انجمن بلدیه بوشهر در دوره مشروطه و علل و عوامل ناکامی آن

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یادگار امام (ره)، تهران، ایران

2 استادیار گروه تاریخ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یادگار امام (ره)، تهران، ایران

چکیده

انجمن بلدیه بوشهر یکی از نهادهای مدنی برخاسته از انقلاب مشروطه بود که با هدف مشارکت مردم در عرصه‌های شهری و اجتماعی به­ویژه ایجاد نظم و انضباط در زندگی شهری به­وجود آمد. در این مقاله با بهره­گیری از منابع تاریخی، به­ویژه مطبوعات و اسناد آن دوره، روند شکل­گیری بلدیه بوشهر، وظایف و علمکرد آن بررسی شده­است. انجمن بلدیه بوشهر با چه موانع و مشکلاتی روبه­رو شد و چه علل و عواملی مانع از تداوم فعالیت­های آن گردید؟ پرسشی است که این مقاله در پی پاسخ بدان برآمده است. بنابر یافته­های این پژوهش، علل و عواملی چون اختلاف نظر میان حکمرانان بوشهر با اعضای انجمن بلدیه، کمبود بودجه­ مالی بلدیه، بی­اعتمادی و بدبینی مردم نسبت به نهادهای دولتی، درگیری‌های ایلی و عشیره­ای در منطقه و ناامنی و ناآرامی‌های سیاسی-اجتماعی سراسری، از عوامل اصلی در ناکامی انجمن بلدیه در اجرای وظایف و دستیابی به اهداف و موانع عمده در تداوم فعالیت­های آن بود.

کلیدواژه‌ها


 

انجمن بلدیه بوشهر در دوره مشروطه و علل و عوامل ناکامی آن[1]

زهرا مروتی

دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یادگار امام (ره)، تهران، ایران

علی اکبر خدری زاده[2]

استادیار گروه تاریخ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یادگار امام (ره)، تهران، ایران

محمد کلهر

استادیار گروه تاریخ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد یادگار امام (ره)، تهران، ایران

 

چکیده

انجمن بلدیه بوشهر یکی از نهادهای مدنی برخاسته از انقلاب مشروطه بود که با هدف مشارکت مردم در عرصه‌های شهری و اجتماعی به­ویژه ایجاد نظم و انضباط در زندگی شهری به­وجود آمد. در این مقاله با بهره­گیری از منابع تاریخی، به­ویژه مطبوعات و اسناد آن دوره، روند شکل­گیری بلدیه بوشهر، وظایف و علمکرد آن بررسی شده­است. انجمن بلدیه بوشهر با چه موانع و مشکلاتی روبه­رو شد و چه علل و عواملی مانع از تداوم فعالیت­های آن گردید؟ پرسشی است که این مقاله در پی پاسخ بدان برآمده است. بنابر یافته­های این پژوهش، علل و عواملی چون اختلاف نظر میان حکمرانان بوشهر با اعضای انجمن بلدیه، کمبود بودجه­ مالی بلدیه، بی­اعتمادی و بدبینی مردم نسبت به نهادهای دولتی، درگیری‌های ایلی و عشیره­ای در منطقه و ناامنی و ناآرامی‌های سیاسی-اجتماعی سراسری، از عوامل اصلی در ناکامی انجمن بلدیه در اجرای وظایف و دستیابی به اهداف و موانع عمده در تداوم فعالیت­های آن بود.

 

کلیدواژه­ها: انجمن بلدیه، بوشهر در دوره قاجاریه، بلدیه بوشهر، تاریخ شهرداری.

 

مقدمه

یکی از دستاوردهای جنبش مشروطه تشکیل نهادهای مدنی جدید بود. مجلس اول که مهم‌ترین ثمره­ انقلاب مشروطه بود با همه بی‌تجربگی وکلای آن، توانست با تصویب قوانین مترقی، نقش تاریخی خود را به­خوبی ایفا کند. از جمله مصوبات مجلس اول، قانون انجمن بلدی یا نظامنامه بلدی بود که بر اساس آن مردم هر شهری می‌توانستند در امور شهر خود نظارت و دخالت مستقیم داشته باشند. ارزیابی همه­جانبه، عمیق و دقیق عملکرد و دستاوردهای این انجمن­ها مستلزم پژوهش­های خُرد درباره هریک از این انجمن­های بلدی در شهرهای گوناگون ایران است. درباره انجمن­های بلدیه تهران، اصفهان، تبریز، مشهد، شیراز، قزوین، رشت و بندرانزلی پژوهش­هایی صورت گرفته و عملکرد این انجمن­ها از جنبه­های گوناگون کاویده شده­است.[3] این مقاله به بررسی عملکرد بلدیه بوشهر می­پردازد و به این پرسشپاسخ خواهد داد که انجمن بلدیه بوشهر با چه موانع و مشکلاتی مواجه بود­ و چه علل و عواملی مانع از تداوم فعالیت­های آن گردید؟

شکل‌گیری انجمن بلدیه در بوشهر

تا پیش از انقلاب مشروطه، بوشهر از امکانات مدیریت شهری بی­بهره بود. وقتی آب و هوا تغییر می‌کرد و به‌ویژه هنگام شروع گرما، شیوع امراض و بیماری­ها بیش‌تر می‌شدند. تب، اسهال و وبا در این میان رواج بیش‌تری داشت. نظافت شهر با اداره گمرک و قرنطینه شهر بود، یعنی آن‌ها معابر عمومی شهر را نظافت می‌کردند. کوچه‌ها همیشه کثیف بودند و شدت گرما به­علاوه آب‌ آلوده بیش‌تر مردم را در معرض ابتلاء به بیماری‌های گوناگون قرار می‌داد. از سوی دیگر عده‌ای از مردم با بی‌مبالاتی شهر را آلوده می‌کردند، بنابراین تقاضای نظافت شهر در ایام گرما همیشه مطرح بود؛ «خصوصاً تنظیف کثافات متنفرانه که پشت دیوار و جنب در سربازخانه جمع گردیده‌است که علاوه بر تولید امراض، باعث خجلت و خفت در انظار خارجه است».[4] کنت دوگوبینو از شرایط نامناسب منازل، خانه­های محقر، محلات مملو از ویرانه، زمین­های بی­آب و علف و با تلاق­های متعفن و بازار بسیار کوچک بوشهر اطلاعات بسیاری به­دست داده­است.[5]

آب و هوای نامناسب از مشکلاتی اساسی بندر بوشهر بود. گرمای شدید از اواخر تیرماه زندگی روزانه مردمان این بندر را غیرقابل تحمل می­کرد؛ گفته می­شد گرمای هندوستان در مقایسه با گرمای بوشهر هیچ نبود.[6] آب مصرفی و نوشیدنی عامل اصلی امراض بود، زیرا «اغلب میکروب‌های مسریه در آب تمکن داشته»‌[7] و باعث بروز انواع بیماری‌ها به‌ویژه مرض وبا در این منطقه می‌شدند. وبا در قرن نوزدهم هفت مرتبه جان بسیاری از ساکنین بنادر شمالی­خلیج‌فارس به‌ویژه بوشهر را گرفت.[8] چاه­های آب آشامیدنی چندین مایل با شهر فاصله داشت[9] به‌طوری که ۶ الی ۸ ساعت طول می‌کشید[10] تا ساکنین، آب شیرین را توسط الاغ به شهر حمل کنند.[11] بهترین آب­های بوشهر، مزه تلخی داشت. کل ساکنین این شهر هنگام نزول رحمت الهی، آب باران را به جهت شرب خود گرفته و در خُم­های بزرگ که از بحرین می­آوردند، ضبط و هنگام ضرورت صرف می­کردند و اگر آب باران در آن‌جا یافت نمی­شد چای خوردن ممکن نبود، زیرا چای تهیه­شده از آب­های چاه خوب نمی­شد و قابل نوشیدن نبود.[12]

از گزارش­ها و توصیف­های مندرج در سفرنامه‌های دوره قاجار چنین استنباط می‌شود که قبل از دوره مشروطه بوشهر از امکانات زندگی شهری بی‌بهره بود به‌طوری که فلاندن زمانی که در بوشهر اقامت داشت می‌نویسد: «عموم محله‌ها غیرمسکونی، خانه‌ها مسدود یا مخرب بودند. تمام دکان‌ها کوچک، کثیف، تاریک و عاری از تاجر بود و عده­ نفوسش در اثر وبا و طاعون کم گردیده و می‌شود گفت سه ربع جمعیتش در اثر این امراض مسری تلف گردیده‌اند».[13] در برهه­ای یکی از حکمرانان بوشهر کوشید آب پاکیزه به مردم برساند؛ «در سنه­ 1272ﻫ که بندر بوشهر تحت حکومت مرحوم قوام الملک بود، در سمت بوشهر برکه بزرگی که کفایت آب خوراک شش‌ماهه اهالی را می‌نمود بنا نموده و در اطراف آن صحنی وسیع با سنگفرش ساخته اما در این مدت به واسطه عدم مرمت بالمرّه شکسته و خراب شده، قوام الملک این بنای خیرانه را کاملاً تعمیر و مرمت نمود که موجب آسودگی اهالی و دعاگویی وجود اقدس همایون شهریاری [مقصود ناصرالدین شاه قاجار] باشد».[14]

با وقوع انقلاب مشروطه، کوشش‌های زیادی برای تشکیل انجمن بلدی در بوشهر صورت گرفت. وکلای بلدیه برای رسیدگی به کارهای شهری باید از میان کسانی انتخاب می­شدند که در کارهای بلدی از قبیل تعمیر، تنظیف و تعیین نرخ­ها سررشته داشته باشند.[15] بااین اوصاف سرانجام این شهر به‌عنوان اصلی‌ترین مرکز بنادر شمالی خلیج‌فارس دارای اداره­ بلدیه گردید. اما گویا این اداره تنها به اسم مستقر بود، چه از آن نفعی به حال عموم نمی‌رسید، جلو تعدیات گرفته نشد و در اصلاحات آن‌گونه که باید پیشرفتی حاصل نشد.[16]

از همان ابتدا اختلافاتی که در جریان انتخابات مجلس اول گریبان­گیر بوشهر شده بود در انتخابات بلدیه نیز رخ نمود. دو دستگی و دوگانگی در شهر شایع بود و به نتیجه انتخابات اعتراض می‌شد. با این همه اداره بلدیه در 1328ق و توسط موقرالدوله، حاکم وقت بوشهر با 25 عضو تأسیس شد. اسامی برخی از اعضای انجمن بلدیه، بعد از حذف القاب عبارت است از: جناب آقای سیدرضا حافظ الصحه، جناب آقای سید حسین تاجر بهبهانی، آقا سید باشی تاجر بهبهانی، آقا سید محمود تاجر بهبهانی، حاج آقا تاجر کازرونی، حاجی محمد حسین تاجر دهد شتی، حاجی محمدجعفر تاجر بوشهری، حاجی محمدحسن تاجر بوشهری، آقا عبدالرسول چوک، آقا کربلایی غلامرضا عطار، آقا کربلایی اسماعیل ساعت ساز.[17]

 

وظایف انجمن بلدیه­

رسیدگی به امور ساختمانی و عمرانی، بهداشت عمومی، جلوگیری از امراض و شیوع بیماری[18] (ضمیمه شماره 3) بازسازی بازار، نوسازی معابر عمومی، ایجاد روشنایی در خیابان‌ها، تعدیل در خرید و فروش ارزاق عمومی و یکسان‌سازی قیمت اجناس به‌ویژه حوائج ضروری مردم ازجمله نان و گوشت از وظایف انجمن بلدیه بوشهر بود. اداره­ بلدیه و اداره نظمیه، به منظور جلوگیری از تقلب و اجحاف بر کسبه و خبازها نیز نظارت می­کردند.[19] کوشش‌هایی نیز در برای اخذ مالیات­ از اجناس صورت گرفت که معمولاً با اعمال نفوذ از جانب ملاکین بزرگ خنثی می‌گردید.[20]

بلدیه تلاش می‌کرد اخلاق عمومی و موازین رفتار مدنی را در مردم نهادینه ­سازد، از همین روی خریداران و فروشندگان را به رعایت این موازین تشویق می­نمود؛ هرچند فروشندگان در اغلب موارد از قوانین تخطی می‌کردند.[21] انجمن مقرر کرد تا مسیرهای پر رفت‌وآمد و معابر عمومی بازارها سنگفرش شوند تا مانع برخاستن گرد و غبار و آلوده شدن مغازه‌ها به لجن و گل‌ولای گردند و به این شکل مانع سرایت بیماری‌های عفونی بین مردم شوند. درباره تأمین آب آشامیدنی نیز عملا امور آبی شهر و آب رساندن به خانه­ها به کلی با اداره­ بلدیه بود.[22]

برق­رسانی به شهر نیز از وظایف بلدیه بود؛ از این روی مقرر گردید خیابان‌ها تعریض شوند، معابر عمومی مرمت گردند و پانصد عدد چراغ روشنایی در معابر عمومی نصب شود.[23] بدین منظور هم‌چنین یک کارخانه­ چراغ‌برق از یک کمپانی انگلیسی به‌شرط آن که هزار چراغ سالم ارائه بدهد، آلات خود را برای تنویر و روشنایی خانه­های شهر بوشهر وارد کرد. پس از امتحان و روشن نمودن، معلوم گردید که کارخانه از عهده نصب هزار چراغ بر نمی‌آید و در ضمن بسیاری از اسباب و آلات آن معیوب بودند.[24] انجمن هم‌چنین مسئول ساختن قنات و سد، ساختن دارالشفا و بیمارخانه­ها، ممانعت از آلوده کردن آب­ها و ریختن چیزهای گندیده در جوی­ها و رسیدگی به امر قپان­ها، پیمانه­ها، وکیل‌ها و ذرع تا رسیدگی در شهرها بود.[25]

 

بودجه و اعتبارات مالی

بلدیه­ بوشهر برای این‌که بتواند به فعالیت خود ادامه دهد، و نیازهای مالی خود را تأمین کند، نیازمند بودجه بود. بودجه­ بایستی از تهران می­رسید، چرا که «هر عاید خالصی که از منبع دیگری تأمین می­شد، باید به تهران فرستاده شود و اصلا به مصرف ایالات نرسد و این امر موجب شده تا شهر به‌طور روزافزونی سیمای مخروبه­ خود را به تماشا بگذارد».[26] کسری بودجه از مشکلات گریبان­گیر این اداره بود. به‌طوری که در سال 1300ق این مبلغ به نهصد و هشتاد و نه تومان می‌رسید.[27] (ضمیمه شماره 1)

انجمن بلدیه برای تأمین بخشی از اعتبارات مالی خود مالیات­های جدیدی وضع ‌کرد. مانند وضع مالیات از محصولات کشاورزی، مالیات وسایط نقلیه اعم از وسایط نقلیه متعلق به صاحب‌منصبان و سایر اعضای ملی، کشوری و لشکری[28] و مالیات از خانه‌های سادات و روحانیون تهیدست که به مبلغ یک قران مطالبه می‌شود.[29] قرار بود این وجه به مصرف تنظیف خیابان‌ها، معابر و روشن نگه داشتن چراغ شهر برسد.[30] از دیگر مالیات‌ها، مالیات نواقل بود که در هنگام ورود و خروج کالا به شهر از صاحبان کالا دریافت می‌شد. گویا این عایدات نیز توسط کلانتر بوشهر برای استفاده­ کلانتری اختصاص یافته­ بود.[31] حتی مالیات بر مشروبات الکی هم برای تأمین بودجه مطرح شد.[32] مالیات از کالسکه­ بورس (کالسکه­ کرایه­ای) نیز از دیگر مالیات­ها بود که به مبلغ 25 قرن در ماه دریافت می­شد. این مالیات اعتصاب کالسکه­چی­ها را برانگیخت؛ آنان بر این باور بودند، هیچ بهبودی در وضع خیابان­ها مشاهده نمی­شود، ولی در عوض مالیات را به 5/1 برابر افزایش داده­اند.[33] یکی دیگر از منابع مالی لازم، وصول مالیاتی به مبلغ دو قران از هر مغازه در بازار بود که وصول آن‌هم به عهده نهاد جدیدالتأسیس دیگری به نام نظمیه واگذار گردید تا در صورت عدم پرداخت مالیات مربوطه، اجناس مغازه‌ها مصادره شود.[34] انجمن بلدیه اعلام نموده بود در تعقیب دستورات دریافتی از تهران، من بعد مالیاتی بر اسب­ها، الاغ­ها خواهد شد. وضع این مالیات جدید موجب رنجش و نارضایتی طبقه­ای گردیده که به صورت دوره گرد، هیزم، آب و... مورد نیاز روزانه مردم بوشهر را به فروش می­رساندند، از این رو اخرکچی‌ها و عمدتا سقاها به عنوان اعتراض دست از کار کشیدند.[35] طبق جدول وجوهاتی که از صاحبان اسب و الاغ‌ها دریافت می­شد، از سال 1325ﻫ تا سال 1327ﻫ میزان دریافتی برای یک راس اسب مبلغ 11 قران وسه شاهی ترقی کرده­است.[36]

عدم تخصیص بودجه به اداره­ بلدیه باعث اخلال در مدیریت شهری می‌شد، به‌طوری که معابر شهر بوشهر اغلب کثیف و خیابان‌ها تاریک بودند.[37] (ضمیمه شماره 2) گاهی اوقات بین انجمن بلدیه و حکمران بوشهر تداخل تصمیم‌گیری بروز می‌کرد. مهم‌ترین مشکل، درباره وضع مالیات­های گوناگون بود، موقرالدوله حکمران بوشهر آن را در زمره­ وظایف خود می‌دید و انجمن خود را ملزم بر نظارت بر مالیات‌ها می‌دانست.[38]

 

علل و عوامل ناکامی انجمن

با این‌که بلدیه می‌خواست رفتارهای فردی و اجتماعی اهالی را سامان دهد، اما در مقام عمل بسیاری موارد مردم به همان روحیات قدیمی بدون توجه قرار دادن حقوق دیگران روی می‌آوردند. روزنامه حبل‌المتین بخشی از این رفتار را چنین بازنویسی کرده­است: «اتفاقاتی که در این ایام در بازار بوشهر بر سر گوشت رخ می‌دهد بعینه واقعات مهر و موم‌های قحطی را یاد می‌آورد، روزی نیست که ده دوازده دعوا و نزاع بر سر گوشت نشود، همین‌که یک شقه گوشت درب دکان قصابی ظاهر می‌شود، جمعیت زیادی به آن روی آورده و کاردها و چاقوها را بیرون کشیده با یک عالم وحشی‌گری و بربریت آن شقه را پاره‌پاره می‌نمایند».[39] بدیهی است تأمین امنیت و بهبود وضعیت اجتماعی منطقه صرفاً با اقدامات بلدیه مهیا نمی‌شد، بلکه باید مجموع دوایر و دستگاه‌های اداری دولت دست به کار می‌شدند و نظم و نسق و امنیت روانی و اجتماعی جامعه را تأمین می‌کردند. برای این منظور باید فرهنگ‌سازی در اولویت قرار می‌گرفت.[40]

بعد از تشکیل انجمن بلدیه در دوران مشروطه، متأسفانه در مهر و موم‌های بعد، از تشکیل انجمن‌های بلدی در بوشهر، جهت تصمیم‌گیری بر امور شهر، در طول سال‌های پرآشوب کمتر نشانی می‌بینیم، به‌طوری که نشریه طلوع می‌نویسد: «با آغاز جنگ جهانی اول، اوضاع نابسامان بوشهر طوری بود که مردم در تنگنا بوده، و منعیات بوشهر و آب کثیف آن، زندگی را برای مردم با سختی‌هایی مواجه کرده بود. بیچاره مردم بوشهر زندگانی خوبی نداشتند».[41] کثافت شهر و نبودن اداره­ بلدیه باعث تولید مرض طاعون شده بود. عجیب آن است که با وجود مهیا بودن اسباب بلدیه و نوع خواهی حکومت آن زمان هیچ خبری از اقدامات بلدیه که روح مملکت است نمی­شد.[42] تنها فعالیت بلدیه در این دوره ارسال ماهانه صورت نرخ اجناس و ارزاق به وزارت فواید عامه و تجارت بود.[43]

صورت عایدات و مخارج بلدیه­ بوشهر در این مهروموم‌ها موضوعی بود که در نشریات مختلف به‌ویژه جنوب مطرح می‌شد: «ما آن‌چه می‌دانیم در خیر و سعادت هموطنان عزیز محبوب خود، راجع به استقرار حکومت ملی و پایداری استقلال مملکت شرح می‌دهیم: در این موقع تنگ منتظر و متوقع­ایم که هموطنان عزیز محبوب ما در عملیات خود از روی یک نقشه متحدالاساس ابراز لیاقت و کفایت نموده مانند سایر هم‌قطاران خود داخل در عداد محلیه حافظ خود باشند. در ظرف این مدت هیچ‌یک از اصلاحات لازمه بعمل نیامده. برای چه؟ برای این که به وظایف حکومت ملی رفتار نشده. در حکومت ملی باید انتخابات عمومی باشد. منافع مشترکه عادلانه و به استحقاق تقسیم شود. از قوانین مملکت همه متمتع گردند و بالاخره امنیت جانی و مالی و ناموسی برای قاطبه­ افراد مملکت منظور شود».[44]

بلدیه به­خاطر بی­رحمی و بی­مبالاتی اعضای کمیسیون خود روزبه‌روز ضعیف­تر و رو به حالت نابودی پیش می­رفت. از کثیفی کوچه و بازار در روز و تاریکی معابر در شب عبور و مرور بسیار دشوار بود.[45] بنا بر گزارش روزنامه­ جنوب، بلدیه­ بوشهر به‌عنوان اصلی‌ترین بندر خلیج‌فارس در آن مقطع تاریخی، جز نامی نداشت و سودی از آن عاید مردم نمی‌شد، تعدیات مالی به واسطه­ قانون‌گذاری‌های خودسرانه افزون شده بود و به همین دلیل در پیشرفت امور اصلاحی صورت نمی‌گرفت.[46]

انجمن بلدی به­همان شکل نه­چندان قابل قبول تا پایان دوره­ قاجار خودگردان بود و هزینه‌های خود را از طریق عوارض، مالیات و حق‌الزحمه از مردم تأمین می‌کرد و ناامنی­ها فعالیت‌های آن را مختل می‌کرد. روزنامه حبل‌المتین در شماره‌های گوناگون خود، از ضعف انجمن بوشهر به شدت ابراز نارضایتی می‌کرد، زیرا به انتظارهای مردم هیچ پاسخی نگفته بود. روزنامه مجلس نیز در شماره‌های مختلف نارضایتی خود را از اقدامات انجمن بلدیه در شهرها اعلام می­نمود.[47] درواقع نابسامانی تشکیلات بلدیه در بوشهر و نارضایتی عمومی از عملکرد آن‌ها باعث شده بود، اقدامات مفید آن‌ها نیز کوچک و بی‌فایده شمرده شود و عموم مردم از عملکرد این نهاد ناراضی باشند.[48]

نخستین عامل در ناکامی انجمن، ریشه در بی‌اعتمادی و بدبینی مردم به نهادهای دولتی داشت. ناکامی مدیریت شهری انجمن‌های بلدیه تابعی از ناکامی مشروطه بود. به عبارت دیگر با بحران در نظام مشروطه، در نهادهای برخاسته از مشروطه نیز بحران بروز کرد. بلدیه­ بوشهر نتوانست انتظارات مردم و کسانی را که به مشروطه امید بسته بودند بر­آورده کند، اگرچه برخی اقدامات انجام گرفت که نسبت به دوره گذشته گامی به جلو محسوب می‌شد. «راه‌ها و مسیر بازار که بسیار تنگ و مملو از گل‌ولای و لجن [بود] به قسمی که عابرین از عفونت و تنگی در اشد عذاب بودند، عریض شد و اداره­ مالی بلدیه مانع حیف و میل اموال شد و امیدواری وجود داشت که عن‌قریب جمیع کوچه‌های بوشهر مسطح و به واسطه نصب چراغ مانند روز روشن گردد».[49]

دخالت صاحب­منصبان دیگر نیز یکی از عوامل دوم در ناکامی بلدیه­ بوشهر در راه انجام وظایف بود. مثلاً دخالت­های کلانتر سابق یکی از موانع و مشکلات بر سر راه انجمن بود. سید حسین بهبهانی، رئیس انجمن، و دیگر اعضاء انجمن توانایی مقابله با کلانتر را نداشتند، «زیرا قوه­ مجریه که حکومت باشد از جناب کلانتر خائف است و تا این مرعوبیت و سست عنصری در حکومت باقی است، به هیچ کاری موفق نخواهد شد».[50] نمونه دیگر اختلاف نظر بین حکام محلی با انجمن ایالتی از سویی و بلدیه از سوی دیگر بود که در جاه طلبی‌های رایج مسئولین امر، در عدم تقسیم وظایف و تداخل مسئولیت‌ها ریشه داشت. مشخص نبودن تکلیف اعضای بلدیه در نخستین جلسات انجمن و معین نبودن ردیف حقوقی آن‌ها، از مشکلات اعضای انجمن‌های بلدیه به شمار می‌رفت.[51] حدود و مرزهای مسئولیت‌ها مشخص نبود، نه حکام محلی حاضر بودند از اختیارات گسترده پیش از مشروطه دست بردارند و نه نهادهای جدید برخاسته از نظام مشروطه قادر بودند مردم و مسئولین را به تمکین از فرامین و مصوبات خود وادارند، زیرا فرهنگ تشریک مساعی و همکاری‌های اجتماعی به منظور پیش بردن امری که به مصالح عمومی مرتبط بود، وجود­­­ نداشت. از آن‌جایی که ردیف بودجه‌ای برای فعالیت‌های انجمن بلدیه در­ نظر گرفته نشده بود، این تجار و ثروتمندان بودند که برای ادامه کار آن‌ها کمک‌هایی تأمین می‌کردند. البته آن­ها هم به همان دلیل عدم و فقدان روحیه­ تشریک مساعی و اخلاق اجتماعی، چندان موفق نگردیدند.

عدم هماهنگی و مشکلات اداره­ بلدیه با اداره­ مالیه نیز عامل و مانعی دیگر در پیشبرد امور بلدیه بود. اختلافات مابین اداره مالیه و بلدیه بر سر استفاده از عایدات و مالیات نواقل سبب شده بود فعالیتهای بلدیه به حالت تعلیق در بیاید. روزنامه حبل‌المتین در مقاله‌ای تحت عنوان تنگدستی شهرداری ‌بوشهر به­واسطه اجحاف اداره­ دارایی و مالیه از تعدیات مکرر رئیس مالیه بندرهای جنوب چنین می­نویسد:

«بدبختانه اداره­ بلدیه بوشهر که از پرتو احساسات اهالی، برای پیشرفت وضعیات بلدی و فراهم آوردن وسایل آرامش مردم، تقریباً 14 سال است که تشکیل یافته، به­واسطه تصادمات و سلوک غیرمنصفانه و تعدیات متجاوزانه رئیس مالیه­ بندرهای جنوب که دامن‌گیر اداره­ بلدیه بوشهر شده، اساس آن متزلزل و رو به انحطاط گذارده­است. این اداره از بدو تشکیل، به طیب خاطر اهالی، در تحت ریاست سید حسین تاجر بهبهانی که متدین و فعال است اداره شده و در حقیقت در سهم خود خدمتی به عالم ملیت نموده، افتخار بدون اخذ هیج حقی با کمال جدیت خدمت می‌کنند در این‌جا شمه­ای از اقدامات و عملیات عام­المنفعه آن را می‌نگارم: جلوگیری از فروش ارزاق و ماکولات (خوراکی‌ها)، اصلاح معابد، تنظیف شهر و خیابان‌ها، تنویر شهر و خیابان‌ها، علاج فقرا، کفن‌ودفن فقرا، ساختن خیابان‌ها در خارج از شهر به فاصله­ دو مایل برای عبور و مرور اتومبیل و کالسکه و پیاده‌رو تقریباً مخارج این مؤسسات بالغ‌ بر 35000 تومان شده‌است. رئیس مالیه­ بنادر که جز اختناق روح ملت را در نظر ندارد، خیابان اداره­ بلدی را تصرف نموده و خود شخصاً متصدی وصول اعانه (عوارض) که وصول آن مختص بلدیه است گردیده و در عرض هرماه یک جزئی از اعانه­ مزبور بدون صورتحساب به بلدیه ایصال (رسانیده) می‌داشت و فعلاً ۴ ماه است که از اعانه ۵۹ اتومبیل که هر ماه ۲۹۵ تومان باید بشود یک دینار به بلدیه نرسانیده. آخر به کدام مواد و شرایط قانونی رئیس مالیه می‌تواند خیابان احداثیه بلدیه را تصرف و اعانه­ ملی که فقط انحصار به بلدیه دارد ضبط نماید؟ بالاتر از این، عواید نوافل (عوارض حمل‌ونقل که در آن دوران واکسیناسیون آبله می‌شد) را که دولت اختصاص به بلدیه داده ضبط نماید و بنا به احکام داخله (مازاد نواقل) پس از دفاع عشریه آبله‌کوبی باید به بلدیه برسد که به اصلاحات بلدی صرف شود. فعلاً ۴ ماه است که یک دینار از حقوق نواقل هم به بلدی نرسیده و در اثر این پیشامدها بلدیه قریب به انحلال گردیده‌است. از اثر تعدیات و تجاوزات اداره مالیه، اساس ملی ما متزلزل و به قهقرا برگشته‌است. از روی چه و به‌موجب کدام قانون یک نفر مأمور مالیه مایه­ خراجی و تزلزل بلدیه گردیده؟»[52]

اگرچه شکایات متعدد حاکم بوشهر از مداخلات مأموران مالیه در امور انجمن راه به‌جایی نبرد و نهایتاً چند سال بعد با تصمیمات اتخاذ شده از طرف حکومت مرکزی، دریافت عوارض بلدیه بر عهده­ اداره مالیه محوّل گردید.[53] (ضمیمه شماره 4) انتقال دریافت عوارض از اداره­ بلدیه به مالیه، در جهت سیاست تجمیع درآمد دولت بود. از این زمان به بعد، اداره­ بلدیه برای تأمین هزینه‌های خود، همواره چشم امید به اداره­ مالیه داشت. «به‌طوری که اطلاع حاصل کرده‌ایم پس از الغای عوارض بلدی، اداره بلدیه در حدود احتیاجات اداری، دارای اجزاء خواهد­­­­­­ بود و برای جریانات اداری عوارضاتی که به نام الغای باج راه مصوبه دارالشورای ملی اخذ خواهد شد، از طرف اداره مالیه به بلدیه محلی برای مخارج شهری خواهد ­پرداخت».[54]

عامل چهارم فقدان نهادهای مدنی و تداوم اخلاقیات ایلی و عشیره‌ای بود که مانع و معضلی مهم در اجرای اهداف انجمن بلدیه در بوشهر بود.

«بنادر از جمیع مزایای ترقی محروم، و اساس‌های جدید که منشاء راحت و حاوی حقوقی شناخته شده [است] معدوم، همان ترتیبات قدیمی زمان توحش و انواع دسایس و حیل برقرار است و دائم الاجرا، نفس‌ها در سینه محبوس، جرئت دم زدن و لا و نعم گفتن ندارند و گرنه مورد خشم و غضب دزدانی که نام نامی محافظ، کدخدا، کلانتر، حاکم، محتسب و غیره به اغراض شخصی و جهالت فطری ملوث نموده‌اند، خواهند­­­­­­­­ شد. از هیچ‌گونه خسارات و تلفات محفوظ نیستند. از این‌رو است که خوانین به اندک ناملایمی که می‌بینند فوراً قتل و غارت و احتراق دهات و سوزاندن خرمن‌های یکدیگر مرتکب شده و هر نوع بی‌رحمی و خون‌خواری و وحشی‌گری که می‌توانند در حق هم دریغ نمی‌نمایند».[55]

در یک نمونه با افزایش قیمت گوشت، رئیس انجمن بلدیه طی نامه‌ای به حکومت کل بنادر جنوب، نگرانی خود را اظهار داشته و بررسی قیمت نهایی گوشت را در برنامه جلسات انجمن اعلام می‌دارد.[56] (ضمیمه شماره 5) روزنامه‌ پرورش در خبری با عنوان «جلوگیری از تقلب» درباره‌ کم‌فروشی قصاب‌ها و اقدام بلدیه در این باره می‌نویسد: «دایره تفتیش بلدیه اطلاع می‌دهد که قصاب‌ها در موقع فروش گوشت از قیمت معینه و مقدار و وزن تقلب می‌نمایند. متصدی محترم بلدیه دستور داده‌اند که از اعمال تقلب آن‌ها جلوگیری و مرتکبین را جلب و مجازات نمایند».[57] علت افزایش قیمت‌ها در دو چیز خلاصه می‌شد: اول قانون‌گریزی توده‌های عادی مردم و دیگری منفعت‌طلبی شخصی برخی اعضای انجمن‌های بلدیه. در حقیقت با این‌که اعضای بلدیه از مغازه‌دارها و گمرک تأمین مالی می‌شدند، لیکن همیشه چشم به راه کمک‌های مالی دولت هم بودند. کسانی که در بلدیه فعالیت می‌کردند حتی از ساده‌ترین امور اداری آگاه نبودند.[58]

عامل پنجم در ناکارآمدی انجمن بلدی خود حکومت بنادر بود. به دلیل وقوع درگیری‌های ایلی و عشیره‌ای، حکومت بنادر تلاش می‌کرد تا بین قبایل و عشایر و ضابطین محلی و خوانین اختلاف اندازد، گاهی به این و گاهی به آن یکی نزدیک می‌شد. این سیاست باعث شد نفاق همه‌جا را فراگیرد، حکام محلی به جان یکدیگر می‌افتادند و تا یکی کشته می‌شد، تلاش می‌کردند خون­خواهی کنند و تا به این نیت خود دست پیدا نمی‌کردند، آرام نمی‌شدند. از این رو صلح و سازش از منطقه رخت بربسته بود.[59]

عامل ششم که عاملی فراگیر در همۀ ایران بود، مسئله ناامنی و ناآرامی‌های اجتماعی بود. به‌ویژه در زمان جنگ جهانی اول که سیطره­ قدرت مرکزی بیشتر تضعیف می­شد، راهزنی و دزدی و هرج‌ومرج شدت می­گرفت، بحران‌های اجتماعی موجود باعث ضعیف‌تر شدن نهادهای مدنی و اجتماعی برخاسته از مشروطه می­گردید. اخلاقیات اکثریت مردم که مقررات اجتماعی را برنمی‌تافتند و منافع فردی را بر مصالح اجتماعی ترجیح می‌دادند، مشکلی مهم‌تر از همه مشکلات بود؛ زیرا تا فرهنگ عمومی متحول نمی‌شد، هیچ تحولی نمی‌توانست صورت گیرد. کلیه­ این عوامل سرانجام موجب عدم تداوم این نهادها شد. به­عبارتی با ناکارآمد شدن این نهادها، راه برای تقویت اخلاقیات غیر مدنی و ایلی و عشیره­ای بیشتر فراهم شد و عملاً فرایند گسترش نهادهای واسطه بین حکومت و مردم یا همان نهادهای اجتماعی، متوقف گردید و امکان استقرار یک نظام مشروطه­ متکی بر نهادهای نوین مدنی ازبین رفت. این موانع و معضلات سرانجام زمینه­ پیدایش نظریه­ ضرورت ایجاد حکومت مقتدر مرکزی در نزد نخبگان سیاسی را فراهم آورد.

این عوامل و معضلات به خودی خود مانع از آن می‌شد تا اداره‌های قانونی مثل بلدیه بتوانند به وظایف اداری خود رسیدگی نمایند. انجمن بلدیه اندک‌اندک مایه ناامیدی مردم شده و در نهایت منحل گردید.[60] به‌طوری که وضعیت اداره­ شهر اسفبار بود. در آن زمان اداره­ بهداشت شهر بر عهده­ بلدیه بود، به عبارتی این نهاد دو بخش داشت: بخش نظافت شهر و بخش بهداشت عمومی مردم. به همین دلیل در نقاطی که بهداری وجود داشت، زیر نظر بلدیه فعالیت می‌کرد. اما عدم نظافت عمومی از یک طرف و هرج‌ومرج اداری از سوئی دیگر، هر از چند گاهی باعث بروز بیماری‌های واگیردار مثل طاعون و وبا و حصبه می‌شد، کلیه­ این بیماری‌ها به دلیل عدم رعایت بهداشت به وجود می­آمد و البته کنترل آن‌هم طبق قانون بر عهده­ بلدیه بود. به همین دلیل مدیریت نابهنجار شهر باعث شد تا در بوشهر «تولید مرض طاعون» رواج پیدا کند، این امر را به دلیل «کثافت شهر و نبودن اداره بلدیه» می‌دانستند، به‌واقع بلدیه وجود داشت، اما عملاً چون اقدام به کاری نمی‌توانست بکند، گویی وجود خارجی نداشت. «عجب آن است که باوجود مهیا بودن اسباب بلدیه و نوع خواهی حکومت حالیه، هیچ خبری از تأسیس بلدیه که روح مملکت است نبود».[61]

زمانی که طاعون بوشهر را فراگرفت، به­همت کلانتر شهر و خود اهالی از کلیه محله‌ها، تمام کوچه‌ها نظافت شدند و زباله و کثافات شهری از معابر عمومی برداشته شد و در منطقه­ای موسوم به ظلم آباددر نزدیکی بوشهر قرنطینه گذاشتند. کپرهایی را که مظنون به مراکز پخش بیماری بودند، آتش زدند و درنهایت «برای تنظیف همیشگی شهر حساب کرده‌اند از هر خانه در ماه یک قران جمع کنند. ممکن است به­همان، شهر را در ایام سال پاکیزه نگاه داشت به‌علاوه چراغ شب‌ها که کوچه‌های شهر را [با] چراغ روشن کنند، مگر عدم انجمن بلدیه که ناشی از نداشتن انجمن ولایتی است سبب تعویق این حال و سایر کارهای واجب شده­است».[62]

 

نتیجه

انجمن‌های بلدیه اولین تجربه­ مدیریت شهری توسط مردم در دوره­ مشروطه بود. بر این اساس، مشروطه خواهان بوشهر همانند اغلب شهرهای ایران در یک موضوع اشتراک نظر داشتند و آن این‌که مشروطه برای آن‌ها عدالت، رفاه و آسایش اجتماعی به ارمغان آورد. اگرچه در آغاز انجمن بلدیه­ بوشهر بر اساس نظام‌نامه بلدی اقداماتی را انجام داد؛ اما با گذشت زمان این نهاد اجتماعی در عمل با مشکلات متعددی روبه‌رو شد. از جمله عواملی که مانع از تداوم فعالیت این انجمن شد، می‌توان به اختلاف‌نظر میان حکمرانان بوشهر با اعضای انجمن بلدیه، کمبود بودجه­ مالی بلدیه، بی اعتمادی و بدبینی مردم نسبت به نهادهای دولتی و درگیری‌های ایلی و عشیره­ای اشاره کرد. علاوه برآن، ناامنی و ناآرامی‌های سیاسی-اجتماعی به­ویژه در طول جنگ جهانی اول، موجب تضعیف اقتدار حکومت مرکزی و بروز هرج‌‌ومرج و بحران‌های اجتماعی در کشور شده بود. با تضعیف نهادهای مدنی و کمرنگ‌تر شدن حضور مردم در اداره­ شهر و با توجه به شرایط و فضای سیاسی کشور از دوره­ مشروطیت تا جنگ جهانی اول، حمایت‌های جدی از انجمن بلدیه صورت نگرفت. در نتیجه این انجمن به­رغم خدمات و دستاوردهای ارزشمندش از دستیابی به اهداف آرمانی خود ناکام ماند.

 

کتابشناسی

آدمیت، فریدون و هما ناطق، افکار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در آثار منتشر نشده دوره قاجار، تهران، انتشارات آگاه، 1353ش.

استفان رأی، گرومون، چالش برای قدرت و ثروت در جنوب ایران از سال 1750-1850م، ترجمه حسن زنگنه، قم، موسسه نشر همسایه، 1378ش.

استقلال، س اول، ش ۸۳۲، 1327ق.

اوکانر، فردریک، خاطرات کنسول انگلیس در فارس، از مشروطه تا جنگ جهانی اول، ترجمه حسن زنگنه، تهران، انتشارات شیرازه، 1376ش.

ایران، ش 234، شعبان 1336ق.

ایران، ش ۸۴۵، رجب 1312ق.

بلدیه، س اول، ش 2، شوال 1339ق.

بلدیه، س اول، ش ۴، شوال 1339ق.

بلدیه ، س اول، ش 16، محرم‌الحرام 1340ق.

بلدیه، س سوم، ش 5، رجب‌المرجب 1343ق.

بلدیه، س چهارم، ش 10، ربیع‌الثانی 1344ق.

پرورش، س دوم، ش 75، دلو 1304ش.

تیموری، ابراهیم، دو سال آخر، یادداشت­های روزانه سرجان کمبل، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1384ش.

جنوب، س اول، ش 7، ربیع‌الاول 1327ق.

جنوب، س اول، ش 8، صفر 1329ق.

جنوب، س اول، ش 27، رجب 1329ق.

چریکف، مسیو، سیاحت‌نامه مسیو چریکف، ترجمه آبکار مسیحی، به­کوشش علی‌اصغر عمران، تهران، شرکت نشر سهامی سپهر، 1358ش.

حبل‌المتین، س 18، ش 17، شوال 1328ق.

حبل‌المتین، س 18، ش 20، جمادی‌الثانی 1328ق.

حبل‌المتین، س 18، ش 24، صفر 1328ق.

حبل‌المتین، س18، ش 29، شوال 1328ق.

حبل‌المتین، س 18، ش34، ربیع‌الاول 1342ق.

حبل‌المتین، س 19، ش 19، شوال 1329ق.

حبل‌المتین، س 20، ش ۷، شعبان 1342ق.

حبل‌المتین، س 20، ش ۴، جمادی‌الثانی 1342ق.

حبل‌المتین، س 22، ش 7، ذی‌القعده 1342ق.

حبل‌المتین، س 22، ش 36، رجب 1344ق.

حبل‌المتین، س 33، ش 31، رمضان 1344ق.

 حسینی فسایی، حاج میرزا حسن، فارسنامه ناصری، به­کوشش دکتر رستگار فسایی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1382ش.

 حیدری، جهانگیر، «بررسی نقش دولت در پیدایش و توسعه کالبدی – فضای بندر بوشهر»، مطالعات شهری، ش 7، تهران، تابستان 1392.

دوسفرنامه از جنوب ایران در سال­های 1307-1256ﻫ. ق، به­­کوشش سیدعلی آل داوود، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1377ش.

دوگوبینو، کنت، سه سال در آسیا، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، انتشارات نشر قطره، 1385ش.

رعد، ش 156، رمضان 1333ق.

سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سند شماره 293000512 در آرشیو 156ک.

سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سند شماره 290004971 در آرشیو 311ﻫ.

سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سند شماره 290002977 در آرشیو 174 الف.

سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سند شماره 355000159، در آرشیو 508 آ.

سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سند شماره 355000168 در آرشیو 517آ.

ستاره ایران، ش ۱۳، ذیحجه ۱۳۴۱ ق.

سدیدالسلطنه، محمدعلی، بندرعباس و خلیج ‌فارس، به­کوشش احمد اقتداری و علی ستایش، تهران، کتابخانه ابن‌سینا، 1342ش.

همو، سفرنامۀ سدیدالسلطنه (التدقیق فی سیر الطریق)، به­کوشش احمد اقتداری، تهران، انتشارات بهنشر، 1362ش.

کاکس، سرپرسی، گزارش­های سالانه سرکنسول انگلیس در بوشهر (1905-1911)، ترجمه حسن زنگنه، به کوشش عبدالکریم مشایخی، بوشهر،انتشارات پروین، 1377ش.

کتاب آبی، گزارش­های محرمانه وزارت امورخارجه انگلیس درباره مشروطه ایران، به­کوشش احمد بشیری، تهران، نشر نو، 1379ش.

کتاب نارنجی، گزارش سیاسی وزارت خارجه روسیه تزاری درباره انقلاب مشروطه ایران، به­کوشش احمد بشیری، تهران، انتشارات نور، 1367ش.

 سعادت، محمدحسین، تاریخ بوشهر، به­کوشش عبدالرسول خیراندیش و عمادالدین شیخ الحکمایی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب کازرونیه، 1390ش.

طلوع، س اول، ش 65، آبان 1303ش.

فلاندن، اوژن، سفرنامه اوژن فلاندن به ایران، ترجمه حسین نور­صادقی، تهران، انتشارات اشرفی، 1356ش.

فلور، ویلم، ظهور و سقوط بوشهر، ترجمه حسن زنگنه، تهران، انتشارات طلوع دانش، 1387ش.

لاخ، سر ارسکین، سفرنامه دریایی لاخ به خلیج‌ فارس(ساحل دزدان دریایی)، ترجمه حسین ذوالقدر، تهران، نشر حیدری، 1369ش.

مجلس، س دوم، ش 30، ذی الحجه 1325ق.

مجلس، س پنجم، ش 29، رمضان 1327ق.

مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه (از کابینه قرارداد وثوق الدوله تا آخر مجلس موسسان)، تهران، انتشارات زوار، 1388ش.

مشروطیت­ جنوب ­ایران­ به­گزارش­ بالیوز بریتانیا در بوشهر(1915-1905م/ 1333-1323ﻫ.ق)، ترجمه حسن زنگنه، تهران و بوشهر، موسسه مطالعات معاصر ایران و بنیاد ایران‌شناسی استان بوشهر، 1386ش.

مظفری، س دوم، ش نهم، صفرالمظفر 1320ق.

مظفری، س دهم، ش هفتم، جمادی الاول1328ق.

مظفری، س دهم، ش شانزدهم، شعبان المعظم 1328ق.

یادگار جنوب، س اول، ش 7، رجب 1329ق.

 

 

 

ضمیمه شماره 1

 

ضمیمه شماره 2، ص1

 

ضمیمه شماره 2، ص2

 

ضمیمه شماره 3

 

ضمیمه شماره 4، ص1

 

ضمیمه شماره 4، ص2

 

ضمیمه شماره 5



[1]. تاریخ دریافت: 7/4/1399؛ تاریخ پذیرش: 14/8/1399

[2]. رایانامه (مسؤول مکاتبات): khedrizadeh@yahoo.com

[3]. برای نمونه نک. بیطرفان، محمد، مدیریت شهری نوین در ایران؛ تجربه انجمن‌های بلدی در دوره مشروطیت، تهران، نشر تاریخ ایران، 1395ش؛ فلاح توتکار، حجت و محمد بیطرفان، «شکل‌گیری و عملکرد انجمن بلدیّه اصفهان در دوره اول مجلس شورای ملی»، مطالعات تاریخ فرهنگی، س دوم، ش 7، بهار 1390، صص93-120؛ فلاح توتکار، حجت و محمد بیطرفان، «شکل­گیری و عملکرد انجمن بلدیه تهران در دورۀ اول مجلس شورای ملی»، تاریخ اسلام و ایران، ش12، زمستان 1390، صص143-162؛ بیطرفان، محمد، «شکل­گیری اولین انجمن بلدی مشهد در دوره اول مجلس شورای ملی»، تاریخ نو، ش 4، پاییز و زمستان 1391، صص5-25؛ ابراهیمی، مرتضی و سهیلا ترابی فارسانی، «نقش بلدیه در کنترل بازار در دوره پهلوی»، پژوهش­های تاریخی ایران و اسلام، دوره 10، شماره 19، پاییز و زمستان 1395، صص1-20؛ قدیمی قیداری، عباس و مرتضی شهسواری، «بلدیه تبریز گذر از محله‌گرایی به هویت شهری»، تاریخ‌نامه ایران بعد از اسلام، سال هشتم، ش14، بهار و تابستان 1396، صص183-209؛ خدامی مهدی و دیگران، «بررسی عملکرد بلدیه در دوره پهلوی اول، نمونه پژوهی شیراز»، پژوهش­های تاریخی، سال دهم، ش39، پاییز 1397، صص1-23؛ یوسفی­فر، شهرام و زهره شیرین­بخش، «بلدیه و اصناف: چالش‌های مدیریت شهری نوین در دوره پهلوی اول»، پژوهشنامه تاریخ اجتماعی و اقتصادی، سال هشتم، ش15، بهار و تابستان 1398، صص239-261.

[4]. سدیدالسلطنه،بندرعباس و خلیج ‌فارس، 543-544.

[5]. دوگوبینو، 94– 95.

[6]. اوکانر، 130.

[7]. بلدیه، س چهارم، ش 10، 2.

[8]. بلدیه، ش 16، 1.

[9]. لاخ، 180.

[10]. چریکف، 7.

[11]. استفان رأی، 38؛ نیز نک. حسینی فسایی، 2/1320.

[12]. آل داوود، 72.

[13]. فلاندن، 369 .

[14]. ایران، ش ۸۴۵­،  6.

[15]. مجلس، ش29، س 5، 4.

[16]. مظفری، نمره نهم، 140- 139.

.[17] مظفری، ش شانزدهم، 13.

[18]. ساکما، ش، 355000159، محل در آرشیو 508 آ.

[19]. رعد، ش 156، 2؛ حبل‌المتین، ش 7، 6؛ بلدیه، ش 5، 2.

[20]. ایران، ش 234، 1.

[21]. حبل‌المتین، س 18، ش34، 15.

[22]. استقلال، ش 823، 3.

[23]. کاکس، 120.

[24]. سعادت، 46.

[25]. آدمیت و ناطق، 54.

[26]. حید­ری، 52.

[27]. ساکما، ش293000512، محل در آرشیو 151ک .

[28]. سدیدالسلطنه، التدقیق فی سیر الطریق ، 10.

[29]. مشروطیت جنوب ایران، 321.

[30]. مظفری، ش هفتم، 12.

[31]. کاکس، 75.

[32]. فلور، 58 .

[33]. کتاب نارنجی، 1/ 179.

[34]. کاکس، 120-121.

[35]. مشروطیت جنوب ایران، 259.

[36]. کتاب آبی، 6/661.

[37]. ساکما، ش355000159، در آرشیو 508 آ .

[38]. مشروطیت جنوب ایران، 239-240.

[39]. حبل‌المتین، ش 17، 16.

[40]. همان، 17.

[41]. حبل‌المتین، س 20، ش ۴، 15.

[42]. یادگار جنوب ، س اول، ش7، 6.

[43]. ستاره ایران، ش ۱۳، 2.

[44]. جنوب، ش 8، 7 - 6.

[45]. حبل‌المتین، ش 31، 7.

[46]. جنوب، ش7، 8.

[47]. مجلس، ش 30، 3-4.

[48]. حبل‌المتین، ش 4، 7.

[49]. همان، ش 24، 15.

[50]. حبل‌المتین، ش 17، 16.

[51]. آئینه غیب نما، ش27، 4.

[52]. حبل‌المتین، ش ۷، ۱۲ .

[53]. ساکما، ش، 290002977، محل در آرشیو 147 الف .

[54]. پرورش، ش 75، 2.

[55]. حبل‌المتین، ش2، 19- 18.

[56]. ساکما، ش 355000168 محل در آرشیو 517 آ .

[57]. پرورش، ش 75، 3.

[58]. حبل‌المتین، ش2، 10.

[59]. سدیدالسلطنه، التدقیق فی سیر الطریق، 6.

[60]. حبل‌المتین، ش29 ، 1.

[61]. جنوب، ش7، 7.

[62]. مظفری، ش 7، 1 2.

آدمیت، فریدون و هما ناطق، افکار اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در آثار منتشر نشده دوره قاجار، تهران، انتشارات آگاه، 1353ش.
استفان رأی، گرومون، چالش برای قدرت و ثروت در جنوب ایران از سال 1750-1850م، ترجمه حسن زنگنه، قم، موسسه نشر همسایه، 1378ش.
استقلال، س اول، ش ۸۳۲، 1327ق.
اوکانر، فردریک، خاطرات کنسول انگلیس در فارس، از مشروطه تا جنگ جهانی اول، ترجمه حسن زنگنه، تهران، انتشارات شیرازه، 1376ش.
ایران، ش 234، شعبان 1336ق.
ایران، ش ۸۴۵، رجب 1312ق.
بلدیه، س اول، ش 2، شوال 1339ق.
بلدیه، س اول، ش ۴، شوال 1339ق.
بلدیه ، س اول، ش 16، محرم‌الحرام 1340ق.
بلدیه، س سوم، ش 5، رجب‌المرجب 1343ق.
بلدیه، س چهارم، ش 10، ربیع‌الثانی 1344ق.
پرورش، س دوم، ش 75، دلو 1304ش.
تیموری، ابراهیم، دو سال آخر، یادداشت­های روزانه سرجان کمبل، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1384ش.
جنوب، س اول، ش 7، ربیع‌الاول 1327ق.
جنوب، س اول، ش 8، صفر 1329ق.
جنوب، س اول، ش 27، رجب 1329ق.
چریکف، مسیو، سیاحت‌نامه مسیو چریکف، ترجمه آبکار مسیحی، به­کوشش علی‌اصغر عمران، تهران، شرکت نشر سهامی سپهر، 1358ش.
حبل‌المتین، س 18، ش 17، شوال 1328ق.
حبل‌المتین، س 18، ش 20، جمادی‌الثانی 1328ق.
حبل‌المتین، س 18، ش 24، صفر 1328ق.
حبل‌المتین، س18، ش 29، شوال 1328ق.
حبل‌المتین، س 18، ش34، ربیع‌الاول 1342ق.
حبل‌المتین، س 19، ش 19، شوال 1329ق.
حبل‌المتین، س 20، ش ۷، شعبان 1342ق.
حبل‌المتین، س 20، ش ۴، جمادی‌الثانی 1342ق.
حبل‌المتین، س 22، ش 7، ذی‌القعده 1342ق.
حبل‌المتین، س 22، ش 36، رجب 1344ق.
حبل‌المتین، س 33، ش 31، رمضان 1344ق.
 حسینی فسایی، حاج میرزا حسن، فارسنامه ناصری، به­کوشش دکتر رستگار فسایی، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1382ش.
 حیدری، جهانگیر، «بررسی نقش دولت در پیدایش و توسعه کالبدی – فضای بندر بوشهر»، مطالعات شهری، ش 7، تهران، تابستان 1392.
دوسفرنامه از جنوب ایران در سال­های 1307-1256ﻫ. ق، به­­کوشش سیدعلی آل داوود، تهران، انتشارات امیرکبیر، 1377ش.
دوگوبینو، کنت، سه سال در آسیا، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، انتشارات نشر قطره، 1385ش.
رعد، ش 156، رمضان 1333ق.
سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سند شماره 293000512 در آرشیو 156ک.
سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سند شماره 290004971 در آرشیو 311ﻫ.
سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سند شماره 290002977 در آرشیو 174 الف.
سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سند شماره 355000159، در آرشیو 508 آ.
سازمان اسناد و کتابخانه ملی، سند شماره 355000168 در آرشیو 517آ.
ستاره ایران، ش ۱۳، ذیحجه ۱۳۴۱ ق.
سدیدالسلطنه، محمدعلی، بندرعباس و خلیج ‌فارس، به­کوشش احمد اقتداری و علی ستایش، تهران، کتابخانه ابن‌سینا، 1342ش.
همو، سفرنامۀ سدیدالسلطنه (التدقیق فی سیر الطریق)، به­کوشش احمد اقتداری، تهران، انتشارات بهنشر، 1362ش.
کاکس، سرپرسی، گزارش­های سالانه سرکنسول انگلیس در بوشهر (1905-1911)، ترجمه حسن زنگنه، به کوشش عبدالکریم مشایخی، بوشهر،انتشارات پروین، 1377ش.
کتاب آبی، گزارش­های محرمانه وزارت امورخارجه انگلیس درباره مشروطه ایران، به­کوشش احمد بشیری، تهران، نشر نو، 1379ش.
کتاب نارنجی، گزارش سیاسی وزارت خارجه روسیه تزاری درباره انقلاب مشروطه ایران، به­کوشش احمد بشیری، تهران، انتشارات نور، 1367ش.
 سعادت، محمدحسین، تاریخ بوشهر، به­کوشش عبدالرسول خیراندیش و عمادالدین شیخ الحکمایی، تهران، مرکز پژوهشی میراث مکتوب کازرونیه، 1390ش.
طلوع، س اول، ش 65، آبان 1303ش.
فلاندن، اوژن، سفرنامه اوژن فلاندن به ایران، ترجمه حسین نور­صادقی، تهران، انتشارات اشرفی، 1356ش.
فلور، ویلم، ظهور و سقوط بوشهر، ترجمه حسن زنگنه، تهران، انتشارات طلوع دانش، 1387ش.
لاخ، سر ارسکین، سفرنامه دریایی لاخ به خلیج‌ فارس(ساحل دزدان دریایی)، ترجمه حسین ذوالقدر، تهران، نشر حیدری، 1369ش.
مجلس، س دوم، ش 30، ذی الحجه 1325ق.
مجلس، س پنجم، ش 29، رمضان 1327ق.
مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه (از کابینه قرارداد وثوق الدوله تا آخر مجلس موسسان)، تهران، انتشارات زوار، 1388ش.
مشروطیت­ جنوب ­ایران­ به­گزارش­ بالیوز بریتانیا در بوشهر(1915-1905م/ 1333-1323ﻫ.ق)، ترجمه حسن زنگنه، تهران و بوشهر، موسسه مطالعات معاصر ایران و بنیاد ایران‌شناسی استان بوشهر، 1386ش.
مظفری، س دوم، ش نهم، صفرالمظفر 1320ق.
مظفری، س دهم، ش هفتم، جمادی الاول1328ق.
مظفری، س دهم، ش شانزدهم، شعبان المعظم 1328ق.
یادگار جنوب، س اول، ش 7، رجب 1329ق.