و تاریخ مدینة فاس، الرباط، دارالمنصور للطباعة و الوراقة، 1972م.

ابن‌ العبری، ابو الفرج ‌ابن‌ اهرن، مختصر تاریخ ‌الدول، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران، علمی و فرهنگی، 1377ش.

ابن‌ آیبک‌ الدواداری، ابوبکر عبداللّه، کنز الدرر و جامع الغرر یا الدولة زکیة فی اخبار الدولة ترکیة، تحقیق آ.هارمان، قاهرة،۱۳۹۱هـ/ ۱۹۷۱م.

ابن‌ تغری بردی، جمال‌الدین ابی ‌المحاسن یوسف، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة، قاهرة، مطبعة دارالکتب المصریة، 1348هـ/1929م.

ابن‌ شداد، بهاءالدین، النوادر السلطانیة و المحاسن الیوسفیة او سیرة صلاح‌الدین، تحقیق جمال‌الدین الشیال، قاهرة، مکتبة الخانجی، 1994م.

ابن‌ عبدالحکم، عبدالرحمان ‌بن‌ عبداللّه، فتوح مصر و اخبارها، لیدن، مطبعة بریل، ۱۹۲۹م.

ابن ‌فرات، تاریخ الدول و الملوک، بیروت، ۱۹42-۱۹36م.

ابن ‌فوطی، الحوادث الجامعة، چاپ مصطفی عواد، بغداد، بی‌نا، 1351هـ.

ابن ‌منکلی، محمد بن‌ منکلی ‌الناصری، الحیل فی الحروب و فتح المدائن و حفظ الدروب، دراسة و تحقیق نبیل ‌محمد عبد العزیز احمد، قاهرة، مطبعة دارالکنب المصریة، 2000م.

ابن‌ واصل، جمال‌الدین ابوعبدالله محمد بن‌ سلیم الشافعی، مفرج الکروب فی اخبار بنی ایوب، تحقیق جمال‌الدین الشیال، قاهرة، 1953-1957م.

ابو الفداء، عماد الدین ‌اسماعیل ‌بن ‌علی ‌بن‌ محمود صاحب‌ حماة، المختصر فی اخبار البشر، بیروت، بی‌تا، از روی چاپ حسینیة قاهرة، ۱۳۲۵هـ/۱۹۳۱م.

ابو شامه، شهاب‌الدین عبدالرحمان‌ بن ‌اسماعیل المقدسی الدمشقی، کتاب الروضتین فی اخبار الدولتین (النوریة و الصلاحیة)، قاهرة، بی‌نا، 1956م.

احمدیاقی، اسماعیل، دولت عثمانی از اقتدار تا انحلال، ترجمه رسول جعفریان، قم، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1385ش.

ارل، ادوارد. م، سازندگان راهبرد نو (لنین تا هیتلر)، ترجمه محمد علی پیروزان، تهران، شرکت سهامی کتاب‌های جیبی، 1343ش.

اشپولر، برتولد، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی، ترجمه مریم میراحمدی، تهران، انتشارات علمی‌فرهنگی، ۱۳۸۶ش.

اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مغول، تهران، امیرکبیر، 1384ش.

بخشل، اسلم ‌بن ‌سهل ‌الرزاز الواسطی، تاریخ واسط، تحقیق کورکیس عواد، بیروت، عالم‌الکتب، 1406هـ/1986م.

بداؤنی، عبدالقادر بن‌ ملوک ‌شاه، منتخب ‌التواریخ، مصحح توفیق سبحانی و مولوی احمد صاحب، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، 1379ش.

بیاتلو، حسین، حصارها، دروازه‌ها و قهندزها: بررسی موردی هشت شهر اسلامی و اسلامی‌شده، پایان‌نامه دوره کارشناسی ارشد، استاد راهنما: جمال موسوی، تهران، دانشگاه تهران، پائیز 1390.

تتوی و قزوینی، قاضی احمد، تاریخ الفی، تحقیق غلامرضا طباطبایی مجد، تهران، علمی و فرهنگی، 1382ش.  

تشارترز، فولتشراف، «تاریخ الحملة الی القدس»، الموسوعة فی تاریخ الحروب الصلیبیة، ج6، تألیف و تحقیق سهیل ذکار، 1416هـ/1995م.

جمال‌الدین، محمدالسعید، علاءالدین عطاملک الجوینی حاکم العراق بعد انقضاء الخلافة العباسیة فی بغداد، اسکندریه، بی‌نا، 1402هـ/1982م.

جمشیدی، محمدحسین، اصول و مبانی اندیشه نظامی در اسلام، موسسه چاپ و انتشارات دانشگاه جامع امام حسین (ع)، تهران، 1389ش.

جوینی، علاءالدین ‌عطاملک ‌بن ‌بهاءالدین‌ محمد بن ‌محمد، تاریخ جهانگشای جوینی، به اهتمام سید شاهرخ موسویان، بر اساس تصحیح علامه محمد قزوینی.

الجیش و السلاح، نخبة من اساتذة التاریخ، بغداد، 1988م.

حافظ ‌ابرو، شهاب‌الدین عبدالله خوافی، جغرافیای حافظ ‌ابرو، مقدمه و تصحیح و تحقیق صادق سجادی، تهران، مرکز نشر میراث مکتوب، 1378ش.

حسون، علی، تاریخ‌الدولة العثمانیة، دمشق، 1980م.

حقی اوزون چارشی‌لی، اسماعیل، تاریخ عثمانی، ترجمه ایرج نوبخت، تهران، انتشارات کیهان، 1377ش.

الحلل الموشیة فی ذکر الاخبار المراکشیة، مجهول المولف، السید البشیر الفورتی، تونس، بی‌نا، 1329هـ .

خضری، احمدرضا، تاریخ خلافت عباسی از آغاز تا پایان آل‌بویه، تهران، سمت، 1383ش.

دی‌جیل و لی بوی، ریمون، «تاریخ الافرنجة الذین استولو علی القدس»، الموسوعة الشاملة فی تاریخ الحروب الصلیبیة، ج6، تألیف و تحقیق سهیل ذکار، دمشق، 1416هـ/1995م.

ذهبی، شمس ‌الدین محمد بن‌ احمد، تاریخ ‌الاسلام و وفیات ‌المشاهیر و الاعلام، تحقیق عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، دارالکتاب‌العربی، 1413هـ/1993م.

راوندی، مرتضی، تاریخ اجتماعی ایران، تهران، نگاه، 1382ش.

الزردکاش، ابن ‌ارنبغا، الانیق فی المناجنیق، مقدمه و تحقیق احسان هندی، حلب، مهد التراث العلمی العربی، ۱۴۰۵هـ/۱۹۸۵م.

سالم و العبادی، عبدالعزیز، تاریخ البحریة الاسلامیة فی المغرب و الاندلس، بیروت، بی‌نا، 1969م.

سالم، عبدالعزیز، قرطبة حاضرة الخلافة فی الاندلس، اسکندریة، موسسة الشباب الجامعة، بی‌تا.

سامرائی، عبدالجبار محمود، تقنیة السلاح عندالعرب، القسم الثانی، آلات الحصار، المورد، ج ۱۵، ش۱، ۱۹۸۶م.

سبط ‌بن ‌جوزی، شمس‌الدین یوسف، مرآة الزمان فی تاریخ الاعیان، دائرة‌المعارف الاسلامیة، الهند، بی‌تا.

سعداوی، نظیر حسن، (1957م) التاریخ الحربی المصری فی عهد صلاح‌الدین الایوبی، قاهرة، مکتبة النهضة المصریة.

سویید، یاسین، معارک خالد بن ‌ولید، بیروت، الموسسة العربیة لدراسات و النشر، 1981م.

سیف‌بن‌محمد، تاریخ‌نامة هرات، کلکته، ۱۳۶۲هـ .

طبری، ابوالقاسم‌ محمد بن‌ جریر، تاریخ الرسل و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل‌ ابراهیم، مصر، دارالمعارف، ۱۹۷۹م.

طقوش، سهیل، دولت ایوبیان، ترجمه عبدالله ناصری طاهری، قم، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، 1380ش.

طه بدر، مصطفی، مصر الاسلامیة من فتح العربی حتی زوال الدولة الاخشیدیة، قاهرة، مکتبة‌النهضة المصریة، 1959م.

العبادی، احمد مختار، دراسات فی تاریخ المغرب و الاندلس، اسکندریة، بی‌نا، 1968م.

العبیدی، صلاح، «المنجنیق سلاح فی ضوء التنقیبات الاثریة»، کلیة الآداب، جامعة بغداد، ۱۹۷۹م.

عفیف، شمس سراج، تاریخ فیروز شاهی، چاپ ولایت حسین، تهران، اساطیر، 1385ش.

علی‌حسن، حسن، الحضارة الاسلامیة فی المغرب و الاندلس: عصر المرابطین و الموحدین، قاهرة، مکتبة الخانجی، 1980م.

العمری و طایش، آمال، العمارة فی مصر الاسلامیة (العصر الفاطمی و الایوبی)، قاهرة، بی‌نا، 1996م.

عواد، محموداحمدمحمدسلیمان، الجیش و القتال فی صدر الاسلام، اردن، مکتبة المنار، 1987م.

فریدبک، محمد، تاریخ الدولةالعلیة العثمانیة، تحقیق احسان حقی، دارالنفائس، 1401هـ/1981م.

فیت، جاستون، القاهرة مدینة الفن و التجارة، ترجمه مصطفی العبادی، بیروت-نیویورک، موسسة فرانکلین للطباعة و النشر، 1968م.

 قرچانلو، حسین، جغرافیای تاریخی کشورهای اسلامی، تهران، سمت، 1380ش.

قفس اوغلی، ابراهیم، تاریخ دولت خوارزمشاهیان، ترجمه داوود اصفهانیان، تهران، گستره، 1367ش.

کازانوفا، تاریخ و وصف قلعة قاهرة، ترجمة احمد دراج و راجعه جمال محمد محرز، قاهرة، الهیئة العامة للکتاب، 1974م.

کتبی، محمود، تاریخ آل‌مظفر، مصحح عبدالحسین نوایی، تهران، امیرکبیر، 1364ش.

کلایس و دیگران، «بارو»، در دانشنامة جهان اسلام، تهران، بنیاد دائرة‌المعارف اسلامی، 1375ش.

گزارش سمینار، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، ج 1، 1362ش.

مبارک، علی، الخطط التوفیقیة الجدیدة، قاهرة، 1887-1888م.

محمدنژاد و نوروزی، میرعلی، فرهنگ راهبرد، با مقدمه سید یحیی صفوی، تهران، انتشارات سنا، 1378ش. 

مسعودی، ابوالحسن علی ‌بن ‌حسین ‌بن‌ علی، مروج ‌الذهب و معادن‌ الجوهر، تحقیق یوسف اسعد داغر، بیروت، دارالاندلس، 1978م.

مقریزی، تقی‌ الدین ‌ابوالعباس ‌احمد بن ‌علی، السلوک لمعرفة دول الملوک، تحقیق محمد مصطفی ‌زیادة، قاهرة، ۱۹39/۱358-۱۳34هـ/۱۹53م.

مقریزی، تقی ‌الدین ‌ابوالعباس ‌احمد بن ‌علی، المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الآثار، لبنان، داراحیاءالعلوم، بی‌تا.

المنجد فی اللغة و الاعلام، بیروت، دارالمشرق، بی‌تا.

منهاج سراج، طبقات ناصری، تصحیح عبدالحی حبیبی، کابل، انجمن تاریخ افغانستان، 1343ش.

منینی، احمد بن علی، شرح الیمینی المسمی بالفتح الوهبی علی تاریخ ابی‌نصر عتبی، بی‌تا، بی‌نا.

مونس، حسین، تاریخ و تمدن مغرب، ترجمه حمید رضا شیخی، تهران، سمت، 1384ش.

نرشخی، ابوبکر محمدبن‌جعفر، تاریخ بخارا، ترجمه ابونصر احمد بن محمد بن ‌نصر القباوی، تلخیص محمد بن ‌زفربن ‌عمر، تصحیح و تحشیه مدرس رضوی، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران، 1351ش.

نورمحمدی و بیاتلو، محمد، «بررسی انتقادی تحولات کاربرد منجنیق در جنگ‌های دوره اسلامی»، پژوهش‌نامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، پژوهشگاه مطالعات اسلامی و علوم فرهنگی، سال اول، شماره دوم، پاییز و زمستان 1391ش.

نورمحمدی و بیاتلو، محمد، «تنوع و تکامل پرتابه‌های جنگی در دوره اسلامی»، تاریخ و تمدن اسلامی، سال هشتم، شماره شانزدهم، پاییز و زمستان 1391ش.

نورمحمدی، محمد، نقش ادوات پرتابی در جنگ‌های قلعه‌ای سرزمین‌های مصر و شام، ایران، عراق و آسیای صغیر در دورة اسلامی پیش از ابداع توپ، پایان نامه کارشناسی ارشد، استاد راهنما محمد حسین فرجی‌های قزوینی، قزوین، دانشگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)، شهریور 1390.

نویصر، حسنی، دراسات فی تاریخ الیوبیین و الممالیک، قاهرة، بی‌نا، 1996م.

هروی، سیف ‌بن محمد سیفی، پیراسته تاریخنامه هرات، مصحح محمد آصف فکرت، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمد افشار، 1381ش.

هندوشاه استرآبادی، محمد قاسم، تاریخ فرشته، تصحیح محمد رضا نصیری، تهران، انجمن آثار و ماخر فرهنگی، 1387ش.

هندی، احسان، الاسلحة و آلات القتال عند العرب و المسلمین، دمشق، مرکز الدراسة العسکریة، ۲۰۰۴م.

یاسین سویید، اصول و مبانی هنر جنگ در اسلام، ترجمه و تحقیق اصغر قائدان، تهران، دانشگاه امام حسین (ع)، 1378ش. 

یاقوت حموی، شهاب‌الدین ‌ابی ‌عبداللّه ‌یاقوت‌ بن‌ عبداللّه الرومی ‌البغدادی، المعجم البلدان، بیروت، دارصادر، بی‌تا.

یعقوبی، احمد بن واضح، تاریخ یعقوبی، بیروت، دارصادر، بی‌تا.

Budgett, Meaking, The Land Of Moors, London, 1901.

Frankfort, H, The Aart and Architecture of the Ancient World, Harmondsworth, 1954.

Nicolle, David, Warriors and their Weapons Around the Time of the Crusades, Usa, Burlington, 2002.

Sesen, Ramazan, (2000) Salahaddin Eyyubi Ve Devri, Istanbul.